سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

انتخاب ناب

شعر وفات حضرت معصومه سلام الله علیها

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (77)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (155)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (90)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (27)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (139)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (5)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (11)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (22)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (9)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (41)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (14)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (7)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (17)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (202)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (119)

سروده های دیگر (111)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 570393
بازدید امروز :191
بازدید دیروز : 298
تعداد کل پست ها : 1048

 

بعید نیست

جان جهان نثارت اگر شد بعید نیست
دلها همه شکارت اگر شد بعید نیست

فرش ره تو دیده ی ما شیعیان شده
بر چشم ما گذارت اگر شد بعید نیست

تو کعبه ای و ما همه حاجی کوی تو
جبریل پرده دارت اگر شد بعید نیست

مرغ دلم اسیر کمند نگاه توست
دل ساکن دیارت اگر شد بعید نیست 

آن کس که بوده در همه ی عمر مست تو
شیدایی و خمارت اگر شد بعید نیست

بار گنه به دوش ولی عاشق توئیم
عاشق دلیل عارت اگر شد بعید نیست

وصف جمال توست که دل برده از بشر
زندیق هم دچارت اگر شد بعید نیست

تقصیر ماست علت تاخیر در فرج
افزون تر انتظارت اگر شد بعید نیست

واژه برای از تو سرودن توان نداشت
وصف یک از هزارت اگر شد بعید نیست



پنج شنبه 99 آبان 29 | نظر بدهید

 

هوای جمکران

دل لبریز از عشقم هوای جمکران دارد
هوای پر کشیدن تا به اوج آسمان دارد
تمنّای تماشای رخ صاحب زمان(عج) دارد
کنار جمکران او دل من آشیان دارد

شب جمعه دلم صاحب زمانی می شود آری
به عشق دیدن رویش، کشد تا صبح بیداری

از اینجا بار بربست و سفر آغاز کرد این دل 
به عشق دوست تا اوج فلک پرواز کرد این دل
دوباره پر گشود و هجرتی ممتاز کرد این دل
به کار عاشقی این بار هم اعجاز کرد این دل

شب جمعه دل من می رود تا جمکران دوست
که شاید باشد او یک شب انیس و همزبان دوست

دل من حاجی آن قبله ی دلهاست ای یاران
دل من قطره و مولای من دریاست ای یاران
دل من ساکن کوی گل زهراست ای یاران
دل من بی رخش آشفته و شیداست ای یاران

شب جمعه شب دیدار روی یوسف زهراست
شب پرواز مرغ دل به سوی یوسف زهراست

دلم با عشق دلبر می پرد تکرار در تکرار 
پرید و رفت از پیشم به شوق دیدن دلدار
برای دیدن دلبر دلم دارد بسی اصرار
دلم را خوش کن ای دلبر تو با یک وعده ی دیدار

شب جمعه دلم تا کوی دلبر می کند پرواز
که با دلبر نماید اوج عشق خویش را ابراز 

نگاهی گر کند باشد نگاه او مسیحایی
ربوده دل ز اهل عالم آن یار تماشایی 
ندیده هیچکس رویی بدین خوبی و زیبایی
تمام خوبرویان محو آن خورشید رؤیایی

دل از روز ازل شد خانه ی آن یار ای یاران
نباشد خانه ی دل خانه ی اغیار ای یاران

نشسته مرغ دل بر شاخسار گلستان او
سپارد گوش جان مرغ دل من بر اذان او
صفایی می کند گاهی به زیر سایبان او
شده شرمنده مرغ دل ز لطف بیکران او

شب جمعه نوای اهل عالم هست یا مهدی(عج)
ز جام باده ی نابت همه سرمست یا مهدی(عج)



سه شنبه 99 آبان 20 | نظر بدهید

 

دوستی کودکانه

کودکانه دوست  می دارم  تو را ده تا فقط
تو بیا اما کنارم لحظه ای آقا فقط

از غم هجر تو می ریزد به دامن اشک من
قطره قطره ریخته تا گشته یک دریا فقط

ای گل زهرا(س) سراغت را گرفتم بارها
از زمین تا آسمان تا هر دل و هر جا فقط

آمدم با پای دل من بارها تا کربلا
در کنار قتله گه در ظهر عاشورا فقط

بارها در جستجویت تا مدینه آمدم
بین کوچه در کنار خانه ی زهرا(س) فقط

خوبرویان گر چه طنازند و دل ها برده اند
برده ای تو یک تنه دل از همه دنیا فقط

در میان خوبرویان نیست همتایی تو را
در همه عالم تویی یکتا و بی همتا فقط

یا اباصالح(عج) به جان مادرت زهرا(س) قسم
شوق دیدار تو ما را هست روح افزا فقط

وحی را معنا و مفهومی نبودی جز شما
همچو اجدادت تو هستی وحی را معنا فقط

خانه ی دل های ما عمری است گشته خانه ات
جای تو پیوسته باشد در دل شیدا فقط

تو بیا تا جان شیرین را کنم قربان تو 
صادقانه دوست می دارم تو را مولا فقط



چهارشنبه 99 آبان 7 | نظر بدهید

 

کلاس جبرانی

 چراغ راهی و در پشت پرده پنهانی 
ز پشت پرده هم ای ماه من فروزانی

هزار مرتبه گفتم دوباره می گویم
هزار تر ز هزار و هزار دستانی

شب فراق تو آقا شبی است تار و کدر
تو در طریق سعادت چراغ ایمانی

به پیش پای تو جان را نثار خواهم کرد
اگر که پرده گشایی که بهتر از جانی

تمام درد بشر از غم جدائی توست
بیا که درد بشر را یگانه درمانی

همیشه ورد لبم آیه های قران است
تو معنی کلمات و تو شرح قرانی

چه می شود بنوازی دو چشم زارم را
بیا به خانه ی چشمم شبی به مهمانی 

دل از تمامی عالم ربوده ای آقا
عسل تر از عسل و گل تر از گلستانی

اگر که خوب نخواندم حدیث عشقت را
دوباره می روم آقا، کلاس جبرانی

بده تو رخصت دیدار خود به من آقا
به حد خواندن این نیم بیت پایانی



پنج شنبه 99 تیر 26 | نظر بدهید

 

شیرین زبانی

روز و شب من در هوایت زندگانی می کنم
پیرم اما با تو احساس جوانی می کنم

عمر کوتاه است اما چند روز عمر را
با شراب ناب چشمت جاودانی می کنم

بار سنگین فراقت را کشم بر دوش خود
زیر این بار گران قد را کمانی می کنم

من برای وصل تو از پای ننشینم دمی
با خدا هم بر سر عشقت تبانی می کنم

تا نگاهت را به خود مشغول سازم اندکی
کودکانه سعی در شیرین زبانی می کنم

من زمینی هستم اما در کنار چون تویی
چون ملائک خویشتن را آسمانی می کنم

من که در وصف تو می گویم سخن هر روز و شب
وقت گفتن در حقیقت دُرفشانی می کنم 



پنج شنبه 99 تیر 26 | نظر بدهید

 

قافیه های عاشقی

در گیر تو هستم تو نمازی تو دعایی
تو قافیه های غزل عشق و صفایی

سجاده گشودم به سویت ای غزل عشق
تو قبله گه عشقی و تو نور خدایی

نام تو شده ورد لبم ای گل زهرا(س)
تو ذکر مناجاتی و تو حمد و ثنایی

تو حاضری و غایب این شهر منم من
با من تو بگو حاضر این شهر کجایی

آن ماه که هستم همه شب محو جمالش
سوگند به قرآن محمد(ص) که شمایی

من در طلب بوسه ای از جام لبانت
یک عمر به دنبال تو در حال گدایی

شد طاقت من طاق ز هحران تو ای عشق
یک عمر غم و غصه و اندوه و جدایی

هر شب دلم از هجر تو با غصه هم آغوش
وقت سحر اما به هوای تو هوایی

از من مگریز ای دل و دین برده ز شیعه
دیدی تو مگر از من دلخسته جفایی



پنج شنبه 99 تیر 26 | نظر بدهید

 

گل زهرایی

گل زیبای حسن رایحه اش روح افزاست
پرورش یافته ی دست علی(ع) و زهراست

گلی از باغ بهشت است و ندارد همتا
به تماشا بنشینید که این گل زیباست

گل زهرا(س) رمضان را چه صفا بخشیده است
با گل فاطمه(س) این ماه بهار دلهاست

عطر جانبخش حسن(ع) در همه جا پیچیده است
که معطر همه ی دامن و دشت و صحراست

محو دیدار حسن(ع) یوسف مصری شده است
یوسف حیدر(ع) و زهرا(س) چقدر خوش سیماست

نه فقط با قدمش کرده زمین را گلشن
گل زهرا(س) و علی(ع) زینت عرش اعلاست

سروها هم سر تعظیم فرود آوردند
گل گلزار علی(ع) بسکه سهی و رعناست

ما گدائیم و در خانه ی او صف بستیم
او کریم است و نوازشگر محروم و گداست

علی(ع) و فاطمه(س) هستند چو دریا و حسن(ع)
گوهر و در گران مایه ای از این دریاست

گل بی خار که گویند گل فاطمه(س) است
صاحب حوض رسول(ص) است و شفیع فرداست



سه شنبه 99 اردیبهشت 23 | نظر بدهید

 

گل زهرایی

جان به قربان تو ای دلبر رویایی من
یاد تو صبح و مسا مونس تنهایی من

قبله گاه منی و بی تو ندارم خور و خواب
دین و دنیای منی یار تماشایی من

بی تو امروز گرفتار جهنم شده ام
وعده ی حق تویی و جنت فردایی من

طاقتم طاق شده از غم هجران رخت
رفته از کف دگر آن صبر و شکیبایی من

طعنه بشنیده ام از دشمن و از دوست مدام
دم زدن از تو شده باعث رسوایی من

دانه ای بودم و با عشق تو دردانه شدم
عشق تو شد سبب رشد و شکوفایی من

دم گرم تو مرا داده حیات ابدی
ای مرا روح و روان روح مسیحایی من

یوسف فاطمه(س) هستی و گل باغ بهشت
خوبتر از همه ای ای گل زهرایی من



پنج شنبه 99 اردیبهشت 4 | نظر بدهید

 

یا ایها العزیز

دارم به سر هوای تو یا ایها العزیز
هر شیعه مبتلای تو یا ایها العزیز

هستم همیشه بر سر خوان کرامتت
ریزه خور سخای تو یا ایها العزیز

بر سر مراست تاج شرافت تمام عمر
چون بوده ام گدای تو یا ایها العزیز

شد با صفا ز مقدم تو عرش کبریا
ای جان من فدای تو یا ایها العزیز

من در تمام عمر زدم دم ز اهل بیت(ع)
در سایه ی لوای تو یا ایها العزیز

باشد رضای حضرت حق در رضای تو
من در پی رضای تو یا ایها العزیز

پوشیده اند بر تن من جامه ی بقا
چون گشته ام فنای تو یا ایها العزیز

غیر از جفا ندیده ای از من تو سالهاست
شرمنده ی وفای تو یا ایها العزیز

دردم بده که درد تو درمان دردهاست
من تشنه ی دوای تو یا ایها العزیز

گردد میسر امر فرج یا امام عصر(عج)
با ذکر ربنای تو یا ایها العزیز

عیدی شیعه دیدن رخسار ماه توست
دست من و عطای تو یا ایها العزیز



سه شنبه 99 فروردین 19 | نظر بدهید

 

دوازده رباعی مهدوی

1

آقا بیا که بی تو جهان جز سراب نیست
ما تشنه ایم و هیچ نشانی ز آب نیست

پر شد جهان ز ظلم و ستم در غیاب تو
آقا بیا که چاره به جز انقلاب نیست
2
آمد خبر که شیعه تو را جان رسیده است
بر درد شیعه دارو و درمان رسیده است

بگذشت شام تیره و هنگام صبح شد
خورشید صبح نیمه ی شعبان رسیده است
3
سید و سرور و سالار می آید روزی
جلوه ی حضرت دادار می آید روزی

ظلمت شب ابدی نیست گذر خواهد کرد
روشنی بخش شب تار می آید روزی
4
عمریست اسیر ظلم شبها هستیم
گمگشته ی در کویر و صحرا هستیم

بگذشت تمام عمر در تاریکی
ما منتظران صبح فردا هستیم
5
طی شد شب ما، طلوع خورشید آمد
شد صبح سپید و نور توحید آمد

آنکس که جدایی اش غمی سنگین بود
با آمدنش برای ما عید آمد
6
گردیده همه عرش خدا گلباران
از خاک زمین تا به سما گلباران

بگذاشت گل فاطمه(س) چون پا به زمین
در مقدم او شد همه جا گل باران
7
ای فصل بهار جلوه ی رخسارت
سرسبزترین باغ جهان گلزارت

ما تشنه ی دیدار تو هستیم آقا
ما را بچشان جرعه ای از دیدارت
8
تو بر سر شیعه سایبانی آقا
معنایی و مفهوم اذانی آقا

لولاک لما خلقت الافلاکت گفت
زیرا که تو صاحب الزمانی آقا
9
تو معدن اسرار خدایی آقا
قران تویی و روح دعایی آقا

بیمار غم فراق رویت هستیم
تنها تو به درد ما دوایی آقا
10
ای آن که یکی ولی برای همه ای
آمینی و پایان دعای همه ای

بی روی تو مردم جهان بیمارند
باز آی که درمان و دوای همه ای
11
بی روی تو روزگار ما ظلمانی است
چون ابر بهار چشم ما بارانی است

باز آی که در فراق رویت آقا
هر شیعه اسیر هجر و سرگردانی است
12
تو وارث ذوالفقار حیدر(ع) هستی
تو ترجمه ی سوره کوثر هستی

ای یوسف زهرا(س) قدمت بر دیده
احیاگر اسلام پیمبر(ص) هستی



سه شنبه 99 فروردین 19 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin