سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

 

مطالب اخیر

تخریب بقیع

حل معمای عشق

شعر زیبای عید فطر

مصداق صراط المستقیم

وابتغو الیه الوسیله

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (97)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (177)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (109)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (37)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (173)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (13)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (19)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (30)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (17)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (51)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (23)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (15)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (25)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (229)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (153)

سروده های دیگر (174)

کتاب های الکترونیک (4)

 
 
 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 832034
بازدید امروز :49
بازدید دیروز : 195
تعداد کل پست ها : 1351

 

آرام ساحل ها

مرا دیوانه می خوانند در میخانه عاقل ها
همان هایی که می دانند خود را جزو کامل ها

مرا راهم نمی دادند دانایان به جمع خود
مبادا کم کند از علم آنها جهل جاهل ها

به من گفتند کمتر کن از این پس عشق بازی را
که هردم عشق بازی ها پدید آورده مشکل ها

من استفتاء نمودم راز عشق و عشق بازی را
نجستم پاسخی اما به توضیح المسائل ها

نباید دور باطل زد در این دار فنا هرگز
کسی نابرده سودی از دویدن حول باطل ها

چنان دست گدایی سوی آل الله باید برد
که گردی زین عمل ضرب المثل در بین سائل ها

علی(ع) اول علی(ع) آخر علی(ع) ظاهر علی(ع) باطن
علی(ع) برده دل از شیعه درست از آن اوایل ها

دو چشمم آرزوی دیدن آل علی (ع) دارد
خوشا آنان که می بینند این شکل و شمایل ها

همیشه کو به کو گردم که جویم محفل انسی
 که دل ها برده اند آنان فقط  از این محافل ها

تمام هستی خود را دهم در راه آل الله(ع)
اگر چه بشنوم طعن از همه اوباش و غافل ها 

به گرداب بلای دوری از  مولا گرفتارم
   خدایا از تو میخواهم  فقط  آرام ساحل ها



یکشنبه 98 تیر 2 | نظر

 

حضرت عبدالعظیم

یا سید الکریم دل و دیده جای توست
شیعه اسیر دام تو و مبتلای توست

هم سید الکریم هستی و هم زاده ی کریم
با افتخار شیعه ی حیدر(ع) گدای توست

رفته به کربلا و شده زائر حسین(ع) 
آن کس که  زائر حرم و کربلای توست

یا سید الکریم، تو ای جان اهل بیت(ع)
شیعه تمام عمر به زیر لوای توست

ای روسفید پیش خداوند متعال
چشم امید ما به دو دست و دعای توست

دارالشفای ماست مزار شریف تو
 باغ بهشت و روضه ی رضوان سرای توست

آقا به جایگاه قرب تو در نزد حق قسم
خوشبخت آن که بنده ی خاص خدای توست

تو منبع فضائل و احسانی و کرم
 چشم امید ما به عطا و سخای توست

یاسید الکریم فدای تو جان ما
   ای تاج فخر شیعه که جان ها فدای توست

دل در کنار قبر تو آرام می شود
شوق و امید و آرزوی ما رجای توست

عبدالعظیم و حصن حصینی برای ما
ما را امید و شوق وصال و لقای توست

یا سید الکریم  تو راضی ز شیعه باش
زیرا رضای حضرت حق در رضای توست

از چشم شیعه چشمه ی اشکی که جاری است
از سوز درد و غصه و داغ عزای توست



دوشنبه 98 خرداد 27 | نظر

 

وداع با رمضان

تا وقت سحر خدا خدا می کردم
با یاد خدا عشق و صفا می کردم

لبریز ز عشق حضرت حق بودم
در چشمه ی عاشقی شنا می کردم
---
دیدیم خدا را همه پیدا و نهان
لبریز خدا شدیم در وقت اذان

مهمان خدا شدن چه لذت بخش است
افسوس نماند و رفت ماه رمضان
---

یک ماه چو باغ گل شکوفا شده ام
 با یاری حق دوباره احیا شده ام

من با رمضان یار صمیمی بودم
ماه رمضان که رفت، تنها شده ام
---
یک ماه به شوق یار ربنا می گفتم
با دیده ی اشک بار ربنا می گفتم
 

یک ماه به شکرانه ی مهمانی حق
 با حالت روزه دار ربنا می گفتم
---

ماه رمضان بهار قران بگذشت
هنگام ضیافت خدای سبحان بگذشت 

دیدیم بسی خیر از این ماه شریف
این ماه پر از خیر فراوان بگذشت



دوشنبه 98 خرداد 13 | نظر

 

عشق

بی نگاه عشق در عالم مسلمانی نبود
در درون سینه ها غوغا و طوفانی نبود

بی نگاه عشق عالم شوره زاری خشک بود
در جهان آفرینش باغ و بستانی نبود

آدمی از درد می پیچید بر خود روز و شب
از برای درد او بی عشق درمانی نبود

سخت می شد زندگی کردن برای آدمی
زندگی بی عشق هرگز کار آسانی نبود

می شد این عالم پر از الحاد و کفر و گمرهی
بی نگاه عشق حتی رنگ ایمانی نبود

روی لبها غنچه ی لبخند می خشکید زود
درجهان هر گز لب پیوسته خندانی نبود

حق و باطل هر دو گم می شد اگر عشقی نبود
چون برای حق شناسی هیچ فرقانی نبود

بی نگاه عشق از سوی خدای مهربان
رهنما و رهبر و آیات قرانی نبود

این جهان پر می شد از نیرنگ ها و ظلم ها
بی نگاه عشق هرگز عهد و پیمانی نبود

سایه می افکند بر سرهای ما فصل خزان
بی نگاه عشق درعالم بهارانی نبود

بی نگاه عشق این عالم شبی تاریک بود
از برای این جهان خورشید تابانی نبود

بی نگاه عشق بر سر سایه ی ابری نبود
خرمی از باغ ها می رفت و بارانی نبود

زندگی با عشق معنی می شود ای دوستان
با نگاه عشق دنیا همچو زندانی نبود

دل اگر پر بود از عشق خدا و اهل بیت(ع)
زندگی با عشق جاری بود و پایانی نبود



پنج شنبه 98 خرداد 9 | نظر

 

ابیات نغز و ناب

از غنچه های باغ گلاب آفریده شد
مهتاب جلوه کرد و نقاب آفریده شد

از تشنگی که جان به لب آدمی رسید
در جستجوی آب، سراب آفریده شد

باغ بهشت آن سوی پل چون که شد بنا
اعمال نیک و خیر و ثواب آفریده شد

چون که هدف ز خلقت انسان عبادت است
میزان عدل و روز حساب آفریده شد

هر چند شرط اصلی عشق است عاقلی
عاشق همیشه مست و خراب آفریده شد

ما مست جام غنچه ی لبهای دلبریم
لبهای او چو جام شراب آفریده شد

شرح کتاب تک تک آل عبا(ع) شدند
آنگاه وحی و اصل کتاب آفریده شد

در وصف اهل بیت(ع) چو گل کرد طبع من
ابیات نغز و تازه و ناب آفریده شد



سه شنبه 98 اردیبهشت 31 | نظر

 

قافیه های ردیف شده

دوباره قافیه ها را ردیف خواهم کرد
بساط عشق و صفا را ردیف خواهم کرد

برای آن که دمی با خدا سخن گویم
دو دست و سوز دعا را ردیف خواهم کرد

وجود من همه درد است از جدایی یار
وصال  یار و دوا را ردیف خواهم کرد

به اشک چشم و به سوز دعای وقت سحر
دو باره یاد خدا را ردیف خواهم کرد

اگر چه دل ز گناهان سیاه و زنگاری است
 ز اشک دیده جلا را ردیف خواهم کرد

به مدح آل علی(ع) روز و شب سخن گویم
رضای آل عبا(ع) را ردیف خواهم کرد

گدای درگه آل عبا(ع) شدن هنر است
نشانه های گدا را ردیف خواهم کرد

گناه کار م و بر عفو حق رجا دارم
امید و خوف و رجا را ردیف خواهم کرد

امید من به چهارده امام و معصوم(ع) است
شفیع روز جزا را ردیف خواهم کرد



چهارشنبه 98 اردیبهشت 25 | نظر

 

با مرام ها

جان می دهیم در قدم  با مرام ها
آنان که پیش دل بگشودند دام ها

وقتی مقامشان برسد تا خود خدا
آورده کم مقابل آنها مقام ها

می خواستم که وصف کمالاتشان کنم
اما نبود در خور آنها کلام ها

ای خوش هر آن که نوکر دربارشان شود
زیرا که هست هر دوجهان از غلام ها

تسبیح صبح و ظهر و شبم نام نیکشان
دارد خدا به محضر آن ها سلام ها

هستند چون که تاج سر اهل آسمان
در عرش دیده اند ز حق احترام ها

آنکس که داد هستی خود را به راهشان
بگرفت از خدا، به خدا احتشام ها

بی یاد و نامشان دو جهان را صفا نبود
یارب مگیر از بشر این اهتمام ها

بخشیم جان و هستی خود را به راهشان
ما بی خیال زخم زبان از عوام ها

با افتخار کعبه نماید طوافشان
کعبه کند به حضرتشان استلام ها 

هر دو جهان فدای یکی تار مویشان
جان ها فدای خاک قدوم امام ها



چهارشنبه 97 اسفند 15 | نظر

 

خط و نشان

پس از این شاعری نخواهم کرد، دوستان، شاعران خداحافظ
کرده پیرم اگر سرودن شعر، شعرای جوان خداحافظ

من برای سرودن شعر، سیر در هفت آسمان کردم
عاقبت آمدم به روی زمین، آی هفت آسمان خداحافظ

گفتم ازعشق و عاشقی ها و از غم و درد و رنج ها بسیار
عاشقم پای تا سرم عشق است، ولی ای عاشقان خداحافظ

نه قصیده سرایم و نه غزل، نه رباعی نه شعر نو دیگر
مثنوی های من تمام شده، میکده، می خوران خدا حافظ

گل و گلزار و گلشن و باغ، تا ابد خرمی از آن شما
پس از این چون غزل نخواهم گفت، گلشن و بوستان خداحافظ

مصرع و بیت و قافیه و ردیف، کار من  با شما تمام شده
سرتان تا ابد سلامت باد، آری ای دوستان خداحافظ

شعر من شعر شور بود و امید، نا امیدی نبود در شعرم
قهر بودم اگر چه با پائیز، فصل باد خزان خداحافظ

گر چه نایی نمانده در تن من، قد کمانم اگر ز درد فراق
مثل یک مرد قهرمانم من، مثل یک پهلوان خداحافظ

غیر مدح رسول و آل رسول(ص)، نسرودم سروده ای هرگز
نسرودن به مدحشان سخت است، ولی ای مومنان خداحافظ

نه، مرا طاقت جدایی نیست، زنده ام من به مدح آل رسول(ص)
می سرایم به مدحشان شب و روز، این خط، این هم نشان، خداحافظ 



سه شنبه 97 بهمن 23 | نظر

 

وفات کریمه ی اهل بیت ع

 

دوباره وقت عزا شد دوباره موسم غم شد
لباس غم به تن آسمان و لوح و قلم شد

عزای کیست؟ عزای امید حضرت موسی(ع)
عزای کیست؟ عزای عزیز حضرت زهرا(س)

عزای دختر موسی(ع) عزای خواهر قران
عزای معنی تقوا عزای گوهر ایمان

عزای وارث عز و شرافت است و کرامت
 عزای اسوه ی زهد و نجابت است و طهارت

عزای آن که پدرهم به او سلام نموده است
امام رضا(ع) به بانو صد احترام نموده است

عزای دخت پیمبر(ص) به پا شده است دوباره
لباس غم به تن انبیا شده است دوباره

عزای آن که حریمش حریم شور و شعور است
همان که مرقد پاکش حریم نور و حضور است

حریم او حرم یازده امام شهید است
برای ما حرم او حریم صبح امید است

عزای زینب ثانی عزای دخت بتول(س) است
عزای میوه ای از میوه های قلب رسول(ص) است

عزای آنکه زیارت کنند انبیا حرمش را
خریده اند ملایک به جان خویش غمش را

عزا عزاست، عزای تجلی گل زهرا ست
عزای حضرت معصومه(س)است، ماتم عظماست

تمام اهل سماوات ز غصه سر به گریبان
تمام اهل زمین در غمش به ناله و افغان

به سر زنید عزیزان ز داغ عمه ی سادات
همان که خاک مزارش همیشه قبله ی حاجات

زنند درغم او قدسیان به سینه و بر سر
نشسته است به غم در بهشت دخت پیمبر

به شام زینبیون راهیان بزم شرابند
ولی اهالی قم  غصه دار و دیده پر آبند

عزای حضرت معصومه(س) است، موسم غم شد
دلم دوباره روان سوی قم، کنار حرم شد



یکشنبه 97 آذر 25 | نظر

 

حضرت عبدالعظیم

فخر شیعه حضرت عبدالعظیم
سیدی والامقام است و کریم

گفت با آن سید والا مقام
در پیامی پیشوای خاص وعام

شمس طوس و پیشوای هشتمین
در پیام خود بفرمود اینچنین

شیعیانم را رسان از من سلام
بعد با آنها بگو با احترام

تو بگو با شیعه ای مرد کریم
در کمین بنشسته شیطان رجیم

راه را بر مکر شیطان سد کنید
پیروی از حیدر(ع) و احمد(ص) کنید

راستگو باشید و رهپوی علی(ع)
بال بگشائید در کوی علی (ع)

گو امانت دار باشند و امین
یار هم باشند جمله متقین

گو که خاموشی همانند طلاست
در جدل اما دو صد ظلم و بلاست

شیعیان باید که یار هم شوند
مثل گلها سایه سار هم شوند

عاشق دیدار یکدیگر شوند
سامع گفتار یکدیگر شوند

هر که باشد شیعه ی آل رسول(ص)
می کند شرط ولایت را قبول

هرکسی افتد به جان دیگری
کرده او با دشمنان هم سنگری

خشمگین هرکس کند یاران ما
گوئیا پژمرده او بستان ما

هر کسی پژمرد بستان ولا
ریزدش بر سر دو صد سنگ بلا

او در این دنیا کشد صدها عذاب
در قیامت هم  برایش صد عقاب

می وزد بر باغ او باد خزان
در قیامت هم ندارد جز زیان

هر که نیکو کار شد بخشوده شد
از غم و درد جهان آسوده شد

هر که مشرک شد به غم شد مبتلا
در دو عالم بر سرش سنگ بلا

هر که قصد بد برای شیعه داشت
یا اگر تخم نفاق و کینه کاشت

نیست ایزد بی گمان راضی از او
توبه، توبه ، توبه اش کاری نکو

هر که باشد او گرفتار گناه
نامه ی اعمال او گردد سیاه

روح ایمان از دلش بیرون شود
کافر و ملحد شده ملعون شود

دوستی با ما نخواهد داشت او
گر چه او باشد همیشه با وضو

روز رستاخیز و هنگام حساب
رو سیاه و نامه خالی از ثواب

یکه و تنها و بی یار و حبیب
از ولای ما ندارد او نصیب

می برم بر حق پناه از این عمل
فکر عقبا باش پس قبل از اجل

شیعه باید پیروی از ما کند
اقتدا بر حیدر(ع) و زهرا(س) کند

پای بگذارد به جای پای ما
گوش بسپارد به حرف رهنما

هر که در حرف و عمل شد یار ما
دست او گیریم در روز جزا

شیعه ای که رهرو مولا شود
آبروی حضرت زهرا(س) شود

بذل و بخشش می کند در راه دین
دست یاری می دهد با موءمنین

در سرش شوق لقای دوستان
با همه همسایگانش مهربان

رهرو راه امام صادق(ع) است
روز و شب فکر رضای خالق است

هر که راضی شد ز کردارش خدا
می چشد از چشمه ی آب بقا



دوشنبه 97 آذر 19 | نظر

 
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin