سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :105
بازدید دیروز :188
کل بازدید :396057
تعداد کل یاد داشت ها : 779
آخرین بازدید : 97/3/5    ساعت : 7:43 ع
اشک شفق

کسی را می شناسم ارتفاعی تا خدا دارد
میان سینه ی خود قلب پاکی از طلا دارد

شفا بخش تمام درد های ماست نام او
برای جمله ی آلام انسان ها دوا دارد

گدایان در او پادشاهان جهان هستند
به تعداد تمام رهروان حق گدا دارد

بدون او همه عالم به یک ارزن نمی ارزد
و با او هر کجا از عالم هستی صفا دارد

همه اهل زمین دلدادگان کوی او هستند
و او در آسمان ها هم هزاران مبتلا دارد

هراسی مومنین را نیست در دل از غم طوفان
چرا که کشتی دین همچو اویی ناخدا دارد

خدا چون آفرید او را به خود صد آفرین گفته
هزاران آفرین بر او که از حق مرحبا دارد





      

ای که تو امید دل حیدری
وی که در این عصر به ما رهبری

شکر خدا را که در این انجمن
من به مدیح تو بگویم سخن

نور علی نور گل فاطمه(س)
ماشع و مامور گل فاطمه(س)

مبداء الایات خدا مهدی(عج) است
مبطل احکام دغا مهدی(عج) است

مجتهد و محسن و مامون تویی
اصل تویی، فرع تو، کانون تویی

مجدد دین خدا جز تو کیست؟
جاهد آئین خدا جز تو کیست؟

حافظ دین ، محیطی و محمد
واسطه ی فیض خدای سرمد

محقق و محیی ایمان تویی
معنی آیه های قران تویی

نقطه ی پرگار دو دنیا تویی
ما همگی بنده و مولا تویی

مخبر و مخزون و مدبر تویی
پاک تر از پاک و مطهر تویی

مرکز امید و مدخر تویی
مرتقب شیعه ، مذکر تویی

ای تو مذل همه اعدای دین
منتظرانت همه ی مومنین

ای به شب تار بشر چون قمر
مرشد و مرضی تویی و مستتر

ای که تو مستنصری و مشتهر
ای به شباهت خود خیر البشر

ای که تو مستوری و مشهود نیز
کعبه ی مقصودی و موجود نیز

چون که ز خورشید فروزانتری
از همگان یک تنه دل می بری

ای که سرآغازی و پایان کار
برده ای از ما دل و دین بی شمار

معدن هر علم و معبر تویی
در شب تاریک منور تویی

هم تو معز هستی و هم معلنی
معدن ایمان تویی و مومنی

مهدی زهرا و معاذ بشر
مفرج الکرب، دلیل ظفر

مقتصر و مفضل و مفزع تویی
نور تویی طالع و مطلع تویی

ای تو مقدم تو تواناترین
نور دل جمله ی اهل یقین

منتصر و منتظر و منتقم
هست ز توصیف تو عاجز قلم

منعمی و ناجی امت تویی
مهتدی و هادی امت تویی

مهدی زهرایی و روشنگری
لیل، ضحی، بینه و کوثری

ای خجل از روی تو آئینه ها
حاضری و غایبی از چشم ما

ای که ترازویی و میزان حق
در همه دم گوش به فرمان حق

موءتمر و موءتمن و موءملی
چشم به راهیم، بیا، یاعلی(ع)

موفق و مهذب و موءید
صل علی احمد(ص) و آل احمد(ص)





      

بر علت ایجاد دو دنیا صلوات
بر حیدر(ع) و بر ام ابیها صلوات

ما منتظران صبح فردا هستیم
بر صبح ظهور گل زهرا(س) صلوات
***
جویی تو اگر طریق ایمان و نجات
یا تشنه لبی تشنه لب آب حیات

بفرست تو با صوت جلی در همه دم
بر پنج تن آل محمد(ص) صلوات
***
بر ترجمه سوره ی کوثر صلوات
بر نور دل بتول(س) و حیدر(ع) صلوات

امروز که روز نیمه ی شعبان است
بر مهدی فاطمه(س) مکرر صلوات
***

بر رهبر و رهنمای امت صلوات
بر باعث هر رحمت و نعمت صلوات

بر منجی عالم از همه ظلمت و ستم
بر اصل ولایت و امامت صلوات
***
گویند فرشتگان به مهدی(عج) صلوات
با شوق و ز عمق جان مهدی(عج) صلوات

با حضرت دوست هم سخن باید شد
هر جا و به هر زمان به مهدی(عج) صلوات
***
بر چهره ی با صفای مهدی(عج) صلوات
بر دست گره گشای مهدی(عج) صلوات

دائم به دعا دو دست او سوی خداست
بر صوت خوش و دعای مهدی(عج) صلوات





      

نیمه ی شعبان شد و هنگام عید
عید گل فاطمه(س)، عید سعید

ای همه ی منتظران ظهور
ای همگی منتظرانی صبور

شعر من امروز اگر مثنوی است
حامل صدها سخن معنوی است

شرح گل فاطمه(س) است این مقال
او که سراپاست کمال و جمال

مهدی زهرا (س) و ابوالقاسم است
اوست اباصالح و او قائم است

او پسر فاطمه (س) و حیدر(ع) است
آمر معروف و به ما رهبر است

معنی احسان و فداکاری است
اسوه ی دین داری و بیداری است

بدر تمام است گل فاطمه(س)
اوست به تاریکی شب خاتمه

تالی و همتای کتاب خداست
معنی قران و به ما مقتداست

اوست تقی، اوست تلاد النعم
باعث نابودی ظلم و ستم

جعفر و جمعه و جواد است او
شافع محشر و معاد است او

جامع الکلم است و جابر است
دشمن هر مشرک و هر کافر است

حاشر و حاصد و حاضر است
حافظ الاسرار و به حق یاور است

اوست حلیم ، اوست حق الجدید
آمد و شد شام سیاهم سپید

خیر و خلیل است و خلف نیز اوست
پاک تر از آب طهور وضوست

خائف و خاتمه ی اوصیاست
خاک قدمهاش همه توتیاست

داعی و دیان و دلیل است او
ماهتر از ماه و جمیل است او

اوست ذوالحلم و همو ذوالفقار
کشت مرا در غم او انتظار

رحمت گسترده حق مهدی(عج) است
ریشه کن ظالم و بدعهدی است

مالک گیتی، پسر حیدر(ع) است
او به یقین منتقم مادر است

مایه ی امید و رشید و رضی است
او به پیام آور از حق وصی است

او زکی و سابق و سراله است
از همه اسرار خدا آگه است

واسطه ی فیض خداوند اوست
بر روی لب غنچه ی لبخند اوست

سید و سیف الله و ستر الله است
هر که به راهش نرود گمره است

اوست سراج، اوست سروش خدا
اوست به درد بشریت دوا

شافع و شاهد است و شمس الظلام
سایه ی او بر سر ما مستدام

صاحب دین مهدی(عج) صاحب زمان
ترجمه ی صوم و صلات و اذان

صاحب صمصام به یوم الفتوح
کشتی او ناجی امت چو نوح

صدق و صراط ، صابر و شایسته است
مثل علی(ع) صالح و وارسته است

اوست ضحی، اوست ضیاء، اوست تین
ترجمه ی ساده ی حق الیقین

اوست که طاووس بهشت خداست
گلشن دین از قدمش با صفاست

منتقم خون حسین(ع) است او
نور دل و نور دوعین است او

اوست که هم طیب و هم طاهر است
ترجمه ساده ای از کوثر است

اوست اباصالح و او طالب است
اوست که بر دشمن دین غالب است

عصمت دین، عاقبه الدار اوست
باعث سرسبزی گلزار اوست

عبد خدا، عدل خدا، عالم است
اوست ابا صالح و او قائم است

او علم النور و علم الهداست
اوست که سر چشمه ی آب بقاست

اوست فقیه، او فرج المومنین
اوست به حق قبله ی اهل یقین

فطره الانام ، فرج الاعظم است
بر همه ی درد بشر مرهم است

اوست که هم فاتح و هم فاضل است
اوست که هم فاتق و هم عادل است

او قمر الزاهر و قران هم اوست
قصر مشید، قیم زمان هم اوست

قائم و قابض و قوام اوست
ناجی دین، منجی اسلام اوست

اوست کریم ،اوست کاشف الغطاء
معنی قران و کتاب و دعاء

معنی وحی است و زبان خدا
اوست صراط، اوست طریق هدا

دست دعا سوی خدا می برم
شکر خداوند به جای آورم

شکر که مهدی(عج) است امام زمان
شکر که نامش شده ورد زبان

سایه ی مهدی(عج) به سرم جاودان
عید مبارک به همه شیعیان





      

من طالب دیدارم ای اسوه ی زیبایی
نادیده تو دل بردی، ای یوسف زهرایی

یک عمر غم هجران آتش زده بر جانم
هم عمر زکف رفت و هم صبر و شکیبایی

رخصت بده تا بینم یک دم رخ ماهت را
عشق است مرا آن دم ای ماه تماشایی

یک لحظه اگر افتد چشمم به جمال تو
آن لحظه مرا باشد یک لحظه ی رویایی

آن کس که تو را دارد، دارد همه عالم را
دارا تر از او اما، آن را که تو مولایی

بی تو به خدا سوگند ما مرده و بی جانیم
آقا نظری فرما، ای روح مسیحایی

عیب است ز ما آقا، توفیق تماشا نیست
چشم و دل ما کور است، والله تو پیدایی

ای از همگان بهتر، بی یار چرا هستی؟
دل دار ولی بی یار، به به چه معمایی

ای سرو گلستان سرسبز ولا مهدی(عج)
نادیده کسی سروی با این قد رعنایی

امروز که عمرم رفت در آرزوی رویت
چشمم به دو دست توست در موعد فردایی 





      

شده دیده چشمه ی خون،گل فاطمه(س) کجایی؟
چه شود که از ره لطف، نظری به من نمایی

من دردمند و مسکین، در خانه ی تو آیم
به امید آن که شاید به رویم تو در گشایی

تو که صاحب اختیار همه عالم وجودی
در خانه ات نشینم، به بهانه ی گدایی

ز فراق روی ماهت، شده درد و غم نصیبم
تو دلیل رفع غمها، تو به دردها دوایی

بنشسته از فراقت روی دل غبار غصه
تو بیا که دل بگیرد ز وصال تو جلایی

ز زمین بلا بخیزد، ز سما بلا بریزد
تو بیا، بیا بیا تو، تو که دافع بلایی

تو اگر که هیچ از من به جز از جفا ندیدی
به عوض ندیده ام من ز تو غیر با وفایی

به لبم همیشه نامت، همه دم دهم سلامت
که تو قبله گاه عشقی، که تو جلوه ی خدایی

تو بهشت آرزوها، تو حقیقت وجودی
چه غمم ز ظلمت شب، تو چراغ رهنمایی

ره تو ره سعادت،تو نهایت هدایت
تو ادامه ی رسالت، تو به عشق انتهایی

به روی دو دیده جایت، دل من حرم سرایت
چه شود ببیند آقا، رخ دوست مبتلایی

تو بیا بیا که بی تو شده دیده چشمه ی خون
شده دیده چشمه ی خون، گل فاطمه(س) کجایی؟





      

شد سال تمام و خبر از یار نیامد
آن روشنی دیده ی بیدار نیامد

در آرزوی صبح وصالش بنشستیم
افسوس که آن ماه شب تار نیامد

بیمار غم هجرت یاریم همه عمر
افسوس طبیب دل بیمار نیامد

با شوق وصالش سر بازار نشستیم
افسوس که او بر سر بازار نیامد

ما دلشدگان منتظران رخ اوئیم
افسوس که آن دلبر و دلدار نیامد

شد فصل گل و لاله و گردید بهاران
افسوس که آن زینت گلزار نیامد

پروانه صفت گرد رخش رقص کنانیم
افسوس که آن نقطه پرگار نیامد

هر چند شنیدیم خبرهای فراوان
از او خبری در همه اخبار نیامد

گفتیم بیا، هیچ نرفتیم به سویش!
مائیم گنه کار که یک بار نیامد

گفتیم بیا دیده ی ما فرش ره توست
چون دیده ی ما بود گنه کار، نیامد

یک سال دگر بی رخ دلدار هدر رفت
شد سال تمام و خبر از یار نیامد





      

بی روی یار فصل بهاران جهنم است
گلزار و باغ و گلشن و بستان جهنم است

سبزی و خرمی همه با یار ممکن است
بی یار سایه سار درختان جهنم است

با او کویر خرم و سرسبز می شود
بی او تمام دشت و بیابان جهنم است

بخشند گر که تخت سلیمان به آدمی
بی روی یار تخت سلیمان جهنم است

جان در فراق یوسف زهرا(س) به لب رسید
کنعان بدون یوسف کنعان جهنم است

او را ندیده ایم و دل از ما ربوده است
بی او تمام عالم امکان جهنم است

درمان دردهاست تماشای روی یار  
بی روی یار، دارو و درمان جهنم است

با یار زیر بارش باران خوشیم ما
بی روی یار بارش باران جهنم است

هر جا که یار هست، همانجا بهشت ماست
بی روی یار جنت رضوان جهنم است





      

گذشت عمر و ندیدیم روی یار افسوس
نبود حاصلی از صبر و انتظار افسوس

قرار بود نبیند دو چشم من جز یار
ولی نماند دو چشمم سر قرار افسوس

گذشت عمر و ز رخ پرده بر نداشت نگار
نداد رخصت دیدار آن نگار افسوس

کویر جان شود از یمن مقدمش گلشن
چه شد که پا ننهاده در این دیار افسوس

برای آمدنش طرح تازه ای باید
اگر چه نیست امیدی به ابتکار افسوس

بدون او همه ی سال ها زمستان بود
بهار عمر گذشته است بی بهار افسوس

گذشت عمر و به تلخی گذشت، هر چه گذشت
و بی رخش گذرد سخت روزگار افسوس

تمام عمر به دنبال یار می گشتم
چو نیست بر رخم از کفش او غبار افسوس

اگر ز صدق زنم دم ز یار حق را شکر
اگر که هست ریا یا اگر شعار افسوس





      

عمریست ساکتیم به مانند لال ها
ساکت تر از زمان سکوت بلال ها

شد رنگ اشک دیده ی ما چون انار سرخ
زرد است رنگ چهره چنان پرتغال ها

نایاب گشته اند غزلهای آبدار
آری چنان که نیست اثر از غزال ها

چشم انتظار رویت خورشید بوده ایم
حالا شدیم از چه همه بی خیال ها؟

از حد گذشت غیبت طولانی امام
ما خسته از تلفظ این میم و دال ها؟

از حال ما بپرسد اگر؟ در جواب او
گویم پر است حال بشر از ملال ها

روزی اگر به یاد تو بودند مردمی
پیدا نمی شود دگر آن حس و حال ها

ای آن حقیقتی که تویی منجی بشر
از محضر شماست بشر را سئوال ها

تنها تو را شبیه خودت آفریده اند
کی بوده اند در خور شانت مثال ها

آقا مدال نوکریت را به ما بده
زیرا سر است آن ز تمام مدال ها

آقا بیا که لقمه ی ما شبه ناک شد
نایاب گشته اند تمام حلال ها

شد ماهواره تا به روی پشت بام نصب
از یاد رفته شمس درخشان، هلال ها

جایی برای کار خدایی نمانده است
ترویج می کنند ز بس ابتذال ها

یک عده ای زیاده طلب، عده ای فقیر
دیگر اثر مجوی ز با اعتدال ها

هر میوه ی رسیده بیافتاد از درخت
مانده به روی شاخه ی نورسته کالها

یک عده ای به علت فقرند جان به لب
یک عده نیز در صدد جمع مال ها

یک عده تا به اوج سما پر گشوده اند
یک عده روی خاک ز بشکسته بال ها

من احتمال می دهم آقا ببینمت
ما زنده ایم زنده از این احتمال ها

تنها صدای پای تو آرامش است و بس
درد است و رنج و غصه، همه قیل و قال ها





      
   1   2   3   4   5   >>   >