سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

 

مطالب اخیر

تخریب بقیع

حل معمای عشق

شعر زیبای عید فطر

مصداق صراط المستقیم

وابتغو الیه الوسیله

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (97)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (177)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (109)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (37)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (173)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (13)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (19)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (30)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (17)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (51)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (23)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (15)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (25)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (229)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (153)

سروده های دیگر (174)

کتاب های الکترونیک (4)

 
 
 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 832179
بازدید امروز :7
بازدید دیروز : 187
تعداد کل پست ها : 1351

 

سلام من به محرم

سلام من به محرم به فصل خون و شهادت
سلام من به محرم به شوق و شور و شهامت

سلام من به محرم به خون پاک شهیدان
سلام من به محرم به اشک و آه یتیمان

سلام من به محرم به آه سینه ی زینب(س)
سلام من به محرم به اشک دیده ی زینب (س)

سلام من به محرم به خشکی لب اصغر(ع)
به اشک چشم رباب و به سوز سینه ی مادر

سلام من به محرم به آه و غصه و اندوه
سلام من به عزایی عظیم تر ز دو صد کوه

سلام من به محرم به اوج عزت و ایمان
سلام من به محرم به داغ و درد اسیران

سلام من به محرم به گریه های رقیه(س)
سلام من به محرم به ندبه های رقیه(س)

سلام من به محرم به اشک مادر اصغر(ع)
سلام من به محرم به دیده ی تر اصغر(ع)

سلام من به محرم به کربلای معلی
سلام من به محرم به خاک تربت اعلی

سلام من به محرم به کربلا و فراتش
سلام من به حسین(ع) به وقت ظهر و صلاتش

سلام من به محرم به تشنه ی لب دریا
سلام به قد و قامت خمیده ی زهرا(س)

سلام من به محرم به کوه غصه و ماتم
به آه سینه ی زینب(س) به درد و داغ دمادم

سلام گفتم و دیده ز غصه چشمه ی خون شد
سلام گفتم کوهی به کوه غصه فزون شد



پنج شنبه 96 شهریور 30 | نظر

 

سالار شهیدان

آن که بر زخم تنش دیده ی ما خون بار است
 او حسین (ع) است و گل سر سبد ابرار است

این سری که روی نی قاری قران شده است
تا قیامت به تمام شهدا سالار است

او به دانشگه ایثار به ما درس آموخت
درس او شیوه جانباختن و ایثار است

درس آزادگی آموخت به ما آن مولا
که حسین ابن علی(ع) تاج سر احرار است

به تن اهل جهان در غم او رخت غم است
دل پر از خون و دو دیده به عزایش زار است

به لبم صبح ومسا ورد حسین ابن علی (ع) است
ای خوشا آن که به مولای دو عالم یار است

طالب جنت و رضوان برود راه حسین(ع)
 راه او گر نروم مقصد من تا نار است



چهارشنبه 96 شهریور 29 | نظر

 

شور حسینی

یک شب بیا به تکیه ی ما، شورمان ببین
روی جبین تک تک ما نورمان ببین

ما مست جام باده ی قالوا بلی شدیم
اینجا بیا کرامت انگورمان ببین

نام حسین (ع) ورد لب ماست صبح و شام
صبح و مسا زیارت عاشورمان ببین

ما از بلا و حادثه ها در امان شدیم
موسای ما و معجزه ی طورمان ببین

بر روی قبر ما شده حک عاشق حسین(ع)
بگشای دیده خرمی گورمان ببین

ما همنشین حضرت عشقیم در بهشت
نزدیکتر بیا، افق دورمان ببین

ما شهره ایم در همه عالم به شیعگی
تاج سر و کرامت مشهورمان ببین

منظور ما ز آینه ها، پاکی دل است
 در خیمه گاه و تکیه تو منظورمان ببین

امروز اگر چه سینه ی شیعه پر از غم است
فردا ولی تو خرم و  مسرورمان ببین

 



دوشنبه 96 شهریور 27 | نظر

 

هوای بارانی

هوای شهر دوباره هوای بارانی است
تمام شهر پر از عطر و بوی رحمانی است

به یمن مقدم گلهای ناب باغ بهشت
ز شوق مرغ سحر در پی غزلخوانی است

دوباره خانه ی دل میزبان خوبان شد
دوباره خنده به لبهای شیعه مهمانی است

دوباره فصل بهاران باغ دین آمد
دوباره فصل گل و رونق مسلمانی است

دوباره بار سفر بسته غصه های بشر
دوباره فصل گل و رقص و دست افشانی است

سه گل رسید و جهان را بهار باران کرد
برای شیعه بهاران، بهار ایمانی است

دوباره سوره الحمد ورد لبها شد
دوباره ذکر بشر آیه های قرانی است

حسین(ع) و حضرت عباس(ع) و حضرت سجاد(ع)
رسیده از ره و عالم دوباره نورانی است

گشوده گشته در رحمت خداوندی
دوباره موسم آسایش و فراوانی است

من از ازل به لبم یا حسین(ع) بوده مدام
به وقت دادن جان هم کلام پایانی است است



یکشنبه 96 اردیبهشت 10 | نظر

 

عزادار حسین ع

روی قبرم بنویسید عزادار حسین(ع)
مرغ خونین پر سرگشته ی گلزار حسین(ع)

روی قبرم بنویسید که این خفته به خاک
در همه عمر، فقط بود گرفتار حسین(ع)

من که جز مدح حسین(ع) هیچ نگفتم همه عمر
روی قبرم بنویسید هوادار حسین(ع)

چشم من در غم او چشمه ی جوشان شده بود
سینه ام سوخته ی سینه ی خونبار حسین (ع)

بنویسید که زد بر سر خود دست عزا
چون جدا شد ز بدن دست علمدار حسین(ع)

به لبم ذکر حسین(ع) بود به هر صبح و مساء
گوش من هم شنوا بود به گفتار حسین(ع)

گرد شمع رخ او در همه دم چرخیدم
بدویدم همه دم بر خط پرگار حسین(ع)

روی قبرم بنویسید که او تاجر بود
بنویسید که او بود خریدار حسین(ع)

بنویسید که او مثل همه عالمیان
بود حیران به همه عمر ز ایثار حسین(ع)

بنویسید که یک عمر بکوشید مدام
تا کند خادمی خادم دربار حسین (ع)

در تب عشق حسین ابن علی(ع) سوخته ام
بنویسید مرا عاشق و بیمار حسین(ع)  

چشم من در غم او چشمه ی خون بود مدام
در سر من هوس دیدن رخسار حسین(ع)

داده توفیق خدا تا بشوم نوکر او
روی قبرم بنویسید بدهکار حسین(ع)



پنج شنبه 95 مهر 22 | نظر

 

قران روی نی

عالمی را کرده حیران روی نی
کیست این خورشید تابان روی نی؟

می کشد دل را به سوی خویش چون
کرده موها را پریشان روی نی

قطره قطره می چکد از چشم او
خون بر احوال اسیران روی نی

او وضویی ساخته از خون خود
هست چون تکبیر گویان روی نی

معنی و مفهوم قران است او
گر چه شد قاری قران روی نی

چشم اطفال است گریان در غمش
هست چون با کام عطشان روی نی

آن که زد بر فرق مولا سنگ کین
سنگ زد بر اصل ایمان روی نی

در سرش شور خدا دارد ولی
در دلش فریاد و طوفان روی نی

چشمه چشمه خون چکد از چشم او
همچو ابر نو بهاران روی نی

جان فدای آرمانش می کند
تا شود الگوی انسان روی نی

حق حسین (ع) است و حقیقت نیز اوست
معنی و مفهوم میزان روی نی



دوشنبه 95 مهر 19 | نظر

 

درس عاشورایی

با ذکر یاحسین(ع) شدم آسمان شناس
با کاروان شام سپس قهرمان شناس

سقای تشنه مشک پر آبش به دوش بود
با کار خویش کرد مرا مهربان شناس

 در کربلا که سبط رسول(ص) آزموده شد
چون " سر" بلند گشت، شدم امتحان شناس

راسی به روی نیزه ، تنی روی ماسه ها
 این صحنه ها نموده مرا لامکان شناس

با پای دل به شام بلا کرده ام سفر
در مجلس یزید ولی خیزران شناس

رنج اسارت و غم اطفال دیده ام
با درد و رنج و غصه شدم کاروان شناس

افتاد دختری ز روی ناقه ناگهان
شد پاره گوش او که شدم ساربان شناس

باد خزان وزید به بستان مصطفی(ص)
پژمرده گشت باغ که گشتم خزان شناس

از روی نیزه نغمه ی قران شنیده شد
یک یا حسین(ع) گفتم و آنگه اذان شناس

قد کمان دخترکی خسته و غمین
در راه شام کرده مرا قدکمان شناس

وقتی سری به دخترکی هدیه داده شد
آن دخترک نمود مرا ارمغان شناس

 رفتند و نامشان به جهان جاودانه شد
از نام نیکشان شده ام جاودان شناس



دوشنبه 95 مهر 19 | نظر

 

رباعیات عاشورایی

وقتی به روی سینه ی مولا عدو نشست
نا گاه جان زینب کبری(س) زهم گسست

آنسان که سر ز پیکر مولا جدا نمود
گویا ستون بین زمین و سما شکست
***
تا کاروان به کرببلا پا گذاشتند
داغی عظیم در دل ما جا گذاشتند

یک چشم جوی خون شد و یک چشم رود اشک
پا چونکه روی سینه ی مولا گذاشتند
***
در کربلا اسیر به دام بلا شدند
با درد و رنج راهی شام بلا شدند

می خواستند مست باده ی قالوا بلی شوند
مست خدا ز باده ی جام بلا شدند
***
آنان که همه عمر گرفتار حسینند
واز سوز جگر جمله عزادار حسینند

گر خلق جهان طالب جنات نعیمند
آنها همگی طالب دیدار حسینند



یکشنبه 95 مهر 18 | نظر

 

مشک خشک

سینه ها لبریز داغ و حال مردم خوب نیست
در میان اشکها یک قطره نامرغوب نیست

شد محرم سینه ها لبریز اندوه و عزاست
کافر است آن کس دلش لبریز از آشوب نیست

اشک اطفال حرم از تشنگی خشکیده است
مشک هم خشک است، حتی لا اقل مرطوب نیست

عده ای با ضرب شمشیر عده ای با سنگ غم
کیست در کرببلا کز ضربتی مضروب نیست ؟

چونکه چوب خیزران آزرده لبهای حسین(ع)
از برای سوختن شایسته تر از چوب نیست

دست غم بر سینه و از دیده باید خون گریست
از برای غصه خوردن، شیوه و اسلوب نیست

بار این غم بسکه سنگین است و سخت و جانگزا
صبر حتی در توان حضرت ایوب (ع) نیست

شاعری در شعر خود ظهر عطش را می سرود
سوژه شعری که چیزی مثل او مجذوب نیست

تا محرم می شود دل غرق ماتم می شود
این چه قانونی است؟ در جایی که این مکتوب نیست

گر چه محبوبند بسیاری در این عالم ولی
هیچکس همچون حسین ابن علی(ع) محبوب نیست

ذکر لب این روز و شب ها نیست الا یا حسین(ع)
غیر از این آوای شیرین، نغمه ای مطلوب نیست



یکشنبه 95 مهر 18 | نظر

 

کیمیای اشک

شاعر بخوان غزل، غزلی با نوای اشک
ما را ببر به کرببلا، کربلای اشک

بگشای لب برای دعا با دلی غمین
چون مستجاب می شود آنجا دعای اشک

با درد و غم قرین شدگان را خبر بکن
 درمان کنند مشکل خود با دوای اشک

مادر به من نداده به جز شیر غصه را
یک عمر مدح غصه گفتم و خواندم ثنای اشک  

یک لحظه غم به اوج سعادت برد مرا
کوشم تمام عمر برای رضای اشک

تا اوج آسمان برسد نغمه های غم
پروردگار می شنود نغمه های اشک

یک لحظه اشک دیده، رهایم نمی کند
صد آفرین به لطف و صفا و وفای اشک

با اشک چشم خانه دل را صفا دهیم
از ما هزار حمد و سپاس از خدای اشک

از بار غصه پیر و زمین گیر گشته ایم
شد تکیه گاه پیری ما این عصای اشک

از داغ کشته گان و اسیران کربلا
شد کار ما به چشمه ای از خون شنای اشک

از بعد روز حادثه اشک است یار ما
ای وای اگر  که دیده بگیرد عزای اشک

یک یا علی(ع) بگفتم شد عاشقی شروع
یک یاحسین(ع) گفتم و شد کیمیای اشک

هر قطره اشک گوهر ناب است ای عزیز
جانها بها گرفته همه از طلای اشک

یک قطره اشک چون که جلا می دهد به دل
صیقل بده به خانه ی دل با جلای اشک



شنبه 95 مهر 17 | نظر

 
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin