سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (70)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (144)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (80)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (25)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (125)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (4)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (9)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (19)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (7)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (39)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (12)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (5)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (15)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (180)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (106)

سروده های دیگر (94)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 496877
بازدید امروز :112
بازدید دیروز : 226
تعداد کل پست ها : 942

 

شعر شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

گریه کمتر کن که هنگام سحر خواهد رسید
بعد از این ظلمت تو را قرص قمر خواهد رسید

بعد عاشورا اگر ایام تلخی داشتی
غم مخور ایام چون شهد و شکر خواهد رسید

ای که پاهای تو شد آزرده از خاشاک دشت
بهر پاهایت دوایی مختصر خواهد رسید

عمه می گوید که بابای تو باشد در سفر
گریه کمتر کن که بابا از سفر خواهد رسید

بی خبر هستی اگر از حال بابا غم مخور
هاتفی با کوله باری از خبر خواهد رسید

گریه کمتر کن که بابا می شود مهمان تو
رو به استقبال چون آسیمه سر خواهد رسید

بسکه دارد شوق دیدار تو را بابای تو
جای با پا آمدن با سر پدر خواهد رسید

راس بابای تو را در یک طبق می آورند
چون سری ارزنده تر از صد گهر خواهد رسید

بوده آن سر بر سر نی گر نشان سنگها
در طبق ایمن ز هر خوف و خطر خواهد رسید

چون که سیلی خورده ای در پیش چشمش بارها
اشک او را پاک کن، با چشم تر خواهد رسید

گاه بوده در تنور و گاه هم در طشت زر
خورده چوب خیزران در طشت زر خواهد رسید

راس بابا را نوازش کن در این ساعات شب
صبح نزدیک است و هنگام ظفر خواهد رسید



سه شنبه 98 مهر 9 | نظر

 

عزادار رقیه سلام الله علیها

جبریل نشسته سر بازار رقیه(س)
عیسای نبی هست خریدار رقیه(س)

پوشیده به تن رخت عزا حضرت موسی(ع)
با نوح نبی هر دو عزادار رقیه(س)

ایوب ز کف داده شکیبایی خود را
زد دست عزا بر سر و شد زار رقیه(س)

در عرش الهی به دو صد شوق ملائک
 پروانه صفت بر خط پرگار رقیه(س)

چون شوق ملاقات رقیه(س) به سرش بود
   با سر پدرش آمده دیدار رقیه(س)

عباس(ع) که افتاده دو دستش به روی خاک
سر بر سر نی گشته علمدار رقیه(س)

جان داد که آئین خدا زنده بماند
آئین خداوند بدهکار رقیه(س)

از عطر خوشش عالم هستی شده گلبو
فردوس گل گلشن و گلزار رقیه(س)

از نور وجودش شده روشن همه عالم
خورشید شعاع مه رخسار رقیه(س)

با این همه فضل و کرم و لطف و عنایت
هستند گروهی پی انکار رقیه(س)

«با آل علی(ع) هر که در افتاد ور افتاد»
بنگر که خدا هست نگهدار رقیه(س)



یکشنبه 98 مهر 7 | نظر

 

سردار

بر صفوف دشمنان می تاخت سردار رشید
دشمنان را سرنگون می ساخت سردار رشید

چشم او افتاد چون بر کودکان تشنه لب
از خجالت سر به زیر انداخت سردار رشید

پای نیزه دید خواهر را اسیر بند غم
زین مصیبت رنگ خود را باخت سردار رشید

کودکی از ناقه می افتاد بر روی زمین
روی نی با درد او می ساخت سردار رشید

کرد اهدا هستی خود را به مولایش حسین(ع)
 بر برادر دین خود پرداخت سردار رشید

با دو دست خود که از پیکر جدا افتاده بود
پرچم اسلام را افراخت سردار رشید



شنبه 98 شهریور 30 | نظر

 

چشم تو

باغ بهشت جلوه ی گلزار چشم توست
روح الامین انیس و گرفتار چشم توست

دادی تمام هستی خود را به راه دوست
صد آفرین به شیوه ی ایثار چشم توست

ای افسر سپاه و علمدار کربلا
مولای تو حسین(ع) علمدار چشم توست

چشمان تو ربوده دل از اهل آسمان
جبریل محو و مات و گرفتار چشم توست

ای تکیه گاه ارض و سما دستهای تو
این معجز از کرامت معمار چشم توست

صد لشکر از نگاه تو گردیده تار و مار
دنیا دچار بهت ز پیکار چشم توست

دین است زنده از مدد چشمهای تو
دین زیر بار دین و بدهکار چشم توست

از نور چشمهای تو عالم منور است
خورشید شمع و پرتو  رخسار چشم توست

چشمان تو ز تیر ستم گشته پر زخون
آقا دو چشم شیعه عزادار چشم توست

چشم انتظار مهدی زهراست عالمی
مهدی(ع) همیشه بر سر بازار چشم توست



شنبه 98 شهریور 16 | نظر

 

شعر میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام

ای علی اکبر(ع) که تو محبوب قلب شیعیانی
ای علی اکبر(ع) که تو فخر زمین و آسمانی
در کویر بی پناهی بر سر ما سایبانی
«ای علی(ع) صولت که شبه خاتم پیغمبرانی
بازوی خیبر گشا داری و حیدر(ع) را نشانی»

ماه سیمای تو شد روشنگر هر شام ظلمت
   چون علی ابن ابی طالب(ع) تو هستی کوه غیرت
مرتضی(ع) خو، مصطفی(ص) سیما و سیرت
« یوسف از جان شد خریدار تو در بازار فطرت
فطرتت نازم که هم جانی و هم آرام جانی »

ظلمت شبهای عالم، ظلمت موی تو باشد
چشمه ی عشق دو عالم زیر ابروی تو باشد
حضرت جبریل(ع) محو چشم جادوی باشد
«آن ید بیضای موسی(ع) پرتو روی تو باشد
آفتاب چرخ عشقی، رشک ماه آسمانی»

هست در گردش به گردت روز و شب پرگار هستی
یوسف مصری خریدارت سر بازار هستی
ای تراشیده تو را زیبا چو گل معمار هستی
«شد گل رخسار تو آرایش گلزار هستی
در جهان آفرینش چون بهشت جاودانی»

شد به یمن مقدمت فصل خزان ما بهاران
شد به یمن مقدم تو عالم هستی گلستان
پیش ماه عارضت شرمنده شد خورشید تابان
نور چشمان حسینی و چراغ بزم ایمان
در طریق عشق بازی، رهنمای کاروانی  

 در خدا گشتی فنا تا که بدست آری بقا را 
می توان در چشمهایت دید ایمان و رضا را
قامت رعنای تو باشد ستون ارض و سما را
«ارغوانی کرده ای با خون خود دشت بلا را
در گلستان شهادت چون درخت ارغوانی»

گلشن اسلام و قران از وجود تو معطر
چهره ی زیبای تو ترسیم سیمای پیمبر(ع)
لشکر اسلام را در کربلا بودی تو یاور
ای که مردانه به میدان می خروشی همچو حیدر(ع)
«آفرین، در بیشه ی ایجاد چون شیر ژیانی»

میر سد تا آسمان هفتمین اوج مقامت
حضرت روح الامین هر صبح و شب گوید سلامت
قدسیان پیوسته قد قامت برای احترامت
جان خود را کرده ای با شوق تقدیم امامت
ای شهید راه قران،زندگی را ترجمانی  



سه شنبه 98 فروردین 27 | نظر

 

شعر ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام

سر تا به پا نوحند و از نسل خلیلند
از خاندان وحی هستند و اصیلند
هریک برای حق پرستی صد دلیلند
یوسف تر از یوسف، جمیل و بی بدیلند
آل محمد(ص) جملگی از این قبیلند

  رود خروشانند فرزندان زهرا(س)
چون آب پاکند و به قران نیز معنا
ناجی تر از نوح و مسیحا تر ز عیسی
«جاری ترین رودند در رگهای دنیا
بهتر بگویم صد هزاران رود نیلند»

بر هر سر کوی علی های قبیله
بر هر لب جوی علی های قبیله
بر خال ابروی علی های قبیله
«بر هر نخ موی علی های قبیله
صدها فرشته با وضو هر شب دخیلند»

شیرین تر از قندند با آن که ملیحند
زنده ولی در راه حفظ دین ذبیحند
ما زائریم و جمله ی آنها ضریحند
«بی پرده گویم کمترین هاشان مسیحند
در معرفت استاد درس جبرئیلند»

یک خانواده شیعیان را رهنما شد
یک خانواده درد عالم را دوا شد
در این میان یک تن شبیه مصطفی(ص) شد
او هم علیِ(ع) خانه ی ارباب ما شد
در باغ رضوان چشمه ای چون سلسبیلند

آنان سراپا معدن فضل و امیدند
آنها همه معنای قران مجیدند
در آزمون های الهی روسپیدند
جان در ره حق داده و جنت خریدند
آنان می ناب و شراب زنجبلیند

«امشب زمین را عرش اعلی کرد اکبر(ع)»
تا صبح بابا را تماشا کرد اکبر(ع)
گمگشته ی خود را که پیدا کرد اکبر(ع)
خود را مطیع امر مولا کرد اکبر(ع)
این لحظه های ناب، زیبا و جلیلند

«لبخند او در سینه ها قند آب کرده»
با خنده هایش شیعه را شاداب کرده
شور و شعف را هدیه بر ارباب کرده
شوق تماشایش مرا بی تاب کرده
دل می برند آنان که جذاب و جمیلند



دوشنبه 98 فروردین 26 | نظر

 

ماه بنی هاشم

آسمان با چشم دل امشب تماشا کن زمین را
 سجده ی شکر علی(ع) آن قبله ی اهل یقین را
چشم بگشا و تماشا کن یل ام البنین(س) را
آسمان امشب ببین ماه امیرالمومنین(ع) را

حضرت عباس(ع) را بنگر به بالای دو عالم
او ز او ج آسمان کرده تماشای دو عالم
راه و رسم او شده اکنون معمای دو عالم
اوست ابراهیم و موسی یا مسیحای دو عالم

ماه و خورشیدند هر دو ذره ای از نور رویش
هر که او را دید شد مست از می ناب سبویش
آب دریاهای عالم قطره ای از آبرویش
مرغ جان دائم به پرواز است در بالای کویش

چشم تا بگشود دل را کرد تقدیم حسین(ع) او
می کند در عمر خود تکریم و تعظیم حسین(ع) او
هستی و بود و نبودش هست تسلیم حسین(ع) او
سر به فرمان و مطیع محض تصمیم حسین(ع) او

دستهایش تا قیامت تکیه گاه آسمان هاست
نامش اما باعث نیروی دست پهلوان هاست
یاد او آرامش قلب تمام ناتوان هاست
مومنان را ذکر تسبیح و امان بی امان هاست

دست بوس اوست لبهای امیر عشق حیدر(ع)
زاده ی ام البنین(س)، اما به او زهراست مادر
دست ها و چشمهای اوست تقدیم برادر
در همه عالم نباشد هیچ از او با وفاتر

آسمان شور قیامت را ببین در چشمهایش
 اهل عالم درس آموزید از مهر و وفایش
دستگیر ناتوانان دست از پیکر جدایش
برده دل از شیعیان او، اهل ایمان مبتلایش

صبح میلادش تماشا کرده او ظهر عطش را
دیده با چشمان خود او کودک در حال غش را
دیده او در خون شناور سرو ناز قامتش را
کرده وقف عاشقی شور و وفای بی حدش را

چشمهایش چشمه ی خورشید و شادی آفرین است
شیر میدان نبرد است او، یل ام البنین(س) است
او ابوالفضل است و محبوب امیرالمومنین(ع) است
زینت هفت آسمان و باعث فخر زمین است

از لب هر شیعه بشنو نغمه های ربنا را
بوی عطر یاس پر کرده فضای شهر ها را
آسمان امشب ببین پور علی مرتضی(ع) را  
آسمان در چهره ی حیدر(ص) ببین شوق و رضا را 



سه شنبه 98 فروردین 20 | نظر

 

ولادت حضرت زینب سلام الله علیها

ما شیعه ایم و زاده ی ماه محرمیم
در امر حفظ دین و ولایت مصممیم

بحرند اگر که حیدر(ع) و زهرا(س) به لطف حق
ما نیز موج های خروشان این یمیم
---
ما شیعه ایم و ریزه خور خوان زینبیم
تسبیح گوی دوست به هر روز و هر شبیم

از نور اهل بیت(ع) منور وجود ماست
در اوج آسمان ولایت چو کوکبیم
---
ما شیعه ایم و جمله ثنا خوان زینبیم
سایه نشین سرو گلستان زینبیم

این شیعگی ز مرحمت اشک زینب (س) است
مدیون اشک و لطف فراوان زینبیم
---

او زینب(س) است و لطف خداوند سرمدی است
سر تا به پای زینب کبری(س) محمدی است

تکمیل شد کتاب خدا با مدیح او
او زینب(س) است و مریم قران احمدی است
---
ما خاک پای دختر زهرای اطهریم
تبریک گوی مقدم زینب (س) به حیدریم

از پای تا به سر همه غرقیم در گناه
دلخوش به لطف شافعه ی روز محشریم
---
این زینب(س) است و معنی آیات کوثر است
این زینب(س) است و شافعه ی روز محشر است

این دختری که زینت باباست زینب(س) است
این زینب(س) است یا که علی(ع) مکرر است
___
جبریل مرغ عشق به بستان زینب(س) است
حوا کنار آسیه حیران زینب(س) است

زینب(س) اگر مفسر آیات وحی شد
راس حسین(ع) قاری قران زینب(س) است



چهارشنبه 97 دی 19 | نظر

 

بانوی عارفه

باز باران
باترانه
عاشقانه
می چکد از ابر رحمت
شد زمین از بارش باران رحمت
با طراوت
خرمی آورده با خود
کرده عالم را مصفا
زینب (س) است
این ابر رحمت
که از قدومش
اهل عالم شادمانند
او قدم بگذاشت برخاک
نور باران گشت افلاک
کیست زینب(س)؟
حضرت صدیقه ی صغراست زینب(س)
بانوی صاحب کرامت
دختر زهراست زینب(س)
زینت باباست زینب(س)
قبله ی دلهاست زینب(س)
آمد او تا فاش سازد راز نی را
زنده سازد کربلا را
آمد او تا چهره ی سرخ حقیقت
پشت دیوار ریا باقی نماند
آمد او تا چشمه ی فریاد مظلوم
تا ابد باشد خروشان
آمد او تا زخمه ی زخمی ترین فریاد باشد
کیست زینب؟
پیک پیغام آور ظهر عطش اوست
آمد او تا اسوه ی صبر و وفا باشد بشر را
آمد او تا کاروان عشق را
سالار باشد
آمد او تا زندگی معنا بگیرد
کیست زینب؟
عارفه او
فاضله او
عالمه او
کامله اوست
***
تا که نام زینب کبری(س)
چو خورشیدی درخشان
قلب ها را کرده روشن 
تا که دل لبریز از مهر و وفا و حق پرستی است
زندگی زیباست زیبا
زندگی
زیباست
زیبا



دوشنبه 97 دی 17 | نظر

 

زائر کربلا

از شام بلا به کربلا آمده است
همراه سری ز تن جدا آمده است

بر گونه ی او دو چشمه ی خون جاریست
بانو سر قبر شهدا آمده است
---
آمد به کنار قبر خود با اصحاب
انداخت خودش را روی قبر ارباب

چون با لب تشنه گشته ارباب شهید
می ریخت به روی قبراز چشمش آب
---
آن قافله انگار که کمتر شده بود
انگار اسیر ظلم کافر شده بود

در شام بلا دخترکی جا مانده است
از فرقت او چشم همه تر شده بود
---
ای کشته ی اشک خواهرت آمده است
آن خواهر زار و مضطرت آمده است

تو چشم به راه دخترت هم بودی
افسوس بدون دخترت آمده است
---
زائر کرب و بلا بوی محرم می دهد
بوی رنج و محنت و اندوه و ماتم می دهد

گر هزاران درد داری، کربلا درمان توست
چون حسین ابن علی(ع) بر درد مرهم می دهد
---

ای کشته ی اشک، شیعیان را دریاب
مستان خدا و مومنان را دریاب

با مهر تو جان و تن صفا می گیرد
هر عاشق بی نام و نشان را دریاب



دوشنبه 97 آبان 7 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin