سفارش تبلیغ
سرور مجازی ‌هاست ایران

اشک شفق

به پای سر روم امشب به کربلای حسین(ع)
که بوسه ای بنشانم به خاک پای حسین(ع)

اگر که لب بگشایم سخن نخواهم گفت
مگر به مدح حسین(ع) و مگر برای حسین(ع)

محرم است و دل از داغ او پر از خون است
بریزم اشک غم این بار در عزای حسین(ع)

همیشه شکر گزارم خدای سبحان را  
 که لطف کرد و شدم یار و مبتلای حسین(ع)

بریزم از غم او خون دل ز دیده ی خود
بگریم از غم و گویم فقط رثای حسین(ع)

به غیر شور حسینی مرا نباشد شور
به سر هوای دگر نیست جز هوای حسین(ع)

چگونه شکر گزارم خدای سبحان را
که داده است مرا تاجی از ولای حسین(ع)

به پای دل بروم صبح و شب به کرب و بلا
و اشک شوق من و صحن با صفای حسین(ع)

هنوز می رسد از راس نیزه ای خونین
به گوش خلق جهان صوت دلربای حسین(ع)

چو دوخت حلق علی را سه شعبه بر دستش
بسوخت عالم هستی ز لای لای حسین(ع)

همیشه نغمه ی قران شنیدیست ولی
خوشا شنیدن این نغمه ها ز نای حسین(ع)

اگر رضای خدا را طلب کنی ای دوست
بکوش تا که بدست آوری رضای حسین(ع)



نوشته شده در سه شنبه 96 مهر 25ساعت ساعت 10:37 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

بر تن بپوش جامه ی ماه محرمش
 وانگه بریز خون دل از دیده در غمش

دریا بسوز درغم جانسوز آن امام
ای آسمان خراب شو اینک ز ماتمش

ای گل بپوش بر تن خود جامه ی سیاه
 هستی تو بی خبر مگر از اشک شبنمش

وقتش رسیده تا که بگرییم روز و شب
یک دیده خون بریزد و یک چشم زمزمش

پوشیده شد به قامت عالم لباس غم
ای وای من به دیده ی پر خون و مردمش

وقتی که انبیاء همه در سوز و آتشند
چون است حال حضرت حوا و آدمش

خون داد تا که زنده بماند همیشه دین
بالاست تا همیشه ی تاریخ پرچمش



نوشته شده در دوشنبه 96 مهر 3ساعت ساعت 2:6 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

سلام من به محرم به فصل خون و شهادت
سلام من به محرم به شوق و شور و شهامت

سلام من به محرم به خون پاک شهیدان
سلام من به محرم به اشک و آه یتیمان

سلام من به محرم به آه سینه ی زینب(س)
سلام من به محرم به اشک دیده ی زینب (س)

سلام من به محرم به خشکی لب اصغر(ع)
به اشک چشم رباب و به سوز سینه ی مادر

سلام من به محرم به آه و غصه و اندوه
سلام من به عزایی عظیم تر ز دو صد کوه

سلام من به محرم به اوج عزت و ایمان
سلام من به محرم به داغ و درد اسیران

سلام من به محرم به گریه های رقیه(س)
سلام من به محرم به ندبه های رقیه(س)

سلام من به محرم به اشک مادر اصغر(ع)
سلام من به محرم به دیده ی تر اصغر(ع)

سلام من به محرم به کربلای معلی
سلام من به محرم به خاک تربت اعلی

سلام من به محرم به کربلا و فراتش
سلام من به حسین(ع) به وقت ظهر و صلاتش

سلام من به محرم به تشنه ی لب دریا
سلام به قد و قامت خمیده ی زهرا(س)

سلام من به محرم به کوه غصه و ماتم
به آه سینه ی زینب(س) به درد و داغ دمادم

سلام گفتم و دیده ز غصه چشمه ی خون شد
سلام گفتم کوهی به کوه غصه فزون شد



نوشته شده در پنج شنبه 96 شهریور 30ساعت ساعت 8:12 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

آن که بر زخم تنش دیده ی ما خون بار است
 او حسین (ع) است و گل سر سبد ابرار است

این سری که روی نی قاری قران شده است
تا قیامت به تمام شهدا سالار است

او به دانشگه ایثار به ما درس آموخت
درس او شیوه جانباختن و ایثار است

درس آزادگی آموخت به ما آن مولا
که حسین ابن علی(ع) تاج سر احرار است

به تن اهل جهان در غم او رخت غم است
دل پر از خون و دو دیده به عزایش زار است

به لبم صبح ومسا ورد حسین ابن علی (ع) است
ای خوشا آن که به مولای دو عالم یار است

طالب جنت و رضوان برود راه حسین(ع)
 راه او گر نروم مقصد من تا نار است



نوشته شده در چهارشنبه 96 شهریور 29ساعت ساعت 11:59 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

یک شب بیا به تکیه ی ما، شورمان ببین
روی جبین تک تک ما نورمان ببین

ما مست جام باده ی قالوا بلی شدیم
اینجا بیا کرامت انگورمان ببین

نام حسین (ع) ورد لب ماست صبح و شام
صبح و مسا زیارت عاشورمان ببین

ما از بلا و حادثه ها در امان شدیم
موسای ما و معجزه ی طورمان ببین

بر روی قبر ما شده حک عاشق حسین(ع)
بگشای دیده خرمی گورمان ببین

ما همنشین حضرت عشقیم در بهشت
نزدیکتر بیا، افق دورمان ببین

ما شهره ایم در همه عالم به شیعگی
تاج سر و کرامت مشهورمان ببین

منظور ما ز آینه ها، پاکی دل است
 در خیمه گاه و تکیه تو منظورمان ببین

امروز اگر چه سینه ی شیعه پر از غم است
فردا ولی تو خرم و  مسرورمان ببین

 



نوشته شده در دوشنبه 96 شهریور 27ساعت ساعت 11:40 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

هوای شهر دوباره هوای بارانی است
تمام شهر پر از عطر و بوی رحمانی است

به یمن مقدم گلهای ناب باغ بهشت
ز شوق مرغ سحر در پی غزلخوانی است

دوباره خانه ی دل میزبان خوبان شد
دوباره خنده به لبهای شیعه مهمانی است

دوباره فصل بهاران باغ دین آمد
دوباره فصل گل و رونق مسلمانی است

دوباره بار سفر بسته غصه های بشر
دوباره فصل گل و رقص و دست افشانی است

سه گل رسید و جهان را بهار باران کرد
برای شیعه بهاران، بهار ایمانی است

دوباره سوره الحمد ورد لبها شد
دوباره ذکر بشر آیه های قرانی است

حسین(ع) و حضرت عباس(ع) و حضرت سجاد(ع)
رسیده از ره و عالم دوباره نورانی است

گشوده گشته در رحمت خداوندی
دوباره موسم آسایش و فراوانی است

من از ازل به لبم یا حسین(ع) بوده مدام
به وقت دادن جان هم کلام پایانی است است



نوشته شده در یکشنبه 96 اردیبهشت 10ساعت ساعت 11:29 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

روی قبرم بنویسید عزادار حسین(ع)
مرغ خونین پر سرگشته ی گلزار حسین(ع)

روی قبرم بنویسید که این خفته به خاک
در همه عمر، فقط بود گرفتار حسین(ع)

من که جز مدح حسین(ع) هیچ نگفتم همه عمر
روی قبرم بنویسید هوادار حسین(ع)

چشم من در غم او چشمه ی جوشان شده بود
سینه ام سوخته ی سینه ی خونبار حسین (ع)

بنویسید که زد بر سر خود دست عزا
چون جدا شد ز بدن دست علمدار حسین(ع)

به لبم ذکر حسین(ع) بود به هر صبح و مساء
گوش من هم شنوا بود به گفتار حسین(ع)

گرد شمع رخ او در همه دم چرخیدم
بدویدم همه دم بر خط پرگار حسین(ع)

روی قبرم بنویسید که او تاجر بود
بنویسید که او بود خریدار حسین(ع)

بنویسید که او مثل همه عالمیان
بود حیران به همه عمر ز ایثار حسین(ع)

بنویسید که یک عمر بکوشید مدام
تا کند خادمی خادم دربار حسین (ع)

در تب عشق حسین ابن علی(ع) سوخته ام
بنویسید مرا عاشق و بیمار حسین(ع)  

چشم من در غم او چشمه ی خون بود مدام
در سر من هوس دیدن رخسار حسین(ع)

داده توفیق خدا تا بشوم نوکر او
روی قبرم بنویسید بدهکار حسین(ع)



نوشته شده در پنج شنبه 95 مهر 22ساعت ساعت 10:13 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

عالمی را کرده حیران روی نی
کیست این خورشید تابان روی نی؟

می کشد دل را به سوی خویش چون
کرده موها را پریشان روی نی

قطره قطره می چکد از چشم او
خون بر احوال اسیران روی نی

او وضویی ساخته از خون خود
هست چون تکبیر گویان روی نی

معنی و مفهوم قران است او
گر چه شد قاری قران روی نی

چشم اطفال است گریان در غمش
هست چون با کام عطشان روی نی

آن که زد بر فرق مولا سنگ کین
سنگ زد بر اصل ایمان روی نی

در سرش شور خدا دارد ولی
در دلش فریاد و طوفان روی نی

چشمه چشمه خون چکد از چشم او
همچو ابر نو بهاران روی نی

جان فدای آرمانش می کند
تا شود الگوی انسان روی نی

حق حسین (ع) است و حقیقت نیز اوست
معنی و مفهوم میزان روی نی



نوشته شده در دوشنبه 95 مهر 19ساعت ساعت 9:49 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

با ذکر یاحسین(ع) شدم آسمان شناس
با کاروان شام سپس قهرمان شناس

سقای تشنه مشک پر آبش به دوش بود
با کار خویش کرد مرا مهربان شناس

 در کربلا که سبط رسول(ص) آزموده شد
چون " سر" بلند گشت، شدم امتحان شناس

راسی به روی نیزه ، تنی روی ماسه ها
 این صحنه ها نموده مرا لامکان شناس

با پای دل به شام بلا کرده ام سفر
در مجلس یزید ولی خیزران شناس

رنج اسارت و غم اطفال دیده ام
با درد و رنج و غصه شدم کاروان شناس

افتاد دختری ز روی ناقه ناگهان
شد پاره گوش او که شدم ساربان شناس

باد خزان وزید به بستان مصطفی(ص)
پژمرده گشت باغ که گشتم خزان شناس

از روی نیزه نغمه ی قران شنیده شد
یک یا حسین(ع) گفتم و آنگه اذان شناس

قد کمان دخترکی خسته و غمین
در راه شام کرده مرا قدکمان شناس

وقتی سری به دخترکی هدیه داده شد
آن دخترک نمود مرا ارمغان شناس

 رفتند و نامشان به جهان جاودانه شد
از نام نیکشان شده ام جاودان شناس



نوشته شده در دوشنبه 95 مهر 19ساعت ساعت 9:48 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

وقتی به روی سینه ی مولا عدو نشست
نا گاه جان زینب کبری(س) زهم گسست

آنسان که سر ز پیکر مولا جدا نمود
گویا ستون بین زمین و سما شکست
***
تا کاروان به کرببلا پا گذاشتند
داغی عظیم در دل ما جا گذاشتند

یک چشم جوی خون شد و یک چشم رود اشک
پا چونکه روی سینه ی مولا گذاشتند
***
در کربلا اسیر به دام بلا شدند
با درد و رنج راهی شام بلا شدند

می خواستند مست باده ی قالوا بلی شوند
مست خدا ز باده ی جام بلا شدند
***
آنان که همه عمر گرفتار حسینند
واز سوز جگر جمله عزادار حسینند

گر خلق جهان طالب جنات نعیمند
آنها همگی طالب دیدار حسینند



نوشته شده در یکشنبه 95 مهر 18ساعت ساعت 8:26 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin