سفارش تبلیغ
صبا

اشک شفق

گفتم رضا(ع) و قافیه ها هم ردیف شد
نزد ضریح دست و دعا هم ردیف شد

بیماری ام نداشت علاجی در این جهان
با یک نگاه دوست دوا هم ردیف شد

در هر رواق حاجت خود کرده ام طلب
حاجت طلب نکرده عطا هم ردیف شد

زنگار بسته بود دل از ظلمت گناه
شد ورد لب رضا(ع) و جلا هم ردیف شد

ایران ما بدون حضرت مولا صفا نداشت
آمد به میهنم که صفا هم ردیف شد

با نقشه های دشمن اسلام راستین
ناگه بساط ظلم و جفا هم ردیف شد

نوشید تا که زهر هلال امام دین
شد داغ شیعه تازه، بلا هم ردیف شد

روزی که بست بار سفر را از این جهان
یک باره درد و داغ و عزا هم ردیف شد

نام رضاست ذکر لبم صبح و ظهر و شام
یارب سپاس نام رضا(ع)هم ردیف شد

زیر لوای دولت او می کشم نفس
گفتیم یا علی(ع) و ولا هم ردیف شد

هستی ما فدای تو یا ثامن الحجج(ع)
گشتم فدای تو که بقا هم ردیف شد

می خواستم خدا شود از دست من رضا
گفتم رضا(ع)، رضای خدا هم ردیف شد



نوشته شده در شنبه 96 آبان 27ساعت ساعت 8:33 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

ز غصه سوره ی کوثر لباس غم پوشید
مدینه شهر پیمبر(ص) لباس غم پوشید

امام جن و بشر چون شهید شد از زهر
جهان ز غصه سراسر لباس غم پوشید

حسن(ع) ز زهر جفا چون به خویش می پیچید
حسین (ع) ز داغ برادر لباس غم پوشید

طلب نمود حسن (ع)تشت و زینب(س) از غم او
به حال زار و مکدر لباس غم پوشید

نرفت چون که به مسجد امام دین آن روز
ز غصه مسجد و منبر لباس غم پوشید

به عرش حضرت جبریل اشک غم می ریخت
به فرش شیعه حیدر(ع) لباس غم پوشید

زدند سنگ به تابوت آن امام همام
 و بعد زینب مضطر(س) لباس غم پوشید

خبر رسید به جنات عدن و در غم او
ز غصه فاتح خیبر لباس غم پوشید

ز آسمان به زمین سنگ غصه می بارد
دوباره گنبد اخضر لباس غم پوشید



نوشته شده در پنج شنبه 96 آبان 25ساعت ساعت 10:29 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

رفتی که زینب (س) خاک غم بر سر بریزد
رفتی که خون از دیده ی خواهر بریزد

چون لخته های خون تو در تشت می ریخت
دیدم که خون از چشم های تر بریزد

تابوت تو چون سنگ باران شد حسن جان
خون جگر از دیده ی مادر بریزد

براهل عالم سخت و سنگین است این داغ
هر جا گذر کردم غم محشر بریزد

آیات قران هم عزادار تو هستند
از دیده اشک سوره کوثر بریزد

شهر مدینه رخت غم پوشیده بر تن
اشک از دو چشم شهر پیغمبر بریزد

جنات رضوان گرچه جای حزن و غم نیست
اشک از دو چشم حیدر صفدر(ع) بریزد

هفت آسمان از داغ تو اندوهگینند
حتی غم از چشمان هر اختر بریزد

هر شیعه از داغ تو می سوزد شب و روز
اشک غم از چشمان هر مضطر بریزد

سیلی به روی مادرت در کوچه می خورد
از رهگذرها اشک در معبر بریزد

از روضه جانسوزت ای خورشید تابان
هر دیده خون در پای هر منبر بریزد



نوشته شده در چهارشنبه 96 آبان 24ساعت ساعت 9:37 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

با فاطمه(س) گفتی وصیت های آخر را
کردی مجسم پیش چشمش روز محشر را

من مست جام باده ی قالو بلی بودم
با رفتنت گویا شکستی جام و ساغر را

خاکم به سر باید کنم پنهان به زیر خاک
حالا من خونین جگر یک کوه زیور را

یک بار دیگر خاک غم شد بر سرم بابا
با رفتن خود تازه کردی داغ مادر را

بابا غم هجران تو آتش به جانم زد
اینک تماشا کن شرار شور و آذر را

اسلام بی تو شد اسیر قهر طوفان ها
از کشتی دین برده ای یک باره لنگر را

بر دخترت ظلم و جفا بی حد شد از دشمن
جمعی به روی دخترت بستند معبر را

قومی هجوم آورد سوی خانه ی زهرا(س)
بستند با ظلم و ستم دستان حیدر(ع) را

از میخ در پهلوی زهرا(س) را بیازردند
آنان که کوبیدند بر پهلوی او در را

سیلی به روی دخترت خورد از عدو بسیار
نشنیده اند آنها مگر حرف پیمبر(ص) را

رفتند روی منبر تو خطبه ها خواندند
با کار خود آلوده بنمودند منبر را

آنها که جمله ننگ و عار دین اسلامند
آزرده اند از ظلم خود آیات کوثر را

قومی که جز تاریکی از آنها نمی بارید
با سنگ کین بشکسته اند خورشید انور را

جمعی منافق، بی خبر از دین و از ایمان  
یکباره پاره کرده اند اوراق دفتر را 



نوشته شده در یکشنبه 96 آبان 21ساعت ساعت 11:31 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

دانلود کتاب الکترونیکی اشعار ناب عاشورایی با عنوان اشکهای بی اختیار مخصوص سیستم های اندروید با حجم بسیار کم

لینک دانلود مستقیم از کانال تلگرام: https://telegram.me/ashkeshafagh

 

 



نوشته شده در شنبه 96 مهر 1ساعت ساعت 9:59 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin