سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (75)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (154)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (89)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (27)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (139)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (5)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (11)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (22)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (9)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (41)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (14)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (7)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (16)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (199)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (118)

سروده های دیگر (109)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 560997
بازدید امروز :117
بازدید دیروز : 104
تعداد کل پست ها : 1039

 

رحلت رسول اکرم ص

سایه سار سر اسلام  که رفت از بر ما
جاری از داغ غمش اشک دو چشم تر ما

چون غریبانه سفر کرد و برفت از دنیا
شد عزادار پدر ام ابیها زهرا(س)

مثل یک سایه گذشت از سر ما پیغمبر(ص)
در غمش دست عزا زد به سر خود حیدر(ع)

چشم را بست و سفر کرد به سوی عقبی
سوخت از غم جگر فاطمه اش واویلا

زینب(س) از غصه و غم ناله برآورد ز جان
قد او در غم پیغمبر اسلام(ص) کمان

حسن(ع) از داغ رسول دو سرا(ص) می گرید
همنوا با همه ی اهل سما می گرید

شد حسین ابن علی(ع) چشمه ی خون چشمانش
تا قیامت شده اندوه و عزا مهمانش

آن که بودی دو جهان هدیه و ارزانی او
بود بر زانوی حیدر(ع) سر نورانی او

او غم انگیز ترین لحظه ی رفتن را داشت
او غریبانه ترین حالت مردن را داشت

غربت لحظه ی تشییع زمین را لرزاند
همه ارکان و ستون های یقین را لرزاند

شهر در حیله و نیرنگ و علی(ع) تنها بود
موسم کشمکش و جنگ و علی(ع) تنها بود 

نقشه ی غصب ولایت عملی شد آن روز
تا به مسند بنشیند خود شیطان آن روز

تا علی(ع) آب روی پیکر اطهر می ریخت
آن جماعت به سر سوره ی کوثر می ریخت

بر در خانه ی زهرا(س) شده از هیزم ، پُر
می زند آتش بیداد و جفا هردم گُر

شعله پیچید به در، نوبت زهرا(س) آمد
پشت در دخت نبی ام ابیها(س) آمد

منکسر پهلوی او بین در و دیوار است
سینه ی فاطمه(س) مجروح از آن مسمار است

نا گهان خورد زمین او و به زحمت افتاد
همسر شیر خدا بین جماعت افتاد

او که می سوخت ز هجران پدر واویلا
محسنش سقط شد از ضربه ی در واویلا

تا که برخاست ز جا خورد ز رذلی سیلی
صورت او شده از ضربه ی سیلی نیلی

تا کفن کرد علی(ع) پیکر پیغمبر(ص) را
بستری شد ز غم و درد و مصیبت زهرا(س)



سه شنبه 99 مهر 22 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin