سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :106
بازدید دیروز :188
کل بازدید :396058
تعداد کل یاد داشت ها : 779
آخرین بازدید : 97/3/5    ساعت : 7:47 ع
اشک شفق

از بس گریست چشم ترش درد می کند
چون مرغ خسته، بال و پرش درد می کند

بانو نخورده ضربه ای از در ولی ز غم
مانند فاطمه(س)، کمرش درد می کند

از آتشی که سوخت در خانه ی علی(ع)
این خانه سالهاست درش درد می کند

این خانه بوی فاطمه(س) دارد الی الابد
تا روز حشر، بوم و برش درد می کند

با یاد ظهر حادثه و کربلای خون
همدرد باحسین(ع)،سرش درد می کند

یک ماه داشت ماهتر از ماه آسمان
قلبش ز داغ آن قمرش درد می کند

با پای دل به کرببلا می کند سفر
از رنج زینبش(س) جگرش درد می کند

دیگر توان ندارد و پایان عمر اوست
این نیمه جان مختصرش درد می کند

او در عزای فاطمه(س) و خاندان وحی
از بس گریست چشم ترش درد می کند





      

باز باران
باترانه
گفتگویی عاشقانه
حرفهایی دوستانه

بر لبم پیوسته اسماء الهی
اَلْمَلِکْ

اَلْقُدّوُسْ

اَلْسَّلام

اَلْمُؤْمِنْ

اَلْمُهَیْمِنْ

اَلْعَزیزْ

اَلْجَبّارْ

اَلْمُتَکَبِّرْ

اَلْخالِقْ

اَلْبارِئْ

اَلْمُصَّوِّرْ

اَلْغَفّارْ

اَلْقَهّارْ

اَلْوَهّابْ

اَلْکَریمُ

ذُوالطَّوْلْ

اَلْرَزّاقْ

اَلْفَتّاحْ

اَلْعَلیمْ

اَلْحَکیمُ

اَلْباسِطْ

اَلْمُعِزّْ

عالِمُ الْغَیْبْ

اَلْخافِضْ

الرّافِعْ

اَلْمُعِزّْ

اَلْمُذِلّْ

اَلسَّمیعْ

اَلْبَصیرْ

اَلْحَکَمُ

الْعَدْلْ

اَللَّطیفْ

اَلْهادِی

الْخَبیرِ

الْمُبینْ

اَلْحَلیمِ

الرَّئوُفِ

الْمَنّانْ

اَلْحَکیمْ

اَلْغَفُورْ

اَلْشَّکُورْ

اَلْعَلیّْ

اَلْحَفیظْ

اَلْحَسیبْ

اَلْجَلیلْ

اَلْکَریمْ

الْقَریبُ

الْمُجیبُ

اَلْواسِعْ

اَلْوَدُودْ

اَلْمَجیدْ

اَلْباعِثْ

اَلْشَّهیدُ

الْحَقْ

اَلْوَکیلْ

اَلْقَویّ

اَلْمُعیدْ

اَلْمُحِی

الْمُمیتْ

اَلْحَیّْ

اَلْقَیُّومْ

اَلْواجِدْ

اَلْماجِدْ

اَلأحَدْ

اَلْصَّمَدْ

اَلْقادِرْ

اَلْبِرّْ

اَلْتَّوّابْ

اَلْمُنْتَقِمْ

اَلْرَّؤُوفْ

اَلْسُّبُوُحْ

مالِکُ

الْمُلْکْ

اَلْغَنِیُّ

الْمُغْنی

اَلْمُعْطی

اَلْمانِعْ

اَلْنُّورْ

اَلْهادی

اَلْبَدیعْ

اَلْوارِثْ

اَلْصَّبُورْ

آری آری
عشق بازی با خدا عشق حقیقی است
عشقی حقیقی است ...





      

خدا را شکر دین همچون محمد(ص) رهبری دارد
خدا را شکر قران محمد(ص) کوثری دارد

وصی و جانشین مصطفی(ص) شد حیدر کرار(ع)
خدا را شکر شیعه تاج فخر و حیدری دارد

به دل حب علی(ع) و آل حیدر(ع) دارم از اول
خدا را شکر شیعه مثل حیدر(ع) دلبری دارد

امام عسکری(ع) آمد که عالم را کند گلشن
خدا را شاکرم شیعه امام عسکری(ع) دارد

همه عالم اگر چه در پی نابودی دینند
هنوز از لطف حق، دین محمد(ص) مشتری دارد

اگر موج حوادث در مسیر کشتی دین است
چه غم وقتی که کشتی ناخدا و لنگری دارد

به می ما را چه حاجت، مست جام باده ی عشقیم
خوشا آنکس که از پیمانه ی دین ساغری دارد

علی(ع) یعنی کتاب و معنی قران علی(ع) باشد
بنازم شیعه را، به به، چه زیبا باوری دارد

من از آل علی(ع) دم می زنم تا جان به تن دارم
که باید توشه بردارد هر آنکس محشری دارد

ندارم در دلم تشویش و خوف از روز رستاخیز
چه غم آن را که در صحرای محشر یاوری دارد

خدا یک لحظه هم از بندگان خویش غافل نیست
خطا ممنوع، دنیا دادگاه و داوری دارد





      

یا سید الکریم نگین دیار ری
در اختیار حضرت تو اختیار ری

یا سید الکریم تویی تاج فخر ما
ای باعث غرور همه، افتخار ری

با اهل بیت (ع) گشته عجین نامت ای کریم
یا سید الکریم تو ای اعتبار ری

شد با صفا ز مقدم تو گلشن وجود
ای باعث طراوت باغ و بهار ری

ری شهره شد ز نام تو سرتاسر جهان
یا سید الکریم ، تو ای شهریار ری

عازم شدم برای زیارت به کوی تو
ما را هوای کوی تو کرده دچار ری

 شد زائر تو زائر کرببلای عشق
ما را برات جنت رضوان غبار ری





      

ارحم الراحمین خدای رحیم
احسن الخالقین اله کریم

کیستی ؟ ای خدا تو الله ی
تو ز اسرار خلق آگاهی

اول و آخر و احد هستی
بی نیازی تو و صمد هستی

باشکوهی، عظیمی و اعلی
اکرم و اعظمی،تویی دانا

احکم الحاکمین تویی یارب
مالک یوم الدین تویی یارب

ظاهر و باطن و بصیر تویی
اعلم و اکبر و کبیر تویی

ما همه تائب و تو توابی
ما همه عبد تو، تو اربابی

ای خدا جامعی و جباری
ما سراپا گنه، تو غفاری

تو حفیظ و حلیم و حی و حمید
تو حمید و حسیب و حق و مجید

تو خبیر و تو خالق و خلاق
پر شد از ذکر تو همه آفاق

خیر الفاصلین تویی یارب
خیرالحاکمین تویی یارب

خیرالفاتحین تویی مولا
خیرالغافرین تویی مولا

خیرالوارثین تویی الله
خیرالراحمین تویی الله

خیرالمنزلین و رحمانی
تو ز هر عیب و نقص سبحانی

ذوالمعارج وذوالجلالی تو
ذوالجمالی و ذوالکمالی تو

ذوالعظیمی و ذوالکرامی تو
و تو ذوالعرش و ذوانتقامی تو

و تو ذوالرحمه ای و ذوالطولی
و تو ذوالقوه ای و مدلولی

درجاتت رفیع یا الله
ای علیم و سمیع یا الله

تو رئوف و رحیم و رزاقی
عشق در قلب و جان عشاقی

تو سریع الحسابی یا الله
تو سریع العقابی یا الله

تو سلام و شکور و وهابی
تو وکیل و ودود و توابی

هادی و واحد و نصیری تو
والی و واسع و بصیری تو

مالک و مستعان تویی و متین
متکبر، مهیمنی و مبین

تو شدید العقابی یا الله
مالک آفتابی یا الله

تو محیط و مصوری و مجیب
مومن و متعالی و تو مصیب

قادری ، قاهری و قهاری
قابل التوبه ای و غفاری

فالق الحب و النوی هستی
روح هر ذکر و هر دعا هستی

عالم الغیب و الشهاده تویی
ما همه مست و جام باده تویی

ای که هستی تو فالق الاصباح
هم تو مشکوه و هم تویی مصباح

نور هفت آسمان تویی یارب
هادی انس و جان تویی یارب

ای خداوند خالق ازلی
خالق احمد(ص) و بتول(س) و علی(ع)

شکر یارب که شیعه هستم من
ز می اهل بیت(ع) مستم من

تا که قران کتاب دین من است
تا علی(ع) باور و یقین من است

با توکل به خالق رحمان
غم ندارم من از غم دو جهان





      

می سوخت پرش چون پر پروانه ی خورشید
بگذاشت سرش را به روی شانه ی خورشید

در آرزوی دیدن خورشید به هر صبح
می رفت به صد شوق به میخانه ی خورشید

سرمست ترین بود میان همه مستان
نوشید چو می از لب پیمانه ی خورشید

در دل به جز از مهر علی(ع) هیچ نبودش
صد بوسه زده بر لب جانانه ی خورشید

آموخته از حضرت خورشید وفا را
آن مست خراباتی و دیوانه ی خورشید

می گفت مرا خانه ی دل خانه ی یار است
شد خانه ی دل، خانه ی ویرانه ی خورشید

شد شاخه درختی هدف تیر نگاهش
آن نقطه که گردیده بنا لانه ی خورشید

هر صبح کشد شانه به گیسوی سیاهش
اما ز سر شانه ی شاهانه ی خورشید





      

شاعر ردیف و قافیه را انتخاب کن
عزم سرودن دو سه تا بیت ناب کن

شعری بگو که دیده و دل را جلا دهد
شاعر تو در سرودن شعر انقلاب کن

شعری بگو که مایه ی امید ما شود
راه صواب را برو، قصد ثواب کن

با شعر هم طریق سعادت میسر است
فکری برای موعد یوم الحساب کن

ما را ز وصف جام لب یار مست کن
کاری شبیه جام لبالب شراب کن

ما را بده تو وعده ی دیدار روی یار
با این شراب ناب تو ما را خراب کن

پنهان به پشت ابر شده چونکه آفتاب
تو از خدای خود طلب آفتاب کن

بار گناه مانع دیدار دلبر است
ما بین ما و یار تو رفع حجاب کن

مدح کسی مگوی به جز مدح اهل بیت(ع)
این شیوه را برای همیشه تو باب کن

نقشی بکش به لوح دل از پاکی و صفا
دل را برای آل محمد (ص) چو قاب کن

در گلشن ولایت و با یاد اهل بیت(ع)
خوشبوی عالمی ز شمیم گلاب کن  





      

بر قله ها اگر که شبت را سحر کنی
صد لشکر از برای بلاها سپر کنی

آید اگر سراغ تو ای بی خبر اجل
داری توان آن که تو رفع خطر کنی؟

از قله گر به زیر کشانندت ای ملک
از خویشتن چگونه تو رفع ضرر کنی؟

در گور اگر روانه کنندت تو را شبی
دانی چگونه زین شب تارت گذر کنی؟

پوسیده شد چو جسم در زیر خاک گور
آیا دوباره فخر تو بر سیم و زر کنی؟

وقتی خوراک کرم شدی در درون قبر
آیا دوباره فخر به نوع بشر کنی؟

بی اعتبار چون که شدی در درون قبر
خود را چگونه بار دگر معتبر کنی؟

از خود خدای خویش بکن راضی ای بشر
آسوده تا به عالم عقبی سفر کنی ...





      

من رود پر خروش ولی صاف و ساده ام
جز آل مصطفی(ص) به کسی دل نداده ام

راه بهشت میگذرد از مسیر عشق
من هم مسافری به همین شاه جاده ام

چون در سرم هوای به مقصد رسیدن است
تا نیل بر عقیده ی خود ایستاده ام

طوفان و سیل و زلزله و  رعد و برق هم
وارد نکرده اند خلل در اراده ام

در این مسیر گر چه مرا نیست مرکبی
خسته نمی شوم من اگر چه پیاده ام

مستانه گام می زنم اندر طریق عشق
نام علی(ع) و آل علی(ع) جام باده ام

هرگز زیان ندیده کسی در مسیر عشق
جنات عدن سود من و استفاده ام 





      

با همه ی پیری ام ، طفل دبستانی ام
هیچ ندارم ولی غرق فراوانی ام

در همه ی عمر خود دم زدم از اهل بیت(ع)
هیچ نگفتم ولی گرم سخنرانی ام 

نیست مرا واهمه هیچ ز موج بلا
کشتی امنی است چون در شب طوفانی ام

سود نبردم اگر نیست مرا هیچ غم
سود به عقبا دهد چون که مسلمانی ام

ساخته ام خانه ای در خور خود در بهشت
دار فنا را بخوان محفل مهمانی ام

من نروم یک قدم جز به ره اهل بیت(ع)
شیوه ی من شیعه گی است، شیعه ی قرانی ام

در همه ی عمر خود از غمشان سوختم
تا که به روز جزا نیک بخندانی ام

شکر که من شیعه ی آل محمد(ع) شدم
کاش مرا ای خدا شیعه بمیرانی ام  





      
   1   2   3   4   5   >>   >