اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

 

مطالب اخیر

شعر میلاد حضرت ولی عصر عج

شعر ولادت حضرت مهدی عج

تلنگر

شعر ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (97)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (176)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (109)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (36)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (173)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (13)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (19)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (30)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (17)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (51)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (23)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (15)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (25)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (227)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (152)

سروده های دیگر (168)

کتاب های الکترونیک (4)

 
 
 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 829169
بازدید امروز :41
بازدید دیروز : 39
تعداد کل پست ها : 1339

 

یار می خواهم فقط

سخت دلتنگم خدایا یار می خواهم فقط
من ز دلبر جرعه ای دیدار می خواهم فقط

چون که نوشیدم من از جام نگاهش جرعه ای
دیگر از آن جام هی تکرار می خواهم فقط

در تمام عمر در بند و اسیرش بوده ام
من در این دار فنا دلدار می خواهم فقط

من به شوق روی او شب زنده داری می کنم
آری از دلدار من رخسار می خواهم فقط

مانع دیدار روی او گناهان من است
سر به راهم کن کمی افسار می خواهم فقط

از برای گریه کردن در غم هجران یار
در کویر هجر او دیوار می خواهم فقط

هست بازار فروش یوسف زهرا(س) کجا؟
یک نشانی من از آن بازار می خواهم فقط

چون که می خواهم بگردم روز و شب ها گرد یار
یارب از تو من خط پرگار می خواهم فقط



پنج شنبه 03 دی 6 | نظر بدهید

 

حرف و حدیث

ما روز و شب ها لحظه ها را می شماریم
چشم انتظار دیدن رخسار یاریم

هر چند محرومیم ما از دیدن یار
هستیم دلخوش پشت پرده یار داریم

چون گشته طولانی فراق روی دلدار
چشم انتظارش با دو چشم اشکباریم

بی روی او هر لحظه ای فصل خزان است
چشم انتظار رؤیت فصل بهاریم

آید اگر او، فرش راهش دیده ی ماست
ما جملگی در پیش پایش جان سپاریم
------------
اینها که گفتم جملگی در حد حرف است
اهل عمل ما نیستیم اهل شعاریم

آری دلیل غیبت طولانی یار
ما روسیاهان، مایه های ننگ و عاریم

سرگرم کار خویش و عصیان و گناهیم 
گوییم اما بر غم هجران دچاریم

در فکر جمع ثروت و مال و منالیم
گوییم اما در فراقت بی قراریم

چشم انتظار فیش واریز حقوقیم
گوییم آقاجان بیا چشم انتظاریم

چشم انتظاری های ما یک کذب محض است
کذاب های بی حیای روزگاریم

هجران شده طولانی و ما را غمی نیست
ما بندگان بی غم پروردگاریم

سست است باورهای ما نسبت به مولا
از این جهت ما نزد او بی اعتباریم

تنهای تنها مانده او بی یار و یاور
ما نیز تنهاتر از او در این دیاریم

یک عمر بوده کار ما عشقی دروغین
شایستگان ضربه های ذوالفقاریم

آری برای دیدن رخسار مهدی(عج)
محتاج قصد و عزم و طرح و ابتکاریم

سیصد نفر مرد عمل می خواهد اما
گر یک نفر پیدا شود، ما رستگاریم



چهارشنبه 03 آذر 21 | نظر بدهید

 

نامه ای به دوست

گفتم که نامه ای بنویسم برای تو
اما نبود نام و نشان از سرای تو

اثبات بندگی به اطاعت پذیری است
عبد خدای تو شده ام با ولای تو 

تو تا خدا رسیده ای و من به روی خاک
در فکر طی راه خدا، پا به پای تو

بردار پرده را ز رخ ای ماه فاطمه(س)
تا شام من سپید شود از ضیای تو

حاصل نگشت امر فرج از دعای من
حاصل شود ولی به یقین با دعای تو

یوسف تری ز یوسف و زیباتری ز ماه
ای جان و مال و بود و نبودم فدای تو

یک موی توست کوثر و عالم همه قلیل
باشد بسی گرانتر از اینها بهای تو 

کردم دعا که شاه جهانم کند خدا
کرد استجابت و شده ام من گدای تو

آقای من تلاوت قرآن شنیدنی است
با لحن دلنشین و طنین صدای تو 

کوشیده ام خدا شود از دست من رضا
راضی شود خدا به یقین از رضای تو

آقای من تو شرط بقایی بدون شک
جاوید شیعه ای است که باشد فنای ثو

هرگز صفا نداشت جهان بدون تو
باشد صفای ملک جهان از صفای تو

آقا نشست مرغ سعادت به شانه ام
وقتی اسیر تو شدم و مبتلای تو

آقا بضاعتم همین غزل نصف و نیمه است
 دست من و کرامت و لطف و عطای تو



سه شنبه 03 آبان 8 | نظر بدهید

 

متی ترانی و اراک

دل شده مبتلای تو متی ترانی و اراک
هستی من فدای تو متی ترانی و اراک

تمام عمر بوده ام تشنه ی یک جرعه نگاه
چشم من و عطای تو، متی ترانی و اراک

امر فرج رخ بدهد به لطف آفریدگار
به حرمت دعای تو، متی ترانی و اراک

مریضم و وجود من پر است از درد و الم
 علاج من دوای تو، متی ترانی و اراک

لذت من از این جهان، منتظر تو بودن است
رضای حق رضای تو، متی ترانی و اراک

نهاده ام به روی سر همیشه تاج افتخار
چون که شدم گدای تو،  متی ترانی و اراک

من از خدای مهربان گرفتم عمر جاودان 
تا که شدم فنای تو، متی ترانی و اراک

چه می شود که بشنوم، من از فراز ماذنه 
 اذان دلربای تو، متی ترانی و اراک


شنبه 03 فروردین 4 | نظر بدهید

 

زیارت امام زمان عج

السّلام ای امام و حقّ مبین

 که پر از باوری و علم و یقین


زندگی بخش مؤمنان هستی

 دشمن کفر و کافران هستی


حق پرستی و مهدی اممی

جامع العلم و جامع الکلمی


چون خدایت رحیم و غفار است

یاوران تو را مددکار است


عبد هستی و حجت المعبود

کلماتت کلمت المحمود


دوستانت عزیز و با عزّت

دشمنانت ذلیل و در ذلّت


وارث جمله انبیایی تو

خلف خیر اوصیایی تو


کیستی؟ قائمی و منتظَری

عادلی تو، تو عدل مُشتَهَری


ای تو شمشیر برکشیده شده

ماه رخشان و نور دیده شده


شمس تابان تویی و بدر تمام

خرّمی بخش مردم و ایّام


کیستی؟ سیف و صاحب صمصام

حیدر(ع)  دیگری و فالق هام


السّلام ای که دین ماثوری

ای کتابی که پاک و مسطوری


تو به هرجا بقیت اللهی

تو به هر بنده حجت اللهی


انبیاء را تویی امانت دار

اصفیاء را تو صاحب آثار


تو اولی الامری و امین خدا

حجت الله و جانشین خدا


وعده ی حق به اهل دنیایی

جامع گفته های زیبایی


با تو دنیا پر ز عدالت و داد

مؤمنین از غم و بلا آزاد 


می دهم من گواهی ای مولا

تو و اجداد تو به هر دو سرا


 شیعه را یار و مقتدا هستید

سرپرستید و رهنما هستید


ای که محبوب قلب زهرایی

 ببر از من به حق تمنایی


هست اصلاح کار یک خواهش

رفع حاجات و بعد آمرزش


ای خدا تو رحیم و غفاری

مؤمنان را تو یار و غمخواری


بفرست ای خدای عالمیان

حجتت را درود بی پایان


حجتت اوست در تمام بلاد

تا کند اهل این جهان ارشاد


اوست قائم به عدلِ تو مولا

اوست فائز به امرِ تو آقا


سرپرست است مؤمنین را او

می کند نیست کافرین را او


روشنی بخش هر چه تاریکی است

غیر تو فوق او که نوری نیست


سخنش پند و حکمت نیکو

چشم بینای توست الحق او


نگران است و بیم ناک بشر

هادی و ناجی است و نور بصر


شد قبای خلافتش بر تن

تا جهان را کند چو یک گلشن


گیرد او انتقام هر مظلوم

بزداید غم از دل مغموم


صلوات خدای بی همتا

به گل باغ حضرت زهرا(س)


و به اجداد او درود خدا

که همه رهبرند و راهنما


تا طلوع کواکب و قمری

تا درختان دهند برگ و بری


تا شب و روز گرد هم بدوند

قمریان تا ترانه سر بدهند


نفعمان ده ز لطف و احسانش 

راهمان ده به جمع یارانش


در گروهش نما مرا منظور

و به زیر لوای او محشور


این دعا را تو استجابت کن

شیعه را غرق در سعادت کن



پنج شنبه 02 اسفند 3 | نظر بدهید

 

رجعت خورشید

به لب ترنّم آیات کوثر است هنوز

مراد و مقصد من کوی دلبر است هنوز

تمام عمر نشستم به انتظار نگار
غم فراق و جدایی مقدّر است هنوز

چنان اسیر گناه و خطا و تقصیرم
که حال یار ز دستم مکدّر است هنوز

به موج درد و بلاها اسیر هستم اگر
چه غصه چون که مرا دوست لنگر است هنوز

فضای کشور جان از شمیم عطر نگار 
هزار سال دگر هم معطّر است هنوز

خوشم که نام نگار است زیب دفتر من
دلم ز نور جمالش منوّر است هنوز

هزار شکر که ورد لبم ترانه ی اوست
خوشم که نام خوشش روح پرور است هنوز

دل است خانه ی آن دلبر پری چهره
به خانه ی دل من زیب و زیور است هنوز

شب سیاه جدایی اگر چه طولانی است
«مرا به رجعت خورشید باور است هنوز»

اگر که قلب من از مهر یار لبریز است
ز شیر پاک و دعاهای مادر است هنوز



پنج شنبه 02 دی 28 | نظر بدهید

 

منتظر افتخاری

این باور من است که تو دوست داری ام

«باور نمی کنم که به خود واگذاری ام»

من را خدا سپرده به دست تو از قدیم
آقا تو هم مرا به خدا می سپاریم

هستم چو در محاصره ی خیل دشمنان
تنها تویی کسی که کند پاسداری ام

ای غایب از نظر، همه دارایی ام تویی
هرگز مباد آن که ز خود باز داری ام

شکر خدا که سایه ی تو هست بر سرم
در سایه ی درخت ولایتمداری ام

گر چه نبوده ام همه ی عمر یار تو
پیوسته دست یاری تو کرده یاری ام

عمری است در فراق تو خون گریه می کنم
بر روی گونه ام بنگر اشک جاری ام

چشمم به راه مانده بیا دیگر از سفر
بس نیست در فراق تو این غمگساری ام؟

لبریز اعتبارم اگر در کنار تو
بی تو فقیر و شهره به بی اعتباری ام

چشمان من کجا و تماشای تو کجا؟
در طول عمر منتظری افتخاری ام

در وقت سر شماری یاران منتظر
من را میان منتظران می شماری ام؟

آقا بیا و پای به چشمان من گذار
بنگر به پای مقدم تو جان نثاری ام 

عمرم تمام گشت و ندیدم جمال تو
من ماندم و فراق تو و شرمساری ام



پنج شنبه 02 مرداد 19 | نظر بدهید

 

شعر میلاد حضرت ولی عصر عج

خوشبو شده عالم ز شمیم گل زهرا(س)

بگرفته صفا عالم از این نو گل زیبا
تاج سر و مولای همه مردم دنیا
دل برده ز ما این گهر خوش قد و سیما

این نوگل زیبا که تَجَلّی صلات است
در مقدم او ذکر ملائک صلوات است

از خاک نروئیده و باشد همه از نور
در عرشِ خداوند ملائک همه مسرور
از مقدم او شاد به جنت همه ی حور
ما منتظران قدم این گل مهجور

ماه رخ او برده دل از مردم دنیا
الحق که ندارد به جهان ثانی و همتا

آمد به جهان سرور و مولای ملائک
روئیده گل خنده به لبهای ملائک
زیرا که محقق شده رؤیای ملائک
مهدی(عج) شده ورد لب و نجوای ملائک

شادند ملائک همه در مقدم مولا
بر پا شده در عرش خدا جشن تولّا

فصل گل و بلبل شد و هنگام بهار است
قمری به سر شاخه غزل خوان چو هَزار است
جشن و طرب و رقص به هر کوی و گذار است
هر جا گذری نغمه تنبور و سه تار است

لبریز شعف شد دل ما از قدم یار
یارب ز سر لطف بده فرصت دیدار

او ترجمه ی ساده ی قرآن مجید است
او‌ واسطه ی فیض خداوند حمید است
بر اهل جهان پرتو خورشید امید است
امروز به یمن قدمش عید سعید است

از مقدم او عالم هستی شده گلشن
از نور جمالش همه هستی شده روشن

او منتقم فاطمه ی ام ابیهاست
او منجی عالم ز همه شر و بدیهاست
او یار ضعیفان، سپر ظلم غنی هاست
او وارث پیغمبر(ص) و زهرا(س) و علی هاست

از مقدم او غصه ز دل گشته فراری
شد حال و هوای دل ما ناب و بهاری

ای اهل جهان حجت ثانی عشر است او
بر ظلمت شب جلوه ی قرص قمر است او
بر تلخی ایام چو شهد و شکر است او
دیده بگشائید که نور بصر است او

بر گوش رسد صوت قشنگش ز مصلی
با نغمه ی داودی خود برده دل از ما

با آمدنش لب به قرائت بگشاید
بر مردم دنیا در رحمت بگشاید
بر شیعه ره و رسم سعادت  بگشاید
از پای بشر بند اسارت بگشاید

او کعبه و ما حاجی خال لب اوئیم
ما تشنه ی یک قطره نماز شب اوئیم



دوشنبه 01 اسفند 15 | نظر بدهید

 

ندبه ای با امام زمان عج

آمد زمان آن که بر ما نظر کند دوست

هر جا که هست سوی اینجا سفر کند دوست

عمریست ما اسیر زنجیر ظلم و جوریم
باید ز بند ظلمت ما را به در کند دوست

 ترسی به دل نداریم از ظلم و از سیاهی
زیرا به وقت ظلمت کار قمر کند دوست

شام سیاه ظلمت پایان نمی پذیرد
باید شب سیه را بر ما سحر کند دوست

بهر رهایی خود کوشیده ایم عمریست
پس اهتمام ما را کی پر ثمر کند دوست؟

سعی و تلاش ما چون مانده است بی نتیجه
بهر رهایی ما باید هنر کند دوست

بر خیز تا بگیرد مولا دو دست ما را
تا رهنمون به سوی فتح و ظفر کند دوست

عالم اگر که باشد لبریز فتنه و شر
غم نیست چون که از ما صد دفع شر کند دوست

راه سعادت ما دارد اگر خطر ها
امیدوارم از ما رفع خطر کند دوست

اوقات ما اگر چه تلخ است و ناخوشایند
اوقات تلخ ما را شهد و شکر کند دوست

غمگین مباش اگر او یادی نکرده از ما
شاید به کوی ما هم روزی گذر کند دوست



جمعه 01 آذر 4 | نظر بدهید

 

منتظر کیست؟

برای منتظران انتظار کافی نیست

فقط امید تماشای یار کافی نیست

اگر که منتظری تو، وظایفی داری
بیان کنم همه را تا به یاد بسپاری

اگر که منتظری، از گناه دوری کن
به جای خشم و تغیّر، کمی صبوری کن

بپوی راه حقیقت، مرو ره باطل
نمی شود ره باطل به منتظَر واصل

اگر که منتظر صاحب الزمان(عج) هستی
تمام عمر تو در حال امتحان هستی

اگر که معتقدی یار غایبی داری
برای یاری ایشان بکن تو هم کاری

اگر که منتظری بد سخن مگو هرگز
به جز طریق هدایت رهی مپو هرگز

دروغ در خور شأن شما نمی باشد
خدا ز بنده ی کاذب رضا نمی باشد

اگر که منتظری افترا زدن ممنوع
قدم به غیر طریق خدا زدن ممنوع

خلوص پیشه کن و از ریا مبرّا باش
اگر که منتظری از خطا مبرّا باش

بدان که ناظر اعمال توست مولایت
بکوش تا که نرنجد امام و آقایت

اگر که منتظری حُسن خُلق باید داشت
به جای کینه، به دل تخم مِهر باید کاشت

وفا به عهد یکی از شروط ایمان است
هر آن که منتظر است، او فقط مسلمان است

تمام منتظران آمر به معروفند
فقط به شرط رضای اله مشعوفند

مزن به هیچ کسی حقه و کلک ای دوست
که راستی و صداقت فقط تو را نیکوست

بدان که واژه ی غیبت، کلام مطرود است
و اهل غیبت و تهمت همیشه مردود است

نماز ویژگی چشم انتظاران است
عبادتی است که نص کتاب قرآن است

اگر که شیعه ای و  سر سپرده ی قرآن
همیشه بر پدر و مادرت بکن  احسان

نزاده مادر گیتی حنیف منتظری
که دشمنی نکند با مخالفان علی(ع)

برائت است یکی از صفات منتظران
دل تهی ز برائت، تهی است از ایمان

اگر که منتظری پیرو ولایت باش
علی(ع) است رهبر ما، تابع عدالت باش

اگر که منتظر صاحب الزمان هست
بگیر تو ز فقیر و ز بی نوا دستی

اگر که منتظری، دوری از تکبّر کن
دل از خضوع و خشوع و فروتنی پر کن

فروع دین ده و اصل الاصول دین پنج است
برای منتظران بهتر از دو صد گنج است

خدا، نبوت و عدل و امامت و روز معاد
نماز و روزه و خمس و زکات و حج و جهاد

و بعد امر به معروف و نهی از منکر
تولّی است و تبرّی هم آن دو تای دگر

گر عامل فروع و اگر معتقد توئی به اصول
توئی ز منتظران ظهور پور بتول(س)



سه شنبه 01 فروردین 16 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin