سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی وب هاست ایران

اشک شفق

چشمها این روزها از غصه خون گردیده اند
صحنه پر ماجرای کربلا را دیده اند

مزرع دلهای ما شد کشتزار غصه ها
تخم غم را در دل ما بارها پاشیده اند

هر کجا بودی درخت شادمانی کنده شد
ساقه ها آفت گرفت و شاخه ها خشکیده اند

نیست از شادی نشانی، دزدهای نابکار
شادمانی را نمی دانم چرا دزدیده اند

سر جدا کردند از هفتاد دو سرو سهی
سرو های سر جدا در خاک و خون غلطیده اند

هفت گردون واژگون گردید بگشایید چشم
بنگرید افلاکیان رخت عزا پوشیده اند

در عزای حضرت سجاد (ع) ما همناله ایم
یاد شبهایی که از خوف خدا نالیده اند



نوشته شده در شنبه 92 آبان 25ساعت ساعت 12:33 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin