سفارش تبلیغ
صبا

اشک شفق

نا قابلم، مگر که خدا قابلم کند
اول به عرش برده به حق واصلم کند

از پای تا به سر همه نقصم همه عیوب
باید خدا به دست خودش کاملم کند

از عیب و نقص چون که شدم من بری و پاک
وانگه به خاک پای شما نازلم کند

دریای جود و فضل شما را کناره نیست
پس او غریق رحمت و بی ساحلم کند

با خاندان وحی(ع) اگر آشنا شوم
خواهم ز غیر آل علی(ع) جاهلم کند

دست دعا به سوی خدا می کنم بلند
تا بر غلامی درتان قابلم کند

تاج شهنشهی دو عالم دهد به من
بر درگه شما چو مرا سائلم کند

جنت بدون روی شما گلخن من است
جنت خوش است گر به شما نائلم کند

مردن هزار مرتبه بهتر ز زندگی است
روزی اگر خدا ز شما غافلم کند

می خواهم از خدا مدد ای اسوه های دین
تا در عمل به حرف شما عاملم کند



نوشته شده در پنج شنبه 94 مرداد 29ساعت ساعت 8:34 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

چراغانی همه هفت آسمان است
خراسان میزبان عرشیان است

بهاران آمد و فصل خزان رفت
از این پس این جهان چون گلستان است

گلی روییده در گلزار عالم
که رنگ و بوی اوچون زعفران است

به یمن مقدمش از هر مناره
بلند آوای زیبای اذان است

گل خنده به لبها زد شکوفه
که از حق شیعه را این ارمغان است

خدا را شکر تا روز قیامت
ولای او به سرها سایبان است

دوباره فصل بیعت با غدیر است
دوباره عید، عید شیعیان است

دوباره فصل روئیدن رسیده
دوباره عشق بازی رایگان است

درخت نا امیدی ریشه کن شد
گل امید، در هر بوستان است

ختام المرسلین(ص) در سجده ی شکر
به همراه امیر مومنان(ع) است

ز یمن مقدم شاه خراسان
دل زهرای اطهر (س) شادمان است

دوباره عید عید مومنین شد
دوباره عید عید عاشقان است

ز هر شهر و دیاری سوی مشهد
روان با پای دل صد کاروان است

ندارد شادمانی حد و پایان
از این پس شادمانی جاودان است

الا اهل جهان، ما را همین بس
که ما جسمیم و او بر ما چو جان است

همه هستی فدای نام نیکش
رئوف است و کریم و مهربان است

نه تنها حاکم اهل زمین است
که او فرمانده هفت آسمان است

قلم یارای وصفش را ندارد
که او مافوق توصیف و بیان است



نوشته شده در چهارشنبه 94 مرداد 28ساعت ساعت 8:36 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

قصد دیدار جمکران دارم
میل سوهان و زعفران دارم

میروم تا قم از مسیر کویر
سرنوشتی سپرده بر تقدیر

و سپس تا حرم در اول کار
تا زُدایم ز دیده گرد و غبار

السلام ای کریمه، ای بانو
ای تو بر دردهای من دارو

ای وجودت پر از امید و یقین
حرم تو بهشت روی زمین

هر که شد بر حریم تو حاجب
شده جنت برای او واجب

من گدایم گدای درگاهت
مرحمت کن هر آنچه دلخواهت

***

قم و سوهان زعفرانی اصل
دل و امید جمکرانی اصل

جمکران آمدم سلام آقا
لطف کن درب خانه را بگشا

من همه ظلمتم ، تو اما نور
آمدم با امید از ره دور

ای تو فخرم، اگر چه عار توام
عمری اما به انتظار توام

خواهشی دارم از تو یا مولا
لطف بنما، اجابتش فرما

بنما در ظهور خود تعجیل
کن جهان را به گلستان تبدیل

***

این دهه چون کرامتش نام است
به یقین فصل فضل و اطعام است

دهه ی مشهدی شدن این است
مشهد و جنتی که تضمین است

زائر مشهد و خراسانم
چند روزی به دوست مهمانم

قطعه ای از بهشت عدن اینجاست
در کنار ضریح بس غوغاست

السلام ای امام مهر و وفا
حرم تو پر از شکوه و صفا

السلام ای تو ضامن آهو
پاک و طاهر، مرا تو آب وضو

آمدم با هزار امید آقا
گره از مشکلات من بگشا

در حرم گریه ها زیارت ها
سجده ها، ذکرها، عبادت ها

حرف دل با امام خود گفتن
حرف های امام بشنفتن

از قیود همه جهان آزاد
بستن دل به پنجره فولاد

گریه ی شوق و آه بغض آلود
در قیام و رکوع و ذکر و سجود

آهوی درگهت خطابم کن
فارغ از خوف و اضطرابم کن

ای رئوف و عطوف، تو فردی
لطف کردی مرا طلب کردی

در همه عمر ریزه خوار توام
من غلام و در اختیار توام

مور هستم تویی سلیمانم
امر فرما که سر به فرمانم

با ولای تو زنده ام آقا
بی ولایت نخواهم این دنیا

همه ی هست من فدای تو باد
عبد تو گشتم و شدم آزاد

از کلامم مشو تو آزرده
که ضریحت دل مرا برده

زائر کوی تو شدن کم نیست
کیست اینجا که شاد و خرم نیست

هردو چشمم به زیر هر قدمت
کاش بودم کبوتر حرمت

مرغ دل نیست بعد از این آزاد
ماند در دام پنجره فولاد...



نوشته شده در یکشنبه 94 مرداد 25ساعت ساعت 1:46 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

در مشهد الرضا که دل آرام می شود
هر سر کشی به لطف خدا رام می شود

آنجا بهشت روی زمین است بی گمان
از جام عشق، آدمی اطعام می شود

چون هست حج ما فقرا مشهد الرضا
آنجا به تن لباسی از احرام می شود

صیاد دل امام رئوف است و مهربان
دلها در آن حرم همه در دام می شود

حصن حصین عالمیان مشهد الرضاست
فارغ دل از تمامی اوهام می شود

نام رضا(ع) که زینت لبهای شیعه است
آرام بخش لحظه فرجام می شود

تسلیم او اگر نشوی کفر پیشه ای
تسلیم شو که باعث اسلام می شود

ای خوش به حال شیعه که در روز رستخیز
نامش کنار نام وی اعلام می شود



نوشته شده در یکشنبه 94 خرداد 24ساعت ساعت 12:22 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

ای مرد از تمام غریبان غریب تر
نزد خدا ز جمله حبیبان حبیب تر

ای مهربانترین که دل از ما ربوده ای
دل برده ای ز جمله عجیبان عجیب تر

شد دردهای ما همه درمان ز نام تو
هستی تو از تمام طبیبان طبیب تر

ای همطراز حضرت قران کلام تو
بعد از خدا تویی ز ادیبان ادیب تر

لرزد ز خطبه های تو کاخ سران جور
باشی تو از تمام خطیبان خطیب تر

صبر و قرار ما شده از کف ز داغ تو
بودیم گرچه ما ز شکیبان شکیب تر

شد سهم شیعه نوحه گری درعزای تو
سهمی ز داغ غصه نصیبان نصیب تر

مشهد شده است کرببلا در عزای تو
ای مرد از تمام غریبان غریب تر



نوشته شده در دوشنبه 93 دی 1ساعت ساعت 12:45 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

بوی غم می آید از شهر رضا(ع)
بوی اشک و ماتم و بوی جفا

شد خراسان شهر اندوه و محن
تا شود شیعه به غصه مبتلا

غصه می بارد ز ابر دیدگان
رخت غم شد بر تن ارض و سما

قدسیان گویند بر هم تسلیت
بزم غم بر پاست در عرش خدا

خاکیان هم نوحه خوانی می کنند
در عزای شافع روز جزا

درد و غم با هم نصیب شیعه شد
کی شود پیدا به درد ما دوا

در بهشتی که ندارد غصه راه
مجلس ختم رضا(ع) گشته به پا

سخت و جانسوز است این داغ عظیم
گوئیا تکرار گشته کربلا

در عزای آن امام ممتحن
عالم هستی شده ماتمسرا

بر لب ما تا قیامت یا رضاست
در دل ما تا ابد شور عزا



نوشته شده در دوشنبه 93 دی 1ساعت ساعت 8:20 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

زائری دلشکسته ام آقا، تو به دربار خود پناهم ده
میهمان چون شدم به دربارت، از سر لطف یک نگاهم ده

همه درها به روی من بسته ، راهها هم تمام بن بست است
راه خوشبختی ام بدست شماست، درطریق خودت تو راهم ده

درهمه هفت آسمان خدا، یک ستاره ندارم ای آقا
تو بدستان مهربان خودت، یا که خورشید یا که ماهم ده

پای تا سر همه گناهم من، رهروی گم نموده راهم من
ای امام کرامت و رافت، قلم عفو بر گناهم ده



نوشته شده در شنبه 93 شهریور 15ساعت ساعت 7:59 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

چرخید چرخ تا که زغم دور دور شد
وانگاه از اساس اثاث طرب جور جور شد

شادی رسید و داد به ما شوق زندگی  
سستی و یاس و غصه و غم سوی گور شد

بار دگر ز فضل خداوند لایزال
تابید نور وهر دو جهان غرق نور شد

دلهای پر امید محبان اهل بیت(ع)
لبریز عشق و شادی و شور و سرور شد

آمد رضا(ع) و بار دگر یاد مرتضی(ع)
در خاطرات مردم دنیا مرور شد

از رافت و عطوفت آقای مهربان
یاران دین فزون ز هزاران کرور شد

گلزار دین طراوت و شوری دوباره یافت
شاداب و با صفا دل ما زین حضور شد

هر دل که گشت خانه ی آن ماه مهربان
صاف و زلال، آینه ای از بلور شد



نوشته شده در پنج شنبه 93 شهریور 13ساعت ساعت 7:55 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

السلام ای گل زهرا (س) که غریب الغربایی
میوه ی قلب رسولی و معین الضعفایی

تو رئوفی تو کریمی تو همه فضل و کمالی
تو طبیبی تو حکیمی، تو به هر درد دوایی

حرمت قطعه ای از باغ بهشت است رضا جان
زائر کوی توام ای که تو حج فقرایی

سائل درگه تو هر که شود شاه جهان است
آمدم بر در دربار تو  عمری به گدایی

قبله ی اهل دلی، حجت دادار تو هستی
منبع فیض تویی، واسطه ی فیض خدایی

استجابت اگرم گشت دعا باعث آنی
آخر ای ضامن آهو، به یقین روح دعایی

پیروانت همگی راهنمون سوی سعادت
جان عالم به فدایت که گل باغ هدایی

معنی صوم و صلاتی، تو سراپا حسناتی
ذکر تو عین عبادت، که تو معنای ثنایی

درمندیم و شفا خانه ی دلها حرم توست
نیست مانند حریم تو دگر دار شفایی

دل صفا گیرد اگر وارد صحن تو شوم من
نیست در روی زمین هیچ چنین نور و صفایی

دم به دم نام تو جویم و همه مدح تو گویم
که تو هم معدن فیضی و تو چون کوه طلایی

در رضای تو رضامندی الله هویدا
ای خوشا آن که ز کردار وی آقا تو رضایی

در همه عمر نگفتیم به جز مدح تو آقا
به امیدی که بگیریم ز دست تو عطایی



نوشته شده در یکشنبه 93 شهریور 9ساعت ساعت 10:48 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

 

ماه و خورشید و فلک هر سه عزادار امروز
دیده ی خلق جهان نیز همه زار امروز

چرخ گردنده شده حول عزا در گردش
کشور طوس شده نقطه ی پرگار امروز

گشته خاموش چو خورشید جهان تاب رضا(ع)
شده تاریک جهان همچو شب تار امروز

چشمها چشمه ی خون گشته و دلها یم غم
خیزد از نای بشر آه شرر بار امروز

قاصد غم خبر آورده که از زهر جفا
شده پژمرده رضا(ع) آن گل بی خار امروز

زد شرر زهر جفا بر جگر پور بتول(س)
وز غمش ناله کنان جمله ی اخیار امروز

یا غریب الغربا غم مخور از غربت خویش
به غمت عالم هستی شده غمخوار امروز

خانه ی دل شده از داغ غمت خانه ی غم
ما یتیمانه بگرییم پسر وار امروز

بعد مرگ تو اگر چه همه ایام شب است
خواب هرگز نرود دیده ی بیدار امروز

انتظار فرج یوسف زهرا(س) بکشیم
حضرتش داده به ما وعده ی دیدار امروز



نوشته شده در چهارشنبه 92 دی 11ساعت ساعت 8:56 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin