سفارش تبلیغ
صبا

اشک شفق

آقا سلام و عرض ارادت به محضرت
جانم فدای نام تو و دیده ی ترت

می سوزم از مصیبت جانکاهت ای امام
آتش گرفته سینه ز حال مکدّرت  

در مجلس عزای تو آقای سامرا
دست عزا زند به سر خویش مادرت

شد سیل خون روانه ز چشمان فاطمه (س)
وقتی که دید حال نفس های آخرت

راز و نیاز نیمه  شبت با خدای خویش
ترسیم عشق و شور و یقین بود و باورت

این روزهای آخر عمرت چه سخت بود
وقت رکوع و سجده و آن جسم لاغرت

با دست بسته برد اگر دشمنت ترا
اما به پشت در که نمانده است همسرت

دادی برای باور خود گر چه جان خویش
بسته نشد به بند اسارت که خواهرت

از جام  زهر گشته شهادت نصیب تو
وارد نشد به بزم شرابی که دخترت

از داغ تو تمام جهان رنگ غم گرفت
اما به خاک و خون که ندیدی برادرت

تا زنده ام ز داغ غمت گریه می کنم
شویم ز اشک دیده ی خود قبر اطهرت



نوشته شده در شنبه 96 فروردین 5ساعت ساعت 10:42 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

گلبوته ولایت زد غنچه ای دوباره
برآسمان عترت افزوده شد ستاره

گم کردگان ره را راه آشنا و رهبر
بر مشکلات عالم حلّال و راه چاره

برگی اضافه شد بر اوراق شادمانی
اوراق غصه و غم گشتند پاره پاره

آن دلربا و دلبر ، آن رهنما و هادی
هر لحظه می کند براحوال دل نظاره

هر جا نظاره کردم نور هدایتش بود
باشد شعاع نورِ او خارج از شماره

قران صفت هدایت بر متقین عالم
شد کار حضرت او، ای دوستان هماره

تبریک و تهنیت باد بر شیعیان عالم
میلادت ای ستاره، جاناهزارباره



نوشته شده در دوشنبه 89 آذر 1ساعت ساعت 5:30 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

ابر رحــــــمت دوبــــاره بارانی است

هـــــمه جای جهان چراغانی است

از ســـــما بر زمــــــین بــــــتابد نور

که زمین همـــچو ماه نورانی است

وه چـــــــــه نوری کــــــــه در برابر آن

گوئــــــیا مــــــهر و ماه زندانی است

و به یـــــــمن طلـــــــــــوع این مه نو

عـــرش با فرش در غزل خوانی است

هــــمه کــــروبیـــان به شوق و سرور

کارشان رقص و دست افشانی است

جمله افلاکــــــــــیان به سجده شکر

ذکرشـــــان آیه هـــــای قـرانی است

هــــــــادی مـــا بــشد عــــــلی نقی(ع)

زین سبب شاد هر مسلمانی است

شعر : علی اسماعیلی



نوشته شده در جمعه 86 دی 14ساعت ساعت 9:36 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin