سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

شهادت امام هادی ع

حضرت زهرا س

دعای فرج

یاس کبود

کربلای فاطمیه

شهادت حضرت زهرا س

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (83)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (163)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (96)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (30)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (149)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (7)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (13)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (24)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (10)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (45)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (16)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (9)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (19)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (213)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (124)

سروده های دیگر (131)

کتاب های الکترونیک (3)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 673344
بازدید امروز :52
بازدید دیروز : 245
تعداد کل پست ها : 1142

 

دانلود کتاب الکترونیکی دیوان عشق

نام کتاب: دیوان عشق

موضوع: شعر

شاعر: علی اسماعیلی وردنجانی

تعداد مطالب:1121

حجم فایل: 2مگابایت

قابلیت نصب: سیستم های اندروید

 دریافت



یادداشت ثابت - پنج شنبه 100 آذر 26 | نظر بدهید

 

شهادت امام هادی ع

مهبط الوحی و معدن الرحمه، در عزای تو دیده گریان است

امرکم رشد و شانکم حق است ، شان تو همطراز قرآن است 

هستی و جان خویش را دادی تا که دین خدا شود احیاء 
در عزای تو ایها الهادی(ع)، چشمها چشمه های جوشان است

ای که مولای مؤمنان هستی، همه جان ها فدای تو آقا
تا که بستی به این جهان دیده، همه عالم اسیر طوفان است

ای که اصل الاصول اسلامی، همه عالم نشسته در غم تو
تو که لبریز نور توحیدی شیعه از داغ تو پریشان است

آسمان ها سیاه پوشیدند، خیمه ی غم به عرش برپا شد
نوحه خوان گشته است اسرافیل، حضرت جبرئیل نالان است

تو که نور هدایتی آقا، ماه و خورشید امّتی آقا
نور تو تا زمان رستاخیز ، روشنی بخش راه انسان است

کهکشان ها که واژگون شده اند، دیده ها چشمه ها ی خون شده اند
آتشی که نمی شودخاموش، آتش غصه فراوان است 

کمر عرش و فرش و لوح و قلم، زیر بار غمت شکسته شده
صاحب مجلس عزای شما، تا قیامت خدای سبحان است

انبیاء جمله زار و دل خونند، اولیاء داغدار و محزونند
رفتی و رفت فصل بهار، فصل اندوه و آه و افغان است



جمعه 100 بهمن 8 | نظر بدهید

 

حضرت زهرا س

به نام حضرت داور، به نام حضرت زهرا(س)

سلام حضرت مادر، سلام حضرت زهرا(س)

یگانه دخت پیمبر(ص)، گشوده چشم به عالم
ملائکند همه مست جام حضرت زهرا(س)

به شان او شده نازل اگر که سوره ی کوثر
خدای اوست که داند مقام حضرت زهرا(س)

به شکر سر به سجودند جن و انس و ملائک
به یمن مقدم و با احترام حضرت زهرا(س)

شدند مرغ سر کوی او تمام ملائک
و جبرئیل امین مرغ بام حضرت زهرا(س)

به حال روزه ببخشد طعام خویش به سائل
نمونه است به عالم صیام حضرت زهرا(س)

اگر که لب بگشاید برای نطق و بیانی
 طلا و لوء لوء و مرجان کلام حضرت زهرا(س)

بهشت روی زمین بود گوشه گوشه ی عالم
به شرط طاعت امر و مرام حضرت زهرا(س)

مقام و منزلتش را خدای فاطمه(س) داند
هم او که هست از او احتشام حضرت زهرا(س)

مطیع امر ولیّ بود در تمامی عمرش 
اطاعتش ز ولایت پیام حضرت زهرا(س)

رضای حضرت حق در رضای حضرت زهراست
رضای حضرت حق اهتمام حضرت زهرا(س)

علی(ع) ولی خدا و علی(ع) وصی رسول(ص) است 
علی(ع) است همسر ناب و امام حضرت زهرا(س)

نشسته است روی شانه ام همای سعادت
علی(ع) امام من و من غلام حضرت زهرا(س)



جمعه 100 بهمن 1 | نظر بدهید

 

دعای فرج

خداوندا گرفتاری عظیم است

همه اوضاع ملت ها وخیم است

خدایا بر ملا گردیده اسرار
الهی زندگی سخت است و دشوار

حجاب و پرده ها از بین رفته
همه خوف و رجا از بین رفته

زمین تاریک و سرد و تنگ گشته
نزولات سماوی سنگ گشته

خداوندا تو پشتیبان مائی
تو سکاندار و کشتیبان مائی

تو صاحب خانه ای ما میهمانیم
تو قاضی هستی و ما شاکیانیم

تو هم جانی و هم آرام جانی
امین و رازدار بندگانی

سلامی پیشکش فرما به احمد(ص)
تحیّات تو بر آل محمد(ص)

به فرمان تو بر ما حکمرانند
که ما جسمیم و آنها مثل جانند

همه هستیم بر عهدی که بستیم
مطیع خاندان وحی(ع) هستیم

مقامشان رفیع است و بلند است
بسی این خانواده ارجمند است

خداوندا به حق این جماعت
ببر ما را سر کوی سعادت

به حق مصطفی(ص) محبوب حیدر(ع)
به حق مرتضی(ع)، یار پیمبر(ص)

شما هستید خورشید هدایت
نباشد جز شما ما را کفایت

شما یار و مددکارید ما را
به ما فرمانروا هستید و مولا

همه چشم انتطار یار هستیم
که مشتاق دمی دیدار هستیم 

بیا مهدی(عج) که تو صاحب زمانی
تو یار و یاور درماندگانی

به فریاد دل ما شیعیان رس
به امداد ضعیف و ناتوان رس

تماشا کن ببین بی تاب ما را
به حق مادرت دریاب ما را

اسیر موج طوفانیم و گرداب
مدد ما از تو می جوئیم، بشتاب

خدا ای مهربان مهربانان
به حق چارده معصوم(ع) و قرآن

نما لطف خودت را شامل ما
که جز غم نیست اینجا حاصل ما

به دست خود تو ما را شادمان کن
همه ویرانه ایم، آبادمان کن



پنج شنبه 100 دی 23 | نظر بدهید

 

یاس کبود

به نص وحی مگر این جهان برای تو نیست؟

جهان مگر همه در سایه ی لوای تو نیست؟

مگر که ملک فدک نیست حق تو بانو؟
مگر که غاصب آن، دشمن خدای تو نیست؟

مگر نسوخت در خانه ی تو یا زهرا(س)؟
مگر که حادثه ی کوچه کربلای تو نیست؟

بدون توست بهشت برین جهنم محض
برو بهشتِ علی(ع) این جهان سرای تو نیست

تمام عالم هستی فدای نام تو باد
سزاست تا که بمیرد اگر فدای تو نیست

بقا گرفت هر آن کس که شد فدائی تو
کسی فناست وجودش که او فنای تو نیست

به خاک پای تو افتاده اند اهل سماء
و خاک بر سر خاکی که خاک پای تو نیست

به هر کجا نگرم خیمه ی غمت بر پاست
کجای خاک زمین خیمه ی عزای تو نیست

تو کوثری و متاع جهان قلیل و کم است
کثیر وحی الهی جهان که جای تو نیست

به زیر بار غمت قامت علی(ع) خم شد
هزار حیف قد و قامتش عصای تو نیست

تو می روی و علی(ع) را نمی بری با خود
مگر امیر عرب یار دلربای تو نیست؟

تمام اهل جهان ریزه خوار خوان تواند
نیافریده خدا هر که را گدای تو نیست

برای اهل زمین قبر خاکی ات گم شد
که با صفاتر از این صحن با صفای تو نیست

رضای توست دلیل بهشت رفتن ما
جهنمی است هر آن کس پی رضای تو نیست

به محسنت قسمت می دهم دعایم کن
برای من به خدا بهتر از دعای تو نیست



چهارشنبه 100 دی 15 | نظر بدهید

 

کربلای فاطمیه

شد کوچه ها کرب و بلای فاطمیه

برپاست هر سو خیمه های فاطمیه 

دل های ما تا روز محشر داغدار است
چشمان ما از داغ زهرا(س) اشکبار است

یک فاطمیه یک جهان اندوه و ماتم
بزم عزای حضرت زهراست عالم

رفت از جهان زهرا(س)، در این دنیا غریبیم
سر تا به پا دردیم و بی یار و طبیبیم

ما ساکنان سرزمین اشک هستیم
با رنج و اندوه و مصیبت عهد بستیم

ما الفتی دیرینه با اندوه داریم 
در سینه ها ما غصه ای انبوه داریم

عمریست ما با داغ زهرا(س) انس داریم
تا زنده ایم از داغ زهرا(س) اشکباریم

رنگ عزا دارد زمین در مرگ زهرا(س)
مشکی ترین بیرق شده بر پا در اینجا

در باغ ما جز یاس محصولی دگر نیست
اشک دو چشم شیعه جز خون جگر نیست

اشک دو چشمم تا قیامت نذر زهراست
ورد لبم وقت عبادت نذر زهراست

ما را برای اشک و ماتم آفریدند
در سینه ی ما کوهی از غم آفریدند

تا چشم بگشودیم غم دیدیم و ماتم
یا فاطمیه بوده یا ماه محرم

محزونترین آوای غم را ناله کردیم
لبریز اندوه و عزا و حزن و دردیم

عمریست ما در انتظار یار هستیم
مجروح از میخ در و دیوار هستیم

می سوخت وقتی از ستم آیات قرآن
شد خانه ی دل ها سراسر بیت الاحزان

یک دشت داس امّا فقط یک شاخه ی یاس
یاسی که حتی بر نوازش بود حسّاس

یک گل گرفتار دو صد گرگ بیابان
یک عده گرگ تحت امر شخص شیطان

رخت مسلمانی به تن پوشیده گرگان
تا خلق پندارندشان قومی مسلمان

بردند جمله حمله سوی بیت حیدر(ع)
حیدر(ع) وصی و نایب خاص پیمبر(ص)

بیت امیر المؤمنین(ع) کانون دین است
شان نزول وحی و قرآن مبین است

کعبه اگر از سنگ، در مکه بنا شد
این خانه اما مهبط وحی خدا شد

ویرانه شد کعبه به دست لشکر فیل
یارب کجا هستند پس طیراً ابابیل؟



دوشنبه 100 دی 13 | نظر بدهید

 

شهادت حضرت زهرا س

باشد شبیه چشم تو گریان دو چشم من

ریزد شبیه اشک تو باران دو چشم من

سخت است سخت درد یتیمی قسم به عشق
گریان شبیه چشم یتیمان دو چشم من

آزرده گشته کوثر قرآن ز میخ در
گریان ز داغ کوثر قرآن دو چشم من

از بسکه خرد شده بدنت زیر دست و پا
پیدا نشد به درد تو درمان دو چشم من

سیمرغ من ز سنگ ستم چون پرش شکست
یکباره رفت از تن من جان، دو چشم من

زانوی غم گرفته بغل کودکان تو
حیدر ز غصه سر به گریبان، دو چشم من

دنیا بدون تو شده زندان غم مرا
ای میهمان ختم رسولان(ص)، دو چشم من

با رفتن تو دیده ی من گشته رود خون
اما برو تو با لب خندان دو چشم من

میمیرم از جدائی تو ای گل بهشت
سخت است سخت غصه ی هجران دو چشم من

طوفان نوح گشته تداعی برای من
از داغ تو نموده چو طغیان دو چشم من

تو کوثری ز داغ تو آتش گرفته ام
می سوزد از غم تو فراوان دو چشم من

زهرائی و دلیل همه دل خوشی مرا
بعد از تو خنده گشته گریزان، دو چشم من

با تو بهشت روی زمین بود خانه ام
خانه بدون تو شده زندان، دو چشم من

آن آتشی که سوخت در خانه ی تو را
ویرانه کرده عالم امکان، دو چشم من

تا زنده ام ز داغ غمت گریه می کنم
ای گلعذار و گلشن و بستان، دو چشم من

کار من است مرثیه گفتن برای تو
وقتی دل است خانه ی احزان، دو چشم من

«دیوان عشق» پُر شده از عاشقانه ها
قلبم به یاد توست گلستان، دو چشم من



چهارشنبه 100 آذر 24 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin