سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 

اشک شفق

 
 

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال تلگرام اشک شفق

 

مطالب اخیر

احساس جوانی

طبیب دردها

اوج تمنا

گلعذار

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (60)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (130)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (75)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (21)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (111)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (3)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (7)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (15)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (4)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (37)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (9)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (3)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (12)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (152)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (95)

سروده های دیگر (74)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 413994
بازدید امروز :59
بازدید دیروز : 177
تعداد کل پست ها : 812

 

مشکل کجاست؟

خلق می پرسند جانان تو را منزل کجاست؟
آن که برده وصف او از ما هزاران دل کجاست؟

آدمی سر تا به پا نقص است سرتا پاست عیب!
آن که سرتا پا کمال است، آدم کامل کجاست؟

وصف روی یار بشنیدیم و مجنونش شدیم
 عقل می پرسد که ای مجنون بگو عاقل کجاست؟

در تمام عمر خود باید ز شمع یار سوخت
گر نسوزد بال و پر از عشق پس حاصل کجاست؟

یار ما آنجاست که تسبیح و تحمید خداست
یار اگر خواهی تماشا کن، چنین محفل کجاست؟

یار ما سر تا به پا نور است، در خاکش مجو
مثل او یاری چنین پیدا ز آب و گل کجاست؟

او نگین پادشاهی می دهد بر سائلش
او جواد است و سخاوتمند، گو سائل کجاست؟

کشتی عالم به طوفان حوادث غرق شد
ناخدایی که او بَرَد کشتی سوی ساحل کجاست؟

جمعه جمعه، ندبه ندبه اشک هجران ریختیم
یار ما اما نیامد پس چرا؟ مشکل کجاست؟

تا طلوع صبح فردا چشم در راهیم ما
ما فرج را از خدا خواهیم، مستعجل کجاست؟



چهارشنبه 97 مهر 4 | نظر

 

وادی شورستان

هنگام ظهر و تشنه و تابستان
در شوره زار وادی شورستان

خشکیده است هر دو لبم اما
می ریزد از دو دیده ی من باران

در دل به غیر غصه نمی یابم
در سینه نیز داغ غم هجران

از یار نیست هیچ خبر اما
غمها همه به سینه ی من مهمان

اینجا اسیر غصه و دردم من
اینجا اسیر سلطه ی صد طوفان

گشتم ولی نجستم اثر هرگز
از آنچه نام اوست سر و سامان

حلال مشکلات در اینجا نیست
اینجاست دردها همه بی درمان

در انتظار فصل بهارم من
باید که صبر پیشه کنم الان

پس بشمرم تمام دقایق را
شهریور ماه و مهر و سپس آبان

چندی اگر که صبر کنم پیشه
خواهد گرفت فصل خزان پایان

آید بهار خرمی و شادی
سرسبز می شود همه ی بستان

آید ز راه منجی انسان ها
تا کاخ ظلم و جور کند ویران

دلها شود ز نور خدا روشن
لبها همه به لطف خدا خندان

هر آن کسی که لب به سخن بگشود
آرد به لب فقط سخن از قران

هرگز دگر شکسته نخواهد شد
در آن زمان میان بشر پیمان

گلشن شود تمام جهان آن روز
سینه پر از یقین شود و ایمان

نفس اماره به بند خواهد شد
آن گونه که اسیر شود شیطان

شور و شوق و شعف شود زنده
خوش طعم، طعم زندگی انسان

از ظلم و ستم اثر نخواهد ماند
عدل است شیوه ی حکومت هر سلطان

ما منتظر طلوع خورشیدیم
تا غصه و رنج و غم رسد پایان



سه شنبه 97 مهر 3 | نظر

 

حصن حصین

نومید و دلشکسته پس از انتظارها
هر روز می روند از اینجا هزارها

صد طعنه بشنویم گروهی که مانده ایم
یعنی که مانده ایم به زیر فشارها

جان می دهیم از غم هجران روی یار
آری اگر چه زنده بگردیم بارها

در جستجوی گل به گلستان که می رویم
سخت است سخت طعنه شنیدن ز خارها

چون طالبیم، طالب دیدار روی یار
شوئیم ما زدیده و دلها غبارها

آن سبز پوش یکه سوار عرب کجاست؟
ما را چه حاجت است به دیگر سوارها

تا وعده ی رسیدن دلبر به ما رسید
ما بشمریم یک یک لیل و نهارها

وقت عمل رسیده بکوشیم روز و شب
چون بی نتیجه است تمام شعارها

طرفندها زدیم و نیامد نگار ما
تدبیر تازه ، طرح نو و ابتکارها

آقا بیا که شیعه اسیر دو صد بلاست
بشکن به دست حیدری خود حصارها

دیگر نمانده است قراری برای ما
ما شهره ایم بین همه بی قرار ها

آقا بیا که گرد تو گردیم روز و شب
ما را خوش است گردش در این مدارها

یک عمر در فراق تو آقا گریستیم
شاهد به روی گونه ی ما این شیارها

از بس گریست دیده ز هجر تو خشک شد
یک بار پا گذار تو در این دیارها

دین خدا به دست بشر سر بریده شد
بیرون کن از غلاف دگر ذوالفقارها

ای آن کسی که مایه ی هر زندگی تویی
ما مرده ایم بی تو درون مزارها

قران و اهل بیت(ع) دو حصن حصین ماست
ما شیعه ایم شیعه ی این هشت و چارها



چهارشنبه 97 مرداد 24 | نظر

 

مقصد مسافران

همیشه گر که نگاه بشر به ظاهرهاست
به جستجوی کسی در میان نادرهاست

کسی که خوبترین بین جمع خوبان است
کسی که پاکترین بین جمع طاهرهاست

برای دیدن رخسار بهتر از ماهش
همیشه خانه ی او مقصد مسافرهاست

گمان مبر که فقط شیعه محو چهره ی اوست
که محو چهره ی دلبر نگاه کافرهاست

به وصف چهره ی دلبر ز بس دل انگیز است
همیشه ناب ترین بیت شعر شاعرهاست

نگار من که ربوده است دل ز اهل جهان
به کار دلبری استاد کار ماهرهاست

خوشم که در صف دلدادگان او هستم
اگر چه جای من خسته جان، در آخرهاست



چهارشنبه 97 مرداد 17 | نظر

 

سلسله ی موی دوست

بگذشته اگر هزار و اندی سالی
از دوست نپرسیده کسی احوالی

پنهان شده ماه پشت ابری تیره
تشکیل نشد ستاد استهلالی
---
ای یکه سوار عشق کی می آیی
معنای بهار عشق کی می آیی

بی تو لغت عشق فقط یک واژه است
ای باعث اعتبار عشق کی می آیی
---
با یار زمین به رایگان از من شد
دریا و تمام آسمان از من شد

دوزخ سندش به نام دیگرها خورد
اما سند باغ جنان از من شد
---
این جمعه  بیا، دیده ی ما بینا کن
یک گوشه نظر به مردم دنیا کن

زشت است بدون تو تمام زیبائی ها
آقا تو بیا جهان ما زیبا کن
---
دلها همگی پر اضطراب است بیا
از هجر تو حال ما خراب است بیا

بی تو همه جای این جهان تاریک است
محتاج طلوع آفتاب است بیا
---
در سایه سار لطف خداوند سرمدی
گر شیعه ای و در طلب راه احمدی

لبریز کن ز عطر خوش عشق جان و تن
یعنی روانه کن صلواتی محمدی(ص)



چهارشنبه 97 مرداد 10 | نظر

 

شهره

یابن الحسن(عج) بدون تو عمرم تباه شد
ساعات عمر من همه صرف گناه شد

حالا که پای من لب گور است ای دریغ
عمرم تباه گشته و رویم سیاه شد
---
جمعی برای دیدن رویت در انتظار
جمعی همیشه دیده به سویت در انتظار

یک عده نیز چشم به راه تو مانده اند
در آرزوی آب وضویت در انتظار
---
تسبیح لحظه لحظه ی عمرم بیا بیا
ای علت همیشه ی شکرم بیا بیا

عمر بدون روی تو عسر است ای امام
ای کرده یاد تو همه یسرم بیا بیا
---
یابن الحسن(عج) بیا و بیاور بهار را
پایان ببخش فصل غم و انتظار را

دشمن به جنگ دین خدا کرده عزم جزم
بیرون کن از غلاف دگر ذوالفقار را
---
در شیعه گری که شهرگان شهریم
معروفترین منتظران دهریم

یک عمر به انتظار تو می مانیم
ما شیعه ی شهره ی فراق و صبریم



چهارشنبه 97 تیر 20 | نظر

 

دلنوشته

آقا دمی نظر به گدا کن چه می شود
ما را ز رنج و غصه رها کن چه می شود

درد فراق تو زده آتش به جان ما
درد فراق را تو دوا کن چه می شود
---
چه می شود که ببینم جمال دلبر را
چه می شود که به پایش فدا کنم سر را

چه می شود که چو پروانه گرد او گردم
چه می شود که بسوزم ز شمع او پر را
---
ای چشم و چراغ ما کجایی آقا
ای رهبر و مقتدا کجایی آقا

امروز به داد ما برس آقا جان
 بر درد بشر دوا کجایی آقا
---
آقا به عشق خویش اسیرم نموده ای
اما ز درد هجر تو پیرم نموده ای

دستم تهی ولی دل من پر ز مهر توست
بودم گدای تو، تو امیرم نموده ای
---
هیچ پیدا نشود مثل و نظیرت آقا
دیده بگشودم و دل گشت اسیرت آقا

هرچه دارم همه از مرحمت حضرت توست
شاکرم از تو و از خیر کثیرت آقا



چهارشنبه 97 تیر 13 | نظر بدهید

 

صد آفرین

کسی را می شناسم ارتفاعی تا خدا دارد
میان سینه ی خود قلب پاکی از طلا دارد

شفا بخش تمام درد های ماست نام او
برای جمله ی آلام انسان ها دوا دارد

گدایان در او پادشاهان جهان هستند
به تعداد تمام رهروان حق گدا دارد

بدون او همه عالم به یک ارزن نمی ارزد
و با او هر کجا از عالم هستی صفا دارد

همه اهل زمین دلدادگان کوی او هستند
و او در آسمان ها هم هزاران مبتلا دارد

هراسی مومنین را نیست در دل از غم طوفان
چرا که کشتی دین همچو اویی ناخدا دارد

خدا چون آفرید او را به خود صد آفرین گفته
هزاران آفرین بر او که از حق مرحبا دارد



پنج شنبه 97 اردیبهشت 27 | نظر

 

نور علی نور

ای که تو امید دل حیدری
وی که در این عصر به ما رهبری

شکر خدا را که در این انجمن
من به مدیح تو بگویم سخن

نور علی نور گل فاطمه(س)
ماشع و مامور گل فاطمه(س)

مبداء الایات خدا مهدی(عج) است
مبطل احکام دغا مهدی(عج) است

مجتهد و محسن و مامون تویی
اصل تویی، فرع تو، کانون تویی

مجدد دین خدا جز تو کیست؟
جاهد آئین خدا جز تو کیست؟

حافظ دین ، محیطی و محمد
واسطه ی فیض خدای سرمد

محقق و محیی ایمان تویی
معنی آیه های قران تویی

نقطه ی پرگار دو دنیا تویی
ما همگی بنده و مولا تویی

مخبر و مخزون و مدبر تویی
پاک تر از پاک و مطهر تویی

مرکز امید و مدخر تویی
مرتقب شیعه ، مذکر تویی

ای تو مذل همه اعدای دین
منتظرانت همه ی مومنین

ای به شب تار بشر چون قمر
مرشد و مرضی تویی و مستتر

ای که تو مستنصری و مشتهر
ای به شباهت خود خیر البشر

ای که تو مستوری و مشهود نیز
کعبه ی مقصودی و موجود نیز

چون که ز خورشید فروزانتری
از همگان یک تنه دل می بری

ای که سرآغازی و پایان کار
برده ای از ما دل و دین بی شمار

معدن هر علم و معبر تویی
در شب تاریک منور تویی

هم تو معز هستی و هم معلنی
معدن ایمان تویی و مومنی

مهدی زهرا و معاذ بشر
مفرج الکرب، دلیل ظفر

مقتصر و مفضل و مفزع تویی
نور تویی طالع و مطلع تویی

ای تو مقدم تو تواناترین
نور دل جمله ی اهل یقین

منتصر و منتظر و منتقم
هست ز توصیف تو عاجز قلم

منعمی و ناجی امت تویی
مهتدی و هادی امت تویی

مهدی زهرایی و روشنگری
لیل، ضحی، بینه و کوثری

ای خجل از روی تو آئینه ها
حاضری و غایبی از چشم ما

ای که ترازویی و میزان حق
در همه دم گوش به فرمان حق

موءتمر و موءتمن و موءملی
چشم به راهیم، بیا، یاعلی(ع)

موفق و مهذب و موءید
صل علی احمد(ص) و آل احمد(ص)



یکشنبه 97 اردیبهشت 23 | نظر

 

رباعیات صلوات

بر علت ایجاد دو دنیا صلوات
بر حیدر(ع) و بر ام ابیها صلوات

ما منتظران صبح فردا هستیم
بر صبح ظهور گل زهرا(س) صلوات
***
جویی تو اگر طریق ایمان و نجات
یا تشنه لبی تشنه لب آب حیات

بفرست تو با صوت جلی در همه دم
بر پنج تن آل محمد(ص) صلوات
***
بر ترجمه سوره ی کوثر صلوات
بر نور دل بتول(س) و حیدر(ع) صلوات

امروز که روز نیمه ی شعبان است
بر مهدی فاطمه(س) مکرر صلوات
***

بر رهبر و رهنمای امت صلوات
بر باعث هر رحمت و نعمت صلوات

بر منجی عالم از همه ظلمت و ستم
بر اصل ولایت و امامت صلوات
***
گویند فرشتگان به مهدی(عج) صلوات
با شوق و ز عمق جان مهدی(عج) صلوات

با حضرت دوست هم سخن باید شد
هر جا و به هر زمان به مهدی(عج) صلوات
***
بر چهره ی با صفای مهدی(عج) صلوات
بر دست گره گشای مهدی(عج) صلوات

دائم به دعا دو دست او سوی خداست
بر صوت خوش و دعای مهدی(عج) صلوات



سه شنبه 97 اردیبهشت 11 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin