سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی وب هاست ایران

مثنوی عشق

ارحم الراحمین خدای رحیم
احسن الخالقین اله کریم

کیستی ؟ ای خدا تو الله ی
تو ز اسرار خلق آگاهی

اول و آخر و احد هستی
بی نیازی تو و صمد هستی

باشکوهی، عظیمی و اعلی
اکرم و اعظمی،تویی دانا

احکم الحاکمین تویی یارب
مالک یوم الدین تویی یارب

ظاهر و باطن و بصیر تویی
اعلم و اکبر و کبیر تویی

ما همه تائب و تو توابی
ما همه عبد تو، تو اربابی

ای خدا جامعی و جباری
ما سراپا گنه، تو غفاری

تو حفیظ و حلیم و حی و حمید
تو حمید و حسیب و حق و مجید

تو خبیر و تو خالق و خلاق
پر شد از ذکر تو همه آفاق

خیر الفاصلین تویی یارب
خیرالحاکمین تویی یارب

خیرالفاتحین تویی مولا
خیرالغافرین تویی مولا

خیرالوارثین تویی الله
خیرالراحمین تویی الله

خیرالمنزلین و رحمانی
تو ز هر عیب و نقص سبحانی

ذوالمعارج وذوالجلالی تو
ذوالجمالی و ذوالکمالی تو

ذوالعظیمی و ذوالکرامی تو
و تو ذوالعرش و ذوانتقامی تو

و تو ذوالرحمه ای و ذوالطولی
و تو ذوالقوه ای و مدلولی

درجاتت رفیع یا الله
ای علیم و سمیع یا الله

تو رئوف و رحیم و رزاقی
عشق در قلب و جان عشاقی

تو سریع الحسابی یا الله
تو سریع العقابی یا الله

تو سلام و شکور و وهابی
تو وکیل و ودود و توابی

هادی و واحد و نصیری تو
والی و واسع و بصیری تو

مالک و مستعان تویی و متین
متکبر، مهیمنی و مبین

تو شدید العقابی یا الله
مالک آفتابی یا الله

تو محیط و مصوری و مجیب
مومن و متعالی و تو مصیب

قادری ، قاهری و قهاری
قابل التوبه ای و غفاری

فالق الحب و النوی هستی
روح هر ذکر و هر دعا هستی

عالم الغیب و الشهاده تویی
ما همه مست و جام باده تویی

ای که هستی تو فالق الاصباح
هم تو مشکوه و هم تویی مصباح

نور هفت آسمان تویی یارب
هادی انس و جان تویی یارب

ای خداوند خالق ازلی
خالق احمد(ص) و بتول(س) و علی(ع)

شکر یارب که شیعه هستم من
ز می اهل بیت(ع) مستم من

تا که قران کتاب دین من است
تا علی(ع) باور و یقین من است

با توکل به خالق رحمان
غم ندارم من از غم دو جهان




ادامه مطلب

[ پنج شنبه 96/9/23 ] [ 8:47 صبح ] [ علی اسماعیلی وردنجانی ]

حضرت خورشید

می سوخت پرش چون پر پروانه ی خورشید
بگذاشت سرش را به روی شانه ی خورشید

در آرزوی دیدن خورشید به هر صبح
می رفت به صد شوق به میخانه ی خورشید

سرمست ترین بود میان همه مستان
نوشید چو می از لب پیمانه ی خورشید

در دل به جز از مهر علی(ع) هیچ نبودش
صد بوسه زده بر لب جانانه ی خورشید

آموخته از حضرت خورشید وفا را
آن مست خراباتی و دیوانه ی خورشید

می گفت مرا خانه ی دل خانه ی یار است
شد خانه ی دل، خانه ی ویرانه ی خورشید

شد شاخه درختی هدف تیر نگاهش
آن نقطه که گردیده بنا لانه ی خورشید

هر صبح کشد شانه به گیسوی سیاهش
اما ز سر شانه ی شاهانه ی خورشید




ادامه مطلب

[ سه شنبه 96/9/21 ] [ 1:12 عصر ] [ علی اسماعیلی وردنجانی ]

شراب ناب

شاعر ردیف و قافیه را انتخاب کن
عزم سرودن دو سه تا بیت ناب کن

شعری بگو که دیده و دل را جلا دهد
شاعر تو در سرودن شعر انقلاب کن

شعری بگو که مایه ی امید ما شود
راه صواب را برو، قصد ثواب کن

با شعر هم طریق سعادت میسر است
فکری برای موعد یوم الحساب کن

ما را ز وصف جام لب یار مست کن
کاری شبیه جام لبالب شراب کن

ما را بده تو وعده ی دیدار روی یار
با این شراب ناب تو ما را خراب کن

پنهان به پشت ابر شده چونکه آفتاب
تو از خدای خود طلب آفتاب کن

بار گناه مانع دیدار دلبر است
ما بین ما و یار تو رفع حجاب کن

مدح کسی مگوی به جز مدح اهل بیت(ع)
این شیوه را برای همیشه تو باب کن

نقشی بکش به لوح دل از پاکی و صفا
دل را برای آل محمد (ص) چو قاب کن

در گلشن ولایت و با یاد اهل بیت(ع)
خوشبوی عالمی ز شمیم گلاب کن  




ادامه مطلب

[ دوشنبه 96/9/20 ] [ 8:34 صبح ] [ علی اسماعیلی وردنجانی ]