سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (70)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (144)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (80)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (25)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (125)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (4)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (9)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (19)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (7)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (39)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (12)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (5)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (15)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (180)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (106)

سروده های دیگر (94)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 496879
بازدید امروز :114
بازدید دیروز : 226
تعداد کل پست ها : 942

 

شعر شهادت امام جواد علیه السلام

کعبه ی جود و سخایی یا جواد(ع)
مظهر لطف و صفایی یا جواد(ع)

ای که هستی نور بزم معرفت
در ره دین کشته گشتی عاقبت

ای سراپا فضل و احسان و کرم
درعزایت دیده ی ما بحر غم

 خیمه ی اسلام را بودی ستون
چشم ما از داغ تو دریای خون

تو گل خوشبوی باغ حیدری
معنی آیات حمد و کوثری

نور چشمان علی موسی الرضا (ع)
شد ز داغت شیعه بر غم مبتلا

نام تو درمان درد شیعیان
داغ تو برده ز ما صبر و توان

اهل عالم تا قیامت سائلت
همسر تو عاقبت شد قاتلت

ای علی موسی الرضا را نور عین
تشنه جان دادی به مانند حسین(ع)

شد جگر ها در عزایت چاک چاک
بی کفن مانده چرا آن جسم پاک

زائرت محو ضریحت مانده است
محو آن قبر شریفت مانده است

بسکه آن صحن و سرایت با صفاست
گوئیا بخشی ز عرش کبریاست

کاظمینت جنت و رضوان ماست
یاد و نامت مرهم و درمان ماست

در عزایت دیده ی ما چون یم است
این جهان لبریز حزن و ماتم است

العطش گفتی جهان آتش گرفت
بحر و دشت و آسمان آتش گرفت

ای شنیده از عدو زخم زبان
جسم بی جانت بدون سایبان

در عزایت شد جهان لبریز غم
 قامت حیدر(ع) ز داغت گشته خم

ای غریب مانده زیر آفتاب
قلب زهرا(س) در عزای تو کباب

گر چه می زد دشمن تو هلهله
شدجهان از داغ تو در ولوله

سیدی یابن الرضا(ع) مولای من
صورتت خورده به در، ای وای من

می کشی بر خاک گیسو را چرا؟
رنجه سازی روی نیکو را چرا؟

اینقدر آقای من بر خود مپیچ
سیدی، مولای من بر خود مپیچ

قلب تو از غم کباب است ای دریغ
کام تو عطشان آب است ای دریغ

از غمت در عرش بزم غم به پاست
در همه هفت آسمان بزم عزاست

قدسیان گریند چون ابر بهار
خاکیان هم تا قیامت داغدار

روضه خوان گردیده جبریل امین
خون چکد از چشم ختم المرسلین

تا قیامت در غم مولای دین
چشم ما خون است و دلهامان غمین



چهارشنبه 98 مرداد 9 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin