سفارش تبلیغ
صبا

اشک شفق

ای جان فدای نام تو یا ایهاالغریب
ما جمله دردمند و تو بر درد ما طبیب

داری خبر ز حال همه خلق ای امام
ما از تو دور گر چه  تو هستی به ما قریب

کرده خدا صفات خودش را عطا به تو
گر مرده را تو زنده کنی نیست این عجیب

آن کس که نیست رهرو تو ایهاالامام
دارم یقین که خورده ز ابلیس او فریب

وصف تو را چگونه سرایم که وصف تو
صدها کتاب خواهد و صدها نفر ادیب

حصن حصین تویی و پناه همه تویی
ای خوش به حال ما که تو هستی به ما حبیب

دست طلب که سوی خدا می شود بلند  
بعد از خدا تویی به دعاهای ما مجیب

ماهی در آب زمزمه اش هست یا رضا(ع)
بر روی شاخه هم سخن مرغ عندلیب

یا ایهاالغریب زدرد فراق خویش
بردی قرار از دل و از سینه ها شکیب



نوشته شده در سه شنبه 96 مرداد 24ساعت ساعت 7:43 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

باز باران
عاشقانه
از سر شوق زیارت
می چکد از ابر چشمم
چون ز شهری دور
حالا
عازم کوی رضایم
در دلم شوری است برپا
می روم سوی خراسان
سر ز پا نشناسم از شوق زیارت
اشک می ریزم دمادم
با حرم دیگر ندارم فاصله
حالا
 کنار پنجره فولاد عشقم
درحرم
شور و صفا و عشق جاری
هر کسی نجوای خاصی با امام خویش دارد
کودکی از شوق می بوسد ضریح و
در کنارش اشک می ریزد جوانی
آن یکی گرم امین الله خواندن
دیگری هم جامعه می خواند اکنون
آن یکی گرم نماز است
آن یکی در گوشه ای تسبیح می گوید خدا را
دیگری سر گرم قران خواندن و راز و نیاز است
مادری دارد به سر یک چادر مشکی
کنارش دختری شیرین زبان و
بر سرش چادر نماز است
عده ای مشغول تهلیلند و تکبیر
آری آری  جای جای این حرم
از شور و عشق و معنویت
گشته لبریز
در طوف ضریح آن امام مهربانی
مردمی با کوله باری رنج و سختی
عشق و مستی
بی نهایت دل
دل آکنده از عشق و امید و آرزوها
با امام خویش می بندند
پیمان وفاداری و یاری
عشق بازی ها چه زیباست
عشق بازی با امام مهربانی ها چه زیباست
به چه آقای کریمی
دردمندان را چه دارو و طبیبی
زندگی زیر لوای زاده ی موسی(ع) چه زیباست
تا رضا(ع) ورد لب و
تا عشق آن مولا به دلهاست
زندگی زیباست زیبا
زندگی زیباست زیبا
زندگی زیباست زیبا...



نوشته شده در چهارشنبه 96 مرداد 11ساعت ساعت 11:47 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

بارگاهت قسمتی از روضه ی رضوان رضا(ع)
مقتدای مومنین و معنی قران رضا(ع)

تا گشودی چشم عالم روشن از روی تو شد
گشت حیران تو خورشید و مه تابان رضا(ع)

حضرت موسی ابن جعفر(ع) بوسه می زد بر لبت
بود از شادی لبان حضرتش خندان رضا(ع)

عالم هستی صفا بگرفته از میلاد تو
زینت باغ ولایت ، رونق بستان رضا(ع)

مهربانی را برای ما تو معنا کرده ای
ای امام مهربانی اسوه ی نیکان رضا(ع)

اغنیا حج می روند و ما فقیران سوی تو
ای فقیران را تو یاور، حج درویشان رضا(ع)

دردمندیم و شفا را از تو می خواهیم ما
چون به درد ما تو هستی دارو و درمان رضا(ع)

سائلی پرسید ایمان چیست؟ من گفتم به او
هست هم معنای دین هم معنی ایمان رضا(ع)

جز طریق تو به جنت نیست راهی منتهی
چون تو در یوم الحسابی معنی میزان رضا(ع)

کل عالم یک طرف، ایران ما هم یک طرف
بارگاهت تاج فخر کشور ایران رضا(ع)



نوشته شده در سه شنبه 96 مرداد 10ساعت ساعت 8:38 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

   دارم حضور حضرت آقا ارادت از قدیم
پیوسته درسر داشتم شوق زیارت از قدیم

هر بار می گفتم رضا(ع) یاد علی(ع) افتاده ام
انگار دارد با علی(ع) صدها شباهت از قدیم

در سینه بغض دشمن آل محمد(ص) منجلی است
الحمد لله من شدم اهل برائت از قدیم

در طول عمرم لحظه ای غافل نبود از من رضا(ع)
آری به ما آقای ما دارد عنایت از قدیم

هر دردمندی در حرم می گیرد از آقا شفا
یکباره می گردد حرم مثل قیامت از قدیم

در این حرم هر حاجتی بی شک اجابت می شود
پخش است هر جای حرم روح اجابت از قدیم

تا هست در تن جان مرا، هرلحظه می گویم رضا(ع)
زیرا خدا از کار من دارد رضایت از قدیم

دل پر کشیده سوی او، باشم گدای کوی او
او بر گدای درگهش دارد کرامت از قدیم

او شاه و من هستم گدا، من رهرو و او رهنما
او رهنمون بوده مرا، سوی سعادت از قدیم

بودم من از آن ابتدا، بر تار زلفش مبتلا
من بسته ام با حضرتش عقد رفاقت از قدیم

دنیای ما دار فناست، عقبی ولی دار بقاست
عقبی طلب بودم شدم فکر شفاعت از قدیم

شیرینتر از قند و عسل، کوشاترین وقت عمل
هم شیعیانش باصفا، هم با طراوت از قدیم

هستم مطیع امر او، دارم من از او آبرو
کرده مرا سوی خدا دائم هدایت از قدیم

شیر حلال مادرم، من را ولایی کرده است
صد شکر یارب من شدم اهل ولایت از قدیم



نوشته شده در دوشنبه 96 مرداد 9ساعت ساعت 11:16 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

دل شکسته ی من راهی خراسان شد
کنار پنجره فولاد عشق، مهمان شد

به یاد غربت سلطان عشق افتادم
درون سینه از این غصه سخت طوفان شد

رضا(ع) رضا(ع) به لبم بود و دست غم بر سر
دو چشم من ز غم او همیشه گریان شد

ز غصه جان تمام جهانیان می سوخت
سرور از دل خلق جهان گریزان شد

قسم به عشق، رضا(ع) ترجمان قران است
شهید گشت رضا(ع) و جفا به قران شد

رضا(ع) که بار سفز بست، دیده ها خون شد
چه گویمت که ز غم، پاره هر گریبان شد

گرفته زانوی غم در بغل مسلمانان
تمام خلق اگر چه ز غم پریشان شد

درست تا که رضا(ع) رفت از این جهان به جنان
قیامتی شد و دنیا به خط پایان شد

ولی امر خدا را به خاک بسپردند
و خاک غم به سر جن و هر چه انسان شد

ز داغ او دو جهان رخت غصه پوشیده
و بزم غصه به پا در سرای یزدان شد



نوشته شده در یکشنبه 95 آذر 7ساعت ساعت 11:41 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

پرتو نور خدا در دل انسان، عشق است
معنی دیگر دین داری و ایمان، عشق است 

روز میلاد رضا(ع) موسم عیش است و سرور
قدمش باد مبارک، لب خندان عشق است 

زینت کشور ایران،حرم پاک رضا(ع) ست
افتخار همه ی ملت ایران عشق است

عرش از مقدم او یکسره گل باران شد
خاک را بارش الطاف فراوان عشق است

آمد و هر دو جهان از قدمش روشن شد
تابش روز و شب نور درخشان عشق است

میهمان دل ما تا به ابد هست رضا(ع)
از سر شوق و رضا خدمت مهمان عشق است

زنده هستیم که جان در راه جانان بدهیم
دادن جان به ره حضرت جانان عشق است

همه ی سال بهاری شده از مقدم او
عشق بازی همه در فصل بهاران عشق است

چون گلستان شده از مقدم او باغ بهشت
باعث زینت هر باغ و گلستان عشق است

عاشقانیم و سراپا همه لبریز از عشق
حرف هر مومن و دیندار و مسلمان عشق است 

 نیست جز نام رضا(ع) بر لب ما نام دگر
ورد لب نام شهنشاه خراسان عشق است

مست مستیم و رضا(ع) باعث این مستی ماست
مستی از نام رضا(ع) بر همه مستان عشق است

از ازل تا به ابد ورد لب ماست رضا(ع)
مصرع اول و هم مصرع پایان عشق است



نوشته شده در پنج شنبه 95 مرداد 21ساعت ساعت 10:37 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

مانده ام خسته و تنها به دیار غربت
در دلم مانده غم و درد و غبار غربت

می کشم درد فراق و غم هجر یاران
کس ندیده است چو من لیل و نهار غربت

روزها هم شب تار است برایم دیگر
عمر طی شد همه دم در شب تار غربت

کسی از حال من خسته خبر دار نشد
به جز آن کس که چو من گشته دچار غربت

من که خود ضامن آهوی بیابان بودم
شدم از جور زمان صید و شکار غربت

همه ی سال به جز غصه ندارم یاری
فصل پائیز و خزان است، بهار غربت

زهر آتش زده بر جانم و می سوزم من
آنچه آمد به سر من همه کار غربت

من غریب الغربایم، سر قبرم آئید
قبر من گشته ملقب به مزار غربت



نوشته شده در سه شنبه 94 آذر 17ساعت ساعت 11:3 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

به روی  شاخه گلی عاشقانه گل کرده
به غنچه های لب ما ترانه گل کرده

برای کندن گل چون تبر فراوان است
دوباره  شاخه گلی محرمانه گل کرده

برای رویش گلها بهانه لازم نیست
گلی بدون دلیل و بهانه گل کرده

شبم چقدر قشنگ و ستاره باران شد
برای آن که گل من شبانه گل کرده

اگر چه عمر گل روز گار کوتاه است
گلی به گلشن دین جاودانه گل کرده

برای آن که بچینم ز خرمنش خوشه
هزار خوشه گل دانه دانه گل کرده

برای آن که رباید ز خوبرویان دل
قسم به عشق گلی ماهرانه گل کرده

ز یمن مقدم این گل جهان گلستان شد
جوانه تازه زد، اما جوانه گل کرده



نوشته شده در دوشنبه 94 شهریور 2ساعت ساعت 1:50 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

اگر چه دورم از حرم با صفای تو آقا
من از ازل شده ام مبتلای تو آقا

گره زدم دل خود را به پنجره فولاد
دو چشم من به امید عطای تو آقا

رضا تویی و رضای خدا، رضایت توست
تمام سعی و تلاشم  رضای تو آقا

ز آستان تو هرگز جدا نخواهم شد
که پادشاه جهانم، گدای تو آقا

کبوتر حرم توست، مرغ دل همه دم
از آن زمان که شدم آشنای تو آقا

تمام درد بشر را به جان خریدارم
برای آن که بنوشم دوای تو آقا

بهشت روی زمین، بارگاه قدسی توست
و شیعه سایه نشین سرای تو آقا

خوش آمدی قدمت را به دیده ام بگذار
که توتیای بصر، خاک پای تو آقا

زیارت حرمت آرزوی روز و شبم
تمام دار و ندارم فدای تو آقا

ولایت تو دلیل بهشت رفتن ماست
بهای جنت و رضوان ولای تو آقا

تمام عزت هر دو جهان از آن من است
در این جهان شده ام چون فنای تو آقا

قسم به عشق، شد آن کس که زائر حرمت
شده است زائر عرش خدای تو آقا

به عشق روی تو خورشید چشم بگشاید
و من به فکر سرودن برای تو آقا...



نوشته شده در یکشنبه 94 شهریور 1ساعت ساعت 10:46 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

معنای آیه های کتاب خدا رضاست
بر اهل آسمان و زمین مقتدا رضاست

دست طلب که سوی خدا می شود بلند
شرط اجابتش به خدای رضا رضاست

صد درد لاعلاج بشر را شفا دهد
ای دردمند، درد شما را شفا رضاست

زنگاری است گر دلت از جور روزگار
یک یا رضا(ع) بگو که دلت را جلا رضاست

بارد بلا به سوی تو از هر طرف اگر
او را بخوان که دافع رنج و بلا رضاست

عمری جفا به حضرت او بوده کار ما
آن که ندیده ایم از او جز وفا رضاست

از کودکی کبوتر دل مشهدی شده
آنجا که زینت حرمی با صفا رضاست

هستم گدای درگه او در تمام عمر
معنای جود و بخشش بی منتها رضاست

جنت درست در وسط شهر مشهد است
راه رضا(ع) برو که ترا رهنما رضاست

در غربت است حضرتش اما غریبه نیست
 چون با تمام خلق جهان آشنا رضاست

می ریخت اشگ حسرت و می گفت تاجری
سرمایه ای برای دو دنیا ی ما رضاست

 تسبیح ماست صبح و مسا ذکر یا رضا(ع)
تنها نه ذکر ما، که ذکر همه ما سوا رضاست



نوشته شده در شنبه 94 مرداد 31ساعت ساعت 1:49 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin