سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 

اشک شفق

 
 

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال تلگرام اشک شفق

 

مطالب اخیر

احساس جوانی

طبیب دردها

اوج تمنا

گلعذار

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (60)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (130)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (75)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (21)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (111)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (3)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (7)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (15)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (4)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (37)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (9)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (3)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (12)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (152)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (95)

سروده های دیگر (74)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 413994
بازدید امروز :59
بازدید دیروز : 177
تعداد کل پست ها : 812

 

وادی شورستان

هنگام ظهر و تشنه و تابستان
در شوره زار وادی شورستان

خشکیده است هر دو لبم اما
می ریزد از دو دیده ی من باران

در دل به غیر غصه نمی یابم
در سینه نیز داغ غم هجران

از یار نیست هیچ خبر اما
غمها همه به سینه ی من مهمان

اینجا اسیر غصه و دردم من
اینجا اسیر سلطه ی صد طوفان

گشتم ولی نجستم اثر هرگز
از آنچه نام اوست سر و سامان

حلال مشکلات در اینجا نیست
اینجاست دردها همه بی درمان

در انتظار فصل بهارم من
باید که صبر پیشه کنم الان

پس بشمرم تمام دقایق را
شهریور ماه و مهر و سپس آبان

چندی اگر که صبر کنم پیشه
خواهد گرفت فصل خزان پایان

آید بهار خرمی و شادی
سرسبز می شود همه ی بستان

آید ز راه منجی انسان ها
تا کاخ ظلم و جور کند ویران

دلها شود ز نور خدا روشن
لبها همه به لطف خدا خندان

هر آن کسی که لب به سخن بگشود
آرد به لب فقط سخن از قران

هرگز دگر شکسته نخواهد شد
در آن زمان میان بشر پیمان

گلشن شود تمام جهان آن روز
سینه پر از یقین شود و ایمان

نفس اماره به بند خواهد شد
آن گونه که اسیر شود شیطان

شور و شوق و شعف شود زنده
خوش طعم، طعم زندگی انسان

از ظلم و ستم اثر نخواهد ماند
عدل است شیوه ی حکومت هر سلطان

ما منتظر طلوع خورشیدیم
تا غصه و رنج و غم رسد پایان



سه شنبه 97 مهر 3 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin