سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (69)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (144)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (80)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (24)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (121)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (4)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (9)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (19)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (7)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (38)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (12)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (5)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (14)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (180)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (102)

سروده های دیگر (94)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 488882
بازدید امروز :16
بازدید دیروز : 253
تعداد کل پست ها : 930

 

عشق

بی نگاه عشق در عالم مسلمانی نبود
در درون سینه ها غوغا و طوفانی نبود

بی نگاه عشق عالم شوره زاری خشک بود
در جهان آفرینش باغ و بستانی نبود

آدمی از درد می پیچید بر خود روز و شب
از برای درد او بی عشق درمانی نبود

سخت می شد زندگی کردن برای آدمی
زندگی بی عشق هرگز کار آسانی نبود

می شد این عالم پر از الحاد و کفر و گمرهی
بی نگاه عشق حتی رنگ ایمانی نبود

روی لبها غنچه ی لبخند می خشکید زود
درجهان هر گز لب پیوسته خندانی نبود

حق و باطل هر دو گم می شد اگر عشقی نبود
چون برای حق شناسی هیچ فرقانی نبود

بی نگاه عشق از سوی خدای مهربان
رهنما و رهبر و آیات قرانی نبود

این جهان پر می شد از نیرنگ ها و ظلم ها
بی نگاه عشق هرگز عهد و پیمانی نبود

سایه می افکند بر سرهای ما فصل خزان
بی نگاه عشق درعالم بهارانی نبود

بی نگاه عشق این عالم شبی تاریک بود
از برای این جهان خورشید تابانی نبود

بی نگاه عشق بر سر سایه ی ابری نبود
خرمی از باغ ها می رفت و بارانی نبود

زندگی با عشق معنی می شود ای دوستان
با نگاه عشق دنیا همچو زندانی نبود

دل اگر پر بود از عشق خدا و اهل بیت(ع)
زندگی با عشق جاری بود و پایانی نبود



پنج شنبه 98 خرداد 9 | نظر

 

رباعیات علوی

بر ترجمه ی سوره ی انسان صلوات
بر تک تک آیه های قران صلوات

بر آن که دلش پر است از نور یقین
بر حیدر(ع) و بر معنی ایمان صلوات
---
بر آنکه خدا داده سلامش صلوات
   بر آن که چو وحی است کلامش صلوات

بر آن که همیشه مثل یک دلداده
 کعبه بنموده استلامش صلوات
---
بر کشته ی محراب عبادت صلوات
بر چشمه ی جوشان امامت صلوات

از شدت عدل کشته گشتن هنر است
بر کشته ی شدت عدالت صلوات
---
بر آن که به شهر علم باب است سلام
بر آن که جمالش آفتاب است سلام

در نزد علی(ع) است بی گمان علم کتاب
بر آن که همه علم کتاب است سلام
---
بر کشته ی تیغ در شب قدر سلام
بر شان نزول سوره دهر سلام

در روز جزا امید شیعه است علی(ع)
بر شافع شیعه در صف حشر سلام



یکشنبه 98 خرداد 5 | نظر

 

تا لحظه دیدار

بر سینه ی تو ضربه ی مسمار مانده است
یک عمر داغ آن در و دیوار مانده است
  شب ها همیشه چشم تو بیدار مانده است
در دام درد و غصه گرفتار مانده است

برخیز و باز بار امامت به دوش گیر
برخیز و باز بار هدایت به دوش گیر
«برخیز و کوله بار محبت به دوش گیر
سرهای بی نوازش بسیار مانده است»

از میخ در شکسته سرت یا که از جدار
یا خورده ای تو سیلی از آن پست نابکار
«با تو چه کرده ضربه آن تیغ زهردار؟
مانند فاطمه(س) تنت از کار مانده است»

آن ضربه ای که خورده ای از آن لئیم پست
آن ضربه ای که فرق سر ت را شکسته است
از بسکه زخم ضربه دشمن عمیق هست
«زینب(س) برای بستن آن زار مانده است»

وقتی که شد به فرق سرت دشنه ای فرو
از خون سر گرفته ای  ای مهربان وضو
«آرام تر نفس بکش آرام تر بگو
چندین نفس به لحظه دیدار مانده است»

وقتی که با طناب دو دست تو بسته شد
از آن زمان که عهد غدیرت گسسته شد
«از آن زمان که شاخه یاست شکسته شد
چشمت هنوز بر در و دیوار مانده است»

بشکسته است از چه سبب فرق آفتاب
از درد و داغ، قلب همه مومنان کباب
«سی سال رفته است ولی جای آن طناب
بر روی دست و گردنت انگار مانده است»

خون می چکد ز داغ تو از چشم عالمی
از داغ و درد حضرت زهرا(س) پر از غمی
«می دانی ای شکسته سر آل هاشمی
تاریخ زنده در پی تکرار مانده است»

شد درد داغ تو به دل شیعه جاودان
خون می چکد ز داغ تو از چشم  شیعیان
یک ضربه سهم تو شده از بغض دشمنان
«باقی آن برای علمدار مانده است»



شنبه 98 خرداد 4 | نظر

 

لیله القدر

دوباره وقت تمناست لیله القدر است
شب ضیافت مولاست لیله القدر است
دوباره دیده چو دریاست لیله القدر است
«بساط عشق مهیاست  لیلة القدر است
نوای ادعیه بر پاست لیلة القدر است»

خداست در پی آن که به ما ثواب دهد
به مردمان جهان حق انتخاب دهد
به شام تیره ی ما قدری آفتاب دهد
«پی بهانه ی آن که به ما جواب دهد
به استجابت درخواست، لیلة القدر است»

شبی که تا به سحر ابر دیده بارانی است
شبی که حال و هوایش، هوای قرانی است
شبی که تا به سحر رحمت و فروانی است
«شبی که بر لب مومن نوای رحمانی است
بدون گونه و همتاست لیلة القدر است»

شبی که روی به معبود بی نیاز کنیم
شبی که تا به سحرگاه آن نماز کنیم
شبی که ناله جانسوز و جان گداز کنیم
دو دست خویش به سوی خدا دراز کنیم
«شب گدائی ماهاست لیلة القدر  است»

دلیل و حجت و برهان به بستر افتاده
امام و معنی قران به بستر افتاده
شب است و معدن ایمان به بستر افتاده
امیر عالم امکان به بستر افتاده
«عزا و ماتم عظماست لیلة القدراست»

هر آن که رد شده از امتحان خود بخشد
به لطف و مرحمت بیکران خود بخشد
خطا و جرم همه عاشقان خود بخشد
«خدا به عشق علی(ع) بندگان خود بخشد
شب شهادت مولاست لیلة  القدر  است»



پنج شنبه 98 خرداد 2 | نظر

 

ابیات نغز و ناب

از غنچه های باغ گلاب آفریده شد
مهتاب جلوه کرد و نقاب آفریده شد

از تشنگی که جان به لب آدمی رسید
در جستجوی آب، سراب آفریده شد

باغ بهشت آن سوی پل چون که شد بنا
اعمال نیک و خیر و ثواب آفریده شد

چون که هدف ز خلقت انسان عبادت است
میزان عدل و روز حساب آفریده شد

هر چند شرط اصلی عشق است عاقلی
عاشق همیشه مست و خراب آفریده شد

ما مست جام غنچه ی لبهای دلبریم
لبهای او چو جام شراب آفریده شد

شرح کتاب تک تک آل عبا(ع) شدند
آنگاه وحی و اصل کتاب آفریده شد

در وصف اهل بیت(ع) چو گل کرد طبع من
ابیات نغز و تازه و ناب آفریده شد



سه شنبه 98 اردیبهشت 31 | نظر

 

شعر ولادت کریم اهل بیت علیهم السلام

دل از ولادت مولود عشق مسرور است
به خنده لب بگشائید موسم سور است
بنوش باده ز جامش هر آنچه مقدور است
«میان ارض و سما بزم شادی و شور است
به روی دست نبی(ص) آیه‌هایی از نور است»

امیر عشق زند بوسه ساغر خود را
کند نظاره به صد شوق کوثر خود را
بتول(س) می نگرد ماه انور خود را
«بغل گرفته نبی(ص) سبط اکبر خود را
و ان یکاد بخوان، چشم ابتران شور است»

امیر عشق مکرر به گوش او می گفت:
به شوق حضرت مادر به گوش او می گفت:
به صبح و شام پیمبر(ص) به گوش او میگفت:
به سبک سوره ی کوثر به گوش او می گفت:
«خوشا به حال رسولی که با تو محشور است»

به آیه های خدای کریم تفسیرند
به شب به راز و نیاز و به روز چون شیرند
کنار سفره ی مولا گرسنگان سیرند
«به رزق خوان حسن(ع) عالمی نمک گیرند
عزیز حضرت زهرا “کریم” مشهور است»

به غیر آل علی(ع) دلستان نمی خواهیم
به غیر باغ حسن(ع) گلستان نمی خواهیم
به کوی عشق که نام و نشان نمی خواهیم
«زدست هیچ کسی لقمه نان نمی‌خواهیم
کرامت حسنی با مزاجمان جور است»

به چهره نور خدا برترین نشانه ی ماست
به لب نوای حسن(ع) بهترین ترانه ی ماست 
دم از ولای حسن(ع) ورد عاشقانه ی ماست
«گدای کوی کریمیم و نان بهانه‌ی ماست
نظر به منظر جانان مراد و منظور است»

به دام زلف سیاهش اگر گرفتاریم
اگر که در ره او مرد جنگ و پیکاریم
اگر که در طلبش بیقرار و تب داریم
«به قبر خاکی او سایبان بدهکاریم
»
هزار حیف ز ما قبر خاکی اش دور است



یکشنبه 98 اردیبهشت 29 | نظر

 

شعار

هجران زمستان است، وصل اما بهار است
دیدار را عشق است و هجران ناگوار است

تعبیرهجران دوری دل هاست از هم
دل های ما که خانه ی دربست یار است

عشق است اگرراضی شود دلدار از ما
وقتی که ناراضی است وقت اعتذار است

سخت است اگر درد فراق یار اما
دوران سختی بگذرد وقت گذار است

چون کودکان باید ز درد هجر نالید
بهتر به حاجت می رسد طفلی که زار است

باید که برخیزیم گر جویای وصلیم
کوشش برای وصل شرط انتظار است

دلدار در آئینه ی دل جلوه دارد
آئینه ها اما پر از گرد و غبار است

باید که پا درجای پای یار بگذاشت
پیمود هر کس راه او را رستگار است

چون لایق دیدار او چشمان پاک است
آن منتظر بهتر که چشمش روزه دار است

دانی چرا حاصل نمی گردد وصالش
چشم انتظاری های ما تنها شعار است



پنج شنبه 98 اردیبهشت 26 | نظر

 

قافیه های ردیف شده

دوباره قافیه ها را ردیف خواهم کرد
بساط عشق و صفا را ردیف خواهم کرد

برای آن که دمی با خدا سخن گویم
دو دست و سوز دعا را ردیف خواهم کرد

وجود من همه درد است از جدایی یار
وصال  یار و دوا را ردیف خواهم کرد

به اشک چشم و به سوز دعای وقت سحر
دو باره یاد خدا را ردیف خواهم کرد

اگر چه دل ز گناهان سیاه و زنگاری است
 ز اشک دیده جلا را ردیف خواهم کرد

به مدح آل علی(ع) روز و شب سخن گویم
رضای آل عبا(ع) را ردیف خواهم کرد

گدای درگه آل عبا(ع) شدن هنر است
نشانه های گدا را ردیف خواهم کرد

گناه کار م و بر عفو حق رجا دارم
امید و خوف و رجا را ردیف خواهم کرد

امید من به چهارده امام و معصوم(ع) است
شفیع روز جزا را ردیف خواهم کرد



چهارشنبه 98 اردیبهشت 25 | نظر

 

بی دل و بی قرار تو

چشم به انتظار تو
هستی من نثار تو
 کشته ی ذوالفقار تو
بی دل و بی قرار تو

جام شراب می شوم
جرعه ی ناب می شوم
مست و خراب می شوم
بی دل و بی قرارتو

کوی به کوی می روم
تا لب جوی می روم
من همه سوی می روم
بی دل و بی قرار تو

ذکر شوم دعا شوم
پر از خدا خدا شوم
هیچ شوم فنا شوم
بی دل و بی قرار تو

من که تو را ندیده ام
وصف تو را شنیده ام
از همه دل بریده ام
بی دل و بی قرار تو

شهره ی این جهان منم
باغ زده خزان منم
رفته ز کف عنان منم
بی دل و بیقرار تو

طالع من نگون شود
چشمه ی چشم خون شود
غم روی غم فزون شود
بی دل و بی قرار تو

رهبری و امام من
نمازی و صیام من
ای به شما سلام من
بی دل و بیقرار تو

اسیر هر ستم شوم
پر از غم و الم شوم
به عشق متهم شوم
بی دل و بی قرار تو

مهدی صاحب الزمان(عج)
تو ای امام مهربان
هستی من فدایتان
بی دل و بیقرار تو



یکشنبه 98 اردیبهشت 22 | نظر

 

نسیم سحر

رویت اگر نبود که قرص قمر نبود
قند لبت نبود که شهد و شکر نبود
سرو قدت نبود که چشم و نظر نبود
«زلفت اگر نبود، نسیم سحر نبود
گمراه می شدیم نگاهت اگر نبود»

آقا تو آمدی و مسیحای ما رسید
تاج شرف و حضرت مولای ما رسید
آن کس که بود اوج تمنای ما رسید
مهر شما به یاری فردای ما رسید
«ورنه پل صراط، چنین بی خطر نبود»

ای باعث طپیدن دلهای مومنین
تو جلوه ی خدایی و تو قبله یقین
مدیون لطف و مرحمتت جمله متقین
مثل شما برای بشر  روی این زمین
«از چهارده نفر به خدا بیشتر نبود»

تو شمع عشق بودی و پروانه ات شدیم
یک عمر ما گدای در خانه ات شدیم
عاقل ترین شدیم چو دیوانه ات شدیم
مست می لب تو و پیمانه ات شدیم
ای کاش از فراق رخت دیده تر نبود

بستان دین بدون تو هرگز صفا نداشت
راه خدا بدون شما رهنما نداشت
درد بشر بدون رخ تو دوا نداشت
شیعه برای شیعه گری مقتدا نداشت
هر گز رهی برای نجات بشر نبود

ای نور چشم فاطمه(س) و خیر مرسلین(ص)
ای آخرین ودیعه ی حق، نور آخرین
احیا گر ولایتی و پاسبان دین
بی روی تو قسم به خدا روی این زمین
 تاجی مرا برای نهادن به سر نبود نبود



سه شنبه 98 اردیبهشت 17 | نظر

 
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin