سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 

اشک شفق

 
 

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال تلگرام اشک شفق

 

مطالب اخیر

چشمه ی نور

حصن حصین

جواد آل محمدع

مقصد مسافران

سلسله ی موی دوست

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (60)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (127)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (75)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (21)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (108)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (2)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (7)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (15)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (4)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (37)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (8)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (3)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (12)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (147)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (92)

سروده های دیگر (74)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 405834
بازدید امروز :19
بازدید دیروز : 168
تعداد کل پست ها : 797

 

شهره

یابن الحسن(عج) بدون تو عمرم تباه شد
ساعات عمر من همه صرف گناه شد

حالا که پای من لب گور است ای دریغ
عمرم تباه گشته و رویم سیاه شد
---
جمعی برای دیدن رویت در انتظار
جمعی همیشه دیده به سویت در انتظار

یک عده نیز چشم به راه تو مانده اند
در آرزوی آب وضویت در انتظار
---
تسبیح لحظه لحظه ی عمرم بیا بیا
ای علت همیشه ی شکرم بیا بیا

عمر بدون روی تو عسر است ای امام
ای کرده یاد تو همه یسرم بیا بیا
---
یابن الحسن(عج) بیا و بیاور بهار را
پایان ببخش فصل غم و انتظار را

دشمن به جنگ دین خدا کرده عزم جزم
بیرون کن از غلاف دگر ذوالفقار را
---
در شیعه گری که شهرگان شهریم
معروفترین منتظران دهریم

یک عمر به انتظار تو می مانیم
ما شیعه ی شهره ی فراق و صبریم



چهارشنبه 97 تیر 20 | نظر

 

دلنوشته

آقا دمی نظر به گدا کن چه می شود
ما را ز رنج و غصه رها کن چه می شود

درد فراق تو زده آتش به جان ما
درد فراق را تو دوا کن چه می شود
---
چه می شود که ببینم جمال دلبر را
چه می شود که به پایش فدا کنم سر را

چه می شود که چو پروانه گرد او گردم
چه می شود که بسوزم ز شمع او پر را
---
ای چشم و چراغ ما کجایی آقا
ای رهبر و مقتدا کجایی آقا

امروز به داد ما برس آقا جان
 بر درد بشر دوا کجایی آقا
---
آقا به عشق خویش اسیرم نموده ای
اما ز درد هجر تو پیرم نموده ای

دستم تهی ولی دل من پر ز مهر توست
بودم گدای تو، تو امیرم نموده ای
---
هیچ پیدا نشود مثل و نظیرت آقا
دیده بگشودم و دل گشت اسیرت آقا

هرچه دارم همه از مرحمت حضرت توست
شاکرم از تو و از خیر کثیرت آقا



چهارشنبه 97 تیر 13 | نظر بدهید

 

صد آفرین

کسی را می شناسم ارتفاعی تا خدا دارد
میان سینه ی خود قلب پاکی از طلا دارد

شفا بخش تمام درد های ماست نام او
برای جمله ی آلام انسان ها دوا دارد

گدایان در او پادشاهان جهان هستند
به تعداد تمام رهروان حق گدا دارد

بدون او همه عالم به یک ارزن نمی ارزد
و با او هر کجا از عالم هستی صفا دارد

همه اهل زمین دلدادگان کوی او هستند
و او در آسمان ها هم هزاران مبتلا دارد

هراسی مومنین را نیست در دل از غم طوفان
چرا که کشتی دین همچو اویی ناخدا دارد

خدا چون آفرید او را به خود صد آفرین گفته
هزاران آفرین بر او که از حق مرحبا دارد



پنج شنبه 97 اردیبهشت 27 | نظر

 

نور علی نور

ای که تو امید دل حیدری
وی که در این عصر به ما رهبری

شکر خدا را که در این انجمن
من به مدیح تو بگویم سخن

نور علی نور گل فاطمه(س)
ماشع و مامور گل فاطمه(س)

مبداء الایات خدا مهدی(عج) است
مبطل احکام دغا مهدی(عج) است

مجتهد و محسن و مامون تویی
اصل تویی، فرع تو، کانون تویی

مجدد دین خدا جز تو کیست؟
جاهد آئین خدا جز تو کیست؟

حافظ دین ، محیطی و محمد
واسطه ی فیض خدای سرمد

محقق و محیی ایمان تویی
معنی آیه های قران تویی

نقطه ی پرگار دو دنیا تویی
ما همگی بنده و مولا تویی

مخبر و مخزون و مدبر تویی
پاک تر از پاک و مطهر تویی

مرکز امید و مدخر تویی
مرتقب شیعه ، مذکر تویی

ای تو مذل همه اعدای دین
منتظرانت همه ی مومنین

ای به شب تار بشر چون قمر
مرشد و مرضی تویی و مستتر

ای که تو مستنصری و مشتهر
ای به شباهت خود خیر البشر

ای که تو مستوری و مشهود نیز
کعبه ی مقصودی و موجود نیز

چون که ز خورشید فروزانتری
از همگان یک تنه دل می بری

ای که سرآغازی و پایان کار
برده ای از ما دل و دین بی شمار

معدن هر علم و معبر تویی
در شب تاریک منور تویی

هم تو معز هستی و هم معلنی
معدن ایمان تویی و مومنی

مهدی زهرا و معاذ بشر
مفرج الکرب، دلیل ظفر

مقتصر و مفضل و مفزع تویی
نور تویی طالع و مطلع تویی

ای تو مقدم تو تواناترین
نور دل جمله ی اهل یقین

منتصر و منتظر و منتقم
هست ز توصیف تو عاجز قلم

منعمی و ناجی امت تویی
مهتدی و هادی امت تویی

مهدی زهرایی و روشنگری
لیل، ضحی، بینه و کوثری

ای خجل از روی تو آئینه ها
حاضری و غایبی از چشم ما

ای که ترازویی و میزان حق
در همه دم گوش به فرمان حق

موءتمر و موءتمن و موءملی
چشم به راهیم، بیا، یاعلی(ع)

موفق و مهذب و موءید
صل علی احمد(ص) و آل احمد(ص)



یکشنبه 97 اردیبهشت 23 | نظر

 

رباعیات صلوات

بر علت ایجاد دو دنیا صلوات
بر حیدر(ع) و بر ام ابیها صلوات

ما منتظران صبح فردا هستیم
بر صبح ظهور گل زهرا(س) صلوات
***
جویی تو اگر طریق ایمان و نجات
یا تشنه لبی تشنه لب آب حیات

بفرست تو با صوت جلی در همه دم
بر پنج تن آل محمد(ص) صلوات
***
بر ترجمه سوره ی کوثر صلوات
بر نور دل بتول(س) و حیدر(ع) صلوات

امروز که روز نیمه ی شعبان است
بر مهدی فاطمه(س) مکرر صلوات
***

بر رهبر و رهنمای امت صلوات
بر باعث هر رحمت و نعمت صلوات

بر منجی عالم از همه ظلمت و ستم
بر اصل ولایت و امامت صلوات
***
گویند فرشتگان به مهدی(عج) صلوات
با شوق و ز عمق جان مهدی(عج) صلوات

با حضرت دوست هم سخن باید شد
هر جا و به هر زمان به مهدی(عج) صلوات
***
بر چهره ی با صفای مهدی(عج) صلوات
بر دست گره گشای مهدی(عج) صلوات

دائم به دعا دو دست او سوی خداست
بر صوت خوش و دعای مهدی(عج) صلوات



سه شنبه 97 اردیبهشت 11 | نظر

 

شعر ولادت امام زمان عج

نیمه ی شعبان شد و هنگام عید
عید گل فاطمه(س)، عید سعید

ای همه ی منتظران ظهور
ای همگی منتظرانی صبور

شعر من امروز اگر مثنوی است
حامل صدها سخن معنوی است

شرح گل فاطمه(س) است این مقال
او که سراپاست کمال و جمال

مهدی زهرا (س) و ابوالقاسم است
اوست اباصالح و او قائم است

او پسر فاطمه (س) و حیدر(ع) است
آمر معروف و به ما رهبر است

معنی احسان و فداکاری است
اسوه ی دین داری و بیداری است

بدر تمام است گل فاطمه(س)
اوست به تاریکی شب خاتمه

تالی و همتای کتاب خداست
معنی قران و به ما مقتداست

اوست تقی، اوست تلاد النعم
باعث نابودی ظلم و ستم

جعفر و جمعه و جواد است او
شافع محشر و معاد است او

جامع الکلم است و جابر است
دشمن هر مشرک و هر کافر است

حاشر و حاصد و حاضر است
حافظ الاسرار و به حق یاور است

اوست حلیم ، اوست حق الجدید
آمد و شد شام سیاهم سپید

خیر و خلیل است و خلف نیز اوست
پاک تر از آب طهور وضوست

خائف و خاتمه ی اوصیاست
خاک قدمهاش همه توتیاست

داعی و دیان و دلیل است او
ماهتر از ماه و جمیل است او

اوست ذوالحلم و همو ذوالفقار
کشت مرا در غم او انتظار

رحمت گسترده حق مهدی(عج) است
ریشه کن ظالم و بدعهدی است

مالک گیتی، پسر حیدر(ع) است
او به یقین منتقم مادر است

مایه ی امید و رشید و رضی است
او به پیام آور از حق وصی است

او زکی و سابق و سراله است
از همه اسرار خدا آگه است

واسطه ی فیض خداوند اوست
بر روی لب غنچه ی لبخند اوست

سید و سیف الله و ستر الله است
هر که به راهش نرود گمره است

اوست سراج، اوست سروش خدا
اوست به درد بشریت دوا

شافع و شاهد است و شمس الظلام
سایه ی او بر سر ما مستدام

صاحب دین مهدی(عج) صاحب زمان
ترجمه ی صوم و صلات و اذان

صاحب صمصام به یوم الفتوح
کشتی او ناجی امت چو نوح

صدق و صراط ، صابر و شایسته است
مثل علی(ع) صالح و وارسته است

اوست ضحی، اوست ضیاء، اوست تین
ترجمه ی ساده ی حق الیقین

اوست که طاووس بهشت خداست
گلشن دین از قدمش با صفاست

منتقم خون حسین(ع) است او
نور دل و نور دوعین است او

اوست که هم طیب و هم طاهر است
ترجمه ساده ای از کوثر است

اوست اباصالح و او طالب است
اوست که بر دشمن دین غالب است

عصمت دین، عاقبه الدار اوست
باعث سرسبزی گلزار اوست

عبد خدا، عدل خدا، عالم است
اوست ابا صالح و او قائم است

او علم النور و علم الهداست
اوست که سر چشمه ی آب بقاست

اوست فقیه، او فرج المومنین
اوست به حق قبله ی اهل یقین

فطره الانام ، فرج الاعظم است
بر همه ی درد بشر مرهم است

اوست که هم فاتح و هم فاضل است
اوست که هم فاتق و هم عادل است

او قمر الزاهر و قران هم اوست
قصر مشید، قیم زمان هم اوست

قائم و قابض و قوام اوست
ناجی دین، منجی اسلام اوست

اوست کریم ،اوست کاشف الغطاء
معنی قران و کتاب و دعاء

معنی وحی است و زبان خدا
اوست صراط، اوست طریق هدا

دست دعا سوی خدا می برم
شکر خداوند به جای آورم

شکر که مهدی(عج) است امام زمان
شکر که نامش شده ورد زبان

سایه ی مهدی(عج) به سرم جاودان
عید مبارک به همه شیعیان



یکشنبه 97 اردیبهشت 9 | نظر

 

اسوه ی زیبایی

من طالب دیدارم ای اسوه ی زیبایی
نادیده تو دل بردی، ای یوسف زهرایی

یک عمر غم هجران آتش زده بر جانم
هم عمر زکف رفت و هم صبر و شکیبایی

رخصت بده تا بینم یک دم رخ ماهت را
عشق است مرا آن دم ای ماه تماشایی

یک لحظه اگر افتد چشمم به جمال تو
آن لحظه مرا باشد یک لحظه ی رویایی

آن کس که تو را دارد، دارد همه عالم را
دارا تر از او اما، آن را که تو مولایی

بی تو به خدا سوگند ما مرده و بی جانیم
آقا نظری فرما، ای روح مسیحایی

عیب است ز ما آقا، توفیق تماشا نیست
چشم و دل ما کور است، والله تو پیدایی

ای از همگان بهتر، بی یار چرا هستی؟
دل دار ولی بی یار، به به چه معمایی

ای سرو گلستان سرسبز ولا مهدی(عج)
نادیده کسی سروی با این قد رعنایی

امروز که عمرم رفت در آرزوی رویت
چشمم به دو دست توست در موعد فردایی 



پنج شنبه 97 اردیبهشت 6 | نظر

 

گل فاطمه (س) کجایی؟

شده دیده چشمه ی خون،گل فاطمه(س) کجایی؟
چه شود که از ره لطف، نظری به من نمایی

من دردمند و مسکین، در خانه ی تو آیم
به امید آن که شاید به رویم تو در گشایی

تو که صاحب اختیار همه عالم وجودی
در خانه ات نشینم، به بهانه ی گدایی

ز فراق روی ماهت، شده درد و غم نصیبم
تو دلیل رفع غمها، تو به دردها دوایی

بنشسته از فراقت روی دل غبار غصه
تو بیا که دل بگیرد ز وصال تو جلایی

ز زمین بلا بخیزد، ز سما بلا بریزد
تو بیا، بیا بیا تو، تو که دافع بلایی

تو اگر که هیچ از من به جز از جفا ندیدی
به عوض ندیده ام من ز تو غیر با وفایی

به لبم همیشه نامت، همه دم دهم سلامت
که تو قبله گاه عشقی، که تو جلوه ی خدایی

تو بهشت آرزوها، تو حقیقت وجودی
چه غمم ز ظلمت شب، تو چراغ رهنمایی

ره تو ره سعادت،تو نهایت هدایت
تو ادامه ی رسالت، تو به عشق انتهایی

به روی دو دیده جایت، دل من حرم سرایت
چه شود ببیند آقا، رخ دوست مبتلایی

تو بیا بیا که بی تو شده دیده چشمه ی خون
شده دیده چشمه ی خون، گل فاطمه(س) کجایی؟



پنج شنبه 97 فروردین 16 | نظر

 

امسال هم گذشت

شد سال تمام و خبر از یار نیامد
آن روشنی دیده ی بیدار نیامد

در آرزوی صبح وصالش بنشستیم
افسوس که آن ماه شب تار نیامد

بیمار غم هجرت یاریم همه عمر
افسوس طبیب دل بیمار نیامد

با شوق وصالش سر بازار نشستیم
افسوس که او بر سر بازار نیامد

ما دلشدگان منتظران رخ اوئیم
افسوس که آن دلبر و دلدار نیامد

شد فصل گل و لاله و گردید بهاران
افسوس که آن زینت گلزار نیامد

پروانه صفت گرد رخش رقص کنانیم
افسوس که آن نقطه پرگار نیامد

هر چند شنیدیم خبرهای فراوان
از او خبری در همه اخبار نیامد

گفتیم بیا، هیچ نرفتیم به سویش!
مائیم گنه کار که یک بار نیامد

گفتیم بیا دیده ی ما فرش ره توست
چون دیده ی ما بود گنه کار، نیامد

یک سال دگر بی رخ دلدار هدر رفت
شد سال تمام و خبر از یار نیامد



پنج شنبه 96 اسفند 24 | نظر

 

بارش باران

بی روی یار فصل بهاران جهنم است
گلزار و باغ و گلشن و بستان جهنم است

سبزی و خرمی همه با یار ممکن است
بی یار سایه سار درختان جهنم است

با او کویر خرم و سرسبز می شود
بی او تمام دشت و بیابان جهنم است

بخشند گر که تخت سلیمان به آدمی
بی روی یار تخت سلیمان جهنم است

جان در فراق یوسف زهرا(س) به لب رسید
کنعان بدون یوسف کنعان جهنم است

او را ندیده ایم و دل از ما ربوده است
بی او تمام عالم امکان جهنم است

درمان دردهاست تماشای روی یار  
بی روی یار، دارو و درمان جهنم است

با یار زیر بارش باران خوشیم ما
بی روی یار بارش باران جهنم است

هر جا که یار هست، همانجا بهشت ماست
بی روی یار جنت رضوان جهنم است



شنبه 96 اسفند 5 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin