همه عرش و فرش و لوح و قلم نمی از عطای تو یا علی(ع)
همه اصفیاء همه انبیاء در مدح و ثنای تو یا علی(ع)
تو علی(ص) و شاهد خلقتی، تو فقط طریق هدایتی
همه نور ماه و ستارگان، سوسوی ضیای تو یا علی(ع)
اگر از کسی شوی تو رضا، بشود خدا هم از او رضا
که رضای خالق دوسرا، همه در رضای تو یا علی(ع)
نروم رهی به جز از رهت، نزنم به جز در درگهت
چو که پادشاه دو عالمم، چو شوم گدای تو یا علی(ع)
همه دار و ندار من تویی، همه عز و وقار من تویی
تو امیر عشقی من کنم سر و جان فدای تو یا علی(ع)
تو مریدی و تو مراد من ، تو حیاتی و تو ممات من
تو وصی به حق محمدی(ص)، منم و ولای تو یا علی(ع)
تو موید ذات سرمدی، تو برادر خاص احمدی(ص)
نه عجب اگر که خانه وحی، شده صحن و سرای تو یا علی(ع)
تو ترازوی اعمال بشری ، حی علی خیر العملی
توحیدی و حمدی و هل اتی، جانم به فدای تو یا علی
کلمات کلیدی:
سحاب رحمت رحمان دوباره بارانی است
به شکر حضرت خاتم به سجده پیشانی است
گلی قشنگ به گلزار دین قدم بگذاشت
به یمن مقدم گل، گلستان چراغانی است
به شاخسار ولایت پرنده ای عاشق
گهی به نغمه سرایی ، گهی غزلخوانی است
زمان شادی و عیش و سرور و سرمستی است
به عیش و نوش به سر کن که غصه زندانی است
به روی دامن مادر نشسته دخت نبی
به حال ذکر و مناجاتِ حیّ سبحانی است
متاع عالم فانی قلیل و ناچیز است
ولی گل خدیجه گل پر بهای قرانی است
گلی که بوی خوشش روح را جلا بدهد
گل محمدی ناب و فیض رحمانی است
نبود جنت و کوثر اگر نبود این گل
به عشق او به بشر مهر و ماه ارزانی است
تمام عالم هستی فدای مقدم او
که اوست کوثر قران و خیر ربّانی است
کلمات کلیدی:
کیست این آفتاب عالمتاب
که بر او رشک می برد مهتاب
و من الماء کلّ شی ءٍ حیّ
اوست اسلام راستین را آب
کوثر پر بهای قران است
دخت پیغمبر است و گوهر ناب
می نوازد مشام جانها
همچو عطر بهشت و مشک و گلاب
می شود مهر و مه خجل از او
گر که بر دارد او ز چهره نقاب
اوست از آل پاک پیغمبر
نصّ قران به سوره ی احزاب
راه او می رود به سوی خدا
راه های دگر همه به سوی سراب
ای که تو از سفینه اش دوری
تا که طوفان نیامده بشتاب
همه دار و ندار من زهراست
شیعه ام شیعه،شیعه شیعه ی ناب
ای که هستی شفیعه ی دو سرا
جان مولا علی مرا دریاب
کلمات کلیدی:
گلی عطا به محمد(ص) به رنگ احمر شد
گران بهای گلی که خطاب کوثر شد
محمد(ص) آن گل خود را به من امانت داد
امانتی که برایم چو تاج بر سر شد
گل محمدی من که بود زینت باغ
اسیر حادثه گردید و زود پر پر شد
شکسته سینه و پهلو و صورتی نیلی
تمام باعث شرم من از پیمبر شد
گلی که بود مرا مونس و مرا همدم
برفت و بر من دل خسته غصه همسر شد
برفت کوثرم از دست و بعد از او دیگر
سرور و عیش برای همیشه ابتر شد
اگر چه قاتل او دم ز دین حق می زد
عدوی دخت پیمبر چو گشت کافر شد
اگر چه داغدار عزای پیمبرم اما
عزای حضرت زهرا(س) عزای اکبر شد
نگین خاتم پیغمبران تویی زهرا
امید قلب همه شیعیان تویی زهرا
به نصّ آیه ی قران کم است این دنیا
و خیر بیحد هر دو جهان تویی زهرا
به اوج قلّه ی تقوا و پاکدامنیت
چراغ راه همه مردمان تویی زهرا
به فاطمیه ی عرش است بزم عیش و سرور
و ذکر روز و شب قدسیان تویی زهرا
اثر نبود از افلاک اگر نبود محمّد
و بر محمّد خاتم چو جان تویی زهرا
به روز حشر که روز حساب و دادرسی است
شفیعه ی همه در ماندگان تویی زهرا
الا که امّ ابیها ی باب خود بودی
گره گشای همه مؤمنان تویی زهرا
نکرده ام عملی در خور رضای خدا
ره نجات من خسته جان تویی زهرا
کلمات کلیدی: زهرا، ام ابیها، شفیعه روزجزا
از ابر چشــــم آســـــــمان امروز اختـر می چکد
وز شوق از چشم نبی صد درّ و گوهر می چکد
اوراق قران خـــــدا چون دست بر هم می خورد
کز نای جبریل امین آیات کـــوثر می چکد
از یمن میـــــلاد گل باغ رســـــول مســـــــلمین
از شاخسار باغ دین صد مشک و عنبر می چکد
گلــــــهای سرخ احمــــــدی روئیده در باغ جهان
شور و نشاط از برگ این گلــهای احمر می چکد
بر روی دامان نبـــــی بنشـــــسته طفلی نازنین
وز غنچه ی لبــــــــهای او حلوا و شکّر می چکد
میلاد کوثر گشــــــــــته و شــادند خیل قدسیان
وز نای خیل قدســــــــــیان الله و اکبر می چکد
شعر : علی اسماعیلی
کلمات کلیدی: