سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 

اشک شفق

 
 

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (72)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (145)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (86)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (25)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (125)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (4)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (9)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (21)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (7)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (39)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (12)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (5)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (16)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (187)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (109)

سروده های دیگر (99)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 514492
بازدید امروز :112
بازدید دیروز : 227
تعداد کل پست ها : 967

 

کوثر قران زمین خورد

در پشت در تا کوثر قران زمین خورد
پژمرده شد گل، گلشن و بستان زمین خورد

از ابر چشم آسمان خونابه می ریخت
خونابه ها باران شد و باران زمین خورد

ای وای من سیلی به روی مادری خورد
در بین کوچه از ستم پیمان زمین خورد

از ضرب در پهلوی مادر شد شکسته
در پشت در آن مادر بی جان زمین خورد

حیدر(ع) شنید این قصه را از پای افتاد
او دست غم می زد  به سر سلمان زمین خورد

وقتی علی(ع) را سوی مسجد می کشیدند
از غصه و غم عالم امکان زمین خورد

چون رو گرفت از شوی خود زهرای اطهر
 فضه ز داغ فاطمه(س)، گریان زمین خورد

از ماجرای کوچه شد تاریک دنیا
خورشید و ماه و اختر تابان زمین خورد

شد کوه ایمان پشت در مضروب آن روز
یعنی که آنجا کوهی از ایمان زمین خورد

زهرا(س) و حیدر(ع) معنی میزان و عدلند
با ضربه ای هم عدل و هم میزان زمین خورد



سه شنبه 98 بهمن 8 | نظر

 

بیت الاحزان

شد فاطمیه فاطمه(س) مهمانمان کرد
از داغ خود افسرده و نالانمان کرد

چون مرغ جان او پرید از آشیانه
داغ غم و هجران او ویرانمان کرد

چشمان ما از داغ او دریای غم شد
جوشید غم در سینه و طوفانمان کرد

در پشت در وقتی  که شد پهلو شکسته
ما را به بند غصه ها زندانمان کرد

سیلی به روی دخت پیغمبر(ع) که می خورد
درد و بلایش بی سر و سامانمان کرد

در پیش چشمان پسر وقتی زمین خورد
دریای غم را راهی چشمانمان کرد

وقتی که او رو می گرفت از شوهر خود
رفتار او با شوی خود حیرانمان کرد

شد این جهان از داغ زهراء بیت الاحزان
دلها پر از غم شد، غمش گریانمان کرد



یکشنبه 98 بهمن 6 | نظر

 

ایام فاطمیه

در راه دوست تا که سر و جان نثار کرد
هر دیده را ز غصه و غم جویبار کرد

پرواز کرد و رفت به اوج فلک ولی
ما را به درد و رنج و غم خود دچار کرد

ایام ما به رنگ خزان شد الی الابد
تقویم را خزان غمش بی بهار کرد

دارم عجب چرا پس از او زنده ایم ما
پرواز کرد و خاک زمین را مزار کرد

افلاکیان هم از غم او گریه می کنند
جبریل را ز رفتن خود داغدار کرد

دیوار و در، تمام جهان را به غم نشاند
لرزید عرش حق، چه به او آن فشار کرد

زهرا(س) شهیده گشت از این ظلم اهرمن
دیو سیاه ظلم، ستم بی شمار کرد

مرغی پرید و عالم و آدم به غم نشست
تاریخ را برای ابد شام تار کرد

مخفی است قبر او و نجستیم از او نشان
ما را هوای مدفن او بیقرار کرد

دست عزا زند ز غمش عالَمی به سر
هر شیعه را مصیبت او سوگوار کرد



شنبه 98 بهمن 5 | نظر

 

ماجرای در و دیوار

سوره ی کوثر قران کریم
دختر پیغمبر(ص)
بود در بستر بیماری و بد احوالی
آخر زندگی زهرا(س) بود
گفت: با شیر عرب حیدر کرار (ع) چنین
یا علی(ع)
آنچه نگفتم به تو
گویم امروز
تا که آسوده و آرام روم از دنیا
گفت: حیدر (ع) که
بفرما سخنت را زهرا(س)
و چنین گفت:گل سر سبد باغ ولایت به علی (ع)
لشکر کفر و نفاق
سمت این خانه چو آورد هجوم
پشت در رفتم و دستانم را
چو ستونی کردم  
تا عدو وارد خانه نشود
یا علی(ع)
قدرت بازوی من آنقدر نبود
تا که من مانع آن لشکر دجاله شوم
شعله ور بود در چوبی خانه آن روز
خواستم تا که نبیند کسی صورت من
پشت در رفتم و گردید پناهم آنجا
یا علی(ع)
پیرهنم شعله گرفت
بین دیوار و  در و شعله ی آتش بودم
نفسم بند آمد
و در آن حال صدایت کردم
یا علی...
یا علی...
یا علی...
و عدو نام تو را چون که شنید
از سر بغض و عناد
آن در سوخته را
داد فشار
پهلوی من بشکست
میخ در سینه ی من را آزرد
محسنم  را کشتند
بعد هم
سیلی محکم دجاله ی مشهور عرب
صورتم را آزرد
آن سوی صورت من خورد به دیوار
و محکم به زمین افتادم
چادرم خاکی شد
چون که آن لشکر سیصد نفره
می دویدند به سوی خانه
غیر ممکن شده بود آن که ز جا بر خیزم
شعله می زد به سر و صورت من
آتش و دود
هرم آتش
به خدا
صورت نیلی من را سوزاند



چهارشنبه 98 بهمن 2 | نظر

 

رباعیات فاطمیه

تا میخ در به سینه زهرا(ع) فرو نشست
ارکان آسمان و زمین همزمان شکست

آتش گرفت تا که در خانه ی علی(ع)
آیات وحی سوخت و اوراق آن گسست
---

 وقتی عدو به خانه حیدر(ع) هجوم برد
کوه عناد و  شرک به کوثر هجوم برد

کشتی دین دچار تلاطم شد آن زمان
دجاله ی نفاق به لنگر هجوم برد
---
می خواست تا که حافظ آل عبا(ع) شود
یک زن چگونه مانع دجاله ها شود

حالا که  او حریف هجوم ستم نشد
باید به راه حضرت داور فدا شود
---
وقتی کشید شعله در خانه ی علی(ع)
آتش گرفت پیرهن دختر نبی(ص)

پهلوی او شکسته شد و صورتش کبود
مائیم از سقیفه نشینان به حق بری
---

بس که بازی با صبوری های حیدر(ع) کرد او
چشم او را از غم داغش ز خون تر کرد او

می زند بر سر زداغش حیدر(ع) خیبر شکن
 لحظه ها را از برایش روز محشر کرد او



چهارشنبه 98 دی 18 | نظر

 

آن روز

 

شعله ها تا به آسمان می رفت، بود زهرا (س) به پشت در آن روز
میخ در می شکافت سینه ی او، شد شکسته یکی گهر آن روز

چند نامرد بی خبر ز خدا با لگد در زدند و در بشکست
سوی در رفت دخت پیغمبر(ص)، جان او بود در خطر آن روز

دخت پیغمبر خدا(ص) می خورد، سیلی از دشمن خدا و رسول(ص)
صورتش گشته بود نیلی رنگ، دست او نیز بر کمر آن روز

بین کوچه به زیر مشت و لگد، دختر خاتم النبین (ص) بود
بار شیشه به دوش زهرا(س) بود دشمنش نیز پر شرر آن روز

پدری را به زور می بردند، مادری را میان کوچه زدند
شاهد ماجرای کوچه ی غم، از قضا بود یک پسر آن روز

سوی مسجد که می کشانیدند قبله ی اهل آسمان ها را
دخت پیغمبر خدا(ص) چون کوه بر امیر عرب سپر آن روز

باغ اسلام سوخت در آتش، شاخه ها یک به یک شکسته شدند
از درختی که با صفا تر بود ناگهان ریخت برگ و بر آن روز

چون شکستند قامت خورشید، روز تاریکتر شد از شب تار
روز شیعه چقدر شد تاریک،شب دیجور بی سحر آن روز

ضربه ی در شکست پهلو را، میخ در کرده سینه را مجروح
طاقتی طاق شد ز غصه و غم، شد کمان قامت قمر آن روز

بسته بار سفر انیس علی(ع)، و علی(ع) مانده یکه و تنها
 او برای بیان راز دلش، چاه را داشت در نظر آن روز

شد به نفرین حضرت زهرا(س)، مبتلا آن که زد به در آتش
دل زهرا(س) شکسته بود از غم، سوز آهش چه پر اثر آن روز ...

 



سه شنبه 98 آبان 14 | نظر

 

شعر ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها

کیستم من ؟ معنی آیات قران مبینم
همسر شیر خدا و قبله ی اهل یقینم
کیستم؟ انگشتر ختم رسالت را نگینم 
دختر پیغمبرم من، وجه رب العالمینم

کشتی اسلامیان را لنگرم من، لنگرم من
در ره حفظ ولایت سنگرم من، سنگرم من
ترجمان وحی هستم، کوثرم من، کوثرم من
کیستم؟ ام ابیهایم، به بابا، مادرم من مادرم من

باغ سرسبز ولایت خرمی دارد ز نامم
هست از آیات قران هم مطهرتر کلامم
دسته دسته عرشیان گویند صبح و شب سلامم 
قبله گاه اهل عالم، کعبه ام ، رکنم  مقامم 

کیستم ؟ کوثر منم، یاسین منم، ام الکتابم
محور آل عبایم ، معدن  ایمان نابم
زهره و زهرا(س) زکیه، پای تا سر آفتابم 
گلشن آل محمد(س) را گل ناب و گلابم

کیستم من؟ پاکتر از آِیه ی تطهیر هستم
کیستم من؟ ترجمان سوره تکویر هستم
کیستم  من؟ آیه های وحی را تفسیر هستم  
فاطمه، صدیقه،زهرا(س)، معنی تبشیر هستم   

کیستم من؟ بازتاب نور توحید و نبوت
کیستم من؟ حامی قران و ایمان و امامت
ترجمان وحی ام و الگوی پاکی و طهارت 
شافعه در وقت رستاخیز و میزان عدالت

خنده هایم غصه از قلب پیمبر(ص) می زداید
دست مجروحم طناب از دست حیدر( ع) می گشاید
حضرت روح الامین هم مدح من را می سراید
روز و شب صدها فرشته بهر دیدارم بیاید

کشتی اسلامیان را می رسانم من به ساحل
کیستم آنکس که می بخشد گلوبندش به سائل
آیه های هل اتی در شان من گردیده نازل
عرشیان را نام من شد زینت و نقل محافل

کعبه شد  آئینه بندان  دختر پیغمبر(ص) آمد
گشت خرم باغ و بستان دختر پیغمبر(ص) آمد
 شادمانی شد فراوان دختر پیغمبر(ص) آمد
شد عطارد باده گردان دختر پیغمبر(ص) امد

شد فلک روشن، ملک خندان به یمن مقدم او
شد زمین گلشن بشر شادان ز یمن مقدم او
شیعه شد لبریز از ایمان به یمن مقدم او
دین و ایمان گشت جاویدان به یمن مقدم او

قدسیان شکرانه ی میلاد او تسبیح گویند
شیعیان او صراط المستقیمش را بپویند
جملگی تسلیم امر و  تابع فرمان اویند
هر کجا پا می گذارد خاک پایش را ببویند

مقدم  دخت پیمبر(ص) حضرت زهرا (س)مبارک
مقدم  همتای حیدر(ع) حضرت زهرا(س) مبارک
مقدم معنای کوثر حضرت زهرا (س)مبارک
مقدم خورشید انور حضرت زهرا (س)مبارک 



دوشنبه 97 اسفند 6 | نظر

 

کهیعص

چون خدیجه دختری از جنس نورالله زاد کهیعص
یا محمد(ص) چشم تو روشن از این مولود باد کهیعص

آسمان لبریز شادی شد زمین هم غرق نور
شیر یزدان، حیدر کرار(ع) شد خندان و شاد کهیعص

باز شد دروازه های آسمان ای مومنان
مکه شد لبریز عطر و حق در رحمت گشاد کهیعص

شادمانی ها فراوان شد ز یمن مقدمش
دردمندان، آرزومندان رسید آب مراد کهیعص

جبرئیل آمد به خاک و در کنارش عرشیان
سر ز پای خویش نشناسند از شوق زیاد کهیعص

آی ملتهای عالم اوست چون حصنی حصین
دین و ایمان و یقین را او ستون است و عماد کهیعص

هر که زهرا(س) شد از او راضی، خدا راضی از اوست
دشمنانش تابع شرکند و کفر و ارتداد کهیعص

آمد او تا الگوی دینداری و ایمان شود
تا شود بازار بی دینی ز میلادش کساد کهیعص

در صراط المستقیم او هست شمع راه ما
مومنان مژده شفیعه اوست هنگام معاد کهیعص



شنبه 97 اسفند 4 | نظر

 

معصومه ی مغصوبه

زنی از سوره طه و  اعطینا مطهر تر

زنی از آسمان، از کرسی اعلی مطهر تر

زنی از آفتاب ظهر عاشورا مطهر تر

زنی از مریم و از هاجر و حوا مطهر تر 


زن اما دختر پیغمبر(ص) و ام ابیها اوست 

زن اما بر تمام آیه های وحی معنا اوست

زن اما نقطه ی آغاز خلقت، نقطه ی پایان دنیا اوست 

که انفاس خوشش همچون نفسهای مسیحا اوست


زنی خاکی که سر تا پای این زن پاک و افلاکی است

 زکیه، فاطمه، معصومه، زهرا(س)، اسوه ی پاکی است

چرا او خورده سیلی، چادر او پس چرا خاکی است؟

چرا پس سرنوشت او قرین با درد و غمناکی است؟


ملائک در طواف خانه اش دائم به پروازند

گدایانش به عرش کبریائی نیز می نازند

میان اهل عالم شیعیانش خوب و ممتازند

به تاجی که به سر دارند می بالند و می نازند


زن اما ماه و خورشیدند شمعی از وجود او

میان اهل عالم شهره گردیده است جود او

شده وقف ولایت هستی و بود و نبود او

ندارد مرهمی ای وای پهلوی کبود او


زن اما دختر پیغمبر(ص) است و همسر حیدر(ع)

که نازل شد به شانش آیه های سوره کوثر 

زن اما او به کشتی دو عالم هست چون لنگر 

که باشد او شفیعه مومنان را موقع محشر


ولی افسوس بشکسته است پهلویش ز ضرب در

ولی افسوس رنگ غم گرفته خانه ی حیدر(ع)

ولی افسوس سوزانده است دشمن سوره کوثر 

ولی افسوس با داغش عجین شد زینب(س) مضطر


زنی از جنس نور اینبار سیلی خورده از دشمن

زنی از جنس نور آزرده از نیرنگ اهریمن 

بگوش آید مدام از خانه ی او ناله و شیون

ز ظلم و جور اهریمن گرفته آتش آن گلشن 


صدای کودکش لرزاند وقتی آسمان ها را

گرفته رنگ و بوی غصه بعد از آن اذان ها را

ببین گریان ز داغش کودک و پیر و جوان ها را

ببین شرمنده هیزم ها و چوب خیزران ها را


صدای گریه آمد مادری و درد پهلویش

صدای گریه آمد خورد سیلی نیز بر رویش

صدای گریه آمد مادری بشکست بازویش 

صدای گریه آمد دختری می کند گیسویش


شب از غم شد سیه پوش و قمر نالید از غصه 

همان شب تا سحرگه میخ در نالید از غصه

سما خون گریه می کرد و سحر نالید از غصه 

علی(ع) با بچه ها خونین جگر نالید از غصه 


میان آن در و دیوار دین آزرده شد ای وای

ولایت غصب شد حق المبین آزرده شد ای وای

گل گلزار خیرالمرسلین(ص) آزرده شد ای وای  

ز غم قلب امیر المومنین(ع) آزرده شد ای وای


تمام خانه ها از داغ زهرا(س) بیت الاحزانند

تمام سینه ها از داغ او غمگین و نالانند

تمام دیده ها از داغ او پیوسته گریانند

تمام قدسیان از داغ او سر در گریبان اند


شده آن میخ در، در سالیان بعد هی تکثیر

شده آن میخ در در کربلا هم نیزه هم شمشیر

بخیزد تا ابد از نای شیعه ناله ی شبگیر

برائت جوید از قوم ریا و حیله و تزویر 



شنبه 97 بهمن 13 | نظر

 

رو مگردان باغ رضوان هم جهنم می شود

رو مگردان باغ رضوان هم جهنم می شود
بی تو حتی عرش رحمن هم جهنم می شود

برگ ریزان می شود فصل بهار و خرمی
بعد تو فصل بهاران هم جهنم می شود

هر چه دارد باغ گل یکباره پر پر می شود
بی تو باغ و راغ و بستان هم جهنم می شود

روز ها بعد از شما تاریک خواهد شد چو شب
بی شما خورشید تابان هم جهنم می شود

چون تو هستی معنی و مفهوم آیات خدا
بعد تو آیات قران هم جهنم می شود

ای که نام تو به درد اهل عالم مرهم است
رو مگردان چون که درمان هم جهنم می شود

قلب بی مهر شما یک قطعه سنگی بیش نیست
بی وجودت قلب انسان هم جهنم می شود

آب مهر توست با لطف تو می بخشد حیات
بی تو اما آب حیوان هم جهنم می شود

نیست در احسان بی مهر شما یک ذره سود
بی شما هر لطف و احسان هم جهنم می شود

بی ولای تو مسلمانیست نوعی کافری
بی شما حتی مسلمان هم جهنم می شود

آسمان از داغ تو خونابه می ریزد ز چشم
قطره های ناب باران هم جهنم می شود  



چهارشنبه 97 بهمن 10 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin