سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 

اشک شفق

 
 

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (72)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (145)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (86)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (25)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (125)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (4)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (9)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (21)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (7)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (39)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (12)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (5)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (16)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (187)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (109)

سروده های دیگر (99)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 514511
بازدید امروز :131
بازدید دیروز : 227
تعداد کل پست ها : 967

 

فاطمیه

فاطمیه فصل رنج و ماتم است
فصل گریه فصل اندوه و غم است

از جفای قوم نیرنگ و ریا
گشته ویران خیمه ی آل عبا

آیه ی تطهیر را سوزانده اند
کوثر و تکویر را سوزانده اند

حرف حرف آیه ی مباهله
زیر پا افتاده و گردیده له

آن که هجرت کرده در راه خدا
صورتش نیلی است حالا پس چرا؟

افتخار حضرت روح الامین
ضربه از در خورد و شد نقش زمین

مادر ائمه ی اطهار(ع) اوست
رنجه از ضرب در و مسمار اوست

شان زهرا(س) آیه های کوثر است
پس چرا او کشته از میخ در است

آن که بودی بر محمد(ص) یادگار
دیده اش از ضرب سیلی گشته تار

بر زنان هر دو عالم سرور اوست
با امیرالمومنین(ع) همسنگر اوست

اشبه الناس است زهرا(س) با رسول(ص)
پس چرا افسرده حال است و ملول

آن که حالا تکیه دارد بر عصا
دست او را بوسه می زد مصطفی(ص)

آن که در دنیا بهشت مصطفی(ص) است
شاخه ی بشکسته ی باغ هداست

قامتش خم گر چه همچون دال بود
آیه های وحی را اکمال بود

پاره ی قلب محمد(ص) بود او
وای من بشکسته پهلویش عدو

هیچ کس عابدتر از زهرا(س) نبود
پس چرا پهلوی زهرا(س) شد کبود

هست شرمنده از او دیوار و در
ناله کرده در غمش مسمار و در

در دعایش یاد هر همسایه بود
میخ در بر سینه اش آمد فرود

چشم و پهلو و سر او درد داشت
شکوه ها در دل ز یک نامرد داشت

آن که احمد(ص) شاد بود از دیدنش
در جوانی شد کفن پیراهنش

آن که دارد پیش خالق آبرو
رفت و دنیا شد جهنم بعد از او

بعد از او درهای رحمت بسته شد
دیده ها خون، آدمی دل خسته شد

رفت و فصل حزن و ماتم شد شروع
ماه خون، ماه محرم شد شروع

مرغ جانش چون ز دنیا پر کشید
قامت حیدر(ع) از این ماتم خمید

تا قیامت چشم ما از غم تر است
اشک ما تسکین قلب حیدر(ع) است



دوشنبه 97 دی 24 | نظر

 

شعر میلاد حضرت زهرا س

گویاترین فریاد حق زهراست زهرا(س)
روح دعا همزاد حق زهراست زهرا(س)

تفسیر ناب آیه های نور زهراست
هرجا سخن از نور شد منظور زهراست

اسرار پنهان مانده ی لولاک زهراست
آن که به نازش خلق شد افلاک زهراست

عالم همه تاریک و زهرا(س) نور ناب است
مثل علی(ع) تفسیری از ام الکتاب است

آئینه ی پاک خدا زهراست زهرا(س)
بر حق پرستان مقتدا زهراست زهرا(س)

او عصمت الله است و او ام ابیهاست
سرتا به پا نور است او، زهراست زهراست

روح پیمبر(ص) در وجودش منجلی بود
آری علی(ع) زهرا(س)و زهرا(س) هم علی(ع) بود

انوار حق را مطلع الانوار زهراست
آل عبا را نقطه ی پرگار زهراست

خورشید از انوار زهرا(س) با وضو شد
شیعه ز مهر فاطمه(س) با آبرو شد

دخت نبی(ص) کفو امیر المومنین است
ام ابیها بلکه ام المرسلین است

زهرا(س) بهشت حضرت خیرالانام است
در ماه روزه، لیله القدر صیام است

خیر کثیر است و به قران کوثر است او
در روز محشر مومنان را یاور است او

زهرا(س) شد از لطف خدا پاک و مطهر
از هر دعایی نام او مشکل گشاتر

او راضیه او مرضیه او مطلع الفجر
او کوثر وحی خدا، او لیله القدر

میلاد آن انسیه ی حورا مبارک
عید سعید مولد زهرا(س) مبارک



چهارشنبه 96 اسفند 16 | نظر

 

شعر ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها

سبب خلقت افلاک تویی یازهراء(س)
راز پنهانی لولاک تویی یا زهراء(س)

چشم، خاک قدمت وقت تولد بانو
عرش باشد حرمت وقت تولد بانو

هست جبریل امین چاکر دربار شما
عرشیان شیفته ی شیوه ی گفتار شما

بسکه هر روز تو معراج دمادم داری
باور ماست که درعرش تو پرچمداری

عشق از پلک زدن های تو آمد به وجود
عرشیان پیش قدم های تو هریک به سجود

آیه نور خداوند تو هستی با نو
به گمانم تو می ناب الستی بانو

چه کسی مثل تو با حضرت حق همدم شد
دختر ختم نبوت شده و اعظم شد

به لب از مقدم تو نغمه ی یا قدوس است
پیش نور رخ تو شمس و قمر فانوس است

چون خدا صبح و مسا با تو تکلم می کرد
زیر لب حضرت جبریل تبسم می کرد

دخت پیغمبری و ام ابیها هستی
همسر حیدری و شیعه ی مولا هستی

هرکه مدح تو کند شوق عبادت دارد
نص قران به همین نکته صراحت دارد

قلب پر نور تو گنجینه ی اسرار خداست
هر که شد طالب تو طالب دیدار خداست

آمدی چشم نبی(ص) از قدمت روشن شد
آسمان ها و زمین از قدمت گلشن شد

قدسیان صبح و مسا نام تو بر لب دارند
با مدد از تو ملائک همه منصب دارند

صدق و تقوا و سخاوت همه از آن شماست
تا ابد عالم و آدم همه مهمان شماست

عرشیان جمله به دیدار شما مشتاقند
شیعیان مهر تو دارند و بر این میثاقند

ریزه خواران کرمخانه ی بانو هستیم
از می ناب ولایت همگی سر مستیم

آیه ی نور که در شان شما نازل شد
هرچه می خواست خدا از قدمت حاصل شد

 به خداوند قسم جلوه ی ایمانی تو
نه فقط سوره کوثر، همه قرانی تو

چرخ گردون مدد از لطف شما می گیرد
روح با یاد شما نور و صفا می گیرد

چادر ساده ی تو مظهر تقوا و عفاف
ماه و خورشید و فلک گرد تو در حال طواف

باغ فردوس ز عطر خوش تو عطر آگین
آسمان ها و زمین در قدمت شد آذین

چه بگویم که خدا داده سلامت بانو
تا ابد حضرت جبریل غلامت بانو

آب چون مهر تو شد پاک و مطهر گردید
باغ رضوان ز قدوم تو معطر گردید

ای که تو معنی و مفهوم همه قرانی
جان ناقابل ما در قدمت قربانی



دوشنبه 96 اسفند 14 | نظر

 

ذکر قنوت

کوثر وحی و گوهر یکتا
ترجمان عفافی و تقوا

گل گلزار احمد(ص) مرسل
ای تو محور برای آل عبا(ع)

مثل آئینه پاک و شفافی
تو لطیفی، لطیف چون رویا

هر چه خوبی است را تو آغازی
هر چه پاکی است را تویی معنا

با تو دنیا پر از صفا شده است
حجت حق تویی و روح دعا

ای تو ذکر قنوت وقت صلات
تا قیامت ز حق تو را صلوات

هر دو چشم تو اختر تابان
قلب پاک تو معدن ایمان

همه عالم قلیل و تو کوثر
حجتم نص آیه ی قران

ای تو آرامش قلوب بشر
ای تو بر دردهای ما درمان

آمدی و خدا به خود بالید
لب شیعه ز مقدمت خندان

کهکشان ها چو موم در دستت
به دو عالم امیری و سلطان

ای تو ذکر قنوت وقت صلات
تا قیامت ز حق تو را صلوات

کعبه و رکنی و مقامی تو
حجت حق به هر امامی تو

نور الله و اکبری بانو
قمری، اختری، کدامی تو؟

نور حق در کلام حق پیداست
به خداوند آن کلامی تو

داده ما را خدای تو پیغام
وحی منزل تویی، پیامی تو

تو مهیمن، تو مومن و تو عزیز
و مصور تو و سلامی تو

ای تو ذکر قنوت وقت صلات
تا قیامت ز حق تو را صلوات

کعبه ی بی نشان شیعه تویی
ترجمان اذان شیعه تویی

سرور بانوان هر دو جهان
افتخار زنان شیعه تویی

جان شیعه فدای مقدم تو
مادر مهربان شیعه تویی

سایه ی لطف توست بر سرما
تا ابد سایبان شیعه تویی

بی تو ما زندگان بی جانیم
به خدا روح و جان شیعه تویی

ای تو ذکر قنوت وقت صلات
تا قیامت ز حق تو را صلوات

قاری وحی چون تلاوت کرد
همه فضل تو را قرائت کرد

در کتابش خدای بی همتا
همه از فضل تو روایت کرد

کافر است آن که بی محبت تو
ادعا بر سر دیانت کرد

در سلام نماز خود مومن
عاشقانه تو را زیارت کرد

و خدا آفرین به خود می گفت
محشر آمد، خدا قیامت کرد

ای تو ذکر قنوت وقت صلات
تا قیامت ز حق تو را صلوات



سه شنبه 96 اسفند 8 | نظر

 

آن شب

شب است و ابر چشم شیعه خونبار
شب است و عالم هستی عزادار

همه عالم لباس غم به تن کرد
و از غم چاک چاک آن پیرهن کرد

همه عالم ز غم سر در گریبان
خلایق جملگی زار و پریشان

شب است و خفته در تابوت زهرا(س)
کنارش خون روان از چشم مولا

غبار غم گرفته آسمان را
موذن نالد و گوید اذان را

شب است و قدسیان اندوهگینند
همه هم ناله با اهل زمینند

شب است ماه در تابوت خواب است
همه دلها از این غصه کباب است

علی(ع) بر سر زنان در زیر تابوت
همه عالم ز غصه مات و مبهوت

علی(ع) تابوت خود را داشت بر دوش
ز غصه بارها می رفت از هوش

شب است و زینب(س) و یک کوه ماتم
زند بر سر دو دست غم دمادم

حسن(ع) از داغ مادر دل غمین است
دلش خون چون امیر المومنین(ع) است

حسین(ع) سر در گریبان است امشب
دو چشمش زار و گریان است امشب

چو دست غم به سر کوبید مولا
ز غم لرزید عرش حق تعالی

کتاب وحی را همتاست زهرا(س)
به آیات خدا معناست زهرا(س)

به قران دفن شد قران شبانه
همان بانوی خورده تازیانه

همان بانو که سیلی خورد سیلی
همان بانو که شد رخساره نیلی

همان بانو که شد مسمار آن در
برای کشتن او مثل خنجر

دو چشم شیعیان از غصه خونبار
و از اهل سقیفه سخت بیزار



یکشنبه 96 بهمن 29 | نظر

 

شاخه گل

شاخه گل محمدی ز ضرب در شکسته شد
شاخه ی گل شکست و از علی(ع) کمر شکسته شد

خبر رسید شاخه ی گل محمدی شکست
ستون هفت آسمان از این خبر شکسته شد

گرفته اند در بغل زانوی غم فرشتگان
شمس ز غم در آتش و قرص قمر شکسته شد

هزار بار چشم ها ریخته اند اشک غم
رکورد آه و آتش و اشک بصر شکسته شد

دختر حضرت نبی(ص) همسر حضرت علی(ع)
سوره ی کوثر خدا، فخر بشر شکسته شد

شد سپر ولایت امیر مومنان علی(ع)
بر اثر فشار در، وای سپر شکسته شد

در آسمان شده به پا بزم عزای فاطمه(س)
ز غصه از فرشتگان هزار پر شکسته شد

بشکند آن دست که زد، ضربه به صورت بتول(س)
که بین اهل کاینات، بشر چه سر شکسته شد



شنبه 96 بهمن 28 | نظر

 

زهرا س مرو مرو

قامت خمیده ی من
زهرا(س) شهیده ی من

گل نو رسیده ی من
بین اشک چکیده ی من

زهرا(س) مرو مرو

بشکسته زغم کمرم
از داغ تو خون جگرم

ای آن که شدی سپرم
ای در شب غم قمرم

زهرا مرو مرو

ای دخت رسول الله
ای مادر ثارالله

ای در شب غم چون ماه
گویم غم تو با چاه

زهرا(س) مرو مرو

ای زینت بستانم
از داغ تو گریانم

ای لوء لوء و مرجانم
ای نور دو چشمانم

زهرا(س) مرو مرو

ای مایه ی فخر بشر
ای خورده تو ضربه ز در

تنها مرو به سفر
با خود مرا تو ببر

زهرا(س) مرو مرو

تو کوثر قرانی
تو خیر فراوانی

تو حجت یزدانی
تو شمع فروزانی

زهرا(س) مرو مرو

می سوخت غریبانه
آن روز در خانه

از ضربه ی بیگانه
بشکست تو را شانه

زهرا(س) مرو مرو

ای نخل بریده ثمر
ای مادر کشته پسر

ای مایه ی فخر بشر
کن صبر و مرو به سفر

زهرا(س) مرو مرو

قومی که همه پستند
از خوردن می مستند

دستان مرا بستند
پهلوی تو بشکستند

زهرا(س) مرو مرو

حرفم بشنو زهرا(س)
مگذار مرا تنها

از داغ تو یا زهرا(س)
افتاده علی از پا

زهرا (س) مرو مرو

 



سه شنبه 96 بهمن 10 | نظر

 

روشن تر از آفتاب

  "یک طرف گل بود اما بی سپر
یک طرف دیوار بود و میخ در"

یک طرف روشنتر از صد آفتاب
یک طرف از هرچه شب تاریکتر

بود یک سو محور آل عبا(ع)
سوی دیگر باعث هر کفر و شر

بود یک سو دختر ختم رسل(ص)
سوی دیگر هم گروهی بی پدر

یک طرف معنای قران کریم
یک طرف جمعی ز قران بی خبر

یک طرف سر تا به پا خیر کثیر
سوی دیگر اهل عالم را ضرر

یک طرف شب تا سحر گرم نماز
یک طرف نوشنده ی می تا سحر

کوثر وحی خدا یک سوی بود
سوی دیگر فتنه می بارید و شر

یک طرف کفو علی مرتضی(ع)
سوی دیگر مایه ی ننگ بشر

قوم ظلمت آتشی افروختند
تا بسوزانند خورشید و قمر

ضربه ای بر در فرود آمد سپس
سقط شد زان ضربه از زهرا(س) پسر

وای من پهلوی زهرا(س) خرد شد
قامتش خم شد شکست از او کمر

گشت راهی سوی جنات نعیم
شکوه برد از دشمنان نزد پدر



دوشنبه 96 بهمن 9 | نظر

 

داغ کوثر

دوباره زمان عزا شد
 دوباره قیامت به پا شد

دوباره دل شیعه لبریز
 ز درد و غم و غصه ها شد

دوباره عزای بتول و
دوباره غم و درد حیدر(ع)

رسیده دگر باره وقت ِ
سیه پوشی از داغ کوثر

در این سوگ عظمی
 زهجران زهرا

زند ناله مولا
 زند ناله مولا

سفر کرده زهرا(س) ز دنیا
 زمان مصیبت رسیده

حسن (ع) می زند دست بر سر
 شده زینبش قد خمیده

بریزید از دیدگان خون
 که تشییع گشته شبانه

شکسته است پهلوی زهرا(س)
 ز میخ در و تازیانه

ببین یا محمد(ص)
 به اشک دو دیده

چه غمها پس از تو
به زهرا(س) رسیده

بیا و ببین شعله ها را
فروزان ز بیت ولایت

در و هیزم و آتش و دود
هجوم و جفا و جنایت

دل فتنه گر های آن روز
ز بغض و جفا پر شرر بود

لگد زد به در بی حیایی
وَ زهرای تو پشت در بود

چه گویم چه گویم
من از پشت آن در

شده غنچه پرپر
شده غنچه پرپر

واویلا  واویلا



یکشنبه 96 بهمن 8 | نظر

 

الم نشرح


الم نشرح لک زهرا(س) و ما ادریک ما زهرا(س)
که هم معنای قران است و هم روح دعا زهرا(س)

خدا از نور خود چون آفریده حضرت او را
به چشم دل تماشا کن ببین نور خدا زهرا(س)

اگر گم کرده ای راه سعادت را مشو نومید
که ره گم کردگان را  هست مصباح الهدی زهر(س)

الا ای بی پناهان درد مندان مژده ای دارم
پناه بی پناهان دردمندان را دوا زهرا(س)

به قران کریم او را خدا کوثر خطابش کرد
و بودی طاهره در بین اصحاب کِسا زهرا(س)

میان کوچه پستی رذل سیلی زد به روی او
و دید از ضرب در در پشت در آزار ها زهرا(س)

تولی و تبری بال های دین و ایمانند
دو بال آور به دست گفتا اگر خواهی بقا زهرا(س)

اگر خواهی خدا راضی ز اعمالت شود باید
بکوشی تا رضا باشد ز اعمال شما زهرا(س)

به پای نامه ی اعمال اگر امضای زهرا(س) بود
ببخشایند جنت را به یک امضاء به ما زهرا(س)



سه شنبه 96 آذر 7 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin