سفارش تبلیغ
ابزار بهینه سازی سایت
ابزار بهینه سازی سایت
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (75)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (154)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (89)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (27)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (139)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (5)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (11)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (22)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (9)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (41)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (14)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (7)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (16)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (199)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (118)

سروده های دیگر (109)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 560986
بازدید امروز :106
بازدید دیروز : 104
تعداد کل پست ها : 1039

 

قصه ی پر غصه

با فاطمه(س) گفتی وصیت های آخر را
کردی مجسم پیش چشمش روز محشر را

من مست جام باده ی قالو بلی بودم
با رفتنت گویا شکستی جام و ساغر را

خاکم به سر باید کنم پنهان به زیر خاک
حالا من خونین جگر یک کوه زیور را

یک بار دیگر خاک غم شد بر سرم بابا
با رفتن خود تازه کردی داغ مادر را

بابا غم هجران تو آتش به جانم زد
اینک تماشا کن شرار شور و آذر را

اسلام بی تو شد اسیر قهر طوفان ها
از کشتی دین برده ای یک باره لنگر را

بر دخترت ظلم و جفا بی حد شد از دشمن
جمعی به روی دخترت بستند معبر را

قومی هجوم آورد سوی خانه ی زهرا(س)
بستند با ظلم و ستم دستان حیدر(ع) را

از میخ در پهلوی زهرا(س) را بیازردند
آنان که کوبیدند بر پهلوی او در را

سیلی به روی دخترت خورد از عدو بسیار
نشنیده اند آنها مگر حرف پیمبر(ص) را

رفتند روی منبر تو خطبه ها خواندند
با کار خود آلوده بنمودند منبر را

آنها که جمله ننگ و عار دین اسلامند
آزرده اند از ظلم خود آیات کوثر را

قومی که جز تاریکی از آنها نمی بارید
با سنگ کین بشکسته اند خورشید انور را

جمعی منافق، بی خبر از دین و از ایمان  
یکباره پاره کرده اند اوراق دفتر را 



یکشنبه 96 آبان 21 | نظر

 

دانلود کتاب الکترونیکی اشعار در نعت حضرت محمد صلی الله علیه و آل

دانلود کتاب الکترونیکی اشعار در نعت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم
حجم فایل:784 کیلو بایت
لینک دانلود: http://telegram.me/ashkeshafagh


دوشنبه 96 اردیبهشت 4 | نظر بدهید

 

اسوه حسنه

محمد(ص) رحمه للعالمین است
محمد(ص) پیشوای راستین است

تمام اهل ایمان رستگارند
محمد(ص) مقتدای مومنین است

صفای ملک دین باشد محمد(ص)
محمد(ص) آفرینش را نگین است

به نازش هر دو عالم آفریدند
که او مصداق آیات مبین است

در این عالم کسی بهتر از او نیست
میان بهترین ها بهترین است

همه پیغمبران را سرور است او
محمد(ص) کیست؟ خیرالمرسلین است

محمد کیست؟ او معنای وحی است
ضحی و کوثر و رحمن و تین است

از او هرگز ندیدم راستگوتر
که او صادق ترین صادقین است

تمام محسنین از خادمانش
محمد(ص) تاج فخر محسنین است

شکیبایی است معنای محمد(ص)
که او صابرترین صابرین است

به یمن مبعث خیرالنبیین(ص)
سرور شادی از اهل زمین است

همه کروبیان عشاق اویند
به لبهاشان هزاران آفرین است

همه عالم فدای نام نیکش
که در دل ها از او نور یقین است

کسی که از رهروان راه او شد
به فردا هم از اصحاب یمین است



یکشنبه 96 اردیبهشت 3 | نظر

 

اقرا باسم ربک

بخوان به نام خدایت که مصطفی هستی
که برگزیده تو از جانب خدا هستی

بخوان کتاب خدا را کتاب عشق است این
به عشق حضرت حق ای که مبتلا هستی

تو ساده ای تو صمیمی تو پاکی و تو زلال
تو مثل آینه اما خدا نما هستی

تمام عالم هستی به ذکر حق مشغول
قسم به عشق که تو روح هر دعا هستی

خدا برای خودش کرده انتخاب تو را
ولی تو مایه ی فخر از برای ما هستی

تو جاودانه ترینی میان مخلوقات
که عاشقانه فقط در خدا فنا هستی

ره تو راه سعادت ره تو راه بهشت
به راه حق و حقیقت تو رهنما هستی

خدا چه لطف بزرگی به اهل عالم کرد
که تو به اهل جهان پیر و مقتدا هستی

تو معدنی ز تمام فضائلی آقا
تو رحمتی و تو احسان، تو با سخا هستی

بهشت بی تو همانا جهنم محض است
تو خود بهشت برینی تو با صفا هستی

تمام عمر مریض تو بوده ام آقا
اگر چه تو به همه درد من دوا هستی

تو اسوه ای تو نمونه تو الگوی بشری
هزار بار سزاوار مرحبا هستی



شنبه 96 اردیبهشت 2 | نظر

 

مصطفی(ص) یعنی...

با دلی لبریز از شور و سرور
با مدد از حضرت حی غفور

تا بگیرد حال و روز من صفا
شرح کوتاهی دهم بر مصطفی(ص)

مصطفی(ص) یعنی سراپا اعتدال
بنده حق تا به سر حد کمال

مصطفی(ص) یعنی که اوج برتری
حسن خلق و شیوه ی پیغمبری

انتخاب ناب الله است او
بر شب تاریک ما، ماه است او

مصطفی (ص) یعنی که مردی با شکوه
در طریق وحی ثابت همچو کوه

مصطفی (ص) یعنی که آگاه و بصیر
در میان بهترین ها، بی نظیر

در بلاغت مرد بی همتاست او
جمله هایش، جملگی شیواست او

مصطفی(ص) یعنی تکامل تا خدا
تاج فخر انبیا و اولیا

مصطفی(ص) یعنی حکیم حاکمان
مصطفی(ص) یعنی علیم عالمان

اسوه ی تقوا و پاکی هاست او
آیه ی تطهیر را معناست او

مصطفی(ص) یعنی که اخلاقی عظیم
معنی آیات قران کریم

زهد را معنا و مفهوم است او
با خدا دارد همیشه گفتگو

در شجاعت پهلوانی بی نظیر
مرد میدان است او مانند شیر

معنی صدق و شرافت، مصطفاست
بر تمام اهل عالم رهنماست

سر فرازی را ز کوه آموخته
درس خود را با شکوه آموخته

مصطفی (ص) یعنی که انسان عفیف
رهنمای رهرو راه حنیف

در میان عاقلان عاقلترین
دین او، ایمان او ، کاملترین

افصح الناس است بین فاصحان
مصطفی(ص) معنا و مفهوم اذان

مصطفی(ص) سر تا به پا نور است نور
از سیاهی ها همه دور است دور

هادی اهل زمین و آسمان
پیشوای متقین و موءمنان

قبله گاه اهل ایمان، احمد(ص) است
انتخاب حیّ سبحان، احمد(ص) است

چون قدم بگذاشت بر روی زمین
شاد شد قلب همه اهل یقین

از سر شوق و ارادت جبرئیل
نغمه می خواند به الحانی جمیل

تهنیت گویند بر هم متقین
دست افشان، پای کوبان موءمنین

عید میلاد رسول اعظم(ص) است
شور و شادی در تمام عالم است

یا محمد(ص)، ورد تسبیح من است
بر لبم این ذکر تا جان در تن است



پنج شنبه 95 آذر 25 | نظر

 

خط چلیپا

ای از فروغ روی تو شرمنده آفتاب
وی ترجمان وحی و دعاهای مستجاب

آئینه ی تمام نمای خدا تویی
پاک و زلالتر تویی از قطره های آب

ای رهنما، هر آن که به راه تو زد قدم
پیموده است راه سعادت، ره صواب

ای بهترین نمونه ی تقوا و بندگی
محبوب کردگاری و زهرا و بوتراب

راه سعادت بشریت، طریق توست
جز راه توست هر ره دیگر سوی سراب

ای برگزیده از طرف ذات ذوالجلال
بالد به خویش هر که ترا کرده انتخاب

نام تو را به خط چلیپا نوشته ام
دل هم به این نوشته ی زیباست همچو قاب

شرح فضائل تو نگنجد در این مقال
حتی اگر تمام درختان شود کتاب

از من سلام بر تو و بر خاندان تو
خوش بو کنم دهان خودم را از این گلاب



سه شنبه 95 آذر 23 | نظر

 

شعر ولادت حضرت محمد ص

پا در زمین نهاد و صفا آفریده شد
لب را گشود و حمد و ثنا آفریده شد

دستان او به سوی خدا شد بلند، بعد
گلواژه های ذکر و دعا آفریده شد

سر را به سجده برد به تسبیح کردگار
تسبیح و ورد و شکر خدا آفریده شد

بهر هدایت بشریت به لطف حق
در خاک مکه راهنما آفریده شد

پیغمبر خدا(ص) به زمین پا نهاد و بعد
در سینه عشق و مهر و وفا آفریده شد

درمان دردها همه در دست مهر اوست
دردی نماند، چون که دوا آفریده شد

بوی بهشت او بنوازد مشام ما
یا رب سپاس باد صبا آفریده شد

گفتیم یا محمد(ص) و ما جاودان شدیم
دیگر فنا، فناست، بقا آفریده شد

در سایه ی ولایت او زنده ایم ما
یارب تو را سپاس ولا آفریده شد  



یکشنبه 95 آذر 21 | نظر

 

یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم

آخر ماه صفر آمد و هنگام عزاست
فصل حزن و غم و اندوه رسول دو سراست

علت عالم هستی به روی بستر مرگ
حضرت فاطمه(س) در حال مناجات و دعاست

بسته بار سفر و سوی جنان می رود او
ناله ی اهل زمین در غم او تا به سماست

آسمان اشک غم از دیده ی خود می ریزد
عرشیان بر تنشان تا به ابد رخت سیاست

هست جبریل امین نوحه گر از داغ رسول(ص)
مجلس ختم رسول است که در عرش خداست

ماهی و مرغ و ملائک همگی نوحه گرند
از زمین تا به سما مجلس اندوه به پاست

خلق آشفته و محزون و غم آلوده همه
زانوی غم به بغل ، دیده ی آنها دریاست

سوختیم از غم او در همه ی عمر بسی
چشم امید به لطف و کرمش روز جزاست



یکشنبه 95 آذر 7 | نظر

 

لطف خدا

آن شب سکوت و زمزمه بود و خدا و بعد
سر روی خاک سجده و وقت دعا و بعد

مردی ز جنس نور و مناجات نیمه شب
 اشک دوچشم و گوشه ی غار حرا و بعد  

لطف خدا و مرحمتی تازه بر بشر
خیرالبشر به خلق جهان رهنما و بعد

آمد ندا بخوان تو به نام خدای خود
لبخند و شادمانی و اوج رضا و بعد

اهل جهان به خاک نهادند سر به شکر
تابید نور وحی به ام القرا و بعد

یک باره جام خنده به لبهای ما شکفت
ما مست جام باده ی قالوا بلی و بعد

طعن ابی لهب، نشود سد راه دین
زیرا ابی لهب شده « تبّت یدا » و بعد

پیغمبر است احمد(ص) و حیدر(ع) وصی اوست
تا روز حشر بر همگان مقتدا و بعد

احمد(ص) تویی و چون که شدی آفریده تو
گفتا خدای تو به خودش مرحبا و بعد

عید سعید مبعث خیرالبشر رسید
عیش و سرور و غنچه ی لبخند ما و بعد

عمری به جز طریق محمد(ص) نرفته ایم
ما را چه غم ز سختی روز جزا و بعد



چهارشنبه 95 اردیبهشت 15 | نظر بدهید

 

راز خوشبختی

ای اهل جهان مژده، دوران محمّد(ص) شد
جن و ملک و آدم، مهمان محمّد(ص) شد

سرسبزی این عالم مدیون قدوم اوست
فردوس برین یکسر، بستان محمّد(ص) شد

در کوی خدا جویان، عشق است رسول الله(ص)
ایمان و یقین محو ایمان محمّد(ص) شد

آمد به جهان بسیار سلمان و ابوذر ها
خوش آن که ابوذر وار سلمان محمّد(ص) شد

خورشید جهان افروز مدهوش جمال اوست
هر اختر تابنده، حیران محمّد(ص) شد

آبادی این عالم خشتی است ز ایوانش
آباد شد آنکس کو، ویران محمّد(ص) شد

یک حرف ز قرانش خواندیم و شدیم عالم
چون مرجع هر عالم، قران محمّد (ص) شد

ای طالب خوشبختی سر در قدمش بگذار
خوشبختی انسان در پیمان محمّد(ص) شد

کردم به همه عمرم توصیف جمال او
خوش آن که غزلخوان دیوان محمّد(ص) شد



دوشنبه 94 دی 7 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin