سفارش تبلیغ
صبا
 

اشک شفق

 
 

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال تلگرام اشک شفق

 

مطالب اخیر

یا شاه چراغ

کریمه ی اهل بیت علیهم السلام

شهره

دلنوشته

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (60)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (127)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (75)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (21)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (108)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (2)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (7)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (15)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (4)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (34)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (8)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (3)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (12)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (145)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (92)

سروده های دیگر (72)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 401110
بازدید امروز :34
بازدید دیروز : 134
تعداد کل پست ها : 789

 

انتظار

گر شانه را تحمل این کوله بار نیست
ما را دو دیده خسته از این انتظار نیست  

در انتظار  روی تو شد عمر  ما تمام
آقا بیا که این دل ما را قرار نیست

ما در تمام عمر ندیدیم جز خزان
آقا بدون تو خبری از بهار نیست

تازند دشمنان شیعه به اسلام بی امان 
جز در نیام حضرت تو، ذوالفقار نیست

هر صبح و شام آمدنت را طلب کنیم  
آقا بیا که حرف دل است این، شعار نیست

ما سجده می کنیم به خاک قدوم تو
این افتخار ماست، بلی ننگ و عار نیست

دار و ندار ماست محبت به اهل بیت (ع)
غیر از محبت به شما اعتبار نیست

یابن الحسن(عج) که تاج سر ماست سایه ات
غیر از لوای تو به جهان افتخار نیست

نام تو را که می شنوم مست می شوم
آقا قسم به عشق مرا اختیار نیست

ترسم بمیرم و نشود دیدنت نصیب
هرکس تو را ندید که او رستگار نیست



چهارشنبه 95 مهر 7 | نظر

 

قرار دل

خوشا به حال من آقا،کنار من هستی
انیس و مونس و دلدار و یار من هستی

تو در حوالی من بوده ای تمامی عمر
چه سر خوشم که تو آقا، قرار من هستی

به دشت زندگی من همیشه تابیدی
تو ماه روشن شب های تار من هستی

سکوت و حسرت و سرما چقدر بی معناست
برای آن که تو آقا بهار من هستی

اگر چه در سر من آرزوی دیدن توست 
ز روی شوق، تو در انتظار من هستی !

مرا به کار جهان هیچ التفاتی نیست
تویی که در دو جهان افتخار من هستی

ز هیچ کمترم آقا، اگر نباشی تو 
تمام هستی من، اعتبار من هستی

مرا ز مرگ نباشد هراس آقا جان
چرا که فاتحه خوان مزار من هستی



چهارشنبه 95 مرداد 20 | نظر

 

برگزیده اخبار

آن را که چشم، تشنه ی دیدار می شود
دل هم به زلف یار گرفتار می شود 

چشم انتظار یار بماند تمام عمر
تا لحظه ای که موسم دیدار می شود

تسبیح و استخاره و نذر و نیاز ها
هر روز کار اوست که تکرار می شود

چشمی که نیست لایق دیدار روی یار
گر شسته گشت و پاک، سزاورا می شود

در راه وصل یار ، صبوری است شرط عقل
پس صبر کن که راه تو هموار می شود

باید گشود لب به سخن در کنار یار
وقتی که یار محرم اسرار می شود

پیوسته قلب و دیده نگه دار پاک پاک
 صیقل بزن به آن چه که زنگار می شود

دوری کن از ریا و کینه و بغض و حسد مدام
 با این صفات قلب تو بیمار می شود

دلدار گر قدم بگذارد به چشم ما
صحرای دیده گلشن و گلزار می شود

آقا بیا که کشت مرا درد انتظار
این زندگی بدون تو دشوار می شود

آقا بیا که آمدنت آرزوی ماست
هر خفته ای به شوق تو بیدار می شود

خوش آن زمان که اذن ظهورت دهد خدا
نام تو برگزیده ی اخبار می شود 

پروانه وار بچرخم به گرد یار
وقتی که یار نقطه ی پرگار می شود 



پنج شنبه 95 مرداد 7 | نظر

 

ای کاش ...

کاش بودی در کنارم، تا دمی تنها نباشم
در کنارم باش تا آواره ی صحرا نباشم

گر اسیر دام این دنیا شدم هستم پشیمان
چهره بگشا تا اسیر دام این دنیا نباشم 

روز و شب امر فرج باید دعای شیعه باشد
وای بر من گر مطیع حکم این فتوا نباشم

من برای دیدن تو لحظه ها را می شمارم
در کجا هستی؟ بگو! حیف است من آنجا نباشم

خوب می دانم که فردا زندگی با توست زیبا
سخت می ترسم که شاید من ولی فردا نباشم

بی تو من غرقم به دریای غم و اندوه و غصه
در کنارم باش تا من غرق این دریا نباشم

من گنه آلوده ام، آقا نقاب از چهره بردار
از شما شرمنده ام، آن به که من پیدا نباشم

در تمام عمر باید شیعه بود و بندگی کرد
مرگ بهتر، گر مطیع و شیعه ی مولا نباشم



پنج شنبه 95 تیر 24 | نظر

 

جلوه ی جانان

آقای من که جلوه جانان من تویی
وحی خدا و معنی قران من تویی

نا دیده ام تو را و دلم را ربوده ای
مولای عشق و یوسف کنعان من تویی

روز نخست عشق تو بنشست در دلم
شادم از آن که  یار دبستان من تویی

در باغ گل به عشق تو من می زنم قدم
زیرا که سرو ناز گلستان من تویی

شد پر فروغ هر دو جهانم ز نور تو
ماه منیر و شمس فروزان من تویی

راهی که می رسد به خداوند راه توست
راه خداشناسی و عرفان من تویی

در جستجوی معدن گوهر کجا روم؟ !
والله، بحر لوء لوء و مرجان من تویی

شد خانه ی دلم همه ی عمر خانه ات
 من زنده ام به بودن تو، جان من تویی

با آرزوی دیدن تو می کشم نفس
آقا دلیل و حجت و برهان من تویی

در باور هر آن که نباشی تو، کافر است
لبریز از یقینم و  ایمان من تویی

دردم بده که درد تو درمان دردهاست
بیمار درد هجرم و درمان من تویی



یکشنبه 95 تیر 20 | نظر

 

دعای روزه داران

بدون عطر و بوی تو نفس نمیکشد هوا
و بی نگاه لطف تو، ندارد ارزشی طلا

اگر که بر دعای ما نباشد آمین تو
به هیچ استجابتی نمی رسد دعای ما

به جان مادرت قسم به درد ما دوا تویی
درد کسی دوا نشد مگر ز الطاف شما

خوشا به حال ما اگر ز دست ما رضا شوی
راضی اگر زما شوی، خدا شود ز ما رضا

ای که به خانه ی دلم همیشه جا گرفته ای
دلم به مثل آینه گرفته از شما جلا

هر که طلب کند بقا رهرو راهتان شود
آن که نرفته راهتان، گام زده سوی فنا

جفا نموده ام ولی به جز وفا ندیده ام 
تو پای تا به سر همه خوبی و مهری و وفا 

بهشت اگر طلب کنم فقط به عشق روی توست
بهشت از وجود تو گرفته رونق و  صفا

شکر خدای را که من، رهرو راهتان شدم
حمد خدای را که تو شدی به شیعه  مقتدا

بیا که چشم خویش را فرش ره تو می کنم
به جان مادرت قسم ، یوسف فاطمه(س) بیا

دعای ماست عید فطر، عید ظهور تو شود
خدا کند که مستجاب، شود همین دعای ما



دوشنبه 95 تیر 14 | نظر

 

عاقبت به خیری

اردیبهشت عمر به آبان رسیده است
یعنی غزل به مصرع پایان رسیده است

جغرافیای خرم و سرسبز واژه ها
حالا به خاک گرم بیابان رسیده است

بازار حرفهای نو که دگر رونقی نداشت
در منتها الیه خیابان رسیده است

از دست حرفهای مردم این شهر، استخوان ...
بیش از هزار بار به دندان رسیده است

شاید فقط برای مردم گمراه شهر ما
دیو هزار چهره و شیطان رسیده است

این روزها تمام وجودم پر از غم است
هر غصه زیره است و به کرمان رسیده است

در بین این توالی مرگ و جنون و صبر
پنداشتم که دارو و درمان رسیده است

می خواستم که شکوه کنم من ز فصل غم
دی رفته است و فصل بهاران رسیده است

لبریز حب آل علی(ع) چون که سینه شد
آغاز فصل رونق ایمان رسیده است



سه شنبه 95 تیر 8 | نظر

 

تاج افتخار

شد طاق طاقت و ز کفم رفته اختیار
دارم به سر هوای تماشای روی یار

یارب درست تا که نهادم قدم به خاک
بر درد هجر حضرت دلبر شدم دچار

عمریست دیده مانده به در صبح و ظهر و شام
هجران بس است کشت مرا درد انتظار

آهوی دل به وادی عشقش که پا نهاد
در لحظه نخست به دستش شدی شکار

جانم به لب رسید ز درد فراق او
یارب به خویش شکوه کنم یا ز روزگار  

فرزانه ای به من سخنی ناب هدیه داد
گفتا که از قدیم فراق است یادگار

گر آرزوی دیدن یار است در سرت
حالاست وقت سعی و عمل وقت ابتکار

باید برای دیدن دلبر تلاش کرد
دردی دوا نمی شود به خداوند با شعار

پنهان به پشت پرده غیبت اگر چه اوست
لایق شویم تا به شود دوست آشکار

نامم اگر که ثبت دفتر عشاق او شود
تا روز حشر بر سر من تاج افتخار  

 

 



پنج شنبه 95 خرداد 20 | نظر بدهید

 

شمیم هدایت

"دلم عجیب گرفته خیال خواب ندارم"
شب جدایی یاراست، ماهتاب ندارم

ندیده دل بسپردم به ماه نیمه ی شعبان
که گفته است که من حق انتخاب ندارم؟

به شوق دیدن رویش همیشه چشم به راهم
غمی به جز غم دوری آن جناب ندارم

به پشت ابر نهان گشته شمس هدایت
ز طعنه ها نهراسم که آفتاب ندارم

به یاد یار چه آرامشی گرفته وجودم
خدا گواست که یک ذره اضطراب ندارم

فضای کشور ایمان پراز شمیم هدایت
در این فضای معطر، غم گلاب ندارم

بگفتمش تو بیا تا که جان کنم به فدایت
بگفت: پیش تو هستم، ببین نقاب ندارم



چهارشنبه 95 خرداد 12 | نظر بدهید

 

ثابت قدم

ای خدا شکر که در بند گرفتارم من
مستم از جام ولا، عاقل و هشیارم من

سر تسلیم به نزد تو فرود آوردم
شکر از بندگی غیر تو بیزارم من

سینه از مهر علی (ع) چون که لبالب گردید
شیعه ی خاص علی(ع) حیدر کرارم من

گر همه هستی من شد به فدای تو علی (ع)
به خداوند قسم، باز بدهکارم من

سر بازار تو با شوق نشستم همه عمر
عاشق و دلشده و شهره ی بازارم من

نخریدم به جز از مهرعلی(ع) در همه عمر
عرضه کن باز محبت، که خریدارم من

شکر یارب که نلغزید قدمهایم هیچ 
مرکز نور خدا و خط پرگارم من



دوشنبه 95 خرداد 10 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin