لب گشایم باز در مدح امیر مؤمنان(ع)
با زبان الکنم اوصاف او سازم بیان
خوبرویان جهان محو رخ زیبای او
می زند رخسار او طعنه به هر رنگین کمان
او به نص وحی آگاه است از علم الکتاب
بوده است او شاهد خلق همه هفت آسمان
کنده با یاری حق او درب خیبر را ز جا
او به اذن الله سازد خلق حتی کهکشان
مصطفی(ص) و مرتضی(ع) هستند با هم همنشین
در کنار نام حق شد نامشان جزو اذان
عشق او جاری است در رگهای ما از کودکی
مهرش از روز ازل در قلب ما دارد مکان
خلق کرد او را خدا از نور مخصوص خودش
هست قاصر وقت توصیف کمالاتش زبان
هست ذکر او عبادت طبق گفتار نبی(ص)
نام او اوراد تسبیح همه صاحب دلان
اوست با اذن خدا حلال مشکل های ما
حل کند او مشکلات مرد و زن؛ پیر و جوان
در جوانمردی ندارد هیچ همتایی علی(ع)
اوست الگوی جوانمردی به هر عصر و زمان
بر سرم دارم اگر تاج تولای علی(ع)
هست در صحرای محشر بر سرِ ما سایبان
هر کسی شد شیعه ی او بُرد سود بی حساب
دشمن او دیده در دنیا و در عُقبا زیان
در تمام آزمون های خدا گشته قبول
از خدا بگرفته است او بیست در هر امتحان
راه حیدر(ع) هست مصداق صراط المستقیم
می رسد این راه بی شک تا خدای مهربان
نیست تا کوی سعادت هیچ راه دیگری
وعده در صحرای محشر این خط و این هم نشان