سفارش تبلیغ
صبا
 

اشک شفق

 
 

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال تلگرام اشک شفق

 

مطالب اخیر

محمد صلی الله علیه و آله

اللهم العن صنمی قریش

شهید سامرا

با آل علی علیه السلام

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (61)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (130)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (75)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (21)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (111)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (3)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (7)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (15)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (4)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (37)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (9)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (3)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (12)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (157)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (97)

سروده های دیگر (74)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 417564
بازدید امروز :85
بازدید دیروز : 98
تعداد کل پست ها : 820

 

محمد صلی الله علیه و آله

قمری به سر شاخه غزلخوان محمد(ص)
جبریل امین قاری قران محمد(ص)

هر جا گذری رحمت حق گشته فراوان 
گسترده شده سفره احسان محمد(ص)

آهوی زمین، مرغ هوا، ماهی دریا
 هستند همه ریزه خور خوان محمد(ص)

خورده سند عالم هستی چو به نامش
پس عالم و آدم همه مهمان محمد(ص)

برده دل و دین از همه با خلق نکویش
عالم همه مات لب خندان محمد(ص)

خورشید جهانتاب زده تکیه به کوهی
محو رخ رخشنده و تابان محمد(ص)

ای شیعه تو خوش باش که پیروز تو هستی
ماندی تو فقط بر سر پیمان محمد(ص)

ما را چه نیازی به می و میکده باشد
مستیم ز جام می چشمان محمد(ص)

هم رحمت و هم موهبت واسع حق است
ما شیعه ی عشقیم و مسلمان محمد(ص)

گردیده در او حق و حقیقت متجلی
عالم همه سرگشته و حیران محمد(ص)

او ترجمه ی ساده ی ایمان و یقین است
ما دلشده ی گوهر ایمان محمد(ص)

نشناخته بی شک به خداوند خدا را
آن کس که نشد طفل دبستان محمد(ص)

خوش آن که به جز راه محمد(ص) نرود هیچ
یعنی که شده بوذر و سلمان محمد(ص)

ما شاه جهانیم و دو عالم همه از ماست
هستیم غلامی ز غلامان محمد(ص)



سه شنبه 97 آبان 29 | نظر بدهید

 

اللهم العن صنمی قریش

ترجمه منظوم ذکر قنوت حضرت امیرالمومنین علی(ع)
در لعن دو بت و سرکرده قریش (جبت و طاغوت)
 

بفرست ای اله و ای محمود
به محمد(ص) و آل او تو درود

همه عالم غریق رحمت تو
بر دو بت از قریش لعنت تو

جبت و طاغوت این دو بت هستند
دو بتی که به مثل هم پستند

این دو سر کرده ی ضلالت را
لعن کن ای خدای بی همتا

لعن کن دختران ایشان را
زان که بشکسته اند پیمان را

از تو امر و از این دو بت انکار
تویی از این دو بت بسی بیزار

وحی را هم قبول نا کردند
به رسولت بسی جفا کردند

دین حق واژگون شد از ایشان
این ستم پیشگان و بد کیشان

شد به دست منافقان کثیف
آیه های تو یک به یک تحریف

ظلمها کرده این دو بت به بشر
حکم دین زین دو بت نداده ثمر

این جماعت که از تو بگسستند
همه با دشمنان به پیوستند

شهرها یک به یک شده ویران
خانه های فساد آبادان

هر که در دام این دو بت افتاد
شد اسیر تباهی و بیداد

لعنت کردگار بی همتا
بر همه پیروان این بتها

خانه وحی گشته ویرانه
بسته شد ، قفل شد در خانه

خانه وحی سقف بشکسته
دستهای وصی به هم بسته

واژگون گشته سقف این خانه
ظاهر و باطنش چو ویرانه

اهل خانه ز بیخ برکندند
کودکان را چو مرغ پر کندند

شد تهی منبر نبی ز وصی
ای خدا،بت نشسته جای نبی

منکران امامتند این قوم
گمره و در ظلالتند این قوم

غرق در باتلاق گناه عظیم
جایشان قعر دوزخ است و جحیم

در جهنم درون چاه سقر
جایشان ده بدون راه مفر

ای خدا زان عذابشان بچشان
که بود فوق درک هر انسان 
 

هرچه بنموده اند این دو بدی
لعنشان کن تو لعنتی ابدی

منکران حقیقتند این دو
دشمنان شریعتند این دو

ظالمانه به روی هر منبر
خوانده خود را به مسلمین رهبر

هر دوشان از نفاق سر شارند
با وصی نبی به پیکارند

با منافق جلیس و همکارند
مومنین زان دو بت در آزارند

راستگویان از آن دو آزرده
کافران نفع زین میان برده

هر امام به حق که شد مقهور
کرد تغییر واجبی که به زور

ناپسندی که شد پسندیده
بس دلایل که گشت نادیده

خون و خونابه ها که شد جاری
حق شناسان اسیر بیگاری

نیک ها زشت و زشت ها زیبا
جلوه وارونه داده حکم خدا

 ارث ها را به زور می بردند
مال مردم به زور می خوردند

بس غنیمت که ملک خود کردند
بس حرامی که این دو بت خوردند

خمس ها صرف غیر اهلش شد
حکم نا اصل عین اصلش شد

هر ستم گشت گسترانیده
هر نفاقی نهان شد از دیده

هرچه نیرنگ کرده اند آنها
وعده ها داده شد بدون وفا

هر امان نامه ای که شد امضا
حاصلش بود ظلم و جور و جفا

بگرفتند جان انسانها
بشکستند جمله پیمانها
 

هر حلال خدای گشته حرام
هر حرامی شده حلال مدام

هر چه پهلو که پاره گردیده
غنچه هایی که چیده شد چیده

استخوانی که گشته بشکسته
هر سند، پاره پاره، سر بسته

اجتماعی که شد پراکنده
دختری که به گور شد زنده

بس عزیزی که خوار شد زانها
پست و بی اعتبار شد زانها

خوارها هم بسی عزیز شدند
غوره بودند و چون مویز شدند

صاحب حق زحق خود محروم
راستگو در مرامشان محکوم

حکم حق جلوه یافت وارونه
بر بشر ظلم شد دو صد گونه

کفر ورزی هر آن که شد صفتش
با امام به حق شود مخالفتش

داده شد آیه های حق تغییر
شان آیات و معنی و تفسیر

ترک واجب چو شد پسندیده
ریشه باغ دین بخشکیده

از پیمبر گلایه ها کردند
منع اجرای آیه ها کردند

حکم حق بی نتیجه شد زآنها
بشکستند عهد و پیمانها

ادعا ، ادعای حق گویی
راه اما ره ستم جویی

این دو سر کرده صف باطل
کرده انکار شاهد عادل

فکرشان خدعه کارشان نیرنگ
با حقیقت، حقیقتاً در جنگ

وارد دین بسی خیانت شد
بس جفاها که بر دیانت شد

نقشه ها بهر قتل پیغمبر (ص)
شد بدست دو یار و همسنگر

مشکهایی که خشک غلطاندند
لغوهایی که بر زبان راندند

بس تقلب که زاندو شد ظاهر
بس نجاست که خوانده شد طاهر

شده تضییع بس وصیتها
شوم بوده است هر چه نیتها
 

ای خداوند آگه از اسرار
لعن کن آن دو یار را بسیار

در تمام لیالی و ایام
لعنشان کن خدای من تو مدام 
 

لعنتی که نباشدش پایان
از خداوند باد بر ایشان

هر که یار است و یاور آنها
یا که تسلیم باور آنها

هر که امداشان نموده دمی
رهرو راهشان شده قدمی

هر که در سر هوایشان دارد
در دلش گر که جایشان دارد

مهر این دو هر آن که در دل داشت
باغ آتش برای خود می کاشت

ای خداوند خالق دو جهان
از عذابت به جمعشان بچشان

از عذابی که جمله دوزخیان
زان عذابند استغاثه کنان

لعن کن ای خدای عالمیان
هر که با این دو گشت هم پیمان

از عذاب الیم و بی پایان
دم بدم بر مشامشان بچشان

لعن فرما خدا، یکایکشان
واز عذابت به جمعشان بچشان
 

 



پنج شنبه 97 آبان 24 | نظر

 

شهید سامرا

همچو ابر بهار می گریم در عزای شهید سامرا
روز و شب زار زار می گریم از برای شهید سامرا

دست غم می زنم به سر زغمش تا که جانم ز تن برون آید
جان چه باشد که عالم هستی به فدای شهید سامرا

همه دارایی دوعالم را داده بر من خدای بی همتا
چون که افتاده بر سرم سایه از لوای شهید سامرا

همه ی درد های عالم را می خرم من به جان خود ز غمش
تا که درمان کنم همه را با دوای شهید سامرا

هر که آمد به زیر پرچم او ارجمند و گران بها بشود
عزت شیعیان ز اعجاز کیمیای شهید سامرا

شکر یارب که شیعه ی اویم در تلاشم  که راه او پویم
شکر یارب که بوده ام همه عمر مبتلای شهید سامرا

مثل اجداد طاهرینش او معدن فضل و جود و احسان است
ای خوشا آن که فیض بگرفته از سخای شهید سامرا

می کشم گرچه انتظار فرج در همه عمر خود یقین دارم
می رسد عاقبت زمان فرج با دعای شهید سامرا

همه ی سعی و کوششم این است که شود او ز دست من راضی
که رضای خدای بی همتاست در رضای شهید سامرا

حضرت جبرئیل می خواند روضه از داغ عسکری امشب
عرشیان جمله تسلیت گویند به خدای شهید سامرا

کرده واجب محبت او را حضرت حق به مردم دنیا  
من نفس می کشم خدا را شکر با ولای شهید سامرا

چشمه چشمه ز چشم می ریزم خون دل را ز داغ حضرت او
همچو ابر بهار می گریم در عزای شهید سامرا



دوشنبه 97 آبان 21 | نظر

 

با آل علی علیه السلام

هر چه دارم همه از مرحمت آل علی(ع) است
تار و پودم همگی موهبت آل علی(ع) است

پس به حکم ادب و شکر تمام نعمات
سخنانم همه در منقبت آل علی(ع) است
---
در آل علی(ع) فنا شدم پس هستم
در خانه ی شان گدا شدم پس هستم

مس بودم و با مرحمت آل علی(ع)
من پاکتر از طلا شدم پس هستم
---
با آل علی(ع) هر گرهی باز شود
حل مشکل آدمی به اعجاز شود

آن کس که تمام هستی اش آل علی(ع) است
یک بنده ی فوق العاده ممتاز شود
---
با ذکر علی(ع) دعا اجابت بشود
با ذکر علی(ع) بشر هدایت بشود

شب تا به سحر ذکر علی(ع) بر لب ماست
با ذکر علی(ع) خدا عبادت بشود
---
با آل علی(ع) درد دوا خواهد شد
با آل علی(ع) دفع بلا خواهد شد

گر می طلبی رضای حق ای انسان
با آل علی(ع) خدا رضا خواهد شد



سه شنبه 97 آبان 15 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin