سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

رقیه بنت الحسین علیه السلام

شب خرابه

کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا

دانلود کتاب اشعار آئینی گلستان عشق

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (82)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (164)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (96)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (29)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (145)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (7)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (13)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (23)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (10)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (44)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (16)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (9)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (17)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (211)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (123)

سروده های دیگر (128)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 643904
بازدید امروز :6
بازدید دیروز : 90
تعداد کل پست ها : 1121

 

نوحه روز عاشورا

عاشورا عاشورا
روز گذشتن از جان
روز حیات قرآن 
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز عزا و ماتم
اندوه و حسرت و غم 
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز دست از جان شستن
روز به خون نشستن
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز  نبرد و شمشیر
اطفال و بند و زنجیر
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز شهادت و خون
زینب(س) غمین و محزون
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز سر بریده
جسم به خون طپیده
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز  سبوی نیزه
سرها به روی نیزه
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز سوز و گداز است
با عشق حق نماز است
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز چو گل شکفتن
در خون خویش خفتن
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز خشکیدن لب
از درد تشنگی تب 
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز لبهای عطشان
اطفال دیده گریان
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز گلهای پرپر
روز اجساد بی سر
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز مریض تب دار
در بند غم گرفتار
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز علی اصغر(ع)
در خون فتاده اکبر(ع)
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز گذشت و ایثار
بی دست و سر علمدار
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز اجساد عریان
در آفتاب سوزان 
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
 روز اسارت و درد
زن ها به بند نامرد
روز حسین(ع) است

عاشورا عاشورا
روز رخسار نیلی
اطفال خورده سیلی
روز حسین(ع) است



چهارشنبه 100 مرداد 27 | نظر بدهید

 

تک بیت های عاشورا


1

گر نیست در خیام حرم آب غم مخور
چشمان ماست در غم تو چشمه های خون
2
با کام تشنه کشته شدی در کنار شط
چشمان ما ز داغ تو شط العظیم شد
3
ای که در اوج عطش جنگ نمایان کردی
جان فدای لب خشکیده ی تو یا مولا
4
اول ته گودال و سپس بر سر نیزه
طی کزد سر تو چه نشیب و چه فرازی
5
چون شد هدف تیر سه شعبه گلوی تو
خندیدی و غرق غم و اندوه شدم من
6
پاشید ز هم گر چه سرت زیر سم اسب
اما به روی نیزه چه صبر و چه  قراری!
7
تو کشته شدی تا که ولایت شود احیا
ای واسطه ی فیض خدا آجرک الله
8
آن مرد ادب آب ننوشید ز دریا
ای منبع احسان و وفا دست مریزاد
9
از روی نیزه نغمه ی قرآن رسد به گوش
در پای نیزه می رود از هوش خواهری
10
دیشب بدون روی تو تاریک بود شهر
خاکستری شده است چرا روی ماه تو
11
در زیر تیغ و نیزه و شمشیر مانده ای
شن های داغ و سوزش گرما دگر چرا؟
12
اشکی به قدر چشمه ی زمزم بیاورید
تا روضه ی رقیه بخوانم برایتان
13
اشکی به قدر شط فرات آورید اگر
خواهید تا که روضه ی سقا بیان کنم
14
با لب تشنه شدی چون که ز دریا بیرون
همه ی اهل سما مات وفای تو شدند

 



چهارشنبه 100 مرداد 27 | نظر بدهید

 

آرام جان

ای ساربان آهسته ران آرام جان جا مانده است
جسم عزیز فاطمه(س) در بیابان جا مانده است

ای ساربان آهسته ران در زیر پای اسب ها
اوراق پاره پاره ی اصل قرآن جا مانده است

جسم حسین(ع) از سر جدا افتاده بر روی زمین
یعنی که جان زینب(س) از این کاروان جا مانده است

راس حسین بر نیزه و جسمش روی شن های داغ
ای ساربان آهسته ران جان جهان جا مانده است

شد از بغل بر نیزه ای راس ابوالفضل(ع) رشید
در کربلا اما تن این قهرمان جا مانده است

کوچکترین سر روی نی راس علی اصغر(ع) است
در کربلا اما تن این جان جان جا مانده است

اکبر(ع) سرش بر روی نی، شد همسفر با کاروان
جسم به خون غلتیده ی رعنا جوان جا مانده است

راس حسین(ع) بر روی نی قرآن تلاوت می کند
وقت نماز است ای خدا اما اذان جا مانده است

آمد به بالین حسین(ع) ام ابیها فاطمه(س)
اما کنار قتلگه آن قد کمان جا مانده است

یک چشم شیعه گشته اشک ، چشم دگر گردیده خون
ای وای من در کربلا اشک روان جا مانده است

در مجلس بزم یزید آزرده شد لبهای یار
بر روی لبهای حسین(ع) از خیزران جا مانده است

شد کاروان غصه ها راهی سوی شام بلا
تا روز رستاخیز هم آه و فغان جا مانده است



شنبه 100 مرداد 23 | نظر بدهید

 

امام عاشقان

چشمه چشمه می جوشد اشک مادرت مولا
در عزای تو سوزد قلب خواهرت مولا

بسکه بر تنت خورده تیر و نیزه و شمشیر
چشمه چشمه می جوشد خون اطهرت مولا

از خون عزیزانت شد زمین ز خون رنگین 
پاشیده در این صحرا خون لشکرت مولا

پاره پاره گردیده حلقوم علی اصغر(ع)
تا به آسمان پاشید خون اصغرت مولا

یک طرف علمدارت نقش بر زمین گشته
یک طرف به روی خاک نعش اکبرت مولا

چون سر تو را آقا تشنه لب جدا کردند
ناله می کند دریا بهر حنجرت مولا

روی خاک افتاده نعش لاله گون تو
شیهه می کشد اسبی روی پیکرت مولا

می رسد به گوش آقا نغمه ی حجاز تو
گشته قاری قرآن روی نی سرت مولا

حج نا تمام تو حج اکمل است آقا
رمز و راز ها دارد حج آخرت مولا

چون که با لب تشنه شد برون ز شط سقا
گشته عالمی حیران از برادرت مولا

راس تو به روی نی شد روانه سوی شام
پای نیزه خون می ریخت چشم دخترت مولا

ای تو الگوی ایمان، ای تو اسوه ی تقوا
جان فدا نمودی در راه باورت مولا

تو ستون اسلامی، بی تو دین فرو ریزد
تا ابد بمان محکم پشت سنگرت مولا



چهارشنبه 100 مرداد 20 | نظر بدهید

 

دلدادگان حسین علیه السلام

بی سر و سامان حسینیم ما 
دست به دامان حسینیم ما

شد دل ما بسته به زلف حسین(ع)
عاشق و ویران حسینیم ما

تربت او برده دل و جان ما
شمع شبستان حسینیم ما

هستی ما باد فدای حسین(ع)
بر سر پیمان حسینیم ما

آمده تیری به مصاف تنش
محو دو چشمان حسینیم ما

مانده تن او روی شن های داغ
زار و پریشان حسینیم ما

در دم آخر کسی آبش نداد
تشنه و عطشان حسینیم ما

قاری قرآن شده بالای نی
شیعه ی قرآن حسینیم ما

ورد لب ماست فقط یاحسین(ع)
بلبل بستان حسینیم ما

نوحه گر و سینه زنان از غم
پیکر عریان حسینیم ما

در ره دین داده همه هست خویش
واله و حیران حسینیم ما

تا به صف حشر بریزیم اشک
یکسره گریان حسینیم ما



دوشنبه 100 مرداد 18 | نظر بدهید

 

شعر ولادت حضرت امام حسین علیه السلام

وقتی میان عاشقان تقسیم شد عشق
بر یک یک ما شیعیان تقدیم شد عشق

از عشق آل الله شد لبریز دلها
ساده، صمیمی، بی ریا تکریم شد عشق

می خواست آل مصطفی(ص) محبوب باشند
با دست حق در جان ما ترسیم شد عشق

وقتی حسین ابن علی(ع) آمد به دنیا
از ابتدا تا انتها تقویم شد عشق

نام حسین(ع) با عشق وقتی خورد پیوند
در عرش پاک کبریا تعظیم شد عشق

عشق حسین ابن علی(ع) عشقی الهی است
یعنی که با نام حسین(ع) تفهیم شد عشق

استاد دانشگاه عشق آمد به دنیا
هر جا که شد حرف از حسین(ع) تعلیم شد عشق

عطر حسین(ع) پیچید در عرش الهی
در بین اهل آسمان تحکیم شد عشق

چون تشنه ی عشق حسین(ع) اهل بهشتند
در باغ رضوان چشمه ی تسنیم شد عشق

حق آفرید اول حسین ابن علی(ع) را
محصول و سرانجام این تصمیم شد عشق

 



دوشنبه 99 اسفند 25 | نظر بدهید

 

ربنای اشک

ریزم ز دیده خون جگر درعزای اشک
از سوز سینه ناله کنم در رثای اشک

یک کاروان عزا به سوی شام می رود
با کاروان اشک بگریم برای اشک

جز اشک دیده آب ندیده است کاروان
این کاروان تشنه لب کربلای اشک

راهی به سوی شام بلا کاروان غم
یک کاروان غمزده و آشنای اشک

یک اربعین عزا و ستم می رود به شام
مقصد خرابه، مبداء آن نینوای اشک

بر زخم پای اهل حرم مرهمی نبود 
پای برهنه، خار مغیلان، دوای اشک

از چشمه سار چشم حرم خون دل روان
آباد شد زغصه و ماتم بنای اشک

سرها به روی نیزه و در پای نیزه ها
اهل حرم نشسته به غم با نوای اشک

درد و مصیبت وغم و اندوه وغصه ها
همراه کاروان همگی پا به پای اشک

شد گریه های اهل حرم بس که جانگزا
شد طاق صبر اشک و در آمد صدای اشک

بعد از خدا امید حرم اشک چشم بود
اشک دو چشم هدیه ی ناب خدای اشک

فرش خرابه هست اگر سنگ کینه ها
در زیر پای اهل حرم بوریای اشک

شد چشمه چشمه خون دل از دیده ها روان
هر دیده رنگ خون شده از توتیای اشک

طفل سه ساله را چه نیازی است بر عصا
چون تکیه گاه اوست در اینجا عصای اشک

دیدند گر جفای فراوان در این سفر
اما ندید هیچ کس الا وفای اشک 

شد دیدگان اهل حرم چشمه سار خون
کردند کاروان همه در خون شنای اشک 

خواباند عمه جان رقیه (س)، رقیه(س) را
در گوشه ی خرابه و با لای لای اشک

وقت نماز شب شده عجل علی الصلات
وقت قنوت عاشقی و ربنای اشک 

بعد از شب سیاه رسد صبح سیم گون
چون هست مستجاب، نماز و دعای اشک



یکشنبه 99 مهر 13 | نظر

 

حسین علیه السلام

حسین(ع) مظهر بخشندگی و جود و سخاوت 
حسین(ع) الگوی انصاف و عدل و عدالت 

خلوص و صدق و صفا در وجود او متجلّی 
نماد پاکی و عصمت، نماد صدق و صداقت

دلیری است یکی از صفات بارز ایشان
نزاده مادر گیتی چو او کسی به شجاعت

تمام هستی خود را فدای دوست نمود او
که اوست اسوه مهر و وفا و حلم و محبّت 

ندیده چشم فلک همچو او کسی به بصیرت 
نکرد قامت خود خم به زیر بار مذلّت

حسین(ع) رهبر آزادگان هر دو جهان است
حسین(ع) منظر حلم و فتوت است و کرامت

حسین(ع) یک تنه با لشگری مقابله کرده
حسین(ع)حیدر(ع) ثانی به وقت رزم و رشادت 

بزرگواری او شد زبانزد همه عالم
شرف گرفته از او درس احترام و شرافت  

تمام هستی خود داد و سیّد الشهدا(ع) شد
همیشه در سر خود داشت شور و شوق شهادت 

حسین(ع) راهنمای تمام عالمیان است
به روی نیزه سر او چراغ راه هدایت 

وجود او همه لبریز آیه های خدا بود
سر بریده ی او هم گشود لب به قرائت

به جز طریق هدایت قدم نزد به طریقی
ره حسین(ع) طریق صلاح و خیر و سعادت

گدای در گه اوئیم و شاه هر دو جهانیم 
که هست بر سر ما تا به حشر تاج ولایت 

عزیز فاطمه(س) و جد نه امام، حسین(ع) است 
حسین(ع) سرو خرامان گلستان امامت 

شب شهادت خود را به سوز و ناله سحر کرد 
که اوست مظهر ایمان که اوست راز عبادت 

شفیع شیعه به فردا «حسین علیه السلام» است
چه لطف شامل ما شد که کار اوست شفاعت

مرا که بوده به لب ورد یا حسین(ع) همیشه
چه غم ز شدت رنج و بلا به روز قیامت


شنبه 99 شهریور 22 | نظر

 

روضه گودال

اشک و اندوه، روضه ی گودال 
کمر از بار رنج و غصه هلال

زیر سر نیزه ها تنی مدفون 
خواهری در کنار او بی حال

در عزایش همه جهان غمگین
همه دل ها ز غصه مالامال

سیلی و طعنه و شکنجه و درد
تا چهل روز و شب همین منوال

وقت وارد شدن به هر شهری
بد دهانی به جای استقبال 

از روی پشت بام هرخانه
سنگ خوردن به سر بدون مجال

همهمه، ازدحام و فتنه و شر
سر یک گوشواره جنگ و جدال 

چشم ها چشمه های خون اما
صحنه ها صحنه ی پر از جنجال 

زیر سم ستور پیدا بود
چند تا جسم بی کفن پامال

تازیانه فرود می آمد
بی محابا به پیکر اطفال 

سر خورشید شد جدا از تن
تا که شاید رود به سوی زوال

سر هر نیزه ای نظر کردم
ماه نو بود و وقت استهلال

پای نیزه محرم  غم بود
روی هر نیزه اول شوال 

کودکی که فتاده از ناقه
می خورد تازیانه از جمّال

آن یکی می کشید معجر ما
می ربود آن یکی ز ما خلخال

موج می زد نفاق هر گوشه 
کشتن مومنین مباح و حلال

بی خدایان حسین(ع) را کشتند
به امید ثواب و اوج کمال 

زینب(س) و کاروان غصه و غم
زینب(س) و انتظار روز وصال

 



پنج شنبه 99 شهریور 20 | نظر

 

تک بیت های عاشورایی

خواهید اگر مصیبت اصغر بیان کنم 

اشکی به حد قلزم احمر بیاورید 

***

دستهای تو پر آب است و لبانت خشک است

جان به قربان وفاداری تو یا عباس(ع)

***

یک نفر با بی نهایت درد و غم 

قبر کند و خاک کرد و شرح داد

***

علم افتاد چو از دست علمدار حسین(ع)

خون دل از بصر اهل حرم جاری شد

***

تا که فرمود: ارحموا هذا الرضیع

جای آب از تیر شد سیراب طفل 

***

چون سرت بر روی نی نغمه ی قران سرداد

به مدیح تو ملائک همه گفتند «الله»

***

جای گریه خنده بر لب داشت طفل

خنده اش فزت و رب الکعبه بود

***

عشق را می شود از جام بلا هم نوشید

گر که از دوست رسد جام بلا شیرین است

***

گفتا پدر خوش آمدی اما بگو مرا 

در بین راه، نیزه چه می کرد با سرت؟ 

***

همه عالم ز غمت رنگ محرم دارد

دشمنانت همگی روی سیاهند امروز 

***

سرش به سینه ی بابا تنش به زیر عبا

چه عاشقانه به سوی خیام بر می گشت 

***

علم افتاد ز دستان علمدار حسین(ع)

مشک ای کاش سلامت برسد تا خیمه 

***

من شکستم سر خود را که روی نیزه سری

پیش چشم اسرا، قاری قران می شد

***

بر سر نیزه سری قاری قران شده بود 

لحن او مستمعین را به ستایش وا داشت 

***

بین طشت زر و  بزم می و سوره یاسین

خون گریه کن ای دیده در این ماتم عظمی 

***

کرده تشبیه تو را شیشه ی عطر آن شاعر

علت بوی خوش جمله ی گلهایی تو

***

دریا سزاست تا که بمیرد ز داغتان

ای تشنگان وادی کرب و بلای عشق 

***

خنده ای کرد و سپس چشم از این دنیا بست

مرغ باغ ملکوت است،از این دنیا رفت

***

واعظ  دعای ختم عزا را تمام کرد 

زینب(س) مزن به سر ز غم بی برادری

***

همه باید که بخوانیم نماز آیات 

قمر هاشمیان بر سر نی منخسف است



شنبه 99 شهریور 15 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin