سفارش تبلیغ
سرور مجازی
 

اشک شفق

 
 

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال تلگرام اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

حرم بی چراغ

شعر شهادت امام صادق علیه السلام

آرام ساحل ها

ماه

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (68)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (141)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (80)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (24)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (113)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (4)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (8)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (17)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (6)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (37)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (11)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (4)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (14)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (178)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (102)

سروده های دیگر (83)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 454658
بازدید امروز :263
بازدید دیروز : 414
تعداد کل پست ها : 894

 

شعر ناب

علی(ع) است شمس هدا، آفتابمان این است
علی(ع) است درس هدایت، کتابمان این است

ره علی(ع) است طریق رسیدن به خدا
قسم به عشق طریق صوابمان این است

علی(ع) است معنی میزان به وقت یوم حساب
چه غم که شافع روز حسابمان این است

شراب ناب ولای علی(ع) است در جامم
همیشه مستم و سرخوش، شرابمان این است

تمام هستی ما، در علی(ع) خلاصه شده
به دشمنان ولایت جوابمان این است

فکنده بر سر ما رحمت خدا سایه
هزار شکر که بر سر سحابمان این است

خدا به عشق علی(ع) خلق کرده عالم را
علی(ع) است عشق خدا بوترابمان این است

عصاره ی همه گلهای عالم است علی(ع)
علی(ع) است عطر ولایت، گلابمان این است

جوانی ام به فدای علی(ع) و آل علی(ع)
سپاس حضرت حق را شبابمان این است

هزار بار بمیریم و باز زنده شویم
همیشه و همه جا انتخابمان این است

همیشه نام علی(ع) هست مطلع غزلم
 به نام حضرت او شعر نابمان این است



شنبه 98 خرداد 18 | نظر

 

رباعیات علوی

بر ترجمه ی سوره ی انسان صلوات
بر تک تک آیه های قران صلوات

بر آن که دلش پر است از نور یقین
بر حیدر(ع) و بر معنی ایمان صلوات
---
بر آنکه خدا داده سلامش صلوات
   بر آن که چو وحی است کلامش صلوات

بر آن که همیشه مثل یک دلداده
 کعبه بنموده استلامش صلوات
---
بر کشته ی محراب عبادت صلوات
بر چشمه ی جوشان امامت صلوات

از شدت عدل کشته گشتن هنر است
بر کشته ی شدت عدالت صلوات
---
بر آن که به شهر علم باب است سلام
بر آن که جمالش آفتاب است سلام

در نزد علی(ع) است بی گمان علم کتاب
بر آن که همه علم کتاب است سلام
---
بر کشته ی تیغ در شب قدر سلام
بر شان نزول سوره دهر سلام

در روز جزا امید شیعه است علی(ع)
بر شافع شیعه در صف حشر سلام



یکشنبه 98 خرداد 5 | نظر

 

تا لحظه دیدار

بر سینه ی تو ضربه ی مسمار مانده است
یک عمر داغ آن در و دیوار مانده است
  شب ها همیشه چشم تو بیدار مانده است
در دام درد و غصه گرفتار مانده است

برخیز و باز بار امامت به دوش گیر
برخیز و باز بار هدایت به دوش گیر
«برخیز و کوله بار محبت به دوش گیر
سرهای بی نوازش بسیار مانده است»

از میخ در شکسته سرت یا که از جدار
یا خورده ای تو سیلی از آن پست نابکار
«با تو چه کرده ضربه آن تیغ زهردار؟
مانند فاطمه(س) تنت از کار مانده است»

آن ضربه ای که خورده ای از آن لئیم پست
آن ضربه ای که فرق سر ت را شکسته است
از بسکه زخم ضربه دشمن عمیق هست
«زینب(س) برای بستن آن زار مانده است»

وقتی که شد به فرق سرت دشنه ای فرو
از خون سر گرفته ای  ای مهربان وضو
«آرام تر نفس بکش آرام تر بگو
چندین نفس به لحظه دیدار مانده است»

وقتی که با طناب دو دست تو بسته شد
از آن زمان که عهد غدیرت گسسته شد
«از آن زمان که شاخه یاست شکسته شد
چشمت هنوز بر در و دیوار مانده است»

بشکسته است از چه سبب فرق آفتاب
از درد و داغ، قلب همه مومنان کباب
«سی سال رفته است ولی جای آن طناب
بر روی دست و گردنت انگار مانده است»

خون می چکد ز داغ تو از چشم عالمی
از داغ و درد حضرت زهرا(س) پر از غمی
«می دانی ای شکسته سر آل هاشمی
تاریخ زنده در پی تکرار مانده است»

شد درد داغ تو به دل شیعه جاودان
خون می چکد ز داغ تو از چشم  شیعیان
یک ضربه سهم تو شده از بغض دشمنان
«باقی آن برای علمدار مانده است»



شنبه 98 خرداد 4 | نظر

 

لیله القدر

دوباره وقت تمناست لیله القدر است
شب ضیافت مولاست لیله القدر است
دوباره دیده چو دریاست لیله القدر است
«بساط عشق مهیاست  لیلة القدر است
نوای ادعیه بر پاست لیلة القدر است»

خداست در پی آن که به ما ثواب دهد
به مردمان جهان حق انتخاب دهد
به شام تیره ی ما قدری آفتاب دهد
«پی بهانه ی آن که به ما جواب دهد
به استجابت درخواست، لیلة القدر است»

شبی که تا به سحر ابر دیده بارانی است
شبی که حال و هوایش، هوای قرانی است
شبی که تا به سحر رحمت و فروانی است
«شبی که بر لب مومن نوای رحمانی است
بدون گونه و همتاست لیلة القدر است»

شبی که روی به معبود بی نیاز کنیم
شبی که تا به سحرگاه آن نماز کنیم
شبی که ناله جانسوز و جان گداز کنیم
دو دست خویش به سوی خدا دراز کنیم
«شب گدائی ماهاست لیلة القدر  است»

دلیل و حجت و برهان به بستر افتاده
امام و معنی قران به بستر افتاده
شب است و معدن ایمان به بستر افتاده
امیر عالم امکان به بستر افتاده
«عزا و ماتم عظماست لیلة القدراست»

هر آن که رد شده از امتحان خود بخشد
به لطف و مرحمت بیکران خود بخشد
خطا و جرم همه عاشقان خود بخشد
«خدا به عشق علی(ع) بندگان خود بخشد
شب شهادت مولاست لیلة  القدر  است»



پنج شنبه 98 خرداد 2 | نظر

 

اکسیر محبت

بی مهر علی(ع) سعی و صفا سود ندارد
در برکه ی خشکیده شنا سود ندارد

گر زیربنا محکم و سرسخت نباشد
هر کوشش و احداث بنا سود ندارد

هرجا که شود قحطی گوش و شنوایی
فریاد و صدا، بانگ و نوا سود ندارد

خشکید اگر ریشه ی یک اصله درختی
بر شاخه ی خشکیده جلا سود ندارد

بر روی گسل گر که بنا گشت بنایی
بیهوده بنا گشته، نما سود ندارد

وقتی هدف بخشش ما رنگ ریا داشت
فضل و کرم و جود و سخا سود ندارد

در وقت عمل شیعه ی اثنی عشری باش
سعی و عمل اهل ریا سود ندارد

امروز بکوشیم که فرداست بسی دیر
در روز جزا، کوشش ما سود ندارد

تا هست نفس دیدن دلدار مفید است
بر مرده  که تجویز دوا سود ندارد

وقتی که تهی گشته دل از نور الهی
اشک سحر و سوز دعا سود ندارد

چون راه دراز است و خطر ها به کمین است
ره پویی بی راهنما سود ندارد

بشنو ز من و یار وفادار طلب کن
یاری که در او نیست وفا سود ندارد

ای باد صبا نکهت دلدار بیاور
بی نکهت او، باد صبا سود ندارد

هر گز نروم راه به جز راه سعادت
هر راه به جز راه خدا سود ندارد

باید که محب علی(ع) و آل علی(ع) بود
بی مهر علی(ع) حمد و ثنا سود ندارد



پنج شنبه 98 اردیبهشت 5 | نظر بدهید

 

مدح حضرت علی علیه السلام

کیست حیدر(ع)؟ معنی حبل الله و حق الیفین است
بی پناهان را پناه است او، علی(ع) حصن حصین است
کیست حیدر(ع)؟ خاتم پیغمبران(ص) را جانشین است
تاج فخر اولیا(ع)، حیدر(ع) امیرالمومنین است

کیست حیدر(ع)؟ معنی آیات قران کریم  است
نقطه ی باء زیر بسم الله الرحمن الرحیم است
کیست او؟ مصداق و مفهوم صراط المستقیم است
قاسم جنات و نور و قاسم نار و جحیم است

کیست حیدر(ع)؟ او سراپا شوق و شور است
کیست حیدر(ع)؟ معنی تورات و انجیل و زبور است
 آیه ی تطهیر قران است و از زشتی به دور است
کیست حیدر؟ رهبر و فرمانده غلمان و حور است

جلوه ای او از جلال کردگار ذوالجلال است
او همان آئینه ی ذات خدای متعال است
او شکوه عدل و انصاف و نماد اعتدال است
باب شهر علم و دانش، پاسخی بر هر سئوال است

کیست او؟ دریای جود و بخشش و لطف و کرامت
کیست او؟ سر تا به پا صوم و صلات است و عبادت
ترجمان آیه ی نور است و تفسیر  و تلاوت
معنی آیات انسان، شهره در جود و سخاوت

کیست او؟ اصل الاصول دین اسلام است و قران
 کوثر وحی است او یعنی همان خیر فراوان
کیست حیدر(ع)؟ منبع انوار حق و مطلع انوار ایمان
کیست حیدر(ع)؟ زیور عرش الهی، زینت هر باغ و بستان

او همان خیرالعباد و او همان باب المراد است
بی ولای او مسلمان هم به حکم ارتداد است
کیست حیدر(ع)؟ مومنان را او دلیل اتحاد است
دستگیر و شافع مومن به هنگام معاد است

کیست حیدر(ع)؟ آنکه آگاه است از سرّ نهان ها
آن که شد ایجاد با نازش تمام کهکشان ها
آن که می بالند بر او ساکنان آسمان ها
ذکر تسبیح و مناجات است و تفسیر اذان ها

اوست محبوب خدا و زاده ی بیت الحرام است
کیست حیدر(ع)؟ آن که کعبه گرد او در استلام است
رکن و تکبیر و رکوع و سجده و ذکر و قیام است
هم اذان و هم اقامه هم تشهد هم سلام است

بغض حیدر(ع) دوزخ است و مهر او جنات رضوان
شد به شانش نازل از سوی خدا آیات انسان
اوست هم تنزیل و هم تاویل و هم تفسیر قران
آفرین گفته به خود از خلق او خلاق سبحان

گشته واجب مهر حیدر(ع) بر عرب ها و عجم ها
مهر حیدر(ع) باعث تسکین درد و رنج و غمها
هر که گردیده گدایش دیده از مولا کرم ها
نیست قادر تا نماید وصف حیدر(ع) را قلمها

روز میلادش برای اهل ایمان روز عید است
روز میلادش شده شادی فراوان روز عید است
شد به یمن مقدمش دنیا گلستان روز عید است
روز میلادش شد آغاز بهاران روز عید است



سه شنبه 97 اسفند 28 | نظر بدهید

 

مهر علی علیه السلام

قلب نورانی شد از مهر علی(ع)
دیده بارانی شد از مهر علی(ع)

او که آگاه است از علم الکتاب
جاری است از کوهسارش علم ناب

او شده سرشار لطف ایزدی
کرده استشمام عطر احمدی

نور قران را تماشا کرده او
کار صد نوح و مسیحا کرده او

او یدالله است و عین الله  اوست
رهبری فرزانه و آگاه اوست

با علی(ع) هر مشکلی آسان شود
قلب ها با او پر از ایمان شود

فطرت او پاک  چون وحی خدا
خاک پایش مومنان را توتیا

او فکنده پهلوانان را به خاک
دشمنان دین به دست او هلاک

او وصی و جانشین مصطفی(ص) است
جانشین بهترین خلق خداست

او امام و پیشوای  ملت است
روشنی بخش طریق امت است

حیدر(ع) است او و وصی الاوصیاست
نایب بر حق خیرالانبیاست

واسط بین رسول(ص) و امت است
او برای اهل عالم رحمت است

وارث ارض و سبیل الله اوست
در شب تاریک ملت، ماه اوست

مرتضی و نورالانوار است او
زینت صد باغ و گلزار است او

در میان راه باشد تکیه گاه
تا بگیرد دست هر گم کرده راه

نقطه زیرین باء بسمل اوست
از همه معنای قران حاصل اوست

نعمت الله است و ارزانی شد او
باعث خیر و فراوانی شد او



دوشنبه 97 اسفند 27 | نظر

 

نور ولایت


نوکر شدن به نیت قنبر شدن فقط
قنبر شدن به نیت نوکر شدن فقط

عاشق شدم که ورد لبم یا علی(ع) شود
شیعه شدم که رهرو حیدر(ع) شدن فقط

هستم گدای خانه ی حیدر(ع) تمام عمر
هستم گدا و لایق سرور شدن فقط

نوشیده ام ز جام ولای تو یا علی(ع)
مستم که در ولای تو ساغر شدن فقط

آن را که در سر است هوای لقای دوست
باید شبیه دوست مطهر شدن فقط

عالم قلیل و خیر کثیر است فاطمه(س)
دختر به شرط ام پیمبر(س) شدن فقط

آیات وحی معدن نورند یک به یک
تفسیر وحی و سوره کوثر شدن فقط

هر باغ گل پر است ز گل های رنگ رنگ
اما به باغ سرو و صنوبر شدن فقط

درگلشن ولایت زهرا(س) و اهل بیت(ع)
هر صبح و ظهر و شام معطر شدن فقط

افتد به چاه یوسفی از بی برادری
عباس(ع) با وفا و برادر شدن فقط

ما از شعاع نور ولایت منوریم
قلب از ولای دوست منور شدن فقط  

 



دوشنبه 97 بهمن 15 | نظر

 

مومن کیست؟

گر بپرسی از صفات مومنین
صبر و عدل است و جهاد است و یقین

صبر یعنی شوق دیدار خدا
همنشینی با تمام اولیا

صبر یعنی ترس از وقت حساب
توبه از اعمال بد وقت شباب

صابر است آنکس که باشد پارسا
فکر و ذکر و هوش او تنها خدا

چشم امیدی ندارد جز خدا
دست او بر دامن اهل ولا

چون که مومن هست مشتاق بهشت
غیر بذر نیک تخمی را نکشت

از دل خود جمله شهوتها زدود
تا در رحمت به روی خود گشود

چون که از دوزخ گریزان است او
عامل خیر فراوان است او

کار او دوری است از فعل حرام
دارد او در کار نیکو اهتمام

چون نبسته دل به این دنیای دون
سر بلند آید برون از آزمون

مرگ را در پیش رو می بیند او
پس نکوشد جز در اعمال نکو

هر کسی دارد یقین بیناست او
پند گیر و عالم و داناست او

سنت پیشینیان کردار اوست
راست گویی زینت گفتار اوست

با بصیرت حکمتش شد آشکار
عبرت آموزد ز دهر و روزگار

هر کسی آموخت عبرت از جهان
زندگی کرده است با بگذشتگان

عدل، فهم و علم و نیکو بودن است
سنگ زیرین ترازو بودن است

هرکسی فهمید، دانشمند شد
چون ز دین سیراب شد، خرسند شد

او صبوری کرد و کوتاهی نکرد
راه حق پیمود و گمراهی نکرد

زیست او با نیکنامی در جهان
نام نیکش تا قیامت جاودان

در حقیقت کار نیکو شد جهاد
شرط  ایمان کوشش است و اعتقاد

هست منع از بدی ها کار او
یاری اسلام و دین پیکار او

اوست دشمن با تمام فاسقان
می کند دین را مدد با بذل جان

امر بر معروف، مومن پروری است
نهی از منکر چه زیبا گوهری است

نهی منکر گر که افتد اتفاق
خشک سازد ریشه کفر و نفاق

او برای حفظ دین خیزد ز پا
تا که دینش را به دین سازد ادا

هرکسی با فاسقان دشمن شود
از برایش این جهان گلشن شود

روز رستاخیز خشنود است او
سربلند و شاد و مسعود است او

ترجمه منظوم بخشی از کلمه حکمت شماره 27 نهج البلاغه



دوشنبه 97 بهمن 1 | نظر بدهید

 

اللهم العن صنمی قریش

ترجمه منظوم ذکر قنوت حضرت امیرالمومنین علی(ع)
در لعن دو بت و سرکرده قریش (جبت و طاغوت)
 

بفرست ای اله و ای محمود
به محمد(ص) و آل او تو درود

همه عالم غریق رحمت تو
بر دو بت از قریش لعنت تو

جبت و طاغوت این دو بت هستند
دو بتی که به مثل هم پستند

این دو سر کرده ی ضلالت را
لعن کن ای خدای بی همتا

لعن کن دختران ایشان را
زان که بشکسته اند پیمان را

از تو امر و از این دو بت انکار
تویی از این دو بت بسی بیزار

وحی را هم قبول نا کردند
به رسولت بسی جفا کردند

دین حق واژگون شد از ایشان
این ستم پیشگان و بد کیشان

شد به دست منافقان کثیف
آیه های تو یک به یک تحریف

ظلمها کرده این دو بت به بشر
حکم دین زین دو بت نداده ثمر

این جماعت که از تو بگسستند
همه با دشمنان به پیوستند

شهرها یک به یک شده ویران
خانه های فساد آبادان

هر که در دام این دو بت افتاد
شد اسیر تباهی و بیداد

لعنت کردگار بی همتا
بر همه پیروان این بتها

خانه وحی گشته ویرانه
بسته شد ، قفل شد در خانه

خانه وحی سقف بشکسته
دستهای وصی به هم بسته

واژگون گشته سقف این خانه
ظاهر و باطنش چو ویرانه

اهل خانه ز بیخ برکندند
کودکان را چو مرغ پر کندند

شد تهی منبر نبی ز وصی
ای خدا،بت نشسته جای نبی

منکران امامتند این قوم
گمره و در ظلالتند این قوم

غرق در باتلاق گناه عظیم
جایشان قعر دوزخ است و جحیم

در جهنم درون چاه سقر
جایشان ده بدون راه مفر

ای خدا زان عذابشان بچشان
که بود فوق درک هر انسان 
 

هرچه بنموده اند این دو بدی
لعنشان کن تو لعنتی ابدی

منکران حقیقتند این دو
دشمنان شریعتند این دو

ظالمانه به روی هر منبر
خوانده خود را به مسلمین رهبر

هر دوشان از نفاق سر شارند
با وصی نبی به پیکارند

با منافق جلیس و همکارند
مومنین زان دو بت در آزارند

راستگویان از آن دو آزرده
کافران نفع زین میان برده

هر امام به حق که شد مقهور
کرد تغییر واجبی که به زور

ناپسندی که شد پسندیده
بس دلایل که گشت نادیده

خون و خونابه ها که شد جاری
حق شناسان اسیر بیگاری

نیک ها زشت و زشت ها زیبا
جلوه وارونه داده حکم خدا

 ارث ها را به زور می بردند
مال مردم به زور می خوردند

بس غنیمت که ملک خود کردند
بس حرامی که این دو بت خوردند

خمس ها صرف غیر اهلش شد
حکم نا اصل عین اصلش شد

هر ستم گشت گسترانیده
هر نفاقی نهان شد از دیده

هرچه نیرنگ کرده اند آنها
وعده ها داده شد بدون وفا

هر امان نامه ای که شد امضا
حاصلش بود ظلم و جور و جفا

بگرفتند جان انسانها
بشکستند جمله پیمانها
 

هر حلال خدای گشته حرام
هر حرامی شده حلال مدام

هر چه پهلو که پاره گردیده
غنچه هایی که چیده شد چیده

استخوانی که گشته بشکسته
هر سند، پاره پاره، سر بسته

اجتماعی که شد پراکنده
دختری که به گور شد زنده

بس عزیزی که خوار شد زانها
پست و بی اعتبار شد زانها

خوارها هم بسی عزیز شدند
غوره بودند و چون مویز شدند

صاحب حق زحق خود محروم
راستگو در مرامشان محکوم

حکم حق جلوه یافت وارونه
بر بشر ظلم شد دو صد گونه

کفر ورزی هر آن که شد صفتش
با امام به حق شود مخالفتش

داده شد آیه های حق تغییر
شان آیات و معنی و تفسیر

ترک واجب چو شد پسندیده
ریشه باغ دین بخشکیده

از پیمبر گلایه ها کردند
منع اجرای آیه ها کردند

حکم حق بی نتیجه شد زآنها
بشکستند عهد و پیمانها

ادعا ، ادعای حق گویی
راه اما ره ستم جویی

این دو سر کرده صف باطل
کرده انکار شاهد عادل

فکرشان خدعه کارشان نیرنگ
با حقیقت، حقیقتاً در جنگ

وارد دین بسی خیانت شد
بس جفاها که بر دیانت شد

نقشه ها بهر قتل پیغمبر (ص)
شد بدست دو یار و همسنگر

مشکهایی که خشک غلطاندند
لغوهایی که بر زبان راندند

بس تقلب که زاندو شد ظاهر
بس نجاست که خوانده شد طاهر

شده تضییع بس وصیتها
شوم بوده است هر چه نیتها
 

ای خداوند آگه از اسرار
لعن کن آن دو یار را بسیار

در تمام لیالی و ایام
لعنشان کن خدای من تو مدام 
 

لعنتی که نباشدش پایان
از خداوند باد بر ایشان

هر که یار است و یاور آنها
یا که تسلیم باور آنها

هر که امداشان نموده دمی
رهرو راهشان شده قدمی

هر که در سر هوایشان دارد
در دلش گر که جایشان دارد

مهر این دو هر آن که در دل داشت
باغ آتش برای خود می کاشت

ای خداوند خالق دو جهان
از عذابت به جمعشان بچشان

از عذابی که جمله دوزخیان
زان عذابند استغاثه کنان

لعن کن ای خدای عالمیان
هر که با این دو گشت هم پیمان

از عذاب الیم و بی پایان
دم بدم بر مشامشان بچشان

لعن فرما خدا، یکایکشان
واز عذابت به جمعشان بچشان
 

 



پنج شنبه 97 آبان 24 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin