سفارش تبلیغ
صبا
 

اشک شفق

 
 

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال تلگرام اشک شفق

 

مطالب اخیر

رباعی های ناب

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (60)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (126)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (75)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (21)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (108)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (2)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (7)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (13)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (4)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (34)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (8)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (3)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (12)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (145)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (92)

سروده های دیگر (72)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 399141
بازدید امروز :83
بازدید دیروز : 98
تعداد کل پست ها : 783

 

خط چلیپا

ای از فروغ روی تو شرمنده آفتاب
وی ترجمان وحی و دعاهای مستجاب

آئینه ی تمام نمای خدا تویی
پاک و زلالتر تویی از قطره های آب

ای رهنما، هر آن که به راه تو زد قدم
پیموده است راه سعادت، ره صواب

ای بهترین نمونه ی تقوا و بندگی
محبوب کردگاری و زهرا و بوتراب

راه سعادت بشریت، طریق توست
جز راه توست هر ره دیگر سوی سراب

ای برگزیده از طرف ذات ذوالجلال
بالد به خویش هر که ترا کرده انتخاب

نام تو را به خط چلیپا نوشته ام
دل هم به این نوشته ی زیباست همچو قاب

شرح فضائل تو نگنجد در این مقال
حتی اگر تمام درختان شود کتاب

از من سلام بر تو و بر خاندان تو
خوش بو کنم دهان خودم را از این گلاب



سه شنبه 95 آذر 23 | نظر

 

شعر ولادت حضرت محمد ص

پا در زمین نهاد و صفا آفریده شد
لب را گشود و حمد و ثنا آفریده شد

دستان او به سوی خدا شد بلند، بعد
گلواژه های ذکر و دعا آفریده شد

سر را به سجده برد به تسبیح کردگار
تسبیح و ورد و شکر خدا آفریده شد

بهر هدایت بشریت به لطف حق
در خاک مکه راهنما آفریده شد

پیغمبر خدا(ص) به زمین پا نهاد و بعد
در سینه عشق و مهر و وفا آفریده شد

درمان دردها همه در دست مهر اوست
دردی نماند، چون که دوا آفریده شد

بوی بهشت او بنوازد مشام ما
یا رب سپاس باد صبا آفریده شد

گفتیم یا محمد(ص) و ما جاودان شدیم
دیگر فنا، فناست، بقا آفریده شد

در سایه ی ولایت او زنده ایم ما
یارب تو را سپاس ولا آفریده شد  



یکشنبه 95 آذر 21 | نظر

 

یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم

آخر ماه صفر آمد و هنگام عزاست
فصل حزن و غم و اندوه رسول دو سراست

علت عالم هستی به روی بستر مرگ
حضرت فاطمه(س) در حال مناجات و دعاست

بسته بار سفر و سوی جنان می رود او
ناله ی اهل زمین در غم او تا به سماست

آسمان اشک غم از دیده ی خود می ریزد
عرشیان بر تنشان تا به ابد رخت سیاست

هست جبریل امین نوحه گر از داغ رسول(ص)
مجلس ختم رسول است که در عرش خداست

ماهی و مرغ و ملائک همگی نوحه گرند
از زمین تا به سما مجلس اندوه به پاست

خلق آشفته و محزون و غم آلوده همه
زانوی غم به بغل ، دیده ی آنها دریاست

سوختیم از غم او در همه ی عمر بسی
چشم امید به لطف و کرمش روز جزاست



یکشنبه 95 آذر 7 | نظر

 

لطف خدا

آن شب سکوت و زمزمه بود و خدا و بعد
سر روی خاک سجده و وقت دعا و بعد

مردی ز جنس نور و مناجات نیمه شب
 اشک دوچشم و گوشه ی غار حرا و بعد  

لطف خدا و مرحمتی تازه بر بشر
خیرالبشر به خلق جهان رهنما و بعد

آمد ندا بخوان تو به نام خدای خود
لبخند و شادمانی و اوج رضا و بعد

اهل جهان به خاک نهادند سر به شکر
تابید نور وحی به ام القرا و بعد

یک باره جام خنده به لبهای ما شکفت
ما مست جام باده ی قالوا بلی و بعد

طعن ابی لهب، نشود سد راه دین
زیرا ابی لهب شده « تبّت یدا » و بعد

پیغمبر است احمد(ص) و حیدر(ع) وصی اوست
تا روز حشر بر همگان مقتدا و بعد

احمد(ص) تویی و چون که شدی آفریده تو
گفتا خدای تو به خودش مرحبا و بعد

عید سعید مبعث خیرالبشر رسید
عیش و سرور و غنچه ی لبخند ما و بعد

عمری به جز طریق محمد(ص) نرفته ایم
ما را چه غم ز سختی روز جزا و بعد



چهارشنبه 95 اردیبهشت 15 | نظر بدهید

 

راز خوشبختی

ای اهل جهان مژده، دوران محمّد(ص) شد
جن و ملک و آدم، مهمان محمّد(ص) شد

سرسبزی این عالم مدیون قدوم اوست
فردوس برین یکسر، بستان محمّد(ص) شد

در کوی خدا جویان، عشق است رسول الله(ص)
ایمان و یقین محو ایمان محمّد(ص) شد

آمد به جهان بسیار سلمان و ابوذر ها
خوش آن که ابوذر وار سلمان محمّد(ص) شد

خورشید جهان افروز مدهوش جمال اوست
هر اختر تابنده، حیران محمّد(ص) شد

آبادی این عالم خشتی است ز ایوانش
آباد شد آنکس کو، ویران محمّد(ص) شد

یک حرف ز قرانش خواندیم و شدیم عالم
چون مرجع هر عالم، قران محمّد (ص) شد

ای طالب خوشبختی سر در قدمش بگذار
خوشبختی انسان در پیمان محمّد(ص) شد

کردم به همه عمرم توصیف جمال او
خوش آن که غزلخوان دیوان محمّد(ص) شد



دوشنبه 94 دی 7 | نظر بدهید

 

برات بهشت

به یمن مقدم صادق(ع) جهان مصفا شد
در آسمان پر و بال فرشته ها وا شد

برای بار ششم بعد از احمد(ص) و زهرا(س)
کتاب وحی خدای کریم معنا شد

به یمن مقدم او شام ظلم و تاریکی
به سر رسید و سحر گاه و صبح فردا شد

گلی قشنگ بروئید و گلشن علوی
دوباره خرم و شاداب گشت و زیبا شد

درون سینه ی هر کس به عشق ایمان داشت
دوباره بزم سرور و نشاط برپا شد

بهشتیان همه خرسند و شادمان گشتند
دوباره شاد دل مرتضی(ع) و زهرا(س) شد

زعرش حجت و میزان دیگری آمد
هر آن که بود منافق دوباره رسوا شد

دل ملائکه آن روز غرق شادی بود
و شادمان دل ما ساکنان دنیا شد

زمین ز رحمت پروردگار بی همتا
به یمن مقدم صادق(ع) بهشت سیما شد

دوباره بر لب ما ذکر یاعلی (ع) گل کرد
چرا که بار دگر حیدری هویدا شد

به دست حضرت پروردگار از این مولود
برات جنت و رضوان شیعه امضا شد



دوشنبه 94 دی 7 | نظر

 

انتخابی ناب

چون خدا از بین خوبان انتخابت کرده است
مصطفی و احمد مرسل خطابت کرده است

خواست تا روشن شود هر دو جهان از نور تو
نور خود را هدیه داد و آفتابت کرده است

خاندانت معنی و مفهوم آیات خدا
حضرت سبحان تو را ام الکتابت کرده است

آفریدت گر چه در ظاهر ز جنس آدمی
پاک و طاهر مثل یک دریای آبت کرده است

ای خوشا آن کس که در طول حیات خویشتن
لحظه لحظه با تو احساس قرابت کرده است

خانه ی دل مسکن و ماوای آل احمد(ص) است
تیر عشقت خوب بر قلبم اصابت کرده است

از همان روز ازل پیغام آور بوده ای
روز اول حضرت حق انتصابت کرده است

هر که پیغام تو را بشنید مستت می شود
خالق هستی تو را جام شرابت کرده است

ای که هستی اولین مصراع در شعر خدا
اوج زیبایی تویی، شاعر چه نابت کرده است

جنت و رضوان ز عطر ناب تو  خوشبو شده
حیّ سبحان علت بوی گلابت کرده است

رحمه للعالمینی پس به جان ما ببار
بهر باریدن تو را ایزد سحابت کرده است

روز و شب دست توسل می زنم بر دامنت
شکر، ایزد شافع روز حسابت کرده است



دوشنبه 94 دی 7 | نظر بدهید

 

نور علی نور ...

باز باران
با ترانه
با گهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه
باز هم ابر کرامت
بارش باران رحمت
عطر خوشبوی محمد(ص)
کرده سرتا پای عالم را معطر
روز میلاد رسول خاتم(ص) و میلاد نور است
قلب هر مومن پر از شادی
پر از احساس و شور است
عرشیان در عرش خرسندند
جبریل امین
از شوق
سر از پای نشناسد
همه افلاکیان
سرها به سجده
بر لب آنها
دمادم ذکر تکبیر است
خدا جویان عالم شاد و مسرورند
به تسبیح خدای خویش مشغولند
و بر لبهایشان آوای تهلیل است
نهاده پای خود را بر زمین
آن رحمه للعالمین
آن رهنمای متقین
آن کس که خود نور است و
هم پیغام او نور است
عجب روزی است
هم میلاد پیغمبر(ص)
هم میلاد جعفر(ع)
این همان «نورٌ علی نور» است
مبارک باد  
این روز سراسر نور
به هر شیعه
به هر کس قلب او
از عشق اولاد پیمبر(ص)
هست لبریز و
به شوق روز میلاد پیمبر(ص)
شاد و مسرور است

مبارک باد
مبارک
باد...



یکشنبه 94 دی 6 | نظر بدهید

 

محمد(ص) آمد

محمّد(ص) آمد و این عالم خاکی گلستان شد
زمین گهواره ی آرام بخش روح انسان شد

محمّد(ص) آمد و شام سیاه غصه پایان یافت
بهار آمد، خزان از خانه ی دلها گریزان شد

ندای یامحمد(ص) هر دو عالم را منور کرد
ز نور روی احمد(ص) جان و دل خورشید باران شد

زند لبخند و شادی را دهد هدیه به انسان ها
ز شکّر خند او لبهای جبرائیل خندان شد

به ناز او جهان را آفریده خالق یکتا
به عشق او مه و خورشید و اخترها فروزان شد

برد رشک آسمان بر خاک، از روزی که پیغمبر(ص)
زمین را مفتخر کرد و به اهل خاک مهمان شد

محمّد(ص) آمد و آورد با خود هر چه خوبی بود
غم از دلها برون شد، شور و شادی ها فراوان شد

محمّد(ص) آمد و راه هدایت را به ما آموخت
رهی که مقصدش تا بارگاه حیّ سبحان شد

محمّد(ص)آمد و « نور علی نور»آمده حالا
چراغ روشنی بخش مسیر اهل ایمان شد



شنبه 94 دی 5 | نظر

 

درد و دل

ای پدر بعد از تو دنیا شد به چشمم تار تار
شد زمین آبستن صد ماجرای ناگوار

این جهان وقتی تو بودی خرم و سر سبز بود
رفتی و خشکید بی تو خرمی در این دیار

در فراقت دیدگانم روز و شب بارانی است
چشمها از خون دل گردیده هریک جویبار

باش شاهد بعد تو غصب ولایت کرده اند
شد فدک هم غصب و از من نیز سلب اختیار

باش شاهد بعد تو از سینه های دشمنان
خشم ها و بغض ها وکینه ها شد آشکار

تنگ شد یک باره دنیا از برای دخترت
شد به رنگ زرد پائیزی برای او بهار

وام دار روی تو خورشید و ماه و اختران
ظلمت و تاریکی اما از تو دایم در فرار

رفتی و با رفتنت غم لانه در جانم نمود
کشته شد محسن (ع) به پشت درب خانه از فشار

کاشکی قبل از تو من در خاک مدفون می شدم
تا نمی گشتم اسیر ظلم و جور روزگار

دست بسته مرتضی (ع) را سوی مسجد می برند
قطره قطره می چکد اشک از نیام ذوالفقار

بی تو این عالم سرای حزن و اندوه و غم است
تو دعایم کن که آیم زودتر سوی مزار



سه شنبه 94 آذر 24 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin