سفارش تبلیغ
صبا
 

اشک شفق

 
 

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال تلگرام اشک شفق

 

مطالب اخیر

رباعی های ناب

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (60)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (126)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (75)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (21)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (108)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (2)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (7)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (13)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (4)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (34)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (8)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (3)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (12)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (145)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (92)

سروده های دیگر (72)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 399141
بازدید امروز :83
بازدید دیروز : 98
تعداد کل پست ها : 783

 

لبخند خورشید

لبخند تو خورشید بی تکرار تاریخ است
رخساره ی تو مطلع الانوار تاریخ است

بانو کلامت لوء لوء و مرجان یاقوت است
گفتار تو شیواترین گفتار تاریخ است

چشم محمد(ص) تا که روشن شد ز دیدارت
این لحظه ی زیباترین دیدار تاریخ است

با یک نگاه از حیدر کرار (ع) دل بردی
بازار عشقت بهترین بازار تاریخ است

گلزار دین شد با صفا از یمن میلادت
گلزار دین خرمترین گلزار تاریخ است

چادر نماز دختران شیعه زهرایی است
این چادری، زیباترین گلدار تاریخ است

زهرا(س) بزن لبخند، لبخند تو شیرین است
این خنده ها شیرین ترین تکرار تاریخ است

در موقع افطار بخشیدی طعام خویش
افطار تو نیکوترین افطار تاریخ است

دنیا گلستان شد به یمن مقدمت بانو
آری خبر از بهترین اخبار تاریخ است



پنج شنبه 95 اسفند 26 | نظر

 

در سوگ یار

یا رسول الله(ص) ای ختم رسل
یا محمد(ص) ای که هستی عقل کل

یا محمد(ص) حضرت خیرالانام
از علی (ع) و فاطمه(س) بر تو سلام

خفته زهرای تو اینک زیر خاک
سینه ی من در عزایش چاک چاک

در غم او شیشه ی صبرم شکست
تار و پودم یک به یک از هم گسست

آن امانت را که بسپردی به من
شد شکسته از جفای اهرمن

تا قیامت از غمش در ناله ام
شادمانی رخت بست از خانه ام

صورتش نیلی و پهلویش کبود
داغ او خواب از دو چشم من ربود

در عزایش غصه دار و خسته ام
دست از این دنیا ز داغش شسته ام

تا به جمع ما پریشانی رسید
زینبم از غصه مویش شد سپید

یا رسول الله(ص) بپرس از  دخترت
گو چه آورده است دشمن بر سرت

سینه و پهلو شکسته از جفا
مومنین با داغ زهرا(س) مبتلا

کاشکی این خانه هرگز در نداشت
یا فدک را دخت پیغمبر(ص) نداشت  

چون که شد بر خاندان تو جفا
من شکایت می برم نزد خدا

من که مامورم به صبر و خامشم
یا محمد(ص) پس به یادت دل خوشم

عاقبت وقت پریشانی رسید
موسم سر در گریبانی رسید

در غم زهرا(س) کنم صبری جمیل
این جهان بی فاطمه(س) باشد قلیل

چون که یارم رفت و من تنها شدم
داغدار حضرت زهرا(س) شدم

دوستان واقعی عقبائی اند
مثل زهرا(س) جملگی مولائی اند

رفت زهرا(س) تا شوم من بی قرار
اف به این دنیا و بر این روزگار 

 



سه شنبه 95 اسفند 10 | نظر

 

مادر باران

آزرده هر آن که مادر باران را
له کرده به زیر پای خود قران را

آتش زده آن که بر در خانه ی وحی
سوزانده تمام گلشن و بستان را

آن کس که شکسته پهلوی فاطمه(س) را
بشکسته به دست خویشتن میزان را  

سیلی زده هر که بر رخ کوثر وحی
بوده است مطیع بی گمان شیطان را

 آزرده هر آن که حضرت فاطمه(س) را
آزرده رسول(ص) و ایزد سبحان را

با فاطمه (س) ایمان و یقین معنا شد
سیلی زده اند معنی ایمان را

حیوان صفتی که زد به زهرا(س) سیلی
شد مایه ننگ، تا ابد انسان را



دوشنبه 95 اسفند 9 | نظر

 

غم جاودانی

خاکم به سر که قامت زهرا(س) کمان شده
فصل بهار دخت پیمبر(ص) خزان شده

در کوچه چون که فاطمه(س) خورد از عدو کتک
پهلوی او شکسته، تنش ناتوان شده

از ضرب در شکست چو پهلوی فاطمه(س)
خون از دو چشم حیدر صفدر(ص) روان شده

چون میخ در به سینه ی زهرا(س) فرو نشست
یک باره واژگون همه هفت آسمان شده

خاکم به سر که در غم زهرای مرضیه(س)
رخت عزا به قامت اهل جهان شده

آمد بلال چون به ملاقات فاطمه(س)
کار بلال ناله و اشک و فغان شده

گفتا: بلال را که دوباره اذان بگو
اما هزار غصه عجین با اذان شده

جبریل می زند به سر و سینه زین عزا
عالم به رنگ تیره کران تا کران شده

آزرده گشت فاطمه (س) و در عزای او
زینب(س) کنار مادر خود نوحه خوان شده

ای دل بسوز تا به قیامت در این عزا
زیرا عزای حضرت او جاودان شده

کانال تلگرام ما

 http://telegram.me/ashkeshafagh



یکشنبه 95 اسفند 8 | نظر

 

کوثر وحی

ای غصه دار داغ پدر، احتیاط کن
وقتی که می روی سوی در، احتیاط کن

عالم قلیل هست و تویی کوثر خدا
از بهر دفع چشم و نظر احتیاط کن

بیرون خانه، شرّ به کمینت نشسته است
مادر برای دفع خطر، احتیاط کن

از کینه اهل فسق چو آتش به در زدند
وقتی کشید شعله شرر، احتیاط کن

در بین کوچه بهر حمایت ز مرتضی(ع)
وقتی که می شوی تو سپر، احتیاط کن

بازو اگر کبود و اگر پهلویت شکست
دستت بگیر تو به کمر، احتیاط کن

پرسد همیشه حال تو را زینب (س) از پدر
جاری است اشک او ز بصر، احتیاط کن

نالیده اند تا سحر از غصه بچه ها
مادر به جان آن دو پسر، احتیاط کن

شد از علی(ع) ولایت اگر غصب مشکل است
شد چشمه سار چشم تو تر، احتیاط کن

عالم به ناز شست شما آفریده شد
بانو تو هم برای بشر ، احتیاط کن

آزرده است دست کثیفی مگر تو را
بر روی گونه ی تو اثر، احتیاط کن  

 بی تو علی (ع) به غصه و غم می شود اسیر
حالا که می روی به سفر، احتیاط کن ...

کانال تلگرام ما

 http://telegram.me/ashkeshafagh



شنبه 95 بهمن 23 | نظر

 

شب غم

در شب غم، روی گل گر نم شبنم باشد
یا اگر خانه ی دلها همه پر غم باشد

یا اگر در اثر حادثه ای کوثر وحی
هیجده ساله ولی قامت او خم باشد

بین دیوار و دری گر که بماند گل یاس
و از این حادثه پژمرده و درهم باشد

باغبان گر که ز پژمرد گی این گل یاس
در دلش صبح و مساء غصه و ماتم باشد

محور آل کساء بار سفر بست اگر
کار اصحاب کساء اشک دمادم باشد

 سینه از داغ بسوزد بشود خاکستر
دیده ها رود و اگر دامن ما یم باشد

هر کجا می نگری بزم عزایی برپا
یا بساط غم و اندوه فراهم باشد

اگر از میخ دری، شاخه گلی زخمی شد
زیر پا سوره ی قران مجسم باشد

باید از غصه بمیرند همه آدمیان
واژگون گر بشود هر دوجهان کم باشد

کانال تلگرام ما

 http://telegram.me/ashkeshafagh



پنج شنبه 95 بهمن 21 | نظر

 

یا زهرا سلام الله علیها

وقتی که درب خانه ی مولا شکسته شد
واز میخ در که پهلوی زهرا(س) شکسته شد

جبریل پر شکسته گشت و جهانی به غم نشست
ارکان دین ، ستون تولا شکسته شد
---
آن روز پشت در، گل یاسم کبود شد
خاک غمم به سر، گل یاسم کبود شد

پهلو شکسته، صورت نیلی، قدی کمان
کوتاه و مختصر، گل یاسم کبود شد
 ---
از ضرب میخ در گل حیدر(ع) کبود شد
حیدر به غم نشسته و کوثر کبود شد

در عرش عرشیان همه هستند نوحه خوان
زیرا یگانه یادگار پیمبر(ص) کبود شد
---
ما شیعیان حضرت زهرای اطهریم
تسلیم امر حضرت خلاق داوریم

رخت سیاه غم به تن ماست تا ابد
ما نیز غصه دار، همانند حیدریم



دوشنبه 95 آذر 15 | نظر

 

فروزانتر از خورشید

گلستان ولا از مقدمت ای گل، گلستان تر
و لبهای رسول الله(ص) هم خندان و خندان تر

ز یمن مقدم تو ابر رحمت گشته بارانی
شده ملک جهان از قطره های ناب باران تر

به شوق آستانت قدسیان سوی زمین راهی
به دستان یکایک گل، همه از هم شتابان تر

تو ای خاتون امت، معنی و مفهوم قرانی
تو حتی هستی از قران، قسم بر عشق قران تر

تو هستی لیله القدر خدای حی بی همتا
تو هم بدر تمامی، هم ز خورشیدی فروزان تر

تو هستی محور آل عبا(ع)، ای دخت پیغمبر
دلیل عصمتی واز هر دلیل ناب برهان تر

نبی(ص) اسلام را غیر از رضای تو نمی داند
علی(ع) شوی تو هم از هر مسلمانی، مسلمان تر

امیر المومنین حیدر(ع) قسیم نار و جنت شد
در این تقسیم بندی نام زهرا(س) هست فرقان تر

حسین و یاوران او ذبیح راه حق گشتند
شده این عید قربان تو از هر عید قربان تر

تمام فصل ها از مقدمت بانو بهاری شد
تمام فصل ها اما ز یکدیگر بهاران تر

تمام سال ورد صبح و شامم ذکر یا زهراست
ولی ای کاش می گفتم بسی از این فراوان تر



دوشنبه 95 فروردین 9 | نظر بدهید

 

لیله القدر

لیله القدر خدا، ام ابیها زهراست
سوره کوثر و معنای تولا زهراست

هر دو عالم چو یکی قطره قلیلند قلیل
کوثر وحی خدا، حضرت دریا، زهراست

زینت عرش الهی به جز از زهرا(س) کیست؟
زینت باغ جنان، زیور دنیا زهراست

محور آل عبا نیست به جز حضرت او
شرح معراج نبی(ص)، سوره ی  اسرا زهراست

هستی ما به فدای قدم فاطمه(س) باد
به خداوند قسم محیی و محیا زهراست

جان عالم به فدایش که همه جان من اوست
پاره قلب نبی(ص)، روح مسیحا زهراست

چون نگنجد به دو صد دفتر شعر اوصافش
مختصر گویمت ای شیعه که زهرا(س) زهراست  



پنج شنبه 95 فروردین 5 | نظر بدهید

 

غم مهتاب

نشسته حضرت خورشید در غم مهتاب
شب است و می چکد از چشمه سار چشمش آب

گرفته اند به زانوی غم دو دست عزا
کنار حضرت خورشید جمعی از اصحاب

میان کوچه به رخسار ماه سیلی خورد
و دست حضرت خورشید بسته شد به طناب

درست لحظه ی غصب ولایت حیدر(ع)
گرفت رنگ عزا گوشه گوشه ی محراب

شب و سکوت و غم و ناله ی جدایی یار
و کوه صبر که از غم نبود او را تاب

نبود راه زیادی اگر چه تا ساحل
شده است کشتی اسلام اسیر یک گرداب

بریز اشک عزا وقت گریه کردن شد
سزاست گر که ببارد ز دیدگان خوناب  



شنبه 94 اسفند 22 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin