سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

گلستان محمد صلی الله علیه و آله و سلم

عطر گل محمدی

بازی

دوستی کودکانه

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (75)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (154)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (90)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (27)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (139)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (5)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (11)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (22)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (9)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (41)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (14)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (7)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (16)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (199)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (119)

سروده های دیگر (109)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 561751
بازدید امروز :157
بازدید دیروز : 176
تعداد کل پست ها : 1041

 

گلستان محمد صلی الله علیه و آله و سلم

بر مشامم می رسد عطر گلستانت محمد(ص)
روشنی بخشیده جان را نور چشمانت محمد(ص)

اشک شوق از دیده ام در روز میلاد تو جاری است
آب یاری می کنم گل های گلدانت محمد(ص)

 شد ربیع الاول از یمن قدومت ماه رحمت
خنده ها گل کرد در فصل بهارانت محمد(ص)

با تبسم های خود دل می بری از اهل عالم
جان این عالم فدای روی خندانت محمد(ص)

عقل کل هستی و مدهوش تو باهوشان عالم 
یوسف کنعان شده مبهوت و حیرانت محمد(ص)

از شعاع نور رویت هر دو عالم گشته روشن
هر دو عالم وامدار شمس تابانت محمد(ص)

ابر رحمت هستی و خرّم شد عالم از وجودت
شد کویر جان ما خرّم ز بارانت محمد(ص)

آیه های وحی و عترت یادگاران تو هستند
اهل و بیت(ع) تو همه معنای قرآنت محمد(ص)

پای تا سر معنی ایمان و تقوا و یقینی
الگوی هر مؤمنی تقوا و ایمانت محمد(ص)

مقصد تو کوی یار و راه تو راه سعادت
ای خوشا آن شیعه ای که شد مسلمانت محمد(ص)

جلوه گر شد نور تو در صادق آل محمد(ص)
جعفری مذهب شدیم از لطف و احسانت محمد(ص)

بسته ام عهد مودّت با شما از روز اوّل 
بر ندارم دست از این عهد و پیمانت محمد(ص)

امر فرما تا که تقدیمت کنم جان و سرم را
سر به فرمان توام ای جان به قربانت محمد(ص)

ریزه خوار سفره ی احسان تو بودم همه عمر
 کاشکی باشم به جنّت بر سر خوانت محمد(ص)



شنبه 99 آبان 10 | نظر بدهید

 

عطر گل محمدی

ز عطر حضرت احمد(ص) کران تا بیکران پر شد
زمین گل بو شد و از عطر او هفت آسمان پر شد
گلی کز مقدم او باغ و راغ و گلستان پر شد
ببردم نام او از عطر نام او دهان پر شد

محمد(ص) آمد و فخر تمام اهل دنیا شد
به اوج آسمان جبریل سرگرم تماشا شد
چو خورشیدی فروزان تا جمال او هویدا شد
ز نور روی احمد(ص) جان و قلب عاشقان پرشد

ندیده هیچکس رویی بدین خوبی و زیبایی
چو ماه چارده رویش قشنگ است و تماشایی
«گریبان چاک کرد از مقدم او طاق کسرایی
زمان خالی شد و دریاچه های باستان پر شد»

زمینی بود اما آسمانی تر ز صد خورشید
ز نور روی او بر هر دو عالم نور می تابید
پر از عشق و صفا بود و لبالب چشمه ی امید
همه عالم به وصف چهره ی آن مهربان پر شد 

خبر دادند انسان را که هنگام نماز آمد
بخوان آوای خوشبختی که خورشید حجاز آمد
«خبر دادند سیمرغی ز کوه طور باز آمد
که از آوای سرشارش تمام آشیان پر شد»

تمام  عاقلان یک باره گردیدند مجنونش
تمام آهوان سرگشته ی صحرا و هامونش
«چنان مضمون صفت بود آن دو چشمان غزل گونش
که تا یک پلک زد دیوان جان شاعران پرشد»

لبش شیرین تر از قند و عسل بود و چشیدن داشت 
گل زیبای روی حضرت احمد(ص) خریدن داشت
«طواف لاله گرد کعبه ی آیینه دیدن داشت
شبی که مکه از نام محمد(ص) ناگهان پرشد»



پنج شنبه 99 آبان 8 | نظر بدهید

 

بازی

منم آن طفل بی پروا که با خنجر کنم بازی
که با لبخند شیرین با دل مادر کنم بازی 

من از جام لب ساقی شدم مستی می آلوده
منم میخاره ی مستی که با ساغر کنم بازی

اگر از عشق و از ایمان نشد لبریز جام من
یقین دارم که با آئین و با باور کنم بازی

پریشان حالم و بی تابم و یکدم قرارم نیست 
منم آشفته  و با نقش انگشتر کنم بازی

تمام عمر خود را صرف جمع سیم و زر کردم
منم آن تاجری که با زر و زیور کنم بازی 

منم آن واعظی که وقت ارشاد مسلمانان
به جای موعظه با کرسی و منبر کنم بازی 

به جای آن که تدبیری بیاندیشم حکیمانه
سیاست پیشه ای هستم که با کشور کنم بازی

به نص آیه ی قرآن به جنگ کفر باید رفت
به جای جنگ با زندیق و با کافر کنم بازی

به جای آن که قرآن رهنمای راه من باشد
به صوت و لحن خود با سوره ی  کوثر کنم بازی

دم از حیدر(ع) زدن آسان ولی شیعه شدن سخت است
ببازم عمر  اگر با واژه ی حیدر(ع) کنم بازی



چهارشنبه 99 آبان 7 | نظر بدهید

 

دوستی کودکانه

کودکانه دوست  می دارم  تو را ده تا فقط
تو بیا اما کنارم لحظه ای آقا فقط

از غم هجر تو می ریزد به دامن اشک من
قطره قطره ریخته تا گشته یک دریا فقط

ای گل زهرا(س) سراغت را گرفتم بارها
از زمین تا آسمان تا هر دل و هر جا فقط

آمدم با پای دل من بارها تا کربلا
در کنار قتله گه در ظهر عاشورا فقط

بارها در جستجویت تا مدینه آمدم
بین کوچه در کنار خانه ی زهرا(س) فقط

خوبرویان گر چه طنازند و دل ها برده اند
برده ای تو یک تنه دل از همه دنیا فقط

در میان خوبرویان نیست همتایی تو را
در همه عالم تویی یکتا و بی همتا فقط

یا اباصالح(عج) به جان مادرت زهرا(س) قسم
شوق دیدار تو ما را هست روح افزا فقط

وحی را معنا و مفهومی نبودی جز شما
همچو اجدادت تو هستی وحی را معنا فقط

خانه ی دل های ما عمری است گشته خانه ات
جای تو پیوسته باشد در دل شیدا فقط

تو بیا تا جان شیرین را کنم قربان تو 
صادقانه دوست می دارم تو را مولا فقط



چهارشنبه 99 آبان 7 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin