سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

 
 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (69)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (144)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (80)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (24)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (121)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (4)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (9)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (19)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (7)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (38)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (12)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (5)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (14)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (180)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (102)

سروده های دیگر (94)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 488904
بازدید امروز :38
بازدید دیروز : 253
تعداد کل پست ها : 930

 

اربعین

گریه کن گریه که آمد اربعین
باز هم رنگ عزا دارد زمین

رنج و درد و ناله و ظلم و ستم
تاول و زخم زبان و آه و غم

یک بیابان ناله یک دنیا عزا
کودکان و ناله ی واحسرتا

هر چه بادا باد با حالی غمین
شرح کوتاهی دهم بر اربعین

اشک و آه و اضطراب کودکان
ناله ی جانسوز هر پیر و جوان

راه طولانی و درد و رنج وغم
سیلی و شلاق و بیداد و ستم

بر سر نیزه سر خورشید و ماه
پای نیزه ناله و افغان و آه

عرض حالی با برادر داشتن
پرچم اسلام را افراشتن

یک حسین(ع) و یک جهان دل نزد او
یک برادر بی نهایت آبرو

نذر چشمان ابوالفضل(ع)رشید
اشک چشم خواهری،مویی سپید

آه و درد و ناله های زینبی
بر سر نیزه سر سرو سهی

روزها تاریک و ظلمانی شدن
هرچه آبادی است ویرانی شدن

برگ و بار باغ از غم سوختن
آتشی در سینه ها افروختن

عشق بازی با خداوند جلیل
سر به فرمان خدا مثل خلیل

یاد ها و خاطرات تلخ راه
روی نیزه دم به دم سمت نگاه

ناخدای کشتی طوفان زده
یک جهان غم یک جهان ماتمکده

اشک و آه و ناله های جانگزا
سنگ خوردن در میان کوچه ها

راه رفتن پا برهنه روی خاک
سر روی نیزه بدن ها چاک چاک

برگ ریزان بود و گلها ریختند
ماه را بر شاخه ها آویختند

عاقبت آمد خزان ای دوستان
چیده شد گلهای سرخ بوستان

یاری اسلام قران کرده اند
بذل جان در راه ایمان کرده اند

نهضت اسلامیان جاوید باد
یاء و سین و کهیعص



جمعه 98 مهر 26 | نظر بدهید

 

مسافر کربلا

حسین(ع)عزیز فاطمه(س) هستی من فداته
خیلی خوشم جان و دلم زائر کربلاته

هر قدمی بر می دارم می بینمت رو نیزه
نگاه معصومانه ات به پای زائراته

هر تاولی که می زنه به پای زائرانت
نمادی از مصیبتهای سخت بچه هاته

هر موکبی که رفتم و آب و غذایی خوردم
عشق حقیقی را دیدم که بین عاشقاته

یه زائری که پا نداشت کشون کشون می اومد
می گفت حسین فاطمه(س)آرزو من رضاته

یه زائری هر دو تا چشمش نابینا بود اما
می گفت که عشق من فقط حرم با صفاته

یه زائری به یاد تو آب نمی خورد توی راه
آقای من زائر تو ببین چه جور فناته

هر جا به مشکل می خوریم داد می زنیم یا حسین(ع)
نام قشنگت آقا جون حلال مشکلاته

شهید راه حق شدی با لب تشنه آقا
چشمه ی چشم زائرات که دجله و فراته

حضرت عباس(ع) و بگو باز کنه در به رومون
اذن دخول حرمت تو دستای کاکاته

خاکای کفش زائرات دوای صدتا درده
این جور مریض شفا دادن فقط ز معجزات

مریضای جواب شده از تو شفا می گیرند
شفای دردای بشر تو گنبد طلاته

زقتل تو حرارتی در دل مومنین است
که سرد و خاموش نمی شه این قدرت خداته

فرق علی(ع) شکسته شد ز شدت عدالت
عالم هستی به فدات که رهبرت باباته

همه میخوان فدات بشن تا که بقا بگیرند
خلاصه هر زائر تو یه جوری مبتلاته

ما از نجف تا کربلا تاول زده پاهامون
آقا خودت برو به شام رقیه(س)چشم به راته



سه شنبه 98 مهر 23 | نظر بدهید

 

حل معما

یک بار دگر دلم هوایی شده است
تا اوج فلک رفته خدایی شده است

همراه تمام سینه سوزان جهان
با پای پیاده کربلایی شده است
---
ویرانه شبی بزم عزاداری شد
اطفال یتیم کارشان زاری شد

می خواند رقیه(س) روضه ی بابا را
از چشم فلک چشمه ی خون جاری شد
---
کار من و دل بی سر و بی سامانی است
از موج بلا و غم دلم طوفانی است

من بهر پدر سفره ی دل بگشایم
چون دست تهی و شب شب مهمانی است
---
با درد و غم و بلا مدارا کردند
بزم غم و درد و رنج برپا کردند

اسلام نبی به دستشان احیا شد
آنان همگی کار مسیحا کردند
---
سیمای پدر را چه تماشا می کرد
با راس پدر، رقیه(س) نجوا می کرد

سرّی است نهان در سر خونین پدر
 در نیمه ی شب حل معما می کرد



چهارشنبه 98 مهر 10 | نظر

 

شعر شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

گریه کمتر کن که هنگام سحر خواهد رسید
بعد از این ظلمت تو را قرص قمر خواهد رسید

بعد عاشورا اگر ایام تلخی داشتی
غم مخور ایام چون شهد و شکر خواهد رسید

ای که پاهای تو شد آزرده از خاشاک دشت
بهر پاهایت دوایی مختصر خواهد رسید

عمه می گوید که بابای تو باشد در سفر
گریه کمتر کن که بابا از سفر خواهد رسید

بی خبر هستی اگر از حال بابا غم مخور
هاتفی با کوله باری از خبر خواهد رسید

گریه کمتر کن که بابا می شود مهمان تو
رو به استقبال چون آسیمه سر خواهد رسید

بسکه دارد شوق دیدار تو را بابای تو
جای با پا آمدن با سر پدر خواهد رسید

راس بابای تو را در یک طبق می آورند
چون سری ارزنده تر از صد گهر خواهد رسید

بوده آن سر بر سر نی گر نشان سنگها
در طبق ایمن ز هر خوف و خطر خواهد رسید

چون که سیلی خورده ای در پیش چشمش بارها
اشک او را پاک کن، با چشم تر خواهد رسید

گاه بوده در تنور و گاه هم در طشت زر
خورده چوب خیزران در طشت زر خواهد رسید

راس بابا را نوازش کن در این ساعات شب
صبح نزدیک است و هنگام ظفر خواهد رسید



سه شنبه 98 مهر 9 | نظر

 

عزادار رقیه سلام الله علیها

جبریل نشسته سر بازار رقیه(س)
عیسای نبی هست خریدار رقیه(س)

پوشیده به تن رخت عزا حضرت موسی(ع)
با نوح نبی هر دو عزادار رقیه(س)

ایوب ز کف داده شکیبایی خود را
زد دست عزا بر سر و شد زار رقیه(س)

در عرش الهی به دو صد شوق ملائک
 پروانه صفت بر خط پرگار رقیه(س)

چون شوق ملاقات رقیه(س) به سرش بود
   با سر پدرش آمده دیدار رقیه(س)

عباس(ع) که افتاده دو دستش به روی خاک
سر بر سر نی گشته علمدار رقیه(س)

جان داد که آئین خدا زنده بماند
آئین خداوند بدهکار رقیه(س)

از عطر خوشش عالم هستی شده گلبو
فردوس گل گلشن و گلزار رقیه(س)

از نور وجودش شده روشن همه عالم
خورشید شعاع مه رخسار رقیه(س)

با این همه فضل و کرم و لطف و عنایت
هستند گروهی پی انکار رقیه(س)

«با آل علی(ع) هر که در افتاد ور افتاد»
بنگر که خدا هست نگهدار رقیه(س)



یکشنبه 98 مهر 7 | نظر بدهید

 

ماه محرم تمام شد

نی ناله کن که ماه محرم تمام شد
عیش و سرور تا به قیامت حرام شد

در زیر نیزه ها شده مدفون تن حسین(ع)
در گرد پیکرش بنگر ازدحام شد

راس حسین(ع) کعبه حاجات زینب(س) است
زینب (س) کنار کعبه و در استلام شد

در بند ظلم، آل علی(ع) در اسارتند
یک کاروان عزا به سوی شهر شام شد

از هر دیار و شهر که این کاروان گذشت
سرها نشان سنگ ز هر پشت بام شد

نی ناله کن که جمع نوامیس اهل بیت(ع)
در معرض نگاه خواص و عوام شد

زینب(س) اسیر  بند غم بی برادری است
یک عمر داغ و درد و غم او را طعام شد

آمد به گوش نغمه ی قران ز روی نی
قران بخوان که شب شب قدر صیام شد

باید که داد هستی خود را برای دین
از کربلا به شیعه خطاب این پیام شد

نی ناله کن که سوخت سراپای ملک دین
زان آتشی که شعله کشان از خیام شد

در پای نیزه زینب(س) مظلومه خون گریست
چون روضه خوان بزم عزایش امام شد

از منبر غدیر محرم شروع شد
بالای نیزه ماه محرم تمام شد 



چهارشنبه 98 مهر 3 | نظر

 

سردار

بر صفوف دشمنان می تاخت سردار رشید
دشمنان را سرنگون می ساخت سردار رشید

چشم او افتاد چون بر کودکان تشنه لب
از خجالت سر به زیر انداخت سردار رشید

پای نیزه دید خواهر را اسیر بند غم
زین مصیبت رنگ خود را باخت سردار رشید

کودکی از ناقه می افتاد بر روی زمین
روی نی با درد او می ساخت سردار رشید

کرد اهدا هستی خود را به مولایش حسین(ع)
 بر برادر دین خود پرداخت سردار رشید

با دو دست خود که از پیکر جدا افتاده بود
پرچم اسلام را افراخت سردار رشید



شنبه 98 شهریور 30 | نظر

 

چشم تو

باغ بهشت جلوه ی گلزار چشم توست
روح الامین انیس و گرفتار چشم توست

دادی تمام هستی خود را به راه دوست
صد آفرین به شیوه ی ایثار چشم توست

ای افسر سپاه و علمدار کربلا
مولای تو حسین(ع) علمدار چشم توست

چشمان تو ربوده دل از اهل آسمان
جبریل محو و مات و گرفتار چشم توست

ای تکیه گاه ارض و سما دستهای تو
این معجز از کرامت معمار چشم توست

صد لشکر از نگاه تو گردیده تار و مار
دنیا دچار بهت ز پیکار چشم توست

دین است زنده از مدد چشمهای تو
دین زیر بار دین و بدهکار چشم توست

از نور چشمهای تو عالم منور است
خورشید شمع و پرتو  رخسار چشم توست

چشمان تو ز تیر ستم گشته پر زخون
آقا دو چشم شیعه عزادار چشم توست

چشم انتظار مهدی زهراست عالمی
مهدی(ع) همیشه بر سر بازار چشم توست



شنبه 98 شهریور 16 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin