بی روی تو سخت است که جان داشته باشم
بر صبر فراق تو توان داشته باشم

از کوی تو چون باد صبا بوی خوش آورد
می خواست که من فصل خزان داشته باشم

از هجر رخت خانه ی دل خانه ی حزن است
یکدم نظری یا که فغان داشته باشم

یک عمر همه صبح و مساء مدح تو گفتم
با گوشه چشمت دو جهان داشته باشم

هر دم هوس دیدن رویت به سر ماست
تا لحظه به لحظه هیجان داشته باشم

حالا تو بیا رخ بنما ای گل نرگس
تا بهر تماشات زمان داشته باشم  

از بار فراقت کمرم گشته خمیده
مپسند  که من قد کمان داشته باشم

بگذار قدم را به روی دیده ام آقا
تا روی جبین از تو نشان داشته باشم