سفارش تبلیغ
صبا

اشک شفق

ای آن که با وفاتر از تو به عالم کسی ندید
آبی که ریخت خون شد و از دیده ات چکید

ای غوطه ور به خون شده در نزد نهر آب
طفلی سه ساله منتظر توست، پر امید

وقتی که دید راس عمو را به روی نی
از غصه گشت زلف سیاهش ز غم سپید

ای بهترین عموی جهان در عزای تو
طفلی سه ساله پیر شد و قامتش خمید

خشکید بعد تو گل لبخند روی لب
جز رنج و درد و غصه و ماتم کسی ندید

آن بی پناه دخت سه ساله برهنه پا
از ترس روی خار بیابان غم دوید 

در یک شب سیاه میان خرابه ای
ما را دچار داغ خودش کرد و آرمید



نوشته شده در یکشنبه 96 مهر 16ساعت ساعت 12:55 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin