سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 

اشک شفق

 
 

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال تلگرام اشک شفق

 

مطالب اخیر

چشمه ی نور

حصن حصین

جواد آل محمدع

مقصد مسافران

سلسله ی موی دوست

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (60)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (127)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (75)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (21)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (108)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (2)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (7)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (15)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (4)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (37)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (8)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (3)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (12)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (147)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (92)

سروده های دیگر (74)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 405834
بازدید امروز :19
بازدید دیروز : 168
تعداد کل پست ها : 797

 

شعر شهادت امام موسی کاظم ع

دوباره در غم تو روضه خوان شدم مولا
بسان مادرتان قد کمان شدم مولا

به یاد آن همه زخمی که زیر زنجیر است
دو دیده خون شد و آتش فشان شدم مولا

به بند بوده ای آقا تو سالهای مدید
و من ز داغ تو بی خانمان شدم مولا

شکسته پهلوی تو مثل مادرت زهرا(س)
دلم شکست و به آه و فغان شدم مولا

شنیده ام که تو را هم کتک زده دشمن
ببین که از غم تو ناتوان شدم مولا

تو از شکنجه ی دشمن کبود بازویی
به یاد بزم غم و خیزران شدم مولا

ز ابر دیده خود اشک غصه می ریزم
بهار بودم و از غم خزان شدم مولا

تو رفتی و همه عالم شبیه زندان شد
اسیر بند غمی جاودان شدم مولا

تو سایبان سر شیعه بودی آقا جان
ببین که بی تو چه بی سایبان شدم مولا

ز داغ تو همه ی عمر گریه خواهم کرد
شبیه اهل جهان نوحه خوان شدم مولا



سه شنبه 97 فروردین 21 | نظر

 

افسوس

خورشید اسیر بند زندان، افسوس
عالم ز غمش بی سر و سامان، افسوس

مصباح هدایت است در بند ستم
مردم همگی پیرو شیطان، افسوس

از سنگ جفا شکست کشتی نجات
گشتیم همه اسیر طوفان، افسوس

ظلمانی وتاریک و سیاه است جهان
مردم همه حیران و پریشان، افسوس

اهریمن اگر حاکم مردم بشود
دنیا بشود به کام دیوان، افسوس

 قحطی بشود نصیب مردم زیرا
در بند شده یوسف کنعان، افسوس

در بند ستم امام هفتم(ع) چون شد
لرزید تمام ملک امکان، افسوس

قران کریم معنی آل الله است
در اصل به بند گشته قران، افسوس

از دیده بریز اشک غم ای شیعه
در بند ستم شمس فروزان، افسوس



چهارشنبه 94 اردیبهشت 23 | نظر بدهید

 

زنجیر ستم

پشت میله بی گناهی در غل و زنجیر بود
بر لبش اما همیشه نغمه ی تکبیر بود

قلب او چون آینه پاک و زلال و ساده بود
در حقیقت ترجمان آیه ی تطهیر بود

قطره های اشک او نم نم به دامان می چکید
بر لب او تا سحرگه ناله ی شبگیر بود

بود او پا تا به سر معنای ایمان و یقین
گرچه ایمان داشتن صد جرم و صد تقصیر بود

عصمت و تقوا و پاکی بود جرم آن امام
بود در زندان، اگر چه وحی را تفسیر بود

پیشوای هفتم است و لنگر هفت آسمان
ترجمان ساده ای از سوره ی تکویر بود

حجت الله است و معصوم است و در بند ستم
پشت میله بی گناهی در غل و زنجیر بود




دوشنبه 94 اردیبهشت 21 | نظر بدهید

 

زندانی

وقتی به بند رهبر احرار می شود
هر دیده ای ز غصه و غم زار می شود

شد حجت خدای به زندان اگر اسیر
هر شیعه ای به غصه گرفتار می شود

شد حبس نور اگر به پس پرده های جور
عالم ز ظلم مثل شب تار می شود

نمناک باشد ار در و دیوار بی گمان
زندانی ستم زده بیمار می شود

داند هر آنکه برگل زهرا(س) چها گذشت
بیزار از تمامی کفار می شود

ای وای آنزمان که مانع ارشاد گمرهان
زنجیر ظلم و بودن دیوار می شود

هر کس کلام حضرت موسی(ع) شنیده است
از شیعیان حیدر کرار(ع) می شود

آزادگی  چو شیوه ی موسی بن جعفر(ع) است
در بند نیز سرور احرار می شود



شنبه 93 خرداد 3 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin