سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

انتخاب ناب

شعر وفات حضرت معصومه سلام الله علیها

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (77)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (155)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (90)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (27)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (139)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (5)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (11)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (22)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (9)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (41)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (14)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (7)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (17)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (202)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (119)

سروده های دیگر (111)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 570410
بازدید امروز :208
بازدید دیروز : 298
تعداد کل پست ها : 1048

 

گلستان محمد صلی الله علیه و آله و سلم

بر مشامم می رسد عطر گلستانت محمد(ص)
روشنی بخشیده جان را نور چشمانت محمد(ص)

اشک شوق از دیده ام در روز میلاد تو جاری است
آب یاری می کنم گل های گلدانت محمد(ص)

 شد ربیع الاول از یمن قدومت ماه رحمت
خنده ها گل کرد در فصل بهارانت محمد(ص)

با تبسم های خود دل می بری از اهل عالم
جان این عالم فدای روی خندانت محمد(ص)

عقل کل هستی و مدهوش تو باهوشان عالم 
یوسف کنعان شده مبهوت و حیرانت محمد(ص)

از شعاع نور رویت هر دو عالم گشته روشن
هر دو عالم وامدار شمس تابانت محمد(ص)

ابر رحمت هستی و خرّم شد عالم از وجودت
شد کویر جان ما خرّم ز بارانت محمد(ص)

آیه های وحی و عترت یادگاران تو هستند
اهل و بیت(ع) تو همه معنای قرآنت محمد(ص)

پای تا سر معنی ایمان و تقوا و یقینی
الگوی هر مؤمنی تقوا و ایمانت محمد(ص)

مقصد تو کوی یار و راه تو راه سعادت
ای خوشا آن شیعه ای که شد مسلمانت محمد(ص)

جلوه گر شد نور تو در صادق آل محمد(ص)
جعفری مذهب شدیم از لطف و احسانت محمد(ص)

بسته ام عهد مودّت با شما از روز اوّل 
بر ندارم دست از این عهد و پیمانت محمد(ص)

امر فرما تا که تقدیمت کنم جان و سرم را
سر به فرمان توام ای جان به قربانت محمد(ص)

ریزه خوار سفره ی احسان تو بودم همه عمر
 کاشکی باشم به جنّت بر سر خوانت محمد(ص)



شنبه 99 آبان 10 | نظر بدهید

 

عطر گل محمدی

ز عطر حضرت احمد(ص) کران تا بیکران پر شد
زمین گل بو شد و از عطر او هفت آسمان پر شد
گلی کز مقدم او باغ و راغ و گلستان پر شد
ببردم نام او از عطر نام او دهان پر شد

محمد(ص) آمد و فخر تمام اهل دنیا شد
به اوج آسمان جبریل سرگرم تماشا شد
چو خورشیدی فروزان تا جمال او هویدا شد
ز نور روی احمد(ص) جان و قلب عاشقان پرشد

ندیده هیچکس رویی بدین خوبی و زیبایی
چو ماه چارده رویش قشنگ است و تماشایی
«گریبان چاک کرد از مقدم او طاق کسرایی
زمان خالی شد و دریاچه های باستان پر شد»

زمینی بود اما آسمانی تر ز صد خورشید
ز نور روی او بر هر دو عالم نور می تابید
پر از عشق و صفا بود و لبالب چشمه ی امید
همه عالم به وصف چهره ی آن مهربان پر شد 

خبر دادند انسان را که هنگام نماز آمد
بخوان آوای خوشبختی که خورشید حجاز آمد
«خبر دادند سیمرغی ز کوه طور باز آمد
که از آوای سرشارش تمام آشیان پر شد»

تمام  عاقلان یک باره گردیدند مجنونش
تمام آهوان سرگشته ی صحرا و هامونش
«چنان مضمون صفت بود آن دو چشمان غزل گونش
که تا یک پلک زد دیوان جان شاعران پرشد»

لبش شیرین تر از قند و عسل بود و چشیدن داشت 
گل زیبای روی حضرت احمد(ص) خریدن داشت
«طواف لاله گرد کعبه ی آیینه دیدن داشت
شبی که مکه از نام محمد(ص) ناگهان پرشد»



پنج شنبه 99 آبان 8 | نظر بدهید

 

رحلت رسول اکرم ص

سایه سار سر اسلام  که رفت از بر ما
جاری از داغ غمش اشک دو چشم تر ما

چون غریبانه سفر کرد و برفت از دنیا
شد عزادار پدر ام ابیها زهرا(س)

مثل یک سایه گذشت از سر ما پیغمبر(ص)
در غمش دست عزا زد به سر خود حیدر(ع)

چشم را بست و سفر کرد به سوی عقبی
سوخت از غم جگر فاطمه اش واویلا

زینب(س) از غصه و غم ناله برآورد ز جان
قد او در غم پیغمبر اسلام(ص) کمان

حسن(ع) از داغ رسول دو سرا(ص) می گرید
همنوا با همه ی اهل سما می گرید

شد حسین ابن علی(ع) چشمه ی خون چشمانش
تا قیامت شده اندوه و عزا مهمانش

آن که بودی دو جهان هدیه و ارزانی او
بود بر زانوی حیدر(ع) سر نورانی او

او غم انگیز ترین لحظه ی رفتن را داشت
او غریبانه ترین حالت مردن را داشت

غربت لحظه ی تشییع زمین را لرزاند
همه ارکان و ستون های یقین را لرزاند

شهر در حیله و نیرنگ و علی(ع) تنها بود
موسم کشمکش و جنگ و علی(ع) تنها بود 

نقشه ی غصب ولایت عملی شد آن روز
تا به مسند بنشیند خود شیطان آن روز

تا علی(ع) آب روی پیکر اطهر می ریخت
آن جماعت به سر سوره ی کوثر می ریخت

بر در خانه ی زهرا(س) شده از هیزم ، پُر
می زند آتش بیداد و جفا هردم گُر

شعله پیچید به در، نوبت زهرا(س) آمد
پشت در دخت نبی ام ابیها(س) آمد

منکسر پهلوی او بین در و دیوار است
سینه ی فاطمه(س) مجروح از آن مسمار است

نا گهان خورد زمین او و به زحمت افتاد
همسر شیر خدا بین جماعت افتاد

او که می سوخت ز هجران پدر واویلا
محسنش سقط شد از ضربه ی در واویلا

تا که برخاست ز جا خورد ز رذلی سیلی
صورت او شده از ضربه ی سیلی نیلی

تا کفن کرد علی(ع) پیکر پیغمبر(ص) را
بستری شد ز غم و درد و مصیبت زهرا(س)



سه شنبه 99 مهر 22 | نظر بدهید

 

به مناسبت روز مباهله

انبیاء با آل پیغمبر(ص) مجسم می شوند
با مدد از پنج تن محبوب عالم می شوند

مرغ دل هایی که پر زد در حریم اهل بیت(ع)
طایر قدسیِ در بار خدا هم می شوند

مرتضی(ع) و فاطمه(س) همراه فرزندان خویش
نور چشم و دیده ی بینای خاتم می شوند

نزد حق از بس که محبوبند اصحاب کساء(ع)
شرط استقبالِ استغفار آدم می شوند

هر چه در عالم پدید آمد به اذن کردگار
از برای آل پیغمبر(ص) منظم می شوند

گل به شوق رویشان نازک بدن، نرم و لطیف
کوه ها از عشق ایشان سخت و محکم می شوند

با مداوم خواندن شرح حدیث اهل بیت(ع)
جمله غم داران عالم فارغ از غم می شوند

آرزومندان عالم با مدد از اهل بیت(ع)
از برای رفع حاجت ها مقدّم می شوند

اشک چشم شیعیان چون ژاله روی گونه هاست
لاله گون این چهره ها با شوق شبنم می شوند

آل پیغمبر(ص) همه آرام جان شیعه اند
دردهای شیعه را این قوم مرهم می شوند

شیعیان زیر لوای اهل بیت مصطفی(ص)
جملگی در روز محشر شاد و خرّم می شوند



چهارشنبه 99 مرداد 22 | نظر بدهید

 

عید سعید مبعث

عید سعید مبعث مصطفاست
شور و شعف دردل اهل سماست

ورد لب اهل سما احمد(ص) است
او که به حق منتخب ایزد است

آمده از عرش خدای جلیل
قاصد پیغام خدا، جبرئیل

بوی خدا می دهد آوای او
عالم هستی به تماشای او

غار حرا مقصد و مقصود اوست
احمد(ص) مختار که مشهود اوست

غار حرا نقطه پرگار عشق
آمده جبریل به دیدار عشق

چشم گشود و رخ خورشید دید
میسره تا میمنه امید دید

گفت خداوند، سلامت نمود
قد رسای تو قیامت نمود

خیز و بخوان نغمه ی قالو بلی
چون که تو هستی به همه رهنما

ای که تویی باعث هر افتخار
بخوان، بخوان به نام پروردگار

ای گل لبخند تو دشمن شکن
وصف تو شد زینت هر انجمن

عالم هستی همه مدیون توست
حکم خدا شیوه و قانون توست

مکتب تو مکتب صبر است و حلم
سیره ی تو دانش و فهم است و علم

ای که تویی خاتم پیغمبران
زینت عرش و همه هفت آسمان

شمس و قمر شمع جمال تواند
خیل ملک محو کمال تواند

رایت دین تا به ابد دست توست
عالم هستی همه سرمست توست

ای که وجود تو همه رحمت است
بعثت تو منشا هر عشرت است

آمده فصل گل و طی شد خزان
بار دگر لب بگشا و بخوان

عید سعید مبعث عقل کل
محمد(ص) امین و ختم رسل

ای که تویی منتخب کردگار
ما همه شاگرد و تو آموزگار

ای که تویی راهنمای بشر
شام سیه را تو چو قرص قمر

رهبر ما سوی سعادت تویی
اسوه ی پاکی و طهارت تویی

غار حرا تاج سر عالم است
چون که تو را همنفس و همدم است



سه شنبه 98 اسفند 27 | نظر بدهید

 

عقل کل

ای عقل کل کنار تو کامل شدیم ما
دیوانه ات شدیم که عاقل شدیم ما

ما را گدای درگه تو آفریده اند
یا رب سپاس چون همه سائل شدیم ما

ما را تمایلی به جز از آل تو نبود
گشتیم سرفراز چو مایل شدیم ما

ای آن که سیره ات همه درس عدالت است
با پیروی ز توست که عادل شدیم ما

ای ناخدای کشتی اسلام و مسلمین
با یاری تو راهی ساحل شدیم ما

هرجا که بود ابرهه ای بر روی زمین
یک باره بر سرش همه نازل شدیم ما

یا ایها الرسول(ص) فقط امر امر توست
امر مطاع  توست که عامل شدیم ما

لطف خداست اینکه همه شیعه ی توئیم
صد شکر شیعه ی تو گشته و قابل شدیم ما



دوشنبه 98 آبان 20 | نظر

 

شعر ولادت پیامبر اکرم حضرت محمد ص

اشک شوق از چشم جبرائیل ها جاری شده
پیش پایش خون اسماعیل ها جاری شده

در مدیحش نطق اسرافیل ها جاری شده
رو به سویش سیل میکائیل ها جاری شده

خاتم پیغمبران یعنی محمد (ص) آمده
اسوه ی تقوا، امیر عشق احمد(ص) آمده

آری آری انتخاب حی سرمد آمده
پیک شادی از فراز عرش ایزد آمده

 چشم تا بگشود دنیا را گلستان کرده است
با نگاهی قلب ها را پر ز ایمان کرده است

 وحی و تنزیل است و خود تفسیر قران کرده است
فصل ها را یک به یک فصل بهاران کرده است

از قدومش شام ظلمت نور باران می شود
غصه خواهد رفت و شادی ها فراوان می شود

دردها ازیمن این میلاد درمان می شود
بر لب غمدیدگان هم خنده مهمان می شود

کوچه ی دل را بیا تا ما چراغانی کنیم
خانه ی دل را پر از انوار رحمانی کنیم

خویش را در پیش پای دوست قربانی کنیم
می رسد از راه او تا ما مسلمانی کنیم

از می ناب رسالت مست مستم کرده است
مست مست از جرعه ی ناب الستم کرده است

او نبی الله است اما می پرستم کرده است
نیست بودم با قدوم خویش هستم کرده است

باغ ها از یمن میلادش شکوفا می شود
هر نفس از حضرتش صدها مسیحا می شود

ماه و خورشید و فلک محو تماشا می شود
حضرت جبریل هم غرق تمنا می شود

طاق کسری بشکند، بت های عالم واژگون
تخت و تاج پادشاهان جهان هم سرنگون

علم کاهن ها و سحر ساحران باطل کنون
می شود خاموش آتشگاه ها بعد از قرون

از قدومش لاله باران می شود خاک زمین
می شود روشن قلوب مردم از نور یقین

خالق احمد(ص) به خود گوید هزاران آفرین
سر ز پای خویش نشناسد دگر روح الامین

می کند ام القرا بر آفرینش نازها
خالق هستی بگوید با محمد(ص) رازها

هر ملک بالای مکه می کند پرواز ها
آخرین پیغمبر آمد، اول آغاز ها

احمد(ص) است و جان و جانان تمام انبیاست
رحمه للعالمین بر اهل عالم رهنماست

 انتخاب ویژه حق است یعنی مصطفاست
نام او بر دردهای مردم دنیا دواست

بنده ی حق است و بر دلها خدایی می کند
خلق را سوی سعادت رهنمایی می کند

اوست اکسیر و مس جان را طلایی می کند
تا قیامت مومنان را مقتدایی می کند

تا نفس باقی است نامش ورد لبهای من است
تا قیامت راه شیعه از قدومش روشن است

ما همه جسمیم و او ما را چو جانی در تن است
عالم هستی به یمن مقدم او گلشن است



شنبه 98 آبان 18 | نظر

 

یا رسوالله ص

چشم بستی شد جهان محروم از آن دیدارها
باغها خشکیده و پژمرده شد گلزارها

انتخاب ویژه ی باریتعالی بوده ای
انتخاب حق برای بهترین کردارها

رفتی و زهرا(س) و حیدر(ع) را به غم کردی اسیر
می رسد آوای غم پیوسته از نیزارها

رنگ شادی بعد تو هرگز ندیده این جهان
نیست کالایی به غیر از غصه در بازارها

همدم شیر خدا شد چاه بعد از رفتنت
راز دل با چاه عنوان کرد حیدر(ع) بارها

از در و دیوار، زهرا(س) خاطراتی تلخ داشت
چون که شد پهلو شکسته از در و دیوارها

عالم هستی پس از تو رفت در خوابی گران
نام انسان حذف شد از دفتر بیدارها

بی وفایان عهد بگسستند و پیمان ها شکست
ضربه ها اسلام خورده از همین اغیارها

عده ای اسلام را وارونه معنا کرده اند
کرده اند اسلام را نابود این دین دارها

بی حیایی بر رخ زهرای تو سیلی زده
صورت زهرا(س) شده نیلی از این رفتارها

قلبهای دشمنان گویی که از سنگ است و چوب
یا که از بار گنه پر گشته از زنگارها

خانه را آتش زدند و ماند زهرا(س) پشت در
دخترت آزرده شد از ضربت مسمارها

گر تقاضایت مودت بود با آل رسول
خاندان تو ز امت دیده اند آزارها

غصب شد حق علی(ع) و فاطمه(س) بعد از شما
دین و ایمان ضربه ها خورده از این کردارها

دست بسته سوی مسجد برده شد شیر خدا
تا نماند رنگی از دین بعد از این اجبارها

شد بنای دین و ایمان مثل یک ویرانه ای
 بی نتیجه ماند سعی و کوشش معمارها

چشم در راهیم که آید یوسف زهرای تو
تا کند با دشمنان دین حق پیکارها

تا شود اسلام و دین آباد با دستان او
تا نماند هیچ آثاری از این آوارها

صبح نزدیک است می آید عزیز فاطمه(س)
بار دیگر می دهد رونق به این گلزارها



سه شنبه 98 مهر 30 | نظر

 

شعر مباهله

آل عبا(ع) که علت ایجاد خلقتند
خورشید راه تک تک آحاد امتند

این پنج نور واسطه ی فیض ایزدند
این پنج نور معنی قران احمدند

سرّ خدا نهفته در این پنج نور ناب
روشن جهان هستی از این پنج آفتاب

این پنج نور شرح کتاب محمّدند
این پنج نور تاج سر خلق عالمند

این پنج نور جلوه ی ذات خدا شدند
این پنج نور شافع روز جزا شدند

آنان به عشق حضرت حق مبتلا شدند
آنان به مومنین جهان مقتدا شدند

این پنج نور معنی حق و حقیقتند
از پای تا به سر همه علم و فضیلتند

این پنج نور محور ایجاد وحدتند
این پنج نور  باعث هر فیض و رحمتند

رفتند تا به سوی قرار مباهله
دلهای قدسیان شده همراه قافله

دیدند ملحدان که زمان درنگ نیست
با حق هر آن کسی که در افتد زرنگ نیست

تسلیم امر حضرت داور شدند و بعد...
پر از یقین و رغبت و باور شدند و بعد ...

چون که پناه آل محمد(ع) فقط خداست
هر کس که هست دشمن آل علی(ع) فناست

آل عبا(ع) که خالص و پاک و مطهّزند
بر کشتی نجات بشر همچو لنگرند

هر کس که شد به کشتی اسلام و دین سوار
در هر دو عالم است چه خوشبخت و رستگار

الله جلّ جلاله و تعالی اله ماست
تا زنده ایم آل محمد(ص) پناه ماست



یکشنبه 98 شهریور 3 | نظر بدهید

 

خاندان وحی

احمد(ص) و خاندان او نورند
به صلات و به صبر مشهورند

پرچم عدل و دین و انصافند
معدن حلم و فضل و الطافند

رهنمایان راه ایمانند
همگی ترجمان قرانند

پاک و طاهر وجود یک یکشان
حجت الله و مظهر ایمان

در سجود و رکوع و وقت قیام
شان حق را ستوده اند مدام

عهدشان با خدایشان محکم
دین حق را علامت و پرچم

کرده اند استوار طاعت حق
سعی آنان فقط رضایت حق

حاملان کتاب قرانند
ناصح و رهنمای انسانند

دشمن کفر و شرک و الحادند
جان به راه خدای خود دادند

همگی گوهران یک بحرند
الگوی بردباری و صبرند

شد اقامه نماز با آنان
شیعه شد سرفراز با آنان

همه پرداخت کرده اند زکات
همگی ترجمان صوم و صلات

ناهی منکرند و معصومند
وحی را شرح و بسط و مفهومند

همگی آمران معروفند
همگی ترجمان معروفند

همگی عادلند و دادگرند
همه در راه حق جهادگرند

ناشر حکم و امر حق هستند
همه از جام وصل حق مستند

بانی سنت خدا هستند
همگی رایت هدی هستند

شامل حالشان عنایت حق
همه خشنود از رضایت حق

به قضای خدا رضا هستند
به غم و درد ما شفا هستند

کرده تصدیق انبیاء سلف
همه را خاندان عز و شرف

هر که از راهشان عقب برگشت
در حقیقت به سوی شب برگشت

می رود کاروانشان ره حق
پس شوم من به کاروان ملحق 



یکشنبه 98 اردیبهشت 15 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin