سفارش تبلیغ
صبا
 

اشک شفق

 
 

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (61)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (130)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (75)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (21)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (111)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (3)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (7)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (15)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (4)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (37)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (9)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (3)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (12)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (157)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (97)

سروده های دیگر (74)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 420897
بازدید امروز :81
بازدید دیروز : 173
تعداد کل پست ها : 827

 

وفات کریمه ی اهل بیت ع

 

دوباره وقت عزا شد دوباره موسم غم شد
لباس غم به تن آسمان و لوح و قلم شد

عزای کیست؟ عزای امید حضرت موسی(ع)
عزای کیست؟ عزای عزیز حضرت زهرا(س)

عزای دختر موسی(ع) عزای خواهر قران
عزای معنی تقوا عزای گوهر ایمان

عزای وارث عز و شرافت است و کرامت
 عزای اسوه ی زهد و نجابت است و طهارت

عزای آن که پدرهم به او سلام نموده است
امام رضا(ع) به بانو صد احترام نموده است

عزای دخت پیمبر(ص) به پا شده است دوباره
لباس غم به تن انبیا شده است دوباره

عزای آن که حریمش حریم شور و شعور است
همان که مرقد پاکش حریم نور و حضور است

حریم او حرم یازده امام شهید است
برای ما حرم او حریم صبح امید است

عزای زینب ثانی عزای دخت بتول(س) است
عزای میوه ای از میوه های قلب رسول(ص) است

عزای آنکه زیارت کنند انبیا حرمش را
خریده اند ملایک به جان خویش غمش را

عزا عزاست، عزای تجلی گل زهرا ست
عزای حضرت معصومه(س)است، ماتم عظماست

تمام اهل سماوات ز غصه سر به گریبان
تمام اهل زمین در غمش به ناله و افغان

به سر زنید عزیزان ز داغ عمه ی سادات
همان که خاک مزارش همیشه قبله ی حاجات

زنند درغم او قدسیان به سینه و بر سر
نشسته است به غم در بهشت دخت پیمبر

به شام زینبیون راهیان بزم شرابند
ولی اهالی قم  غصه دار و دیده پر آبند

عزای حضرت معصومه(س) است، موسم غم شد
دلم دوباره روان سوی قم، کنار حرم شد



یکشنبه 97 آذر 25 | نظر

 

ابوالمهدی(عج)

کبوتر دل ما باز هم هوایی شد
ز بیخودی بخود آمد سپس خدایی شد

رسید مژده که میلاد عسکری (ع) آمد
به شوق دیدن دلدار سامرایی شد
---
هزار شکر که مثل تو رهبری دارم
میان لشکر دین چون تو افسری دارم

اگر که آرزوی جنت است در سر من
هوای خوردن انگور عسکری دارم
---
شیعه از روز ازل مولا و رهبر داشته
بر سر خود آسمانی پر ز اختر داشته

چهارده خورشید تابان رهنمای راه اوست
از ازل شافع برای روز محشر داشته
---
شیعیان تبریک میلاد امام عسکری است
هست دین انگشتر و او گوهر انگشتری است

اوست خورشیدی که عالم از وجودش روشن است
معنی نور علی نور است و تاج هر سری است
---
ملک هستی از قدوم او چراغانی شده
ورد لبهای ملک آیات قرانی شده

اهل عالم دست افشانند و پا کوبان همه
دل پر از شادی و چشم از شوق بارانی شده
---
دوباره شمس درخشان دیگری آمد
به باغ دین گل خندان دیگری آمد

برای آنکه شناسیم حق و باطل را
هزار شکر که فرقان دیگری آمد
---
کیست این آقای نورانی؟ ابوالمهدی(عج) است این
چیست این آیات قرانی؟ ابوالمهدی(عج) است این

این که از نور جمالش روز روشن شد جهان
مظهر انوار رحمانی ابوالمهدی(عج) است این



پنج شنبه 97 آذر 22 | نظر

 

حضرت عبدالعظیم

فخر شیعه حضرت عبدالعظیم
سیدی والامقام است و کریم

گفت با آن سید والا مقام
در پیامی پیشوای خاص وعام

شمس طوس و پیشوای هشتمین
در پیام خود بفرمود اینچنین

شیعیانم را رسان از من سلام
بعد با آنها بگو با احترام

تو بگو با شیعه ای مرد کریم
در کمین بنشسته شیطان رجیم

راه را بر مکر شیطان سد کنید
پیروی از حیدر(ع) و احمد(ص) کنید

راستگو باشید و رهپوی علی(ع)
بال بگشائید در کوی علی (ع)

گو امانت دار باشند و امین
یار هم باشند جمله متقین

گو که خاموشی همانند طلاست
در جدل اما دو صد ظلم و بلاست

شیعیان باید که یار هم شوند
مثل گلها سایه سار هم شوند

عاشق دیدار یکدیگر شوند
سامع گفتار یکدیگر شوند

هر که باشد شیعه ی آل رسول(ص)
می کند شرط ولایت را قبول

هرکسی افتد به جان دیگری
کرده او با دشمنان هم سنگری

خشمگین هرکس کند یاران ما
گوئیا پژمرده او بستان ما

هر کسی پژمرد بستان ولا
ریزدش بر سر دو صد سنگ بلا

او در این دنیا کشد صدها عذاب
در قیامت هم  برایش صد عقاب

می وزد بر باغ او باد خزان
در قیامت هم ندارد جز زیان

هر که نیکو کار شد بخشوده شد
از غم و درد جهان آسوده شد

هر که مشرک شد به غم شد مبتلا
در دو عالم بر سرش سنگ بلا

هر که قصد بد برای شیعه داشت
یا اگر تخم نفاق و کینه کاشت

نیست ایزد بی گمان راضی از او
توبه، توبه ، توبه اش کاری نکو

هر که باشد او گرفتار گناه
نامه ی اعمال او گردد سیاه

روح ایمان از دلش بیرون شود
کافر و ملحد شده ملعون شود

دوستی با ما نخواهد داشت او
گر چه او باشد همیشه با وضو

روز رستاخیز و هنگام حساب
رو سیاه و نامه خالی از ثواب

یکه و تنها و بی یار و حبیب
از ولای ما ندارد او نصیب

می برم بر حق پناه از این عمل
فکر عقبا باش پس قبل از اجل

شیعه باید پیروی از ما کند
اقتدا بر حیدر(ع) و زهرا(س) کند

پای بگذارد به جای پای ما
گوش بسپارد به حرف رهنما

هر که در حرف و عمل شد یار ما
دست او گیریم در روز جزا

شیعه ای که رهرو مولا شود
آبروی حضرت زهرا(س) شود

بذل و بخشش می کند در راه دین
دست یاری می دهد با موءمنین

در سرش شوق لقای دوستان
با همه همسایگانش مهربان

رهرو راه امام صادق(ع) است
روز و شب فکر رضای خالق است

هر که راضی شد ز کردارش خدا
می چشد از چشمه ی آب بقا



دوشنبه 97 آذر 19 | نظر

 

پایان خوش

دو دست و نیمه شب و ذکر ربنایی که...
من و خدای من و حالت دعایی که...

مریض درد فراق و دو چشم خون آلود
و از خدا طلب شیشه ی دوایی که...

درست تا به خود صبح با خدا بودن
دلی ز نور خدا پاک و با صفایی که...

درست وقت سحر ذکر یا علی(ع) گفتن
دلی به عشق علی(ع) سخت مبتلایی که...

به راه آل علی(ع) جان و سر فدا کردن
میان شط پر از خون سر شنایی که...

طریق عشق پر از مشکلات و سختی هاست
هزار درد و غم و رنج و صد بلایی که...

در این طریق خوش آن کس که رهنما دارد
کسی که اوست به ما یار و رهنمایی که...

چراغ نیمه شب و رهنمای ما مهدی (عج) است
که رهنمای طریق است و مقتدایی که...

دو دیده منتظرش بوده در تمامی عمر
ندیده برده دل از شیعه دلربایی که...

به یک طرف همه عالم به سوی دیگر او
که اوست معدنی از گوهر طلایی که...

خدا کند دم آخر جمال او بینم
که نیست خوشتر از این هیچ انتهایی که...



پنج شنبه 97 آذر 15 | نظر

 

غم هجران

ماه را در شب تاریک ندیدن سخت است
در همه عمر غم هجر کشیدن سخت است

گر که محروم ز دیدار رخ یار شوی
وصف دلدار ز اغیار شنیدن سخت است

آتش هجر خدایا همه جانم را سوخت
جام غم ازغم دلدار چشیدن سخت است

غم بی یاوری و بارغم هجر به دوش
چون کمان از غم دلدار خمیدن سخت است

گر چه دلدارهمین جاست کنارم شب و روز
پس چرا تا بر دلدار رسیدن سخت است؟

قیمت یار گران است و دراهم معدود
ددست ما خالی و دلدار خریدن سخت است

بشکند گر که پر و بال نشاید پرواز
مرغ را بی پر و بی بال پریدن سخت است

دل خود را بسپاری به کسی گر همه عمر
همه را دیدن و دلدار ندیدن سخت است



پنج شنبه 97 آذر 8 | نظر

 

رباعی صلوات

بر احمد(ص) و بر امام صادق(ع) صلوات
بر نور خدا، روح حقایق صلوات

بی راهنما راه سعادت گم بود
بر رهبر و مرشد خلایق صلوات
---
بر احمد و مصطفای امت صلوات
بر صادق (ع) و مقتدای امت صلوات

بی رهبر و رهنما جهان بی معناست
بر رهبر و رهنمای امت صلوات
---
 بر منتخب خدای اعلی صلوات
بر حضرت صادق گل زهرا(س) صلوات

چون عید ولادت رسول است و امام
بر رهبر و رهنما و مولا صلوات
---

بر رهبر تک تک خلایق صلوات
بر روح دعا امام صادق(ع) صلوات

میلاد پیمبر(ص) است و میلاد امام
با صوت جلی بر این حقایق صلوات



شنبه 97 آذر 3 | نظر بدهید

 

میلاد نور

تا اوج آسمان به سوی حق دوید و بعد
پژواک عاشقانه ی حق را شنید و بعد

در آن شب قشنگ ز بستان عاشقی
صدها سبد گل مهتاب چید و بعد

با جلوه جمال خودش وقت نیمه شب
او پرده ی نمایش شب را درید و بعد

پرهای جبرئیل کم آورد پیش او
وقتی به سوی حضرت سبحان پرید و بعد

اول خدا به لطف خود او را بیافرید
با ناز او سپس دو جهان آفرید و بعد

هر عاقلی که وصف جمالش شنیده است
دیوانه وار دست خودش را برید و بعد

در راه اعتلای بشر در تمام عمر
بر جان خود بلا و مصیبت خرید و بعد

از ما خطا و جرم فراوان بدید لیک
با اذن حق به هر گنهی خط کشید و بعد

هر کافری که وصف کمالات او شنید
دل را به او سپرد و شد او را مرید و بعد

مجذوب او شدند همه اهل آسمان
در خاک هم گروه زیادی شهید و بعد

هر جا که نام حضرت او از لبی چکید
صد دل برای حضرت او می تپید و بعد

دادند دل به او همه ی کودکان شهر
دل برده است از پدر مو سپید و بعد

حلال مشکلات بشر هست نام او
روز ولادتش شده بر شیعه عید و بعد

کوشید تا رضا شود از او خدای او
چون او محمد(ص) است، خدا هم حمید و بعد

میلاد باسعادت صادق(ع) مبارک است
این آن محمدی است که آئینه دید و بعد



شنبه 97 آذر 3 | نظر بدهید

 

محمد صلی الله علیه و آله

قمری به سر شاخه غزلخوان محمد(ص)
جبریل امین قاری قران محمد(ص)

هر جا گذری رحمت حق گشته فراوان 
گسترده شده سفره احسان محمد(ص)

آهوی زمین، مرغ هوا، ماهی دریا
 هستند همه ریزه خور خوان محمد(ص)

خورده سند عالم هستی چو به نامش
پس عالم و آدم همه مهمان محمد(ص)

برده دل و دین از همه با خلق نکویش
عالم همه مات لب خندان محمد(ص)

خورشید جهانتاب زده تکیه به کوهی
محو رخ رخشنده و تابان محمد(ص)

ای شیعه تو خوش باش که پیروز تو هستی
ماندی تو فقط بر سر پیمان محمد(ص)

ما را چه نیازی به می و میکده باشد
مستیم ز جام می چشمان محمد(ص)

هم رحمت و هم موهبت واسع حق است
ما شیعه ی عشقیم و مسلمان محمد(ص)

گردیده در او حق و حقیقت متجلی
عالم همه سرگشته و حیران محمد(ص)

او ترجمه ی ساده ی ایمان و یقین است
ما دلشده ی گوهر ایمان محمد(ص)

نشناخته بی شک به خداوند خدا را
آن کس که نشد طفل دبستان محمد(ص)

خوش آن که به جز راه محمد(ص) نرود هیچ
یعنی که شده بوذر و سلمان محمد(ص)

ما شاه جهانیم و دو عالم همه از ماست
هستیم غلامی ز غلامان محمد(ص)



سه شنبه 97 آبان 29 | نظر

 

اللهم العن صنمی قریش

ترجمه منظوم ذکر قنوت حضرت امیرالمومنین علی(ع)
در لعن دو بت و سرکرده قریش (جبت و طاغوت)
 

بفرست ای اله و ای محمود
به محمد(ص) و آل او تو درود

همه عالم غریق رحمت تو
بر دو بت از قریش لعنت تو

جبت و طاغوت این دو بت هستند
دو بتی که به مثل هم پستند

این دو سر کرده ی ضلالت را
لعن کن ای خدای بی همتا

لعن کن دختران ایشان را
زان که بشکسته اند پیمان را

از تو امر و از این دو بت انکار
تویی از این دو بت بسی بیزار

وحی را هم قبول نا کردند
به رسولت بسی جفا کردند

دین حق واژگون شد از ایشان
این ستم پیشگان و بد کیشان

شد به دست منافقان کثیف
آیه های تو یک به یک تحریف

ظلمها کرده این دو بت به بشر
حکم دین زین دو بت نداده ثمر

این جماعت که از تو بگسستند
همه با دشمنان به پیوستند

شهرها یک به یک شده ویران
خانه های فساد آبادان

هر که در دام این دو بت افتاد
شد اسیر تباهی و بیداد

لعنت کردگار بی همتا
بر همه پیروان این بتها

خانه وحی گشته ویرانه
بسته شد ، قفل شد در خانه

خانه وحی سقف بشکسته
دستهای وصی به هم بسته

واژگون گشته سقف این خانه
ظاهر و باطنش چو ویرانه

اهل خانه ز بیخ برکندند
کودکان را چو مرغ پر کندند

شد تهی منبر نبی ز وصی
ای خدا،بت نشسته جای نبی

منکران امامتند این قوم
گمره و در ظلالتند این قوم

غرق در باتلاق گناه عظیم
جایشان قعر دوزخ است و جحیم

در جهنم درون چاه سقر
جایشان ده بدون راه مفر

ای خدا زان عذابشان بچشان
که بود فوق درک هر انسان 
 

هرچه بنموده اند این دو بدی
لعنشان کن تو لعنتی ابدی

منکران حقیقتند این دو
دشمنان شریعتند این دو

ظالمانه به روی هر منبر
خوانده خود را به مسلمین رهبر

هر دوشان از نفاق سر شارند
با وصی نبی به پیکارند

با منافق جلیس و همکارند
مومنین زان دو بت در آزارند

راستگویان از آن دو آزرده
کافران نفع زین میان برده

هر امام به حق که شد مقهور
کرد تغییر واجبی که به زور

ناپسندی که شد پسندیده
بس دلایل که گشت نادیده

خون و خونابه ها که شد جاری
حق شناسان اسیر بیگاری

نیک ها زشت و زشت ها زیبا
جلوه وارونه داده حکم خدا

 ارث ها را به زور می بردند
مال مردم به زور می خوردند

بس غنیمت که ملک خود کردند
بس حرامی که این دو بت خوردند

خمس ها صرف غیر اهلش شد
حکم نا اصل عین اصلش شد

هر ستم گشت گسترانیده
هر نفاقی نهان شد از دیده

هرچه نیرنگ کرده اند آنها
وعده ها داده شد بدون وفا

هر امان نامه ای که شد امضا
حاصلش بود ظلم و جور و جفا

بگرفتند جان انسانها
بشکستند جمله پیمانها
 

هر حلال خدای گشته حرام
هر حرامی شده حلال مدام

هر چه پهلو که پاره گردیده
غنچه هایی که چیده شد چیده

استخوانی که گشته بشکسته
هر سند، پاره پاره، سر بسته

اجتماعی که شد پراکنده
دختری که به گور شد زنده

بس عزیزی که خوار شد زانها
پست و بی اعتبار شد زانها

خوارها هم بسی عزیز شدند
غوره بودند و چون مویز شدند

صاحب حق زحق خود محروم
راستگو در مرامشان محکوم

حکم حق جلوه یافت وارونه
بر بشر ظلم شد دو صد گونه

کفر ورزی هر آن که شد صفتش
با امام به حق شود مخالفتش

داده شد آیه های حق تغییر
شان آیات و معنی و تفسیر

ترک واجب چو شد پسندیده
ریشه باغ دین بخشکیده

از پیمبر گلایه ها کردند
منع اجرای آیه ها کردند

حکم حق بی نتیجه شد زآنها
بشکستند عهد و پیمانها

ادعا ، ادعای حق گویی
راه اما ره ستم جویی

این دو سر کرده صف باطل
کرده انکار شاهد عادل

فکرشان خدعه کارشان نیرنگ
با حقیقت، حقیقتاً در جنگ

وارد دین بسی خیانت شد
بس جفاها که بر دیانت شد

نقشه ها بهر قتل پیغمبر (ص)
شد بدست دو یار و همسنگر

مشکهایی که خشک غلطاندند
لغوهایی که بر زبان راندند

بس تقلب که زاندو شد ظاهر
بس نجاست که خوانده شد طاهر

شده تضییع بس وصیتها
شوم بوده است هر چه نیتها
 

ای خداوند آگه از اسرار
لعن کن آن دو یار را بسیار

در تمام لیالی و ایام
لعنشان کن خدای من تو مدام 
 

لعنتی که نباشدش پایان
از خداوند باد بر ایشان

هر که یار است و یاور آنها
یا که تسلیم باور آنها

هر که امداشان نموده دمی
رهرو راهشان شده قدمی

هر که در سر هوایشان دارد
در دلش گر که جایشان دارد

مهر این دو هر آن که در دل داشت
باغ آتش برای خود می کاشت

ای خداوند خالق دو جهان
از عذابت به جمعشان بچشان

از عذابی که جمله دوزخیان
زان عذابند استغاثه کنان

لعن کن ای خدای عالمیان
هر که با این دو گشت هم پیمان

از عذاب الیم و بی پایان
دم بدم بر مشامشان بچشان

لعن فرما خدا، یکایکشان
واز عذابت به جمعشان بچشان
 

 



پنج شنبه 97 آبان 24 | نظر

 

شهید سامرا

همچو ابر بهار می گریم در عزای شهید سامرا
روز و شب زار زار می گریم از برای شهید سامرا

دست غم می زنم به سر زغمش تا که جانم ز تن برون آید
جان چه باشد که عالم هستی به فدای شهید سامرا

همه دارایی دوعالم را داده بر من خدای بی همتا
چون که افتاده بر سرم سایه از لوای شهید سامرا

همه ی درد های عالم را می خرم من به جان خود ز غمش
تا که درمان کنم همه را با دوای شهید سامرا

هر که آمد به زیر پرچم او ارجمند و گران بها بشود
عزت شیعیان ز اعجاز کیمیای شهید سامرا

شکر یارب که شیعه ی اویم در تلاشم  که راه او پویم
شکر یارب که بوده ام همه عمر مبتلای شهید سامرا

مثل اجداد طاهرینش او معدن فضل و جود و احسان است
ای خوشا آن که فیض بگرفته از سخای شهید سامرا

می کشم گرچه انتظار فرج در همه عمر خود یقین دارم
می رسد عاقبت زمان فرج با دعای شهید سامرا

همه ی سعی و کوششم این است که شود او ز دست من راضی
که رضای خدای بی همتاست در رضای شهید سامرا

حضرت جبرئیل می خواند روضه از داغ عسکری امشب
عرشیان جمله تسلیت گویند به خدای شهید سامرا

کرده واجب محبت او را حضرت حق به مردم دنیا  
من نفس می کشم خدا را شکر با ولای شهید سامرا

چشمه چشمه ز چشم می ریزم خون دل را ز داغ حضرت او
همچو ابر بهار می گریم در عزای شهید سامرا



دوشنبه 97 آبان 21 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin