سفارش تبلیغ
صبا

اشک شفق

با ذکر یاحسین(ع) شدم آسمان شناس
با کاروان شام سپس قهرمان شناس

سقای تشنه مشک پر آبش به دوش بود
با کار خویش کرد مرا مهربان شناس

 در کربلا که سبط رسول(ص) آزموده شد
چون " سر" بلند گشت، شدم امتحان شناس

راسی به روی نیزه ، تنی روی ماسه ها
 این صحنه ها نموده مرا لامکان شناس

با پای دل به شام بلا کرده ام سفر
در مجلس یزید ولی خیزران شناس

رنج اسارت و غم اطفال دیده ام
با درد و رنج و غصه شدم کاروان شناس

افتاد دختری ز روی ناقه ناگهان
شد پاره گوش او که شدم ساربان شناس

باد خزان وزید به بستان مصطفی(ص)
پژمرده گشت باغ که گشتم خزان شناس

از روی نیزه نغمه ی قران شنیده شد
یک یا حسین(ع) گفتم و آنگه اذان شناس

قد کمان دخترکی خسته و غمین
در راه شام کرده مرا قدکمان شناس

وقتی سری به دخترکی هدیه داده شد
آن دخترک نمود مرا ارمغان شناس

 رفتند و نامشان به جهان جاودانه شد
از نام نیکشان شده ام جاودان شناس



نوشته شده در دوشنبه 95 مهر 19ساعت ساعت 9:48 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin