سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (70)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (144)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (80)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (25)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (125)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (4)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (9)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (19)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (7)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (39)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (12)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (5)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (15)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (180)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (106)

سروده های دیگر (94)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 496877
بازدید امروز :112
بازدید دیروز : 226
تعداد کل پست ها : 942

 

اربعین

گریه کن گریه که آمد اربعین
باز هم رنگ عزا دارد زمین

رنج و درد و ناله و ظلم و ستم
تاول و زخم زبان و آه و غم

یک بیابان ناله یک دنیا عزا
کودکان و ناله ی واحسرتا

هر چه بادا باد با حالی غمین
شرح کوتاهی دهم بر اربعین

اشک و آه و اضطراب کودکان
ناله ی جانسوز هر پیر و جوان

راه طولانی و درد و رنج وغم
سیلی و شلاق و بیداد و ستم

بر سر نیزه سر خورشید و ماه
پای نیزه ناله و افغان و آه

عرض حالی با برادر داشتن
پرچم اسلام را افراشتن

یک حسین(ع) و یک جهان دل نزد او
یک برادر بی نهایت آبرو

نذر چشمان ابوالفضل(ع)رشید
اشک چشم خواهری،مویی سپید

آه و درد و ناله های زینبی
بر سر نیزه سر سرو سهی

روزها تاریک و ظلمانی شدن
هرچه آبادی است ویرانی شدن

برگ و بار باغ از غم سوختن
آتشی در سینه ها افروختن

عشق بازی با خداوند جلیل
سر به فرمان خدا مثل خلیل

یاد ها و خاطرات تلخ راه
روی نیزه دم به دم سمت نگاه

ناخدای کشتی طوفان زده
یک جهان غم یک جهان ماتمکده

اشک و آه و ناله های جانگزا
سنگ خوردن در میان کوچه ها

راه رفتن پا برهنه روی خاک
سر روی نیزه بدن ها چاک چاک

برگ ریزان بود و گلها ریختند
ماه را بر شاخه ها آویختند

عاقبت آمد خزان ای دوستان
چیده شد گلهای سرخ بوستان

یاری اسلام قران کرده اند
بذل جان در راه ایمان کرده اند

نهضت اسلامیان جاوید باد
یاء و سین و کهیعص



جمعه 98 مهر 26 | نظر

 

مسافر کربلا

حسین(ع)عزیز فاطمه(س) هستی من فداته
خیلی خوشم جان و دلم زائر کربلاته

هر قدمی بر می دارم می بینمت رو نیزه
نگاه معصومانه ات به پای زائراته

هر تاولی که می زنه به پای زائرانت
نمادی از مصیبتهای سخت بچه هاته

هر موکبی که رفتم و آب و غذایی خوردم
عشق حقیقی را دیدم که بین عاشقاته

یه زائری که پا نداشت کشون کشون می اومد
می گفت حسین فاطمه(س)آرزو من رضاته

یه زائری هر دو تا چشمش نابینا بود اما
می گفت که عشق من فقط حرم با صفاته

یه زائری به یاد تو آب نمی خورد توی راه
آقای من زائر تو ببین چه جور فناته

هر جا به مشکل می خوریم داد می زنیم یا حسین(ع)
نام قشنگت آقا جون حلال مشکلاته

شهید راه حق شدی با لب تشنه آقا
چشمه ی چشم زائرات که دجله و فراته

حضرت عباس(ع) و بگو باز کنه در به رومون
اذن دخول حرمت تو دستای کاکاته

خاکای کفش زائرات دوای صدتا درده
این جور مریض شفا دادن فقط ز معجزات

مریضای جواب شده از تو شفا می گیرند
شفای دردای بشر تو گنبد طلاته

زقتل تو حرارتی در دل مومنین است
که سرد و خاموش نمی شه این قدرت خداته

فرق علی(ع) شکسته شد ز شدت عدالت
عالم هستی به فدات که رهبرت باباته

همه میخوان فدات بشن تا که بقا بگیرند
خلاصه هر زائر تو یه جوری مبتلاته

ما از نجف تا کربلا تاول زده پاهامون
آقا خودت برو به شام رقیه(س)چشم به راته



سه شنبه 98 مهر 23 | نظر

 

حل معما

یک بار دگر دلم هوایی شده است
تا اوج فلک رفته خدایی شده است

همراه تمام سینه سوزان جهان
با پای پیاده کربلایی شده است
---
ویرانه شبی بزم عزاداری شد
اطفال یتیم کارشان زاری شد

می خواند رقیه(س) روضه ی بابا را
از چشم فلک چشمه ی خون جاری شد
---
کار من و دل بی سر و بی سامانی است
از موج بلا و غم دلم طوفانی است

من بهر پدر سفره ی دل بگشایم
چون دست تهی و شب شب مهمانی است
---
با درد و غم و بلا مدارا کردند
بزم غم و درد و رنج برپا کردند

اسلام نبی به دستشان احیا شد
آنان همگی کار مسیحا کردند
---
سیمای پدر را چه تماشا می کرد
با راس پدر، رقیه(س) نجوا می کرد

سرّی است نهان در سر خونین پدر
 در نیمه ی شب حل معما می کرد



چهارشنبه 98 مهر 10 | نظر

 

ماه محرم تمام شد

نی ناله کن که ماه محرم تمام شد
عیش و سرور تا به قیامت حرام شد

در زیر نیزه ها شده مدفون تن حسین(ع)
در گرد پیکرش بنگر ازدحام شد

راس حسین(ع) کعبه حاجات زینب(س) است
زینب (س) کنار کعبه و در استلام شد

در بند ظلم، آل علی(ع) در اسارتند
یک کاروان عزا به سوی شهر شام شد

از هر دیار و شهر که این کاروان گذشت
سرها نشان سنگ ز هر پشت بام شد

نی ناله کن که جمع نوامیس اهل بیت(ع)
در معرض نگاه خواص و عوام شد

زینب(س) اسیر  بند غم بی برادری است
یک عمر داغ و درد و غم او را طعام شد

آمد به گوش نغمه ی قران ز روی نی
قران بخوان که شب شب قدر صیام شد

باید که داد هستی خود را برای دین
از کربلا به شیعه خطاب این پیام شد

نی ناله کن که سوخت سراپای ملک دین
زان آتشی که شعله کشان از خیام شد

در پای نیزه زینب(س) مظلومه خون گریست
چون روضه خوان بزم عزایش امام شد

از منبر غدیر محرم شروع شد
بالای نیزه ماه محرم تمام شد 



چهارشنبه 98 مهر 3 | نظر

 

بی سر و سامانی

تا که تو بی سر شدی، بی سر و سامان شدم
بر سر نی رفتی و زار و پریشان شدم

شهر به شهر آمدم در پی تو روز و شب
گاه به  بزم شراب، گاه به ویران شدم

موی تو را چون نسیم داد تکان روی نی
پای نی از داغ تو یکسره طوفان شدم

تا که ز ابروی تو خون سرت می چکید
دیده و دل خون شد و قطره ی باران شدم

تا که تو بر روی نی قاری قران شدی
دست عزا بر سر و سر به گریبان شدم

چون تن عریان تو روی زمین مانده بود
سوختم از داغ تو آتش سوزان شدم

تا ز روی پشت بام بر سر تو سنگ خورد
قلب من از غم شکست غمزده گریان شدم

چون سر نورانیت رفت درون تنور
در شب تاریک غم شمع فروزان شدم

با غم تو ساختم، از غم تو سوختم
بی تو  دچار غم و داغ فراوان شدم

رفتی و با رفتنت رفت ز کف هست من
ای همه ی هستی ام، خسته و بی جان شدم



چهارشنبه 98 شهریور 27 | نظر

 

حسینی شدن

شب است و ظلمت و راهی دراز و ناهموار
طریق شمر و به لب ذکر یاحسین(ع) هشدار !

شبیه شمر شدن کار ساده ای است ولی
حسین(ع) گونه شدن غیر ممکن و دشوار
***

محرم است و حسین(ع) و همه عزادارش
دو دیده چشمه ی خون است و دل هوادارش

متاع ماست دلی پر ز نور معرفتش
خوشا دلی که حسین(ع) می شود خریدارش
***
خدا کند که بپوئیم راه رشد و کمال
نه مثل شمر فتادن به قعر چاه زوال

شبیه شمر توان شد بدون سعی و تلاش
حسین(ع) گونه شدن بی تلاش و سعی، محال
***
سئوال کرد چه باشد ره فنا رفتن
بگفتمش که طریقی جز از خدا رفتن

ره حسین(ع) حق است و یزید گمراهی
حسین(ع) گفتن و راه یزید را رفتن !
***

شب است و ظلمت و راهی دراز در پیش است
و هر کسی به امید رهایی خویش است

 حسینیان دلشان پر ز نور معرفت است
یزیدیان دلشان پر ز بیم و تشویش است



یکشنبه 98 شهریور 24 | نظر بدهید

 

یا حسین(ع) سرت سلامت

برخیز ای برادر ای جان من فدایت
بر خیز و کن تماشا بر پا شده قیامت

داغت زده برادر آتش به جان خواهر
خاکم به سر برادر ای وای در عزایت

بعد از تو هتک حرمت از خیمه ها شد ای وای
 بر خاندان عصمت گشته بسی اهانت

برخیز کز فراغت بشکسته قامت من
بنگر که خواهر تو شد راهی اسارت

آزرده گشته پای اطفال روی شن ها
برخیز تا نمایی از کودکان حمایت

صبر و قرارم از کف بیرون شد ای برادر
بنگر مرا پریشان اما مکن ملامت

چشمان من ز داغت گردیده چشمه ی خون
کرده به تن دو عالم رخت عزا ز داغت

هم طاق طاقت من هم قامتم خمیده
تا روز حشر گریم من از غم فراقت

با آن که کوه صبرم، صبرم به سر رسیده
در جسم ناتوانم دیگر نمانده طاقت

جسم تو پاره پاره افتاده بر روی خاک
ای کاش روی نیزه باشد سرت سلامت



چهارشنبه 98 شهریور 20 | نظر

 

چشمه ی اشک

چشمه چشمه اشک می ریزد ز چشم آسمان
زانوی غم در بغل دارند خیل قدسیان

عالم هستی به تن رخت عزا پوشیده است
اشک غم جاری است از چشمان هر پیر و جوان

آب را بستند چون بر روی اطفال حرم
سیل خون از چشم اهل آسمان گشته روان

شد جوانی شبه پیغمبر (ص) شهید راه حق
تا که رخت غم شود بر قامت اهل جهان

شد دو دست از تن جدا و تیر در چشمی فرو
تا ز زین افتد به روی خاک جسم پهلوان

بی بصیرت ها جفا کردند بر قران و دین
اصل دین را سر جدا کردند در وقت اذان

چون که جان می داد بر جان آفرین مولای عشق
همزمان از جسم زینب(س) شد برون تاب و توان

خیمه ها می سوخت و  جمعی پریشان نوحه گر
جملگی در بند غم بی خانه و بی آشیان

در بهار عمر دین شد خشک سالی ها شروع
باغ دین پژمرده شد یکباره از باد خزان

جسم هفتاد و دو قربانی در آن دشت بلا
روی خاک افتاده بود ای وای من بی سایبان

کاروان غصه ها شد راهی شام بلا
بود سرهای بریده همره این کاروان

کودکان در زیر بار ظلم و جور دشمنان
پایشان پر آبله گردید و قدهاشان کمان

آسمانی ها، زمینی ها بریزید اشک غم
 خاک غم شد بر سر اهل زمین و آسمان



یکشنبه 98 شهریور 17 | نظر بدهید

 

کربلا یعنی ...3

دلبرم در دلبری اعجاز کرد
مرغ دل تا کربلا پرواز کرد

کربلا یعنی لبان چون کویر
کودکان در بند ظلم و غم اسیر

کربلا یعنی نوای الامان
ناله ی جانسوز و آه کودکان

کربلا یعنی غم و درد و عطش
کودکی از تشنگی در حال غش

ظهر و گرما و کویر العطش
بر لب خشکیده تیر العطش

کربلا یعنی خیام سوخته
تیر کین حلقی به دستی دوخته

کربلا یعنی که عباس(ع) ادب
در میان آب اما تشنه لب 

کربلا یعنی غم و اشک بتول(س)
یک جهان غم یک جهان حال ملول 

کربلا یعنی که در راه خدا
بذل جان و مال خود بی ادعا

کربلا یعنی که شیرین چون عسل
خنده ی شوق و رضایت بر اجل

کربلا یعنی گلی پرپر شدن
مرغ بسمل، کشته با خنجر شدن

کربلا یعنی که دل های کباب
یک جهان اندوه و حزن و اضطراب 

کربلا یعنی شنا در شط خون
سربلندی در هزاران آزمون

هتک حرمت چون شود از خیمه گاه
می رود تا آسمان افغان و آه 

کربلا یعنی فغان قدسیان
دست غم بر سر تمام شیعیان 

گر گریبانی ز خون رنگین شود
عالمی از داغ او غمگین شود

روی خاک افتاده بی جان جسم ها
در بیابان مانده عریان جسم ها

بس که شد سرها ز پیکرها جدا
سیل خون جاری شده در کربلا

از هجوم لشکر جور و جفا
قطعه قطعه پاره پاره جسم ها

کربلا یعنی سری بالای نی
کودکان دیده گریان هم ز پی

گر سری بالای نی قاری شود
پای نیزه محفل زاری شود

کربلا یعنی نوای نینوا
اشک و اندوه و غم و حزن و عزا

تا خدای ما خدایی می کند
نغمه ها را نینوایی می کند



پنج شنبه 98 شهریور 14 | نظر

 

مهمانی حسین علیه السلام

ما که شرمنده ی احسان تو هستیم حسین(ع)
شد محرم همه مهمان تو هستیم حسین(ع)

جز در خانه ی تو نیست پناهی ما را
تا ابد دست به دامان تو هستیم حسین(ع)

باد می داد تکان زلف پریشانت را
ما عزادار و پریشان تو هستیم حسین(ع)

همه ی هستی خود را به ره دین دادی
جان اصغر(ع) همه حیران تو هستیم حسین(ع)

چون که ویرانه نشین بلبل بستان تو شد
خاک غم بر سر و  ویران تو هستیم حسین(ع)

سر تو بر سر نی نغمه ی قران سر داد
محو آن نغمه ی قران تو هستیم حسین(ع)

تن عریان تو در خاک بیابان مانده است
داغدار تن عریان تو هستیم حسین(ع)

خواهرت در همه ی عمر ز داغت می سوخت
ما شریک غم و گریان تو هستیم حسین(ع)

چشمت از داغ علمدار شده چشمه ی خون
همه قربانی چشمان تو هستیم حسین(ع)

امر فرما که سر و جان به فدای تو کنیم
که همه گوش به فرمان تو هستیم حسین(ع)

آبیاری شده از چشمه ی خونت اسلام
از سر صدق مسلمان تو هستیم حسین(ع)

با تو از روز ازل عهد مودّت بستیم
تا ابد بر سر پیمان تو هستیم حسین(ع)



سه شنبه 98 شهریور 12 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin