سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

مطلع غزل

سردار

چشمه ی اشک

چشم تو

کربلا یعنی ...3

دانلود کتاب الکترونیکی اشعار آئینی

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (69)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (144)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (80)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (24)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (119)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (4)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (9)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (19)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (7)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (38)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (12)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (5)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (14)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (180)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (102)

سروده های دیگر (91)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 480860
بازدید امروز :234
بازدید دیروز : 234
تعداد کل پست ها : 923

 

شعر شهادت امام جواد علیه السلام

کعبه ی جود و سخایی یا جواد(ع)
مظهر لطف و صفایی یا جواد(ع)

ای که هستی نور بزم معرفت
در ره دین کشته گشتی عاقبت

ای سراپا فضل و احسان و کرم
درعزایت دیده ی ما بحر غم

 خیمه ی اسلام را بودی ستون
چشم ما از داغ تو دریای خون

تو گل خوشبوی باغ حیدری
معنی آیات حمد و کوثری

نور چشمان علی موسی الرضا (ع)
شد ز داغت شیعه بر غم مبتلا

نام تو درمان درد شیعیان
داغ تو برده ز ما صبر و توان

اهل عالم تا قیامت سائلت
همسر تو عاقبت شد قاتلت

ای علی موسی الرضا را نور عین
تشنه جان دادی به مانند حسین(ع)

شد جگر ها در عزایت چاک چاک
بی کفن مانده چرا آن جسم پاک

زائرت محو ضریحت مانده است
محو آن قبر شریفت مانده است

بسکه آن صحن و سرایت با صفاست
گوئیا بخشی ز عرش کبریاست

کاظمینت جنت و رضوان ماست
یاد و نامت مرهم و درمان ماست

در عزایت دیده ی ما چون یم است
این جهان لبریز حزن و ماتم است

العطش گفتی جهان آتش گرفت
بحر و دشت و آسمان آتش گرفت

ای شنیده از عدو زخم زبان
جسم بی جانت بدون سایبان

در عزایت شد جهان لبریز غم
 قامت حیدر(ع) ز داغت گشته خم

ای غریب مانده زیر آفتاب
قلب زهرا(س) در عزای تو کباب

گر چه می زد دشمن تو هلهله
شدجهان از داغ تو در ولوله

سیدی یابن الرضا(ع) مولای من
صورتت خورده به در، ای وای من

می کشی بر خاک گیسو را چرا؟
رنجه سازی روی نیکو را چرا؟

اینقدر آقای من بر خود مپیچ
سیدی، مولای من بر خود مپیچ

قلب تو از غم کباب است ای دریغ
کام تو عطشان آب است ای دریغ

از غمت در عرش بزم غم به پاست
در همه هفت آسمان بزم عزاست

قدسیان گریند چون ابر بهار
خاکیان هم تا قیامت داغدار

روضه خوان گردیده جبریل امین
خون چکد از چشم ختم المرسلین

تا قیامت در غم مولای دین
چشم ما خون است و دلهامان غمین



چهارشنبه 98 مرداد 9 | نظر بدهید

 

جواد الائمه (ع)

تو پناه پناهجویانی
معنی آیه های قرانی

ای تو انجیل حضرت عیسی(ع)
وی تو تورات حضرت موسی(ع)

کشتی نوح(ع) را تو کشتیبان
تو دلیل نجات از طوفان

گوهر چشمه های نور تویی
صحف  و معنی زبور تویی

روشنی بخش آسمانهایی
علت خلق کهکشانهایی

همه ی هست ما ز بودن توست
همه ی همّ ما سرودن توست

تو عزیز رسول(ص) و زهرایی(س)
آیه ی نور را تو معنایی

جود یک قطره از فضائل توست
خوش به حال کسی که سائل توست

کیستی؟ قبله گاه اهل یقین
جلوه ای از خدا به روی زمین

ای تو آگاه از تمام امور
ای نماینده ی خدای غفور

تو ز اسرار خلق آگاهی
در حقیقت خلیفه اللهی

با وجود تو جود معنا شد
با تو قران چه زود معنا شد

مظهر آفتاب و خورشیدی
شیعیان را تو نور امیدی

ای همه هست ما به قربانت
تو جوادی و ما گدایانت

صورتی همچو مصطفی(ص) داری
سیرتی مثل مرتضی(ع) داری

معدن علم و مظهر پاکی
زیور عرش و فخر افلاکی

کوثر پر بهای زهرایی
شیعیان را امید فردایی

پای تا سر فضیلت و کرمی
مایه ی فخر شیعه و عجمی

ای که سرتا به پا مسیحایی
 زندگی بخش اهل دنیایی

خانه ی قلب ماست خانه ی تو
ورد لب روز و شب ترانه ی تو

ای تو خورشید آسمان وجود
تا قیامت تو را سلام و درود

جلوه ای از خدای سبحانی
رهنمای طریق ایمانی

چشمه ی فضل و رحمت نابی  
تو جوادی تو درّ نایابی

عید میلاد تو مبارک باد
 مومنین از ولادتت دلشاد



پنج شنبه 97 اسفند 23 | نظر

 

شعر میلاد حضرت جوادالائمه علیه السلام

 جود و کرم گدای سرای تو یا جواد(ع)
خورشید و ماه محو لقای تو یا جواد(ع)
دل با صفا ز مهر و صفای تو یا جواد(ع)
ما ریزه خوار خوان سخای تو یا جواد(ع)

باشد رضای حضرت حق در رضای تو
مسرور آن که هست به زیر لوای تو
روح الامین ز روز ازل مبتلای تو
جنات عدن لطف خدا و عطای تو

تو معدن علوم خداوند سرمدی
ابن الرضا(ع) تویی و گل باغ احمدی
نور دل و امید علی(ع) و محمدی
در جود و فضل و بخشش و احسان تو اجودی

تو آسمان بخشش و جود و عنایتی
تو معدن فضیلت و جود و کرامتی
خورشید و ماه و شمع طریق هدایتی
الگوی مهر و بخشش و صدق و صداقتی

ای جلوه جلال خداوند ذوالجلال
آئینه ی جمال خداوند متعال
تنها طریق توست ره عزت و کمال
در فضل و جود و بخشش و احسان تو بی مثال

ام الکتاب و واقعه و تین و کوثری
نامت محمد(ع) است و علی(ع) مکرری
نور دو چشم فاطمه و پور حیدری(ع)
ابن الرضا (ع) تویی و شبیه پیمبری

ای معدن سخا که جوادالائمه ای
نازد به تو خدا که جوادالائمه ای
روحی لک الفداء که جوادالائمه ای
بر دردها شفا که جوادالائمه ای

کعبه به شوق، گرد تو در استلام شد
نامت به درد اهل جهان التیام شد
ذکر ملائکه صلوات و سلام شد
تا روز حشر سایه ی تو مستدام شد

قران کنار نام تو تفسیر می شود
مسجد محل سجده و تکبیر می شود
نام تو کیمیاست که اکسیر می شود
 هر کس که برد نام تو، تطهیر می شود

خورشید پیش پای شما جان نثار شد
بگرفت شیعه از تو مدد، رستگار شد
مداحتان هَزار سر شاخسار شد
آقا گدای درگهتان شهریار شد

گنگ است در مدیح تو آقا زبان ما
بادا فدای نام شما جسم و جان ما
پیوسته سایه سرتان ، سایبان ما
تابان همیشه مهر تو در آسمان ما

شیعه به لطف مهر شما روسپید شد
حق را شناخت، بنده ی حیّ حمید شد
در جستجوی راه سعادت، سعید شد
میلاد نور آمد و هنگام عید شد



سه شنبه 97 اسفند 21 | نظر

 

جواد آل محمدع

نشسته ام به عزای جواد آل محمد (ع)
بریزم اشک برای جواد آل محمد(ع)

کفن به قامت مولا و رخت غم به تن ما
به لب مراست رثای جواد آل محمد(ع)
---
دیگر به تنش رمق ندارد مولا
 بسته است مگر بار سفر از دنیا

ریزد ز بصر اشک غم از دیده خود
در جنت رضوان به عزایش زهرا(س)
---
سخت است اگر که یار بیگانه شود
با قاتل خویشتن  که همخانه شود

باید که کفن به تن کند همه صبح و مساء
تا کشته او برون ز کاشانه شود
---
از شوی خود بگیرد اگر خورد و خواب زن
واز او کند دریغ یکی جرعه آب زن

مسموم اگر کند ز جفا شوی خویش را
آتش زند به جان و تن آفتاب زن



یکشنبه 97 مرداد 21 | نظر

 

مژده مژده

مژده مژده که خدا داده رضا(ع) را پسری
پسری که شده او مایه ی فخر پدری

او جواد و نهمین اختر تابان خداست
روشنی بخش ره شیعه ی اثنی عشری

ببرد رشک بر او شمس درخشنده و ماه
که بسی اوست فروزنده تر از هر قمری

معدن فضل و کمال است و سخا را معناست
در سخاوت نرسد هیچ به پایش بشری

ثمری از شجر باغ ولایت چه خوش است
مژده که داده خدا باغ ولا را ثمری

رفت تلخی و شد از مقدمش ایام به کام
نیست شیرین تر از او هیچ نه شهد و شکری

قدسیان گرد سر او همه در حال طواف
بر تنش پوشش تقوا، زیر پا بال پری

روی هر شانه ی او مرغ سعادت بنشست
که مصون است مصون از همه چشم و نظری

هست دشمن به کمینش و حسودان بسیار
حافظش باش خدایا همه جا هر خطری



دوشنبه 97 فروردین 6 | نظر

 

شعر شهادت امام جواد ع

تا میان حجره ی غم روح ایمان کشته شد
آیه آیه خط به خط معنای قران کشته شد

کشته از زهر جفا چون شد امام عاشقان
الگوی جود و سخا و فضل و احسان کشته شد

فصل فصل این جهان یکباره شد فصل خزان
چون که بعد از حضرتش فصل بهاران کشته شد

چهره ی اهل جهان یکباره رنگ غم گرفت
خنده از داغش روی لبهای خندان کشته شد

زندگی ها مردگی شد بعد روز واقعه
جان ز تن ها پر کشید و روح انسان کشته شد

چشمه ها خشکید و گلها یک به یک پژمرده شد
دشت ها آتش گرفت و باغ و بستان کشته شد

از جفای دختر مامون جهان در غم نشست
حجت حق جانشین حی سبحان کشته شد

گر چه چشم شیعیان زین غم ببارد اشک خون
آسمان شد واژگون و ابر و باران کشته شد

روح تقوا را به زهر کینه کشتند ای  دریغ
کشته شد مولا و روح هر مسلمان کشته شد

عالم هستی نمی ارزد به تار موی او
گوهری با این گرانی وه چه ارزان کشته شد

 

بعد از او عالم دگر ظلمت سرایی بیش نیست
آری آری حضرت خورشید تابان کشته شد



دوشنبه 96 مرداد 30 | نظر

 

نا سپاسی

"ای شب قدر رضا(ع)، قدر تو را نشناختند"
روح و معنای دعا، قدر تو را نشناختند

نام زیبای تو درمان است بر آلام ما
ای به هر دردی دوا، قدر تو را نشناختند

رهرو راه تو هر کس شد بهشتی می شود
ای بشر را رهنما، قدر تو را نشناختند

مومن آن باشد که دارد مقتدایی چون شما
مومنین را مقتدا، قدر تو را نشناختند

در سخاوت مادر گیتی نزاده مثل تو
معدن جود و سخا، قدر تو را نشناختند

تار موی تو به یک سو ، هر دو عالم یک طرف
تار مویت کیمیا، قدر تو را نشناختند

جز وفا از تو ندیده هیچ کس در این جهان
تو ولی از ما جفا، قدر تو را نشناختند

با ولای تو همه دنیا و عقبا مال ماست
حیف شد شاه و گدا، قدر تو را نشناختند

با تو حرف از نا امیدی نیست در قاموس ما
ای تو معنای رجا، قدر تو را نشناختند

هر بلایی می رسد، از این نمک نشناسی است
چون غریب و آشنا، قدر تو را نشناختند

دامنم از اشک دیده در غمت دریای خون
بر تنم رخت عزا، قدر تو را نشناختند

آفریدت چون خدا بر خویش گفتا آفرین
مردم اما پس چرا قدر تو را نشناختند؟!



پنج شنبه 95 شهریور 11 | نظر

 

مرثیه شهادت حضرت امام جواد علیه السلام

بار دیگر غصه ی آل پیمبر(ص) تازه شد
باز هم داغ غم زهرای اطهر(س) تازه شد

غصب حق مرتضی(ع) آغاز صدها فتنه بود
فتنه ای آمد دوباره داغ حیدر(ع) تازه شد

تا شنیدم زهر نوشیده است مولایم جواد(ع)
داغ آن تشت پر از خون در برابر تازه شد

رخنه ی زهر ستم آتش به جان افروخته
گفت تا آتش، برایم قصه ی در تازه شد

زهر نوشیده است و هر دم درد افزون می شود
ناله کرد از درد سینه، داغ مادر تازه شد

از درون حجره، دل شد راهی کرب و بلا
ماجرای کربلا یک بار دیگر تازه شد

نیست در حجره کسی تا یاری مولا کند
قصه ی آن بی گناه زیر خنجر تازه شد

دامن زینب(س) ز اشک دیده شد دریای خون
داغ آن مظلومه ی بی یار و یاور تازه شد

نا نوشته مانده قانون عزاداری ولی
گریه کردن طبق قانونی مقرر تازه شد

صحنه ی کرب و بلا تشبیه روز محشر است
بار دیگر صحنه ی صحرای محشر تازه شد

در تمام عمر در دل داغ آل مصطفی(ص) است
غصه در این شعر با شکلی مصور تازه شد



چهارشنبه 95 شهریور 10 | نظر

 

شعر شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام

پژمرده شد گلی که صفای جهان از اوست
باغ بهشت و خرمی بوستان از اوست

هر صبح شمس دیده گشاید به عشق او
هفت آسمان و گردش هر کهکشان از اوست

تفسیر آیه آیه قران کلام اوست
مثل علی (ع) اقامه و ذکر و اذان از اوست

تاج ولای حضرت او بر سر من است
در زیر سایه اش منم و سایبان از اوست

شک نیست هر کجا که گزینم من آشیان
آرامش و صفای دل و آشیان از اوست

در کلبه ای محقر اگر چه شهید شد
هر دو جهان و رونق باغ جنان از اوست

زیبایی جهان همه از نام نیک اوست
رنگ بهار و  جلوه ی رنگین کمان از اوست

در هر نفس کرامت او شامل من است
گر زنده ام قسم به خداوند جان از اوست

از داغ او به سینه و سر می زنم مدام
بر دوش شیعه بار غمی جاودان از اوست



سه شنبه 95 شهریور 9 | نظر

 

یا جواد الائمه علیه السلام

وقتی به جز از صحبت جان حرف دگر نیست
در دل زغم و غصه و اندوه اثر نیست

از یمن قدوم نهمین حجت دادار
غیر از خبر شور و شعف هیچ خبر نیست

نوشید هر آن کس، دمی از شهد ولایت
دانست که شیرین تر از این، شهد و شکر نیست

جان را به فدای قدمش کردم و شادم 
ما زنده به عشقیم، در این عشق ضرر نیست

آن کس که نرفت است ره پاک هدایت
هرگز به شب تیره اش امید سحر نیست

جز راه هدایت نرود مرد هنرمند
راهی که به دوزخ برسد راه هنر نیست

باید به رهی رفت که ایمن ز خطرهاست
جز راه هدایت، رهی ایمن ز خطر نیست

عمریست که غرقیم به دریای ولایت
بحری که در آنجا خطری بهر بشر نیست

چشمی که به دستان جواد(ع) است همیشه
جز آرزوی مرحمتش مد نظر نیست 



یکشنبه 95 فروردین 29 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin