سفارش تبلیغ
صبا

اشک شفق

وقتی تمام خاطره ها را مرور کرد
از اشک دیده دفتر  خود را نمور کرد

تا ظهر روز حادثه آمد به یاد او
صد روضه از مقابل چشمش عبور کرد

گاهی به قتلگاه نظر کرد و گه فرات
پا پای دل سفر به کنار تنور کرد

تا شام غم هزار مصیبت کشیده بود
با درد و رنج و غصه خودش را صبور کرد

چون بر سر برادر او سنگ می زدند
با اشک دیده شکوه به رب غفور کرد

مردم برای طعنه زدن گرد آمدند
صد خون دل به سینه اش از این حضور کرد

جمعی شهید و عده دیگر اسیر غم
اینها بساط غصه و غم را چه جور کرد



نوشته شده در سه شنبه 95 مهر 13ساعت ساعت 8:51 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin