سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (69)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (144)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (80)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (24)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (121)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (4)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (9)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (19)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (7)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (38)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (12)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (5)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (14)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (180)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (102)

سروده های دیگر (94)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 488904
بازدید امروز :38
بازدید دیروز : 253
تعداد کل پست ها : 930

 

بی سر و سامانی

تا که تو بی سر شدی، بی سر و سامان شدم
بر سر نی رفتی و زار و پریشان شدم

شهر به شهر آمدم در پی تو روز و شب
گاه به  بزم شراب، گاه به ویران شدم

موی تو را چون نسیم داد تکان روی نی
پای نی از داغ تو یکسره طوفان شدم

تا که ز ابروی تو خون سرت می چکید
دیده و دل خون شد و قطره ی باران شدم

تا که تو بر روی نی قاری قران شدی
دست عزا بر سر و سر به گریبان شدم

چون تن عریان تو روی زمین مانده بود
سوختم از داغ تو آتش سوزان شدم

تا ز روی پشت بام بر سر تو سنگ خورد
قلب من از غم شکست غمزده گریان شدم

چون سر نورانیت رفت درون تنور
در شب تاریک غم شمع فروزان شدم

با غم تو ساختم، از غم تو سوختم
بی تو  دچار غم و داغ فراوان شدم

رفتی و با رفتنت رفت ز کف هست من
ای همه ی هستی ام، خسته و بی جان شدم



چهارشنبه 98 شهریور 27 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin