سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

گلستان محمد صلی الله علیه و آله و سلم

عطر گل محمدی

بازی

دوستی کودکانه

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (75)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (154)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (90)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (27)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (139)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (5)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (11)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (22)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (9)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (41)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (14)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (7)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (16)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (199)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (119)

سروده های دیگر (109)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 561745
بازدید امروز :151
بازدید دیروز : 176
تعداد کل پست ها : 1041

 

فاین تذهبون

کوفیان ای نامسلمانان فاین تذهبون
ای همه فرمانبر شیطان فاین تذهبون

رسم انسان نیست این رفتار و کردار شما
مایه ننگ همه دوران فاین تذهبون

بر سر پیمان فدا سازند جان آزادگان  
عهد بشکستید با جانان فاین تذهبون

نیست در بین شما انگار یک آزاده هم
یا نه حتی یک نفر انسان فاین تذهبون

از جفایتان بریزد خون فرزند رسول(ص)
در گلوی اصغرش پیکان فاین تذهبون

زیر پای اسبها، جسم شهید کربلا
پاره پاره می شود قران فاین تذهبون

ننگتان بادا که خون کردید قلب شیعیان
چشم ها از کارتان گریان فاین تذهبون 

روز عاشورا زمین کربلا شد پر بلا
از شما برپا شد این طوفان فاین تذهبون

حضرت زهرا(س) از این ظلم و جفا خون گریه کرد
دیده ی او ابر پر باران فاین تذهبون

چشم ها شد چشمه خون،سینه ها لبریز درد
زین بلا درد است بی درمان فاین تذهبون

پیکر خونین آل الله(ع) در صحرای خون
زیر گرما با تن عریان فاین تذهبون 

کربلا در ظهر عاشورا شده دریای خون
سبط پیغمبر(ص) شده قربان فاین تذهبون

پای بگذارند بر خار مغیلان کودکان
چشمشان گریان و دل ترسان فاین تذهبون 

شد اسیر دست دشمن دختر شیر خدا
عالمی زین غم سیه پوشان فاین تذهبون



یکشنبه 95 مهر 11 | نظر

 

محرم سلام

سلام من به محرم به خون پاک شهیدان
درود من به ورقهای پاره پاره قران

سلام من به حسین(ع) و به اشک دیده زهرا(س)
سلام من به رگ از قفا بریده ی مولا

سلام من به محرم، به اشک چشم یتیمان
به آه و ناله زینب(س)، به رنج پای اسیران

سلام من به رقیه(س)، به گونه های کبودش
به زینب(س) و به نماز شب و قیام و قعودش

سلام من به محرم، به کام تشنه اصغر(ع)
به کربلای معلی که بود وادی محشر

سلام من به ابوالفضل(ع)، به دست های علمدار
به دیده های پر ازخون به شیعه های عزادار

به اکبر و لب خشک و به آخرین سخنانش 
سرش به زانوی بابا، نبود تاب و توانش

سلام من به محرم به آن شجاعت قاسم(ع)
سلام من به حسین(ع) و به آن حمایت قاسم(ع)

سلام من به محرم  به تشنه ی لب دریا
به کشته های فتاده به روی ماسه صحرا  

به حال خسته ی زینب(س) سلام تا به قیامت
سلام من به محرم، به ماه خون و شهادت

سلام من به محرم به داغ سینه ی مهدی (عج)
سلام من به محرم به اشک دیده ی مهدی(عج)

به آن دو چشم که از غصه خون گریسته دائم
سلام من به محرم به نام حضرت قائم (عج)



شنبه 95 مهر 10 | نظر

 

سه دسته گل محمدی

به یمن مقدم سه گل، صفا گرفته باغ دین
حسین(ع) و عباس علی(ع)، امام زین العابدین(ع)

فرشتگان آسمان در آرزوی وصلشان
بال گشوده فوج فوج همه روان سوی زمین

خانه ی زهرا(س) و علی(ع) مرکز انوار خداست
گشته نگاهبان آن، حضرت جبریل امین

ذکر لب فرشتگان یا علی(ع) است و یاحسین(ع)
به شکر سر به سجده است، علی امیر مومنین(ع)

کار تمام شیعیان شادی و شور است و نشاط
و تهنیت به یکدگر، کار همه اهل یقین

خرمی بهار از نشاط و شور این سه گل
احلی من العسل همه، قشنگ و ناز و نمکین

به هر کجا نظر کنی بزم نشاط و شادی است
یکی دهد ترنجبین و آن یکی سکنجبین

ترجمه ای نوشته است خدا به آیه های وحی
و بچه های فاطمه(س) ترجمه ی وحی مبین

شکر خدای متعال، که شیعیان حیدریم
و شیعیان حیدرند، میان خلق برترین



سه شنبه 95 اردیبهشت 21 | نظر بدهید

 

نغمه ی شنیدنی

فصل خزان چکیدن باران چه دیدنی است
داغ دل یتیم غزلخوان خریدنی است ؟!

گر سر به روی نیزه شود نغمه خوان وحی
در پای نیزه نغمه ی قران شنیدنی است
--
در راه شام با سر او همسفر شدم
مویم سپید گشته و خونین جگر شدم

در زیر بار غصه ی او قامتم شکست
جانم به لب رسید که من محتضر شدم
--
یک اربعین به بند اسارت چه سخت بود
در پای نیزه شوق زیارت چه سخت بود

از پشت بام خانه سری شد نشان سنگ
آل رسول(ص) و ترس و حقارت چه سخت بود



سه شنبه 94 آبان 19 | نظر بدهید

 

قصه به سر رسید

هنگام ظهر آمد و وقت سفر رسید
هنگام جانفشانی قرص قمر رسید

با نام دوست قصه شد آغاز، ناگهان
تیری سه شعبه آمد و قصه به سر رسید
--
وقتی که اسب بر تن بی جان او دوید
از چشمه سار دیده ی زینب(س) چه می چکید؟!

یک باره پیر گشت و قامتش از غصه شد کمان
داغ غمش چشید و بشد موی او سپید
--
اول پسر میان دو لشکر تمام شد
تیری رسید و کار برادر تمام شد

این قصه ختم شد به غم و غصه ی مدام
 قصه شروع ناشده از سر تمام شد
--
کاروانی کوله باری داشت از اندوه و غم
راه صحرا نیز خاری داشت از اندوه و غم

همسفر با کاروان چندین سر از تن جدا
بر سر نی سایه ساری داشت از اندوه و غم



یکشنبه 94 آبان 17 | نظر بدهید

 

رباعی عاشورایی

لب بر رگ بریده ی او تا گذاشتم
در سینه داغ دوری او را نگاشتم

تا کاروان روانه سوی شهر شام شد
او سر نداشت من سر رفتن نداشتم
--
تو روی نیزه من پی نیزه نظاره گر
در زیر بار غصه و غم، خم شده کمر

آتش به جان عالمیان زد عزای تو
شرح غمت به شیوه ی ایجاز، مختصر
--
ماندی به روی خاک و جهان رنگ غم گرفت
حتی بهشت و باغ جنان رنگ غم گرفت

از ظهر حادثه همه جا شد سیاه پوش
در ماذنه همیشه اذان رنگ غم گرفت
--
دل بعد تو نه دل که عزا خانه ی تو شد
خواهر کنار نعش تو پروانه ی تو شد

ای خوش به حال آن که دلش در غم تو سوخت
نامت شنید و عاشق و دیوانه ی تو شد



پنج شنبه 94 آبان 14 | نظر بدهید

 

زائران کربلا

از روی نیزه نغمه ی قران دلنواز
در پای نیزه شیون و غوغای جانگداز

یک کاروان عزا و ستم رو به سوی شام
پای برهنه، خار مغیلان، ره دراز
--
گفتیم حسین(ع) و کربلایی شد دل
از شوق ضریح او هوایی شد دل

ای زائر کربلا تو در کوی حسین(ع)
کن یاد مرا چون که خدایی شد دل
--
یک دل نه بلکه قلب تمام جهانیان
آمد به کربلای تو، اما به پای جان 

دل پیش توست دیده ولی پر ز اشک و آه
با یاد آن دمی که لبت خورد خیزران

--
یک کاروان عزا و ستم رو به سوی شام
از کربلا برای جهان حامل پیام

بهتر که بمیرد آدمی با عزت
در زیر بار ظلم و ستم زندگی حرام



چهارشنبه 94 آبان 13 | نظر بدهید

 

حضرت علی اصغر علیه السلام

شد خانه ی دل لبریز از عشق علی اصغر(ع)
شوق لب او را داشت از روز ازل کوثر

می خواست بنوشد آب آن حنجره نازک
آن تیر چرا بنشست بر آن لب و آن حنجر

آن غنچه صفا بخش صد باغ و گلستان بود
افسوس که حالا او گردیده چنین پر پر

رفته ره صد ساله آن کودک شش ماهه
چون منتظر او بود در باغ جنان مادر

از خون گلو گشته قنداقه ی او خونین
اما به فراز نی در جلوه شد از او سر

همبازی او تا دید سر را به روی نیزه
از ناقه به خاک افتاد، چشمش شده از غم تر

اطفال حرم  جمله از داغ غم اصغر(ع)
بر زانوی غمها سر، احوال همه مضطر

شرح غم او آتش بر جان بشر افروخت
حتی شرر افتاد از داغش به دل کافر

یک عمر ز داغ او در آتش غم سوزیم
تا شافع ما گردد فردا به صف محشر



یکشنبه 94 آبان 10 | نظر

 

دلنوشته عاشورایی

گر چه آواره ای به صحرا بود
هر دو چشمش رقیب دریا بود

چون خدا را گواه خود می دید
هر چه او دیده بود زیبا بود
--
ظهر بود و عطش فراوان بود
روز اوج جفا و عصیان بود

پیکری زیر نیزه ها پنهان
سر او روی رحل قران بود
--
کودکی پا برهنه و محزون
چشمهایش رقیب صد جیحون

لب او تشنه و رخش نیلی
شده آواره، با دلی پر خون
--
موسم جنگ و فصل پیکار است
یک طرف نور و یک طرف نار است

یک جوان رشید مه سیما
لشکر نور را علمدار است  
--
گفتم ام الکتاب کیست؟ گفت حسین(ع)
معنی آفتاب کیست؟ گفت حسین(ع)

خواند قران سری روی نیزه !!
گفتمش آن جناب کیست؟ گفت حسین(ع)



شنبه 94 آبان 9 | نظر بدهید

 

عرض تسلیت

یابن الحسن(عج) امام زمان(عج) عرض تسلیت
گردیده گلشن تو خزان عرض تسلیت

در خون نشسته جد تو در کربلای خون
خون از دو دیده ی تو روان عرض تسلیت

یابن الحسن(عج) مقابل چشمان مادرت
جدت به زیر تیغ و سنان عرض تسلیت

چون نیزه شد فرو به گلوی حسین(ع) تو
زینب(س) نداشت تاب و توان عرض تسلیت

دندان شکست و خون ز لب جد تو چکید
زینب(س) کشید آه و فغان عرض تسلیت

 کنج تنور گشته اگر جای میهمان
خاکستری سری به میان عرض تسلیت

  پای پر آبله، رخ نیلی، دلی غمین
طفلی سه ساله، قد کمان عرض تسلیت

از راس نی چو نغمه ی قران رسد به گوش
اطفال جمله، دل نگران عرض تسلیت

در راه شام و بارغم و کینه و ستم
جز این هزار زخم زبان عرض تسلیت

با یاد ظهر حادثه دریاست چشم تو
دریای خون به وقت اذان عرض تسلیت

با هر که گریه کرد تو هم گریه می کنی
 ما جسم گریه ایم و تو جان عرض تسلیت

آقای من بیا و تقاص از عدو بگیر
حق حسین(ع) را بستان عرض تسلیت

شد گلشنت خزان و حسینت به خون نشست
یابن الحسن(عج) امام زمان(عج) عرض تسلیت



پنج شنبه 94 مهر 30 | نظر بدهید

 
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin