سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

رقیه بنت الحسین علیه السلام

شب خرابه

کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا

دانلود کتاب اشعار آئینی گلستان عشق

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (82)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (164)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (96)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (29)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (145)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (7)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (13)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (23)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (10)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (44)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (16)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (9)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (17)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (211)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (123)

سروده های دیگر (128)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 643899
بازدید امروز :1
بازدید دیروز : 90
تعداد کل پست ها : 1121

 

علمدار عشق

به میدان روان شد علمدار عشق
که دل را سپارد به دلدار عشق
گل سرخ زیبای گلزار عشق
یل حیدر(ع) استاد و معمار عشق
کند بذل جان وقت ایثار عشق

ابوالفضل العباس(ع) یل بوتراب
شده قلبش از بهر طفلان کباب
روان سوی دریا شده با شتاب
پر است از امید و پر از اضطراب
که آیا به خیمه برد مشک آب

ابوالفضل(ع) که چون حیدر(ع) ثانی است
نگهبان آیات قرآنی است
دو چشمانش از غصه بارانی است
دلش مثل دریای طوفانی است
علی وار گرم رجز خوانی است

ابوالفضل (ع)که سرتا به پا باور است
حرم را نگهبان و آب آور است
برای یتیمان دو چشمش تر است
دمادم به فکر علی اصغر(ع) است
به کشتی دریای خون لنگر است

یل حیدر (ع) و پور ام البنین(س)
پر است از وفا و امید و یقین
دو چشمان او مقصد تیر کین
دو دستش جدا گشته آن مه جبین
بیفتاده بر خاک از صدر زین

ابوالفضل(ع) که باشد یل مرتضی(ع)
مدال شجاعت گرفت از خدا
شده قهرمان صف کربلا
به خون کرده در کربلا او شنا
سرش از بغل رفته بر نیزه ها

ندارد شبیه آن دلیر رشید
به راه خداوند گشته شهید
نماد وفا بود و عشق و امید
ز باغ شهادت دوصد خوشه چید
کسی در شجاعت شبیهش ندید

سرش روی نی همچو قرص قمر
به همراه این کاروان در سفر
شده زینب (س) از داغ او خون جگر
تن او به صحراست بی دست و سر
یتیمان تشنه همه دیده تر



دوشنبه 100 مرداد 25 | نظر بدهید

 

شعر ولادت حضرت عباس علیه السلام

میلاد علمدار وفادار حسین(ع) است
عباس(ع ) گل بی خس و بی خار حسین(ع) است

گردیده حسین(ع) از قدمش خرّم و مسرور
گلواژه ی لبخند به رخسار حسین(ع) است

بخشیده صفا گلشن دین را ز قدومش
زیبا گل زهرائی گلزار حسین(ع) است

آمد به جهان خنده کنان حضرت عباس(ع)
خوشحال که او همنفس و یار حسین(ع) است

تکرار شده بار دگر حیدر کرار(ع)
عباس(ع) همان حیدر کرار(ع) حسین(ع)است

افتاد نگاهش چو به رخسار برادر
فهمید که یک عمر گرفتار حسین(ع) است

سرباز حسین(ع) است و مددکار برادر
جان برکف و سرباز فداکار حسین(ع) است  

مدیون سلحشوری او لشکر اسلام
فرمانده و سردسته و سردار حسین(ع) است

عباس(ع) و حسین(ع) معنی یک روح و دو جسمند
عباس(ع) به حق محرم اسرار حسین(ع) است

عباس حسین است و حسین است ابوالفضل
عباس(ع) برادر نه، که تکرار حسین(ع)

تقدیم برادر شده چشمان ابوالفضل(ع)
زیرا که فقط طالب دیدار حسین(ع) است

جانانه مدد کرد حسین ابن علی(ع) را
الگوی وفا، رهبر انصار حسین(ع) است

هر کس که شود زائر چشمان ابوالفضل(ع)
محبوبترین در صف زوّار حسین(ع) است



چهارشنبه 99 اسفند 27 | نظر بدهید

 

رحلت حضرت زینب سلام الله علیها

کوه صبر و استقامت زینب(س)است
یک جهان شوق و شهامت زینب(س)است

دیده سرهای بریده روی نی
دیده گریان در اسارت زینب(س) است

دشمن زینب(س) حقیر است و زبون
مثل کوهی با صلابت زینب(س) است

جدّ او آموزگارش بوده است
خبره در امر رسالت زینب(س)است

خطبه اش ویرانگر کاخ ستم
دختر شیر شجاعت زینب(س) است

گفته های اوست شیوا و فصیح
مثل حیدر(ع) در بلاغت زینب(س) است

خواند قرآن بر سر نیزه حسین(ع) 
اشکبار از این تلاوت زینب(س) است

آن که در بند اسارت بارها
طعنه بشنید و ملامت زینب(س) است

با نماز شب انیس و همدم اوست
مظهر شرع و دیانت زینب(س) است

اوست فرزند علی مرتضی(ع)
مثل زهرا(س) در طهارت زینب (س) است

الگوی زن های عالم باشد او
اسوه ی مجد و نجابت زینب(س) است

تازیانه خورد مثل مادرش
آن که کرد از حق حمایت زینب(س)است

گر چه رحلت کرد و رفت از این جهان
باده و شهد شهادت زینب(س) است

ما عزادار حسین(ع) و زینبیم
شافع ما در قیامت زینب(س) است

گر سعادت آرزوی مؤمن است 
معنی خیر و سعادت زینب(س) است



جمعه 99 اسفند 8 | نظر بدهید

 

شعر ولادت حضرت زینب سلام الله علیها

آسمان عشق را خورشید انور زینب(س) است
بر حسین(ع) و بر حسن(ع) غمخوار و خواهر زینب(س) است

حضرت زهرای اطهر تاج فخر بانوان
بر تمام شیعیان مولا و سرور زینب(س) است

با گل رویش مدینه شد بهشت روی خاک
باغ دین را شاخه ی سرو و صنوبر زینب(س) است

در میان بانوان بی مثل و بی همتاست او
دختر شیر خدا، ثانی حیدر(ع) زینب(س) است

اوست پیغام آور طوفان سرخ کربلا 
اسوه صبر و شکیبایی، پیمبر(ص) زینب(س) است

گشته نازل سوره کوثر به شان فاطمه(س)
شرح و توضیح همه آیات کوثر زینب(س) است

کشتی دین را رهایی داد از موج بلا
کشتی قرآن و دین را همچو لنگر زینب(س)است

خواند در شام غریبان تا سحرگاهان نماز
آن که لبریز است از ایمان و باور زینب(س)است

ایستاده یک تنه در رو به روی لشکری
زن ولی شیر افکن صد تیپ و لشکر زینب(س)است

مادر او فاطمه(س) ام ابیها بوده است
آن که می پوید همیشه راه مادر زینب(س)است

اوست مانند حسین(ع) استاد دانشگاه عشق
عاشقانه دین حق را یار و یاور زینب(س) است

صبر هم آموخت از او درس صبر و درس حلم
آری آن استاد تعلیم توانگر زینب(س)است

سربلند و آبرومند است در نزد خدا
شیعیان مژده، شفیعه روز محشر زینب(س)است



شنبه 99 آذر 29 | نظر بدهید

 

نوحه شهادت امام عسکری علیه السلام

زمین ناله کن، آسمان گریه کن
بریز اشک غم، کهکشان گریه کن

جهان داغدار غم عسکری(ع) است
دلا همنوا با جهان گریه کن 

امام زمان(عج) تسلیت تسلیت

چو آتش فتاده به باغ حسن(ع)
دل آتش گرفته ز داغ حسن(ع)

در اندوه و ماتم بسوزد چو شمع
هر آن کس که گیرد سراغ حسن(ع)

امام زمان تسلیت تسلیت

شده رخت غم بر تن ماسوی
به جنت غمین حضرت مصطفی(ص)

به سر می زند دست غم مرتضی(ع)
همه اهل عالم به غم مبتلا

امام زمان(عج) تسلیت تسلیت

شده فاطمه(س)زار و ماتم نشین 
به تن رخت غم سید المنرسلین (ص)

ملائک همه غصه دار و غمین
شده نوحه خوان جبرئیل امین(ع)

امام زمان(عج) تسلیت تسلیت

تمام جهان غرق ماتم شده
دل شیعیان مملو از غم شده

ز هر دیده جاری است اشک عزا
مگر بار دیگر محرم شده

امام زمان(عج) تسلیت تسلیت

شده حضرت حجت ابن الحسن(عج)
اسیر غم و درد و رنج و محن

چه سخت است وقتی به دستان خود
ولی خدا را بپوشد کفن

امام زمان(عج) تسلیت تسلیت

حسن(ع) آن که بودی ولی خدا
شد از جانب حق به ما مقتدا

از آن دم که نوشید زهر جفا
شده عالم از داغ او در نوا

امام زمان(عج) تسلیت تسلیت



شنبه 99 آبان 3 | نظر

 

اشکها

حی علی العزا
یاحسین(ع)2
یاحسین(ع)2
حی علی البکاء
یاحسین(ع)2
یاحسین(ع)2
اهل آسمان، با آه و فغان
دست غم به سر، دارند از داغت حسین جان
حی علی العزا
حی علی البکاء
جسمت روی خاک کربلا افتاده بی سر
سرت بر روی نی چون ماه تابان
بخوان بالای نی آیات قران
ای جانم حسین
ای جانم حسین
اطفال حرم، با اندوه و غم ، بر سر می زنند، از داغ تو 
ای مولای من، افتاده آتش، از ظلم دشمن، در باغ تو
از داغ تو یا مولا، شد بزم عزا برپا 
شد دامان هر شیعه، از باران خون دریا
سرها در گریبان است، از داغ تو یا مولا
بالای سرت
 اینک خواهرت
زینب(ع) ریزد از داغ تو خاک غصه بر سر
با اندوه و غم
 قامت گشته خم
 مولا مادر غم پرورت زهرای اطهر
بریزد از بصر اشک دمادم 
به جنت روضه می خواند پیمبر
ای جانم حسین (ع)
ای جانم حسین (ع)
یا حسین(ع)2
یا حسین(ع)2
از داغ حسین(ع)، می ریزد ز عین، بر دامان ما، دریای خون
 دلها غمگین و، سر بر جبین و، در ماتم او، سینه محزون
در خون پیکر مولا، در بالای نی سرها
در بند ستم زینب(س)، گرداگرد او اعدا
اطفال حرم گریان، از داغ غم مولا
حالا ای امام
 می سوزد خیام
در بند ستم ما راهی بزم شرابیم
سرها روی نی
ما گریان ز پی
بنگر دامنم از اشک چشمم گشته دریا
حالا می روم  صحرا به صحرا 
 سرتو روی نی از ظلم اعدا
ای جانم حسین (ع)
ای جانم حسین (ع)
اهل آسمان، با آه و فغان
دست غم به سر  دارند از داغت حسین جان
حی علی العزا
حی علی البکاء
جسمت روی خاک کربلا افتاده بی سر
سرت شد روی نی  چون ماه تابان
بخوان بالای نی آیات قران
ای جانم حسین
ای جانم حسین
در بند ستم، راهی سوی شام، اطفال امام، ای وای ای وای
زینب(س) می رود،  در بزم شراب، با قلب کباب، ای وای ای وای
چوب خیزران آزرد، لبهای تو را مولا
شد آزرده پاهای اطفال از شن صحرا
هردم  روز عاشورا، هر جا خیمه ی غمها
یک شب درتنور 
باشی میهمان
تا خاکستری گردد رخت، ای ماه تابان 
در وقت اذان
تو قران بخوان
الا ای کاف و ها و یا و عین و صاد مریم
 بخوان قران که لبریزم من از غم
 به دردم نیست جز این نغمه مرهم
ای جانم حسین (ع)
ای جانم حسین(ع)
یا حسین(ع)2
یا حسین(ع)2
مشکی می‌پوشم، گرم چاووشم، غمها بر دوشم، دوستت دارم
ای اصل ایمان، ای جان جانان، عشق بی‌پایان، دوستت دارم
گریان و عزادار داغ اصغرت هستم
بنگر از سر نیزه من غمپرورت هستم
روز و شب پریشان جسم بی‌سرت هستم
ای وای از غمت
 ماه ماتمت
عمری در عزایت بی قرار و دل غمینم
بی‌تابم حسین
 اربابم حسین
از حالا به فکر کربلا و اربعینم
کاشکی اربعین ای ماه خوبان
باشم در کنارت ای  حسین جان
ای جانم حسین (ع)
ای جانم حسین(ع)
اهل آسمان، با آه و فغان
دست غم به سر، فریاد از داغت حسین جان
حی علی العزا
حی علی البکاء
جسمت روی خاک کربلا افتاده بی سر
سرت بر روی نی چون ماه تابان
بخوان بالای نی آیات قران
ای جانم حسین(ع)
ای جانم حسین(ع)
ای مولای من،پوشیدی به تن، کهنه پیراهن،جای کفن
در عزای تو، رود خون چشم و از داغ تو خون گشته دامن
پیراهن به غارت رفت جسم بی سرت عریان
می میرم ز داغ تو ای مولای مظلومان
بنگر از سر نیزه خلقی در غمت گریان
آمد بوی اشک،
 یاد آمد ز مشک
یارب غمگساران شهید کربلائیم
حی علی العزا
حی علی البکا
صدای ناله های حضرت زهرا (س) می آید
شمیم عطر عاشورا می آید
فدای آن سر از تن جدایت 
محبوبم حسین(ع) 
محبوبم حسین(ع)
یا حسین(ع)2
یاحسین(ع)2



سه شنبه 99 مهر 15 | نظر بدهید

 

اربعین حسینی

اربعین یعنی دلی لبریز عشق
خاطرات تلخ زینب(س) از دمشق

اربعین یعنی که دلهای غمین
داغ جانسوز یل ام البنین 

اربعین یعنی دل از غم آتشین
گریه ی دخت امیر المومنین(ع)

اربعین یعنی که با حالی حزین
دست غم بر سر ختام المرسلین(ص)

اربعین یعنی که در عرش برین
می زند بر سینه جبریل امین

اربعین یعنی که اطفال حرم
دیده ها گریان و دل لبریز غم

اربعین یعنی که زین العابدین(ع)
تا قیامت می شود ماتم نشین 

ناله ی شب گیر و آه آتشین
تا سحر گه گریه ی اهل یقین

خاطرات کاروان درد و غم
کاروان رنج و اندوه و ستم

اربعین یعنی دل از غم کباب
آفتاب و پیکر ام الکتاب 

داغی شن ها، خس و خاشاک و دشت
کودکان و گریه ی غمناک و دشت

اربعین یعنی دوباره بوی خون
خاطرات کربلا و جوی خون

بی برادر، نیمه ی شب نافله 
زینب(س) و بار مصیبت، قافله 

گر خورد سیلی یتیمی از عدو
اشک دیده  می شود آب وضو

کار دشمن طعنه ها و خنده بود
طعنه ها چون آتش سوزنده بود

کاروان یک کهکشان اندوه بود
بارغم سنگین تر از صد کوه بود

گاه در میخانه بوده کاروان
گاه در ویرانه بوده کاروان

بر سر نی راس  طفلی  شیر خوار
چشم اهل کاروان چون جویبار

چشم زینب (س) چشمه ی احساس بود
از بغل بر نی سر عباس(ع) بود 

با نسیم باد گیسوی نگار
می فزاید غصه های غمگسار

اربعین یعنی دوباره کربلا
شعله ی آتش میان خیمه ها

اربعین یعنی بلا بعد از بلا
پیکر بی سر به زیر نیزه ها

عاقبت شد کربلا دارالنعیم
هر کجا باشم دلم آنجا مقیم

کربلا  فردوس اصحاب یمین
عشق بازان فادخلوها خالدین



سه شنبه 99 مهر 15 | نظر

 

خاطرات اربعین

اربعین آمد هوایی شد دلم
پر کشید و کربلایی شد دلم

با دلی لبریز اندوه و عزا
عاشقان، دم می زنم از کربلا

هر کجا پا می گذارم بر زمین
تازه گردد خاطرات اربعین

ورد تسبیحم شده نام حسین(ع)
چشمه ی خون است یاران هر دو عین

خاطرات کربلا و اربعین
می کند هر شیعه ای را دلغمین

هر که باشد زائر مولای دل
می رود تا کربلا با پای دل

در مسیرم موکب غم ساختند
روضه خواندند و دلم بگداختند

روضه ی زینب(س) اسیرم کرده است
داغ او یکباره پیرم کرده است

دم به دم یاد سه ساله می کنم
در غم او آه و ناله می کنم 

بار اندوه و عزا بر شانه ام
اشک ریز روضه ی ویرانه ام

گوش پاره، گوشواره برده شد
کودکی از رنج و غم آزرده شد 

کودکی پای برهنه می دوید
خار صحرا پای او را می خلید

کودکی از ناقه می افتاد هی
می زدش او را عدو با کعب نی

بود هفتاد و دو سر در پیش رو
اشک چشم کاروان مانند جو

جسم ها در خاک و خون افتاده بود
کشتی دین واژگون افتاده بود

زخم پیکر بود بیرون از شمار
زیر پا افتاده بودی شهسوار

گاه در بزم شراب و گه تنور
 رفته است آن سر که بود از جنس نور

روی نی با صورتی خاکستری
می کند مولای ما پیغمبری

پای نی زینب(س) به سر دست عزا
بر لب او نغمه ی واویلتا 

در مسیرم هر کجا بود ازدحام
گاه دل در کوفه رفت و گاه شام 

طعنه و زخم زبان اهل شام 
درد و رنج و محنت بی التیام 

آمدم با پای دل تا کربلا
السلام ای خامس آل عبا(ع)

کربلای توست ما را چون بهشت
تا کجا آورده ما را سرنوشت

هاتفی گفتا مرا ای دلغمین 
خیر مقدم، فادخلوها خالدین 



یکشنبه 99 مهر 13 | نظر

 

کلام آخر بابا

خوش آمدی به خرابه سراغ دختر بابا
نشین به دامنم امشب سر مطهر بابا 

اجازه ده که ببوسم دوباره صورت ماهت
نشد اگر که ببوسم چو عمه حنجر بابا

 نثار مقدم تو جان دختر تو پدر جان
ببین خرابه نشین گشته این کبوتر بابا

از آن زمان که دواندند اسب روی تن تو
خبر به ما نرسیده ز حال پیکر بابا

سر تو بر روی نیزه انیس روز و شبم شد
نگاه حسرت من بر سر معطر بابا

تو می زدی به سر من همیشه شانه پدرجان
اجازه ده بنوازم به دست خود سر بابا

ز گریه های خودم عمه را کلافه نمودم 
مرا ببر ز خرابه به جان خواهر بابا

ز تازیانه ی دشمن کبود گشته تن من
ولی دو دیده ی من خون ز داغ اصغر بابا

سر عمو روی نیزه دو رد خون ز پی او
روان دو چشمه ی خون از سر برادر بابا

به روی نیزه برایم سر تو کرد تلاوت 
به نغمه های حجازی به روی منبر بابا 

مرا نبود تصور که پای نیزه نشینم
به روی نیزه ببینم سر منوّر بابا

پدر سرت به سلامت، بگو وصیت خود را 
جدایی و غم و درد و  کلام آخر بابا



سه شنبه 99 مهر 1 | نظر

 

تک بیت های نالان

1

تصور هم نمی کردم که روزی 
سرت را بر سر نیزه ببینم

2

کبودی رخ من ارث مادرم زهراست
سه ساله هستم و قامت خمیده ام چون او 

3

به دوش من غم تو کوله بار سنگینی است
شکسته قامت من در عزای تو بابا

4

سنگهای کوفه دل سنگند و بی رحم ای پدر
از تمام سنگها آزرده گشتم بارها

5

به انتظار پدر تا سحر نخوابیدم
به «سر» بیا تو بزن سر به دخترت بابا

6

از تمام خارها دارم شکایت ای پدر
هر دو پای من شده آزرده از این خارها

7

به«سر» بیا و مرا با خودت ببر بابا
قدم خمیده و سربار عمه ام شده ام

8

یک عمردرعزای شما گریه کرد و گفت:
ای کاش کودکی به صف کربلا  نبود



سه شنبه 99 مهر 1 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin