سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (75)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (154)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (89)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (27)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (139)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (5)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (11)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (22)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (9)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (41)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (14)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (7)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (16)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (199)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (118)

سروده های دیگر (109)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 560997
بازدید امروز :117
بازدید دیروز : 104
تعداد کل پست ها : 1039

 

شعر بزرگداشت شاه چراغ

بهشت جلوه ی صحن و سرای شاه چراغ است
صفای باغ بهشت از صفای شاه چراغ است

ولای آل محمد(ص) دلیل بندگی ماست
دلیل شیعگی ما ولای شاه چراغ است

چراغ راه هدایت، دلیل «نور علی نور» 
فروغ مهر ز نور خدای شاه چراغ است

اگر چو ماه درخشد زمین برای ملائک
ز نور مرقد پاک و سرای شاه چراغ است

به شیعه درس وفا داده است در ره مقصود
که الگوی بشریت وفای شاه چراغ است

برای بخشش و احسان نمونه گر که بخواهید
نشان و الگوی بخشش سخای شاه چراغ است

مس وجود بشر گر شده است چون زر خالص
تمام علت آن کیمیای شاه چراغ است

نمونه ای است ز باغ بهشت صحن شریفش  
و هرکه رفته بهشت آشنای شاه چراغ است

فتاده بر سر شیعه همیشه سایه ی لطفش
که شیعه سایه نشین لوای شاه چراغ است

به جستجوی بقا بوده ای اگر همه ی عمر
بقا گرفته هر آن کس فنای شاه چراغ است

بهشت مال شما با تمامی نعماتش
بهشت ما لحظاتی لقای شاه چراغ است

اگر که در پی جلب رضای حضرت حقید
رضای حضرت حق در رضای شاه چراغ است



یکشنبه 98 تیر 16 | نظر

 

میلاد گل

بهار آمد
شکوفا شد
گلی‌ زیبا
گلی‌برتر ز هرگل در گلستانی
گلی‌ خوشبو
که نامش زینت عرش الهی شد
همان بانو که نامیدند او را
حضرت معصومه(س)
طاهره
مرضیه
حمیده
رشیده
تقیه
رضیه
سیده
صدیقه
محدثه
عابده
سیده‌ نساء العالمین است او
نگینی‌ از بهشت‌ آمد
بهار آمد
نوای شادی و شور و شعف
پر کرد باغ‌ و راغ و بستان‌ را
نسیم‌از بوی ‌معصومش‌ به‌ جانها عطرگل‌ پاشید
معطر شدجهان‌
اینک ملائک پای کوبانند
زمینی ها
همه رقصان و پا کوبان
تمام شیعیان خوشحال‌ و خندانند
برای کشور ایران نشان افتخار آمد
مبارک‌باد میلادش
خوش آمد
حضرت معصومه (س)
میلادش مبارک باد
مبارک باد 



پنج شنبه 98 تیر 13 | نظر

 

آئینه و آب

خاتون قم و بانوی آئینه و آبی
معصومه ای و اسوه تقوا و حجابی
هستند اگر آل محمد(ص) همه چون گل
 تو رایحه و نکهت عطری، تو گلابی
---
ناموس بارگاه خداوند سرمدی
تو زیب و زیور و گل باغ محمدی
عید ولادت تو مبارک به شیعیان
از عرش حق به عالم خاکی خوش آمدی
---
بانو گدای لطف تواند اهل آسمان
ریز خور عطای تو هستند شیعیان
از یمن مقدم تو دل شیعه شاد شد
خوش آمدی به روی زمین ماه مهربان
---
روز میلاد گل سر سبد عالم بود
یک طرف آسیه و یک طرفش مریم بود
از زمین تا به سما شور و  صفا بود و سرور
شادمان خانه ی دل های بنی آدم بود
---
معصومه ای و بانوی اهل ولا تویی
زهرا(س) تویی و زینت عرش علی تویی
بی تو دعای ما به اجابت نمی رسید
آمین استجابت و روح دعا تویی 



سه شنبه 98 تیر 11 | نظر بدهید

 

مدح حضرت معصومه سلام الله علیها

باغ بهشت طره ی مژگان چشم توست
قمری به روی شاخه غزلخوان چشم توست

باران شوق چشم تو معنای زندگی است
زمزم همیشه تشنه ی باران چشم توست

نام تو گشته ذکر مناجات قدسیان
روح الامین که قاری قران چشم توست

روز حساب علت ویرانی جهان
یک نفحه از وزیدن طوفان چشم توست

خورشید هم عنان خود از دست داده است
مبهوت و مات و خیره، پریشان چشم توست

بانو خدای را به تماشا نشسته ای
دین ترجمان و معنی ایمان چشم توست

معنا گرفت با تو بهار ای گل وجود
فصل بهار، غنچه ی بستان چشم توست

باران رحمتی که فرو ریزد از سما
از ابرهای فصل زمستان چشم توست

ماهی در آب و مرغ هوا و غزال دشت
با افتخار ریزه خور خوان چشم توست

جان ها فدای مقدمت ای اسوه ی عفاف
دل های شیعیان همه مهمان چشم توست

صحن و سرای حضرت تو شد نگین قم
یک قطعه از بهشت، خراسان چشم توست

مدیون توست هر که خدا را شناخته
هر کس موحد است، مسلمان چشم توست

معصومه ای و طاهره ای و محدثه
 مریم کنار  آسیه حیران چشم توست

از چشم زخم و طعن حسودان غمین مباش
وقتی خدای عشق نگهبان چشم توست 



سه شنبه 98 تیر 11 | نظر بدهید

 

تلنگر

فرق دارد راه ما، من با شماها نیستم
چشمه ای در کوهسارم، موج دریا نیستم

فکر فرداهای خود باشید ای امواج سخت
من که از امروز می دانم که فردا نیستم

دوست دارم  زنده باشم تا زمان رستخیز
صد هزار افسوس زیرا من مسیحا نیستم

گر شما خود را ز هر عیبی مبرا خوانده اید
من گنه آلوده هستم پس مبرا نیستم 

نیل در پیش است و فرعون است در تعقیب من
غرق خواهم شد، من از اصحاب موسی نیستم

اهل دل هم دل به زیبایان عالم می دهند
کس نداده دل به من زیرا که زیبا نیستم

کرد استفتا مسلمان کیست؟ گفتم در جواب
  شرح کوتاهی دهم، من اهل فتوا نیستم

در تمام عمر خود را شیعه خواندم ای دریغ
از مسلمانی همینم بس که ترسا نیستم

شیعه باید گام بگذارد به راه اهل بیت(ع)
نیستم من شیعه چون در راه مولا نیستم

چون تبرا و تولا رمز شیعه بودن است
بی تبرا، بی گمان اهل تولا نیستم

شیعه باید با خدای خود کند راز و نیاز
گر مسلمانم چرا اهل تمنا نیستم ؟

خانه ی عقبای خود را باید آبادش کنم
نیست دنیا جای ما، من اهل دنیا نیستم  



یکشنبه 98 تیر 9 | نظر

 

آرام ساحل ها

مرا دیوانه می خوانند در میخانه عاقل ها
همان هایی که می دانند خود را جزو کامل ها

مرا راهم نمی دادند دانایان به جمع خود
مبادا کم کند از علم آنها جهل جاهل ها

به من گفتند کمتر کن از این پس عشق بازی را
که هردم عشق بازی ها پدید آورده مشکل ها

من استفتاء نمودم راز عشق و عشق بازی را
نجستم پاسخی اما به توضیح المسائل ها

نباید دور باطل زد در این دار فنا هرگز
کسی نابرده سودی از دویدن حول باطل ها

چنان دست گدایی سوی آل الله باید برد
که گردی زین عمل ضرب المثل در بین سائل ها

علی(ع) اول علی(ع) آخر علی(ع) ظاهر علی(ع) باطن
علی(ع) برده دل از شیعه درست از آن اوایل ها

دو چشمم آرزوی دیدن آل علی (ع) دارد
خوشا آنان که می بینند این شکل و شمایل ها

همیشه کو به کو گردم که جویم محفل انسی
 که دل ها برده اند آنان فقط  از این محافل ها

تمام هستی خود را دهم در راه آل الله(ع)
اگر چه بشنوم طعن از همه اوباش و غافل ها 

به گرداب بلای دوری از  مولا گرفتارم
   خدایا از تو میخواهم  فقط  آرام ساحل ها



یکشنبه 98 تیر 2 | نظر

 

حضرت عبدالعظیم

یا سید الکریم دل و دیده جای توست
شیعه اسیر دام تو و مبتلای توست

هم سید الکریم هستی و هم زاده ی کریم
با افتخار شیعه ی حیدر(ع) گدای توست

رفته به کربلا و شده زائر حسین(ع) 
آن کس که  زائر حرم و کربلای توست

یا سید الکریم، تو ای جان اهل بیت(ع)
شیعه تمام عمر به زیر لوای توست

ای روسفید پیش خداوند متعال
چشم امید ما به دو دست و دعای توست

دارالشفای ماست مزار شریف تو
 باغ بهشت و روضه ی رضوان سرای توست

آقا به جایگاه قرب تو در نزد حق قسم
خوشبخت آن که بنده ی خاص خدای توست

تو منبع فضائل و احسانی و کرم
 چشم امید ما به عطا و سخای توست

یاسید الکریم فدای تو جان ما
   ای تاج فخر شیعه که جان ها فدای توست

دل در کنار قبر تو آرام می شود
شوق و امید و آرزوی ما رجای توست

عبدالعظیم و حصن حصینی برای ما
ما را امید و شوق وصال و لقای توست

یا سید الکریم  تو راضی ز شیعه باش
زیرا رضای حضرت حق در رضای توست

از چشم شیعه چشمه ی اشکی که جاری است
از سوز درد و غصه و داغ عزای توست



دوشنبه 98 خرداد 27 | نظر

 

وداع با رمضان

تا وقت سحر خدا خدا می کردم
با یاد خدا عشق و صفا می کردم

لبریز ز عشق حضرت حق بودم
در چشمه ی عاشقی شنا می کردم
---
دیدیم خدا را همه پیدا و نهان
لبریز خدا شدیم در وقت اذان

مهمان خدا شدن چه لذت بخش است
افسوس نماند و رفت ماه رمضان
---

یک ماه چو باغ گل شکوفا شده ام
 با یاری حق دوباره احیا شده ام

من با رمضان یار صمیمی بودم
ماه رمضان که رفت، تنها شده ام
---
یک ماه به شوق یار ربنا می گفتم
با دیده ی اشک بار ربنا می گفتم
 

یک ماه به شکرانه ی مهمانی حق
 با حالت روزه دار ربنا می گفتم
---

ماه رمضان بهار قران بگذشت
هنگام ضیافت خدای سبحان بگذشت 

دیدیم بسی خیر از این ماه شریف
این ماه پر از خیر فراوان بگذشت



دوشنبه 98 خرداد 13 | نظر

 

عشق

بی نگاه عشق در عالم مسلمانی نبود
در درون سینه ها غوغا و طوفانی نبود

بی نگاه عشق عالم شوره زاری خشک بود
در جهان آفرینش باغ و بستانی نبود

آدمی از درد می پیچید بر خود روز و شب
از برای درد او بی عشق درمانی نبود

سخت می شد زندگی کردن برای آدمی
زندگی بی عشق هرگز کار آسانی نبود

می شد این عالم پر از الحاد و کفر و گمرهی
بی نگاه عشق حتی رنگ ایمانی نبود

روی لبها غنچه ی لبخند می خشکید زود
درجهان هر گز لب پیوسته خندانی نبود

حق و باطل هر دو گم می شد اگر عشقی نبود
چون برای حق شناسی هیچ فرقانی نبود

بی نگاه عشق از سوی خدای مهربان
رهنما و رهبر و آیات قرانی نبود

این جهان پر می شد از نیرنگ ها و ظلم ها
بی نگاه عشق هرگز عهد و پیمانی نبود

سایه می افکند بر سرهای ما فصل خزان
بی نگاه عشق درعالم بهارانی نبود

بی نگاه عشق این عالم شبی تاریک بود
از برای این جهان خورشید تابانی نبود

بی نگاه عشق بر سر سایه ی ابری نبود
خرمی از باغ ها می رفت و بارانی نبود

زندگی با عشق معنی می شود ای دوستان
با نگاه عشق دنیا همچو زندانی نبود

دل اگر پر بود از عشق خدا و اهل بیت(ع)
زندگی با عشق جاری بود و پایانی نبود



پنج شنبه 98 خرداد 9 | نظر

 

ابیات نغز و ناب

از غنچه های باغ گلاب آفریده شد
مهتاب جلوه کرد و نقاب آفریده شد

از تشنگی که جان به لب آدمی رسید
در جستجوی آب، سراب آفریده شد

باغ بهشت آن سوی پل چون که شد بنا
اعمال نیک و خیر و ثواب آفریده شد

چون که هدف ز خلقت انسان عبادت است
میزان عدل و روز حساب آفریده شد

هر چند شرط اصلی عشق است عاقلی
عاشق همیشه مست و خراب آفریده شد

ما مست جام غنچه ی لبهای دلبریم
لبهای او چو جام شراب آفریده شد

شرح کتاب تک تک آل عبا(ع) شدند
آنگاه وحی و اصل کتاب آفریده شد

در وصف اهل بیت(ع) چو گل کرد طبع من
ابیات نغز و تازه و ناب آفریده شد



سه شنبه 98 اردیبهشت 31 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin