سفارش تبلیغ
صبا

اشک شفق

 

خانه ی دلهاست لبریز عزا
خون بریزد جای اشک از دیده ها

عرشیان نالند چون مرغ سحر
فرشیان ریزند خاک غم به سر

فاطمیه شد همه دلهاست خون
شیعه سرگشته به صحرای جنون

فاطمه (س) با لطف حق معصومه شد
پس چرا از حق خود مغصوبه شد

معنی قران و ایمان است او
بر امیر عشق چون جان است او

معنی نور السماوات است او
معنی مصباح و مشکات است او

باعث ایجاد خلقت فاطمه (س) است
بر تمام دور گردون قائمه است

فاطمه معنای الله الصمد
لم یکن له جز علی کفوا احد

پس چرا رنگ رخش نیلی شده
بر رخ او نقشی از سیلی شده

فاطمه (س) یعنی که دخت مصطفی(ص)
ترجمان وحی و کفو مرتضی(ع)

فاطمه(س) یعنی گل باغ بهشت
اوج تقوا، اوج پاکی در سرشت

رستگارانند با او مومنون
معنی انا الیه راجعون

دشمنان او یکایک کافرند
غوطه ور در آتشند و ابترند

فاطمه(س) محبوبه ی ذات خداست
پاره ای از قلب پاک مصطفی(س) ست

گفت پیغمبر(س) به آواز رسا
هرکه آزردت، بیازرده مرا

فاطمه(س) یعنی که خورشید فلک
خورده از دیو سیاه شب کتک

معنی نور علی نور است او
از پلیدی ها بسی دور است او

او ستون خیمه ی آل عباست
نقطه پرگار اصحاب کساست

می رسد از خانه ی او بوی دود
گشته بازویش ز ضرب در کبود

اوست دریایی پر از درّ و گهر
دختر ختم رسل خیر البشر

او ملقب گشته با خیر النساء
گرد او گردندند اصحاب کساء

او امیر المومنین(ع) را یاور است
دختر احمد(ص) علی (ع) را همسر است

محسن(ع) او کشته ی راه ولی است
ذکر هر روز و شب او یا علی (ع) است

یا علی (ع) ای مومنان را تو امیر
با دو دست بسته دستش را بگیر

 



نوشته شده در چهارشنبه 93 فروردین 6ساعت ساعت 9:10 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

سنگ فتنه، سنگ بغض و کینه ها
در کمین مادر آئینه ها

مادر آئینه ها دخت رسول(ص)
حضرت زهرای مرضیه بتول(س)

فاطمه(س) یعنی همه نور خدا
دختری همتای کل انبیا

فاطمه (س) یعنی همه حسن و کمال
مثل آب چشمه ی کوثر زلال

فاطمه (س) یعنی که از مسمار در
سینه ی مجروح، دستی بر کمر

فاطمه (س) یعنی حمایت از ولیّ
جان خود تقدیم کردن بر علی(ع)

مرغ جانش در جوانی پر گشود
فاطمه (س) یعنی که پهلوی کبود

پاره ی قلب رسول الله(ص)اوست
دختری که مادر باباست اوست

فاطمه (س) تفسیر قران کریم
معنی و تاویل آیات حکیم

مادر هستی است زهرای بتول(س)
کفو حیدر(ع) پاره قلب رسول(ص)

رنگ رخسارش چرا نیلی شده
بررخ او نقشی از سیلی شده

اهل عالم حجت الله است او
بر همه اسرار، آگاه است او

فاطمه (س) یعنی گل باغ بهشت
محسن شش ماهه و آن سرنوشت ...

فاطمه(س) یعنی مناجات و دعا
گریه های نیمه شب، خوف خدا

فاطمه(س) یعنی خلوص و سادگی
بر امیرالمومنین(ع) دلدادگی

هرکه آزرده است قلب حضرتش
تا قیامت باد دائم لعنتش...

 



نوشته شده در پنج شنبه 92 اسفند 22ساعت ساعت 7:25 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

باز باران
غمگنانه
قطره قطره
می چکد از ابر چشمم
تا کند دامان من را
مثل دریا
سینه ام لبریز غصه...
سخت افتاده به جانم
بار غمها
آخر ای یاران
خبر آمد
که جمعی مردم پیمان شکن
پیمان شکستند
از امیرالمومنین(ع) بگسسته
اما
عهد با طاغوت بستند
بین آن دیوار و در
پهلوی زهرا (س) را شکستند
با فشار درب خانه
محسنش را کشته و
 بر صورتش
با ضرب سیلی
نقش بستند
بعد هم
با ریسمان
دستان شویش
حیدر(ع) کرار را
از کینه بستند
سوی مسجد می کشانیدند
حیدر(ع) را
که با تزویر و زور و مکر و حیله
از امیر المومنین(ع)
یعنی علی(ع)
بیعت بگیرند
آی ملت های عالم
دشمنان حضرت زهرای اطهر(ع)
پست پستند
 پست پستند...



نوشته شده در چهارشنبه 92 اسفند 21ساعت ساعت 7:29 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

بر برگ برگ شاخه طوبی کتک زدند
وقتی میان کوچه به زهرا(س) کتک زدند

از پای تا به سر علوی بود فاطمه(س)
بر بند بند اصل تولی کتک زدند

زهرا(س) نگو، بگو که علی(ع) بود پشت در
زیرا به جان حضرت مولا کتک زدند

قران، ورق ورق شده آنجا به زیر پای
بر آیه های کوثر و طاها کتک زدند

آزرده اند پاره ی قلب رسول(ص) را
پیش حسن(ع) به ام ابیها(س) کتک زدند

بشکسته اند بال و پر جبرئیل را
با بغض و کینه چون که به زهرا(س) کتک زدند

از دشمنان آل محمد(ص) بری شدم
گرعده ای به اصل تبری کتک زدند



نوشته شده در یکشنبه 92 اسفند 18ساعت ساعت 7:33 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

آنان که بین کوچه به مادر کتک زدند
بر دختر رسول مطهر(ص) کتک زدند

آنان بنای ظلم و ستم را نهاده اند
آری به برگ لاله ی احمر کتک زدند

مادر چو بود پاره ای از قلب مصطفی (ص)
بی شک به گونه های پیمبر(ص) کتک زدند

عباس(ع) را کنار علقمه آن قوم کشته اند
بالای نیزه نیز بر آن سر کتک زدند

آن ضربه ها به پیکر اسلام خورده شد
اسلام را جماعت کافر کتک زدند

سیلی فقط به صورت زهرا(س) نخورده است
زهرا(س) بهانه بود، به حیدر(ع) کتک زدند

ایجاد انحراف در اسلام کرده اند
بر مسجد و مناره و منبر کتک زدند

زهرا (س) شعاع نور خداوند بود و بس
آن دشمنان به حجت داور کتک زدند

قومی که ابترند به نص صریح حق،
شرم از خدا نکرده به کوثر کتک زدند



نوشته شده در دوشنبه 92 اسفند 12ساعت ساعت 7:36 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

روز میلاد دختر طاهاست
دختری که شبیه یک رویاست

دختری پای تا به سرهمه نور
دختری که ز جنس نور خداست

کوثر پر بهای قران اوست
معنی وحی و ترجمان دعاست

خاتم خاتم النبیین است
آفتاب قدیمی دنیاست

همه نور عالم از رخ اوست
قمر و کوثر است و شمس و ضحاست

کیست این آفتاب عالمتاب
که جهان از وجود او زیباست

فاطمه، طاهره، و صدیقه
انسیه اوست، مرضیه، عذراست

او که هم مادر امامان است
دختر باب و مادر باباست

دل هر شیعه شاد از این مولود
عید میلاد حضرت زهراست

 



نوشته شده در چهارشنبه 92 اردیبهشت 11ساعت ساعت 10:12 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

خون می چکد به دامنم از ابر دیده ام
آخر غم مصیبت زهرا چشیده ام

تابوت مرگ خویش نهادم به شانه ام
بار گران غصه و غم را کشیده ام

چون شمع سوخته در غم زهرای مرضیه (س)
برخاک قبر ام ابیها(س) چکیده ام

کردم شبانه جان و تنم را به زیر خاک
طعنم مزن اگر ز جهان دل بریده ام

از سنگ کینه شاخه طوبی شکسته شد
من هم ز داغ حضرت زهرا (س) خمیده ام

خیر کثیر رفته ز دستم امان امان
صد حیف آه و شیون و ماتم خریده ام

یا فاطمه (س) تو را به خدا، جان محسنت(ع)
تنها مرو نگار به خاک آرمیده ام

صبرم تمام و طاقت من طاق از غمت
خوش باش در بهشت، گل تازه چیده ام



نوشته شده در دوشنبه 92 فروردین 19ساعت ساعت 7:33 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

لب فرو بستن نگفتن تا به کی؟
داغ در سینه نهفتن تا به کی؟

روز شیعه شام اندوه و غم است
کار او اندوه و اشک و ماتم است

در مدینه مرغ دل پر می زند
بر امیر المومنین (ع) سر می زند

غصب شد از حضرت زهرا (س) فدک
نا توان شد جسمش از ضرب کتک

در ره حفظ ولایت فاطمه (س)
شد سپر بهر علی (ع) بی واهمه

کینه بیرون شد در آن روز از غلاف
تا که در دین آورد صد انحراف

منحرف گردید راه مسلمین
گه به چپ می رفت و گه سوی یمین

کینه ها و بغض های دشمنان
کرد طغیان جملگی در آن زمان

نقشه ی نابودی اسلام بود
قتل زهرا (س) اولین اقدام بود

حجت الله است و یار حیدر (ع) است
دین بدون فاطمه (س) بی یاور است

گر که بی یاور شود دین مبین
منحرف گردد به دست مسلمین

از مسیر خویش خارج می شود
زنگ تفریح خوارج می شود

سینه ها در دام غمها مبتلاست
با غم و با درد زهرا(س) آشناست

گرچه پهلویش شکست آن دلغمین
درد او بودی سراسر درد دین

غصه هایش از غم اسلام بود
ناله اش در ماتم اسلام بود

یاس باغ احمدی پژمرده بود
در ره اسلام سیلی خورده بود

پشت و پهلویش اگر بشکسته بود
از غم اسلام او دلخسته بود

بارها فرمود ختم المرسلین (ص)
حق علی(ع) را کرده بر من جانشین

گفت پیغمبر(ص) ولی الله علی(ع) است
او ولی حق و بر من هم وصی است

راه حیدر(ع) راه جمله انبیاست
 پیروی از او اطاعت از خداست

او که معصوم است اولوالامر شماست
طاعت از او مثل طاعت از خداست

او اولوالامر است و فرزندان او
موءمنین سر در خط فرمان او

او فقط باشد امیرالموءمنین
او وصی من امام المسلمین

این همه گفتار پیغمبر(ص) چه سود
دستهای حیدر(ع) اینک بسته بود

درد زهرا (س) درد و رنج حیدر (ع) است
او که تنها مانده و بی یاور است

سینه و پهلو شکست از ضرب کین
تا ولایت باشد و احکام دین

حجت الله است و کفو حیدر(ع) است
بر علی (ع) یاور به قران کوثر است

حاصل عمر رسول الله (ص) اوست
حجت الله و کتاب الله اوست

داغدار او تمام قدسیان
خاک غم بر سر همه کروبیان

سینه سوزان است و دل دریای غم
دامنم از اشک دیده همچو یم

تا قیامت لعنت پروردگار
 بر تمام غاصبان روزگار



نوشته شده در شنبه 92 فروردین 17ساعت ساعت 1:46 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

 

ای دل مرا بگو که تو بیمار کیستی؟
کمتر بسوز سینه، تو تبدار کیستی؟

ای دیده صبر پیشه کن و اشک غم مریز
خون گریه می کنی تو عزادار کیستی؟

کمتر بنال، ناله ی تو از برای چیست؟
با من بگو که شیعه تو غمخوار کیستی؟

رخت سیاه بر تن یاران چه می کند؟
ای رخت غم تو همدم و دلدار کیستی؟

امر خداست تا که صبوری کند علی(ع)
خیبر شکن تو  محرم اسرار کیستی؟

از میخ در گلایه کنم یا که از جدار؟
ای پهلوی شکسته طلبکار کیستی؟

پهلوی تو شکسته و نیلی است صورتت
ای دختر رسول(ص) در آزار کیستی؟

اسرار فاطمیه اگر بر ملا شود
معلوم می شود که تو بیزار کیستی؟



نوشته شده در چهارشنبه 92 فروردین 14ساعت ساعت 11:43 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

مردم شهر چرا حال پریشان دارند؟
رخت غم بر تن خود، دیده ی گریان دارند

نکند صبح قیامت شده و روز جزاست
که همه پیر و جوان ناله و افغان دارند

دامن از اشک دو دیده شده همچون دریا
داغ سنگین به دل و رنج فراوان دارند

خبر این است شهیده شده زهرای بتول (س)
همه داغ غم آن نیّر تابان دارند

آنچنان داغ عظیم است که در عرش خدا
قدسیان نیز همه سر به گریبان دارند

شرح حال غم زهرا (س) به بیان آسان نیست
که نه یک غصه که صد بلکه هزاران دارند

غم غصب فدک و غصب ولایت هر دو
غم تنهایی حیدر(ع) غم هجران دارند

پهلوی فاطمه(س) بشکسته و نیلی رخ اوست
غم زینب(س) ، غم محسن(ع) ، غم طفلان دارند

به خدا معنی قران به جز از فاطمه(س) نیست
دشمنانش عجبا تکیه به قران دارند

گفتم این غصه و اندوه تداوم دارد ؟
گفت تا مردم این شهر به تن جان دارند



نوشته شده در چهارشنبه 92 فروردین 14ساعت ساعت 7:48 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر بدهید

طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin