سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (69)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (144)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (80)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (24)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (121)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (4)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (9)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (19)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (7)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (38)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (12)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (5)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (14)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (180)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (102)

سروده های دیگر (94)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 488908
بازدید امروز :42
بازدید دیروز : 253
تعداد کل پست ها : 930

 

شاخه طوبی

خون می چکد به دامنم از ابر دیده ام
آخر غم مصیبت زهرا چشیده ام

تابوت مرگ خویش نهادم به شانه ام
بار گران غصه و غم را کشیده ام

چون شمع سوخته در غم زهرای مرضیه (س)
برخاک قبر ام ابیها(س) چکیده ام

کردم شبانه جان و تنم را به زیر خاک
طعنم مزن اگر ز جهان دل بریده ام

از سنگ کینه شاخه طوبی شکسته شد
من هم ز داغ حضرت زهرا (س) خمیده ام

خیر کثیر رفته ز دستم امان امان
صد حیف آه و شیون و ماتم خریده ام

یا فاطمه (س) تو را به خدا، جان محسنت(ع)
تنها مرو نگار به خاک آرمیده ام

صبرم تمام و طاقت من طاق از غمت
خوش باش در بهشت، گل تازه چیده ام



دوشنبه 92 فروردین 19 | نظر بدهید

 

مرغ دل پر می زند

لب فرو بستن نگفتن تا به کی؟
داغ در سینه نهفتن تا به کی؟

روز شیعه شام اندوه و غم است
کار او اندوه و اشک و ماتم است

در مدینه مرغ دل پر می زند
بر امیر المومنین (ع) سر می زند

غصب شد از حضرت زهرا (س) فدک
نا توان شد جسمش از ضرب کتک

در ره حفظ ولایت فاطمه (س)
شد سپر بهر علی (ع) بی واهمه

کینه بیرون شد در آن روز از غلاف
تا که در دین آورد صد انحراف

منحرف گردید راه مسلمین
گه به چپ می رفت و گه سوی یمین

کینه ها و بغض های دشمنان
کرد طغیان جملگی در آن زمان

نقشه ی نابودی اسلام بود
قتل زهرا (س) اولین اقدام بود

حجت الله است و یار حیدر (ع) است
دین بدون فاطمه (س) بی یاور است

گر که بی یاور شود دین مبین
منحرف گردد به دست مسلمین

از مسیر خویش خارج می شود
زنگ تفریح خوارج می شود

سینه ها در دام غمها مبتلاست
با غم و با درد زهرا(س) آشناست

گرچه پهلویش شکست آن دلغمین
درد او بودی سراسر درد دین

غصه هایش از غم اسلام بود
ناله اش در ماتم اسلام بود

یاس باغ احمدی پژمرده بود
در ره اسلام سیلی خورده بود

پشت و پهلویش اگر بشکسته بود
از غم اسلام او دلخسته بود

بارها فرمود ختم المرسلین (ص)
حق علی(ع) را کرده بر من جانشین

گفت پیغمبر(ص) ولی الله علی(ع) است
او ولی حق و بر من هم وصی است

راه حیدر(ع) راه جمله انبیاست
 پیروی از او اطاعت از خداست

او که معصوم است اولوالامر شماست
طاعت از او مثل طاعت از خداست

او اولوالامر است و فرزندان او
موءمنین سر در خط فرمان او

او فقط باشد امیرالموءمنین
او وصی من امام المسلمین

این همه گفتار پیغمبر(ص) چه سود
دستهای حیدر(ع) اینک بسته بود

درد زهرا (س) درد و رنج حیدر (ع) است
او که تنها مانده و بی یاور است

سینه و پهلو شکست از ضرب کین
تا ولایت باشد و احکام دین

حجت الله است و کفو حیدر(ع) است
بر علی (ع) یاور به قران کوثر است

حاصل عمر رسول الله (ص) اوست
حجت الله و کتاب الله اوست

داغدار او تمام قدسیان
خاک غم بر سر همه کروبیان

سینه سوزان است و دل دریای غم
دامنم از اشک دیده همچو یم

تا قیامت لعنت پروردگار
 بر تمام غاصبان روزگار



شنبه 92 فروردین 17 | نظر بدهید

 

کیستی؟

 

ای دل مرا بگو که تو بیمار کیستی؟
کمتر بسوز سینه، تو تبدار کیستی؟

ای دیده صبر پیشه کن و اشک غم مریز
خون گریه می کنی تو عزادار کیستی؟

کمتر بنال، ناله ی تو از برای چیست؟
با من بگو که شیعه تو غمخوار کیستی؟

رخت سیاه بر تن یاران چه می کند؟
ای رخت غم تو همدم و دلدار کیستی؟

امر خداست تا که صبوری کند علی(ع)
خیبر شکن تو  محرم اسرار کیستی؟

از میخ در گلایه کنم یا که از جدار؟
ای پهلوی شکسته طلبکار کیستی؟

پهلوی تو شکسته و نیلی است صورتت
ای دختر رسول(ص) در آزار کیستی؟

اسرار فاطمیه اگر بر ملا شود
معلوم می شود که تو بیزار کیستی؟



چهارشنبه 92 فروردین 14 | نظر بدهید

 

مردم شهر

مردم شهر چرا حال پریشان دارند؟
رخت غم بر تن خود، دیده ی گریان دارند

نکند صبح قیامت شده و روز جزاست
که همه پیر و جوان ناله و افغان دارند

دامن از اشک دو دیده شده همچون دریا
داغ سنگین به دل و رنج فراوان دارند

خبر این است شهیده شده زهرای بتول (س)
همه داغ غم آن نیّر تابان دارند

آنچنان داغ عظیم است که در عرش خدا
قدسیان نیز همه سر به گریبان دارند

شرح حال غم زهرا (س) به بیان آسان نیست
که نه یک غصه که صد بلکه هزاران دارند

غم غصب فدک و غصب ولایت هر دو
غم تنهایی حیدر(ع) غم هجران دارند

پهلوی فاطمه(س) بشکسته و نیلی رخ اوست
غم زینب(س) ، غم محسن(ع) ، غم طفلان دارند

به خدا معنی قران به جز از فاطمه(س) نیست
دشمنانش عجبا تکیه به قران دارند

گفتم این غصه و اندوه تداوم دارد ؟
گفت تا مردم این شهر به تن جان دارند



چهارشنبه 92 فروردین 14 | نظر بدهید

 

داغ مادر

ایام سوگواری زهرای اطهر (س) است
از اشک دیده دامن ما بحر احمر است

در عرش جبرئیل و ملائک همه غمین
در خاک ، خاک غم به سر آل حیدر(ع) است

غلمان و حوریان همگی رخت غم به تن
مویه کنان به گوشه ی جنت پیمبر(ص) است

زینب(س) به کنج خانه پریشان و داغدار
چله نشین داغ جگر سوز مادر است

دارد گلایه ها ز در و شکوه ها ز میخ
گویا که میخ قاتل و در هم مقصر است

زهرا(س) به پشت در شهیده شد از ظلم ظالمین
بیت الحزن ز ناله زینب(س) چو محشر است

آنقدر داغ فاطمه(س) سخت است بر علی (ع)
کز پا فتاد گرچه که فتاح خیبر است

دستش بریده ، هر که به زهرا(س) کتک زده
لعنت بر آن که قاتل زهرای اطهر(س) است  



شنبه 92 فروردین 10 | نظر بدهید

 

گریستم

یک عمر مثل ابر بهاران گریستم
از درد و داغ، سر به گریبان گریستم

دیوانه وار سر به بیابان گذاشتم
در دشت و کوه یا به بیابان گریستم

دیدم غمین تمامی یاران و دوستان
من در کنار جمله یاران گریستم

از لحظه ی تولد خود تا کنار گور
حتی زمان مهد و دبستان گریستم

فرقی نداشت فصل بهار و خزان من
هم در بهار هم به زمستان گریستم

گاهی میان مجلس وعظ و گهی نماز
گاهی زمان خواندن قران گریستم

این اشگها برای چه از دیده ام چکید؟
این ناله چیست ؟ از چه فراوان گریستم؟

زان دم که داغ حضرت زهرا(س) شنیده ام
از درد و داغ بی حد و پیمان گریستم

بشنیده ام ز مادر خود قصه ی فدک
زین ماجرا به دیده ی گریان گریستم

آتش زدند خانه ی ام الائمه(س) را
  عیبم مکن که نیمه ی شعبان گریستم

یک عمر گریه کرده ام من و کم گریه کرده ام
کی پا به پای شاه شهیدان(ع) گریستم؟

تاب و تحمل غم او را نداشتم
داغش چو سخت بود من آسان گریستم

دخت نبی(ص) و همسر حیدر(ع) شهیده شد
چون سیل پر خروش، خروشان گریستم



دوشنبه 92 فروردین 5 | نظر بدهید

 

پیک ظفر

عید برائت است و دل شیعه شادمان
نا ممکن است شرح اگر چه به صد زبان

پیک ظفر رسیده و آورده با خودش
شور و نشاط و عشق و صفا را به ارمغان

بگشوده لب به خنده به هر جا نظر کنی
شادند شیعیان و ثناگو فرشتگان

جمعی به سجده شکر گزار خدای خویش
جمعی به پای کوبی و جمعی ترانه خوان

جشنی عظیم گشته به پا در بهشت عدن
تبریگ گوی فاطمه(س) ، خیل بهشتیان

پیر و جوان ما همه غرق نشاط و شور
سر را ز پای خود نشناسند کودکان

دیگر خبر ز پیری و فرسودگی مگیر
زیرا شدند جمله پیران ما جوان

تبریک گو به حضرت جبریل(ع) گشته اند
آنان که ساکنان زمینند و آسمان

شد مستجاب حضرت زهرا (س) دعای تو
دیو نفاق بار سفر بست از جهان

رفت از جهان به دوزخ ودر قعر آتش است
آن غاصب ولایت و استاد فاسقان

آن ملحدی که پایه گذار سقیفه بود
در آتش عذاب الهی است جاودان

اجر تو باد حضرت بولولو(ع) با خدا
از خنجر تو شاد دل جمله شیعیان

راه عدوی آل علی (ع) تا به دوزخ است
مولای ما علی (ع) است، ره ماست تا جنان



چهارشنبه 91 دی 27 | نظر

 

آب آتش گرفت ...

زآتش بیداد دشمن تا که قاب آتش گرفت
در میان شعله دیدم آفتاب آتش گرفت

سوخت یک سو کوثر قران و در سویی دگر
آیه های سوره ی ام الکتاب آتش گرفت

چون در بیت الحزن از آتش بیگانه سوخت
پشت در مصراعی از ابیات ناب آتش گرفت

نیست فردوس برین جای غم و اندوه و درد
از چه قلب حضرت ختمی ماب(ص) آتش گرفت

آسمان خون گریه می کرد از غم دخت رسول(س)
واز شرار غصه اش دریای آب آتش گرفت

داغ زهرا(س) خواب را از چشم اهل دل ربود
دیده خون گردید و دل خون گشت و خواب آتش گرفت

 سوخت مظلومانه درآتش گل باغ رسول
قلب کوه صبر و دخت بوتراب آتش گرفت  

دانی از چه فاطمیه هست هر سالی دو بار
داغ سنگین بود و از داغش حساب آتش گرفت

تا که جان باقی است باید در غم زهرا(س) گریست
بی نهایت گریه کن،حد نصاب آتش گرفت



شنبه 91 اردیبهشت 2 | نظر بدهید

 

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

روزی سیاه بود و دل قاصدک گرفت
از غصه قلب آدمیان را ترک گرفت

باطل تمام قد مقابل حق ایستاده بود
تندیس کفر و فتنه چو ره بر ملک گرفت

دیو سیاه کفر سر از پا نمی شناخت
با ظلم و جور چونکه ز زهرا(س) فدک گرفت

بغض عدو به ضربت سیلی نشد تمام
در کوچه اش دوباره به باد کتک گرفت

عمری نشسته بود بر سر خوان کرامتش
اکنون چگونه حرمت نان و نمک گرفت

دیوار و درب و میخ و سینه زهرا(س) حکایتی است
 ذرات کائنات به هر نه فلک گرفت

خون می گریست چشمه ی چشم جهانیان
در یک کلام غصه سما تا سمک گرفت



سه شنبه 91 فروردین 15 | نظر بدهید

 

شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

غم بود و داغ بود و وداع بهار عشق
کرده بهار هستی خود را نثار عشق

زیباترین گلی که خدا آفریده بود
پژمرده بود از ستم روزگار عشق

نامش اگر چه زنده و جاری است یاد او
کوتاه بود مدت عمر نگار عشق

تابوت عشق بود که بر شانه می کشید
آن شب امیر عشق به سوی مزار عشق

روی کبود و پهلوی بشکسته دیده بود
می ریخت خون ز دیده ی شب زنده دار عشق

سر بود روی زانوی غم، دیده پر ز خون
گلبرگ روی دامن او بیقرار عشق

بابا کجاست مادر من؟ هستی ام کجاست؟
خلد برین و قلب من و توست دار عشق

اینجا درون خاک مادر تو آرمیده است
اکنون من و توائیم دختر من همجوار عشق

وقت صبوری است دختر نازم صبور باش
چندی بکش به مثل پدر انتظار عشق

ما می خوریم خون جگر گر چه سالها 
روزی رویم عاقبت اما کنار عشق ...



دوشنبه 91 فروردین 14 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin