سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

انتخاب ناب

شعر وفات حضرت معصومه سلام الله علیها

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (77)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (155)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (90)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (27)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (139)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (5)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (11)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (22)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (9)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (41)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (14)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (7)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (17)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (202)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (119)

سروده های دیگر (111)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 570420
بازدید امروز :218
بازدید دیروز : 298
تعداد کل پست ها : 1048

 

تک بیت های حزن انگیز

1
پشت در است حضرت زهرای مرضیه(س)
آهسته تر فشار بده درب خانه را

2

گفتم تو را به دخت پیمبر(ص) کتک مزن
حالا که می زنی کمی آهسته تر بزن

3

هیزم نیاز نیست که این درب چوبی است
آورده اید این همه هیزم برای چه ؟

4

از بهر قتل فاطمه(س) کافی است میخ در
شمشیر و نیزه ، سُم ستوران برای چیست ؟

5

در زیر دست و پا شده له دختر رسول(ص)
این است  رسم مهر و موّدت به اهل بیت(ع)!!؟

6

نیلی شده است صورت مادر گمان کنم
سیلی به صورتش زده اند نانجیب ها

7

عشق علی(ع) است مسجد و محراب پس چرا
او را به سوی مسجد و محراب می کشید؟

8

آید صدای ناله ی زهرا(س) ز پشت در 
رحمی که بار شیشه به دوشش گرفته او

9

این خانه ای که جای نزول ملائک است 
در آتش جهالت و بغض و حسد بسوخت

10

بستند با طناب دو دست علی(ع) و بعد
او  را برای بیعت با ظلم می برند

11

بردی فدک به زور مگر کافی ات نبود
سیلی زدن به صورت زهرا دگر چرا ؟

12

گفتی از اسلام و از قرآن حمایت می کنم
سوره کوثر چرا در زیر پا افتاده است ؟

13

دیده باید خون بگرید در عزای فاطمه(س)
گر نسوزم از غم زهرا(س) مسلمان نیستم 

 



سه شنبه 99 مهر 29 | نظر بدهید

 

میلاد کوثر قران

سوره کوثر به دنیا آمده قران بخوان
حمد و اعطینا و نور و قدر و الرحمان بخوان

روز میلاد گل باغ ولایت فاطمه(س) است
وقت خواندن نغمه ها  را با لب خندان بخوان
---
سوره کوثر به دنیا آمده کوثر بخوان
نغمه ها را عاشقانه مثل پیغمبر(ص) بخوان

در مدیح حضرت صدیقه(س) می خوانی اگر
نغمه ها زیباست اما باز زیباتر بخوان
---
سوره کوثر به دنیا آمده زیبا بخوان
همنوا با ساکنان عالم بالا بخوان

نغمه ها وقتی که زهرایی است زیبا می شود
نغمه هایت را برای حضرت زهرا(س) بخوان
---
برترین بانوی عالم حضرت زهرا(س) سلام
کعبه می گردد به گرد تو به روز و شب مدام

شد مدینه از قدومت همچو فردوس برین
بوی جنت می رسد از خاک کویت بر مشام
---
زمینی هستی و از آسمان هم آسمانی تر
و رفتار تو از هر مهربانی، مهربانی تر

تو هستی تا قیامت روشنی بخش ره شیعه
تو باشی جاودان از جاودان هم جاودانی تر 



شنبه 98 بهمن 26 | نظر

 

مدح حضرت زهرا سلام الله علیها

فاطمه(س) ای پاره ی قلب رسول(ص)
هست تولای تو حج قبول

ام پدر سرور نسوان تویی
ترجمه ی کوثر قران تویی

ای شده از عطر تو خوشبو بهشت
با تو مدینه شده بانو بهشت

ای که تو بر شیعه چو تاج سری
از همه زن های جهان برتری

ای که تو محبوب دل حیدری
میوه ی قلب و دل پیغمبری

فاطمه (س) ای سرور اهل بهشت
جمله عقول از کرمت در شگفت

ای که تویی الگوی ایمان و صبر
شافعه ی شیعه تویی روز حشر

 معنی و مفهوم تولا تویی
لوء لوء و مرجانی و زهرا تویی

ای که تو محبوب خدا گشته ای
نور دل آل عبا گشته ای

آتش دوزخ شده منع از شما
خاک تو بر دیده ی ما توتیا

حوریه، مرضیه و زهرا تویی
وحی تویی، صورت و معنا تویی

ای که تویی قبله ی حاجات ما
نام تو تسبیح و مناجات ما

فاطمه چون قلب پیمبر(س) تویی
ام ابیهایی و دختر تویی

سرور نسوان جهان فاطمه(س)
حجت و برهان عیان فاطمه(س)

شادی قلب و دل پیغمبری
بر همه ی اهل جهان سروری

نام تو شد بهجت قلب رسول(ص)
فاطمه(س) و طاهره، زهرا، بتول

 خشم تو شد باعث خشم خدا
هست رضا حق به رضای شما

ای که تویی شرح کتاب خدا
ایمنی از خشم و عذاب خدا

فاطمه(س) ای منتخب کردگار
شیعه ی تو در دو جهان رستگار

ای که سراپا تویی احسان و جود
شافع شیعه تو به یوم الورود

روح و تن و قلب رسول مبین
حوریه هستی تو به روی زمین

ای که تویی مایه هر افتخار
شیعه به پای تو کند جان نثار

شیعه ی تو هست چه خوش سرنوشت
هست به دست تو کلید بهشت

فاطمه جان هر که تویی یاورش
در دو جهان تاج شرف بر سرش

نور خدا روشنی خانه ات
مرغ سعادت به روی شانه ات

ای که رسیدی تو به اوج کمال
شرح کمالات تو امری محال



پنج شنبه 98 بهمن 24 | نظر

 

شعر ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها

فاطمه(س) ای پاره ی قلب رسول(ص)
ای که هم معصومه هستی هم بتول

ام بابا سرور نسوان تویی
آیه آیه کوثر قران تویی

از شمیم تو شده خوشبو بهشت
گل تویی از تو شده گلبو بهشت

ای که تو بر شیعیان تاج سری
از همه زن های عالم برتری

ای تو محبوب ختام المرسلین(ص)
برده ای دل از امیر المومنین(ع)

فاطمه (س) ای سرور اهل بهشت
از کرامات تو عالم در شگفت

دختر پیغمبری یا فاطمه(س)
وارد جنت شوی قبل از همه

آیه ی تطهیر را معنا تویی
لوء لوء و مرجان تویی، زهرا تویی

ای که محبوب خدایی فاطمه(س)
محور آل عبایی فاطمه(س)

آتش دوزخ شده منع از شما
خاک پایت شیعیان را توتیا

حوریه، مرضیه و زهرا تویی
آیه های وحی را معنا تویی

ای که تو محبوب قلب حیدری
تو عزیز حضرت پیغمبری

فاطمه چون قلب پیغمبر(س) تویی
بر رسول الله(ص) چون مادر تویی

سرور نسوان امت فاطمه(س)
حجت و برهان امت فاطمه(س)

شادی قلب رسول اکرمی
تو به درد او شفا و مرهمی

نام تو شد بهجت قلب رسول(ص)
فاطمه(س) و طاهره، زهرا، بتول

ای که خشمت باعث خشم خداست
گر رضا باشی، خدا از ما رضاست

شرح و تفسیر کتاب حق تویی
ایمنی بخش از عذاب حق تویی

فاطمه(س) ای انتخاب کردگار
شیعیانت در دو عالم رستگار

ای که هستی تو همه احسان و جود
شافع هر شیعه در یوم الورود

روح و قلب و جان پیغمبر تویی
ترجمان سوره ی کوثر تویی

بر سر هر شیعه تاج افتخار
شیعیان هر یک برایت جان نثار

شیعیان هستند چه خوش سرنوشت
هست در دست تو مفتاح بهشت

هر که را زهراست یار و یاورش
در دو عالم تاج عزت بر سرش

روشن از نور خدا شد خانه ات
مرغ حق بنشسته روی شانه ات

فتح کردی قله ی فضل و کمال
شرح خوبی های تو امری محال



چهارشنبه 98 بهمن 23 | نظر

 

کوثر قران زمین خورد

در پشت در تا کوثر قران زمین خورد
پژمرده شد گل، گلشن و بستان زمین خورد

از ابر چشم آسمان خونابه می ریخت
خونابه ها باران شد و باران زمین خورد

ای وای من سیلی به روی مادری خورد
در بین کوچه از ستم پیمان زمین خورد

از ضرب در پهلوی مادر شد شکسته
در پشت در آن مادر بی جان زمین خورد

حیدر(ع) شنید این قصه را از پای افتاد
او دست غم می زد  به سر سلمان زمین خورد

وقتی علی(ع) را سوی مسجد می کشیدند
از غصه و غم عالم امکان زمین خورد

چون رو گرفت از شوی خود زهرای اطهر
 فضه ز داغ فاطمه(س)، گریان زمین خورد

از ماجرای کوچه شد تاریک دنیا
خورشید و ماه و اختر تابان زمین خورد

شد کوه ایمان پشت در مضروب آن روز
یعنی که آنجا کوهی از ایمان زمین خورد

زهرا(س) و حیدر(ع) معنی میزان و عدلند
با ضربه ای هم عدل و هم میزان زمین خورد



سه شنبه 98 بهمن 8 | نظر

 

بیت الاحزان

شد فاطمیه فاطمه(س) مهمانمان کرد
از داغ خود افسرده و نالانمان کرد

چون مرغ جان او پرید از آشیانه
داغ غم و هجران او ویرانمان کرد

چشمان ما از داغ او دریای غم شد
جوشید غم در سینه و طوفانمان کرد

در پشت در وقتی  که شد پهلو شکسته
ما را به بند غصه ها زندانمان کرد

سیلی به روی دخت پیغمبر(ع) که می خورد
درد و بلایش بی سر و سامانمان کرد

در پیش چشمان پسر وقتی زمین خورد
دریای غم را راهی چشمانمان کرد

وقتی که او رو می گرفت از شوهر خود
رفتار او با شوی خود حیرانمان کرد

شد این جهان از داغ زهراء بیت الاحزان
دلها پر از غم شد، غمش گریانمان کرد



یکشنبه 98 بهمن 6 | نظر

 

ایام فاطمیه

در راه دوست تا که سر و جان نثار کرد
هر دیده را ز غصه و غم جویبار کرد

پرواز کرد و رفت به اوج فلک ولی
ما را به درد و رنج و غم خود دچار کرد

ایام ما به رنگ خزان شد الی الابد
تقویم را خزان غمش بی بهار کرد

دارم عجب چرا پس از او زنده ایم ما
پرواز کرد و خاک زمین را مزار کرد

افلاکیان هم از غم او گریه می کنند
جبریل را ز رفتن خود داغدار کرد

دیوار و در، تمام جهان را به غم نشاند
لرزید عرش حق، چه به او آن فشار کرد

زهرا(س) شهیده گشت از این ظلم اهرمن
دیو سیاه ظلم، ستم بی شمار کرد

مرغی پرید و عالم و آدم به غم نشست
تاریخ را برای ابد شام تار کرد

مخفی است قبر او و نجستیم از او نشان
ما را هوای مدفن او بیقرار کرد

دست عزا زند ز غمش عالَمی به سر
هر شیعه را مصیبت او سوگوار کرد



شنبه 98 بهمن 5 | نظر

 

ماجرای در و دیوار

سوره ی کوثر قران کریم
دختر پیغمبر(ص)
بود در بستر بیماری و بد احوالی
آخر زندگی زهرا(س) بود
گفت: با شیر عرب حیدر کرار (ع) چنین
یا علی(ع)
آنچه نگفتم به تو
گویم امروز
تا که آسوده و آرام روم از دنیا
گفت: حیدر (ع) که
بفرما سخنت را زهرا(س)
و چنین گفت:گل سر سبد باغ ولایت به علی (ع)
لشکر کفر و نفاق
سمت این خانه چو آورد هجوم
پشت در رفتم و دستانم را
چو ستونی کردم  
تا عدو وارد خانه نشود
یا علی(ع)
قدرت بازوی من آنقدر نبود
تا که من مانع آن لشکر دجاله شوم
شعله ور بود در چوبی خانه آن روز
خواستم تا که نبیند کسی صورت من
پشت در رفتم و گردید پناهم آنجا
یا علی(ع)
پیرهنم شعله گرفت
بین دیوار و  در و شعله ی آتش بودم
نفسم بند آمد
و در آن حال صدایت کردم
یا علی...
یا علی...
یا علی...
و عدو نام تو را چون که شنید
از سر بغض و عناد
آن در سوخته را
داد فشار
پهلوی من بشکست
میخ در سینه ی من را آزرد
محسنم  را کشتند
بعد هم
سیلی محکم دجاله ی مشهور عرب
صورتم را آزرد
آن سوی صورت من خورد به دیوار
و محکم به زمین افتادم
چادرم خاکی شد
چون که آن لشکر سیصد نفره
می دویدند به سوی خانه
غیر ممکن شده بود آن که ز جا بر خیزم
شعله می زد به سر و صورت من
آتش و دود
هرم آتش
به خدا
صورت نیلی من را سوزاند



چهارشنبه 98 بهمن 2 | نظر

 

رباعیات فاطمیه

تا میخ در به سینه زهرا(ع) فرو نشست
ارکان آسمان و زمین همزمان شکست

آتش گرفت تا که در خانه ی علی(ع)
آیات وحی سوخت و اوراق آن گسست
---

 وقتی عدو به خانه حیدر(ع) هجوم برد
کوه عناد و  شرک به کوثر هجوم برد

کشتی دین دچار تلاطم شد آن زمان
دجاله ی نفاق به لنگر هجوم برد
---
می خواست تا که حافظ آل عبا(ع) شود
یک زن چگونه مانع دجاله ها شود

حالا که  او حریف هجوم ستم نشد
باید به راه حضرت داور فدا شود
---
وقتی کشید شعله در خانه ی علی(ع)
آتش گرفت پیرهن دختر نبی(ص)

پهلوی او شکسته شد و صورتش کبود
مائیم از سقیفه نشینان به حق بری
---

بس که بازی با صبوری های حیدر(ع) کرد او
چشم او را از غم داغش ز خون تر کرد او

می زند بر سر زداغش حیدر(ع) خیبر شکن
 لحظه ها را از برایش روز محشر کرد او



چهارشنبه 98 دی 18 | نظر

 

آن روز

 

شعله ها تا به آسمان می رفت، بود زهرا (س) به پشت در آن روز
میخ در می شکافت سینه ی او، شد شکسته یکی گهر آن روز

چند نامرد بی خبر ز خدا با لگد در زدند و در بشکست
سوی در رفت دخت پیغمبر(ص)، جان او بود در خطر آن روز

دخت پیغمبر خدا(ص) می خورد، سیلی از دشمن خدا و رسول(ص)
صورتش گشته بود نیلی رنگ، دست او نیز بر کمر آن روز

بین کوچه به زیر مشت و لگد، دختر خاتم النبین (ص) بود
بار شیشه به دوش زهرا(س) بود دشمنش نیز پر شرر آن روز

پدری را به زور می بردند، مادری را میان کوچه زدند
شاهد ماجرای کوچه ی غم، از قضا بود یک پسر آن روز

سوی مسجد که می کشانیدند قبله ی اهل آسمان ها را
دخت پیغمبر خدا(ص) چون کوه بر امیر عرب سپر آن روز

باغ اسلام سوخت در آتش، شاخه ها یک به یک شکسته شدند
از درختی که با صفا تر بود ناگهان ریخت برگ و بر آن روز

چون شکستند قامت خورشید، روز تاریکتر شد از شب تار
روز شیعه چقدر شد تاریک،شب دیجور بی سحر آن روز

ضربه ی در شکست پهلو را، میخ در کرده سینه را مجروح
طاقتی طاق شد ز غصه و غم، شد کمان قامت قمر آن روز

بسته بار سفر انیس علی(ع)، و علی(ع) مانده یکه و تنها
 او برای بیان راز دلش، چاه را داشت در نظر آن روز

شد به نفرین حضرت زهرا(س)، مبتلا آن که زد به در آتش
دل زهرا(س) شکسته بود از غم، سوز آهش چه پر اثر آن روز ...

 



سه شنبه 98 آبان 14 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin