سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

رقیه بنت الحسین علیه السلام

شب خرابه

کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا

دانلود کتاب اشعار آئینی گلستان عشق

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (82)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (164)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (96)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (29)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (145)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (7)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (13)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (23)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (10)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (44)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (16)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (9)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (17)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (211)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (123)

سروده های دیگر (128)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 643902
بازدید امروز :4
بازدید دیروز : 90
تعداد کل پست ها : 1121

 

غروب جمعه

غروب جمعه خدایا چقدر عرفانی است
چقدر حال دل از درد هجر طوفانی است

غروب جمعه به دل لانه می کند غمها
دو دیده از غم هجران یار بارانی است

غم نشسته به دل رنگی از خدا دارد
غمی که آینه ی پاکی و مسلمانی است

غروب جمعه رود مرغ دل به سوی حجاز
نوای  مرغ دلم هم، نوای قرآنی است

تمام عمر کشیدیم درد هجر به دوش
نشان و مهر جدایی به روی پیشانی است

اگر چه بی خبرم از نگار خود همه عمر 
ولی میان دل و یار راز پنهانی است

اگر چه یار شده غایب از دو دیده ی من
ولی به خانه ی دل، کار یار مهمانی است

اگر که درس وفا را نخوانده ام چندی است
غروب جمعه زمان کلاس جبرانی است

اگر که یار قدم روی دیده بگذارد
سرم به پای قدومش ذبیح و قربانی است



جمعه 100 اردیبهشت 3 | نظر بدهید

 

یا مهدی عج بیا

زندگانی بی تو دلگیر است یا مهدی(عج) بیا
آه شیعه آه شبگیر است یا مهدی(عج) بیا

ما به تو امروز محتاجیم یابن العسکری(ع)
گر شود فردا دگر دیر است یا مهدی(عج)بیا

عالم هستی پر است از کفر و تزویر و نفاق
این جهان محتاج تغییر است یا مهدی(عج)بیا

مهربانی رخت بست و قلبها از سنگ شد
سینه ها در بند زنجیر است یا مهدی(عج)بیا

 مانده از قرآن خط زیبا و جلد زرنگار 
وحی بی معنا و تفسیر است یا مهدی(عج) بیا

ما پشیمانیم اگر رنجیده ای از دست ما
شرط تو گر عذر تقصیر است یا مهدی(عج)بیا

یوسف زهرا(س) مس ما را طلای ناب کن
مس ما محتاج اکسیر است یا مهدی(عج)بیا

ریشه ی اسلام خورده تیشه از بی ذوق ها
چاره اما، ذوق و تدبیر است یا مهدی(عج) بیا

کافران هم مهر دین داری به پیشانی زدند
دین اسیر کید و تزویر است یا مهدی(عج) بیا

ماه و خورشید و ستاره، کوه و صحرا و بحار
جملگی در حال تکویر است یا مهدی(عج) بیا

گرچه یک ابلیس سر پیچی نمود از امر حق
روز و شب مشغول تکثیر است یا مهدی(عج) بیا

عامل آیات قرآن نیست در عالم ولی
صحبت از تحقیق و تدویر است یا مهدی(عج) بیا

لطف کن بر چشم ما بگذار پای خویش را 
موقع تشویق و تقدیر است یا مهدی(عج) بیا



سه شنبه 100 فروردین 24 | نظر بدهید

 

یارم کجاست؟

مهربان دلدار من آن یار دیرینم کجاست؟
باعث خوشحالی این حال غمگینم کجاست؟

کفر چشمانش گرفته دین و ایمان مرا
آن که هم دین است و هم ایمان و آئینم کجاست؟

بار سنگین جدایی طاقتم را کرده طاق
آن که بردارد ز دوش این بار سنگینم کجاست؟

کی رساند ظاهر قرآن مرا تا کوی عشق!
ترجمان و باطن طه و یاسینم کجاست؟

سالها بگذشت و بیمارم من از درد فراق 
آن که درمان است اگر آید به بالینم کجاست؟

لانه کرده در دلم غم های عالم ای خدا
آن که باشد باعث آرام و تسکینم کجاست؟

دست سوی آسمان، لب می گشایم بر دعا
ای خدا بعد از دعا آوای آمینم کجاست؟

ننگ بر من چون شد او رنجیده از کردار من
آن که شد رنجیده از اعمال ننگینم کجاست؟



چهارشنبه 100 فروردین 18 | نظر

 

ولادت مهدی منتظرعلیه السلام

سلام ای صورت و معنای والفجر
سلام ای شرح اعطینای والفجر

سلام ای آفتاب کشور حسن
سلام ای ظهر عاشورای والفجر

سلام ای گوهر یکدانه ی عشق
سلام ای لوء لوء دریای والفجر

سلام ای طور سینای ولایت
سلام ای وادی سینای والفجر

سلام ای ماه حسن و بدر کامل
سلام ای جلوه ی سیمای والفجر

من از جام می تو مست مستم
سلام ای حضرت صهبای والفجر

تویی شان نزول کل قرآن
ضحی و لیل و انزلنای والفجر

گل زیبای گلزار ولایت
سلام ای زهره ی زهرای والفجر

تو هستی معنی نور علی نور
توئی خورشید بی همتای والفجر

شب هجران تو تاریکی محض 
تو نور مطلق فردای والفجر

بکن از ریشه ظلم و ظالمان را
تو ای روشن ترین فتوای والفجر

تو هستی ساکن عرش الهی
تو هستی معنی اعلای والفجر

به اوج آسمان پرواز داری
الا ای مرغ خوش آوای والفجر

 تو والیل و تو والشفعی و والوتر
تو هستی صبح روح افزای والفجر

تو را عمریست ما چشم انتظاریم
بیا ای دیده ی بینای والفجر



یکشنبه 100 فروردین 8 | نظر بدهید

 

رباعی صلوات نیمه شعبان

1

به نام نامی مهدی(عج) منتظر صلوات
به اشک دیده ی او موقع سحر صلوات
به لحظه لحظه ی عمرش که منتظر بوده
برای امر فرج، با دو چشم تر صلوات

2

به ماه عارض مولای عاشقان صلوات
به انتهای تمنای شیعیان صلوات
همیشه ورد مناجات مؤمنان مهدی (عج) است
به نغمه های مناجات مؤمنان صلوات

3

بر یوسف زهرا(س) و پیمبر(ص) صلوات
بر نور دل و دیده ی حیدر(ع)صلوات
آمد به جهان تر جمه ی وحی خدا
بر معنی فجر و قدر و کوثر صلوات

4

بر چهره ی نورانی مهدی(عج) صلوات
بر نغمه ی قرآنی مهدی(عج) صلوات
امشب همه میهمان مهدی(عج) هستیم
بر خدمت رحمانی مهدی(عج) صلوات

5

بر عارض ماه روی مهدی(عج) صلوات
بر زمزم و بر وضوی مهدی(عج)صلوات
او احمد(ص) ثانی است از حسن و کمال
بر خصلت و خلق و خوی مهدی(عج) صلوات



یکشنبه 100 فروردین 8 | نظر بدهید

 

شعر ولادت حضرت مهدی عج

مهدی(عج) است و یک دنیا دل همه گرفتارش
ماه و اختر و خورشید، جمله شمع انوارش

شیعیان تمام عمر، با دو چشم پر امید
با بضاعت مزجاة، یک به یک خریدارش

پشت پرده پنهان شد سال های سال ایشان 
مردم جهان یک عمر، تشنگان دیدارش

برده هوش از سرها، سرو قامتش یا رب
خبرگان عالم هم بی خبر ز اسرارش 

تا قدم به عالم زد، شام تیره روشن شد 
شمس و والضحی  هستند، جلوه ای ز رخسارش

گر چه چشمها محروم گشته از تماشایش
هر که وصف او بشنید، شد مریض و تب دارش

هست آرزوی ما در رکاب او بودن 
خوشتر آن که ما باشیم یک به یک علمدارش

باده ی وصال او کرده شیعه را سرمست
باده ای که مؤمن را کرده مست و هشیارش

سر سپردگان او بی شمار و بسیارند
یک جهان سر است اینجا، یک به یک سر دارش

حق به ناز شست او آفریده عالم را
آنقدر که خوب است او، بوده پس سزاوارش

اهل آسمان هستند ساکنان کوی او
جبرئیل و اسرافیل خادمان دربارش

پرده می گشاید او گر که یاورش باشیم
رخ نشان نخواهد داد جز به هر که شد یارش

او بهشت عاقل هاست سرنوشت عاقل هاست
مست او نمی خواهد، باغ خلد و انهارش

گر چه یوسف زهرا(س) غایب است از دیده
دیده بارها اورا، هر که شد هوادارش

رشک چشم ناپاکان در کمین او باشد
ایمن از حسادت ها، ای خدا نگهدارش 

کاشکی می آمد تا پای منبر وعظش
ما همه سرا پا گوش، محو نطق و گفتارش

ای خدا تمام عمر دم زدیم از مهدی(عج)
می شود که ما باشیم خاک کفش انصارش؟



شنبه 100 فروردین 7 | نظر بدهید

 

الا یا ایها الساقی

الا یا ایها الساقی من از جام تو هوشیارم
که با یک جرعه از جامت مرا کردی گرفتارم

من غفلت زده در خواب بودم در تمام عمر
می ناب خیال تو نمود از خواب بیدارم

خیال آن جمال تو مرا مستم نمود آقا
از این مستى است هوشیارى، الا اى نازنین یارم

شنیدم تا که توصیف تو را اى یوسف زهرا(س)
چنان بردی دل از من، که از تمام خلق بیزارم

بده یک وعده ی دیدار و هرچه ناز خواهی کن
چنان هشیارم از جامت که نازت را خریدارم

تویی تسبیح حاجاتم تویی ورد مناجاتم
فقط نام تو میگویم چو من مشغول گفتارم

به مهرت هر دو عالم را خدا یکجا به من بخشید
چه خوشبختم که من در دل فقط مهر تو را دارم

تو هستى تار و پود من، همه بود و نبود من
به تنهایی فقط صفرم، ولى نزد تو بسیارم

اگر آیى دو چشمم را کنم فرش رهت آقا
به حق سوگند پایت را به مژگانم نیازارم

تویی پایان هر رنجی، تویى درمان هر دردى
بیا کز دورى رویت تمام عمر بیمارم

هزاران بار اگر خود را فدای مقدمت سازم
هزاران بار دیگر هم فدا گشتن بدهکارم

گنه آلوده را توفیق دیدارت میسر نیست
گنهکارم من و بر درد هجرانت سزاوارم



پنج شنبه 99 دی 18 | نظر بدهید

 

بیقراری

بی تو یک عمر است آقا بیقراری می کنم
من برای دیدنت لحظه شماری می کنم

روزها را چشم در راه تو هستم تا به شب
چون که شب شد تا سحر شب زنده داری می کنم

کودکانه از غم هجران روی ماه تو
ناله بر می آورم، فریاد و زاری می کنم

مرگ تدریجی است بی روی شما این زندگی
در غم مرگ خودم من سوگواری می کنم

از همان روز نخستین سخت معتادت شدم
بی تو یک عمرست احساس خماری می کنم

ای تمام اعتبارم گر نباشی پیش من 
هیچم و اقرار بر بی اعتباری می کنم

بی تو این دنیای ما سرد است و تاریک و خموش
در فراقت خون دل از دیده جاری می کنم

چون نبودم یاورت وقتی توانی داشتم 
با هزار افسوس آقا شرمساری می کنم

چون غبار غم نشسته روی چشمان ترم
دیده ام کم سو شده احساس تاری می کنم

از سر لطف و کرامت پای بر چشمم گذار
گر بیایی، پیش پایت جان نثاری می کنم



پنج شنبه 99 آذر 27 | نظر بدهید

 

عاشقانه ای برای مهدی فاطمه س

امید و آرزوی من فقط زیارت توست 
تمام عمر دلم مانده در اسارت توست 

همیشه نام تو تسبیح صبح و شام من است
لبم همیشه حکایتگر حکایت توست 

شکست کاسه ی صبرم به سنگ هجر و فراق
بیا که زندگی ام بسته بر حمایت توست  

به شوق دیدن تو می کشم نفس آقا
بیا که دار و ندار من از عنایت توست 

چگونه بی تو بجویم ره سعادت خویش 
چراغ راه بشر کمترین رسالت توست 

دلم گرفته چو مرغی که در قفس مانده
بیا که مرغ دلم تشنه ی عیادت توست  

تو ابر رحمتی و بی تو این جهان مرده است  
بهشت خرم و سرسبز از طراوت توست 

بخوان به نغمه ی خوش آیه های قرآن را
که گوش جان بشر عاشق قرائت توست  

قسم به جان تو آقا دعای صبح و شبم
دعا برای ظهور تو و سلامت توست

چه می شود که بیایی و قد علم بکنی
که چشم شیعه به قد قامت و قیامت توست

چه خوب می شد اگر هاتفی ندا می داد
نماز جمعه ی این هفته با امامت توست



پنج شنبه 99 آذر 20 | نظر بدهید

 

بعید نیست

جان جهان نثارت اگر شد بعید نیست
دلها همه شکارت اگر شد بعید نیست

فرش ره تو دیده ی ما شیعیان شده
بر چشم ما گذارت اگر شد بعید نیست

تو کعبه ای و ما همه حاجی کوی تو
جبریل پرده دارت اگر شد بعید نیست

مرغ دلم اسیر کمند نگاه توست
دل ساکن دیارت اگر شد بعید نیست 

آن کس که بوده در همه ی عمر مست تو
شیدایی و خمارت اگر شد بعید نیست

بار گنه به دوش ولی عاشق توئیم
عاشق دلیل عارت اگر شد بعید نیست

وصف جمال توست که دل برده از بشر
زندیق هم دچارت اگر شد بعید نیست

تقصیر ماست علت تاخیر در فرج
افزون تر انتظارت اگر شد بعید نیست

واژه برای از تو سرودن توان نداشت
وصف یک از هزارت اگر شد بعید نیست



پنج شنبه 99 آبان 29 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin