سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران

اشک شفق

من رود پر خروش ولی صاف و ساده ام
جز آل مصطفی(ص) به کسی دل نداده ام

راه بهشت میگذرد از مسیر عشق
من هم مسافری به همین شاه جاده ام

چون در سرم هوای به مقصد رسیدن است
تا نیل بر عقیده ی خود ایستاده ام

طوفان و سیل و زلزله و  رعد و برق هم
وارد نکرده اند خلل در اراده ام

در این مسیر گر چه مرا نیست مرکبی
خسته نمی شوم من اگر چه پیاده ام

مستانه گام می زنم اندر طریق عشق
نام علی(ع) و آل علی(ع) جام باده ام

هرگز زیان ندیده کسی در مسیر عشق
جنات عدن سود من و استفاده ام 



نوشته شده در شنبه 96 شهریور 25ساعت ساعت 2:14 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

با همه ی پیری ام ، طفل دبستانی ام
هیچ ندارم ولی غرق فراوانی ام

در همه ی عمر خود دم زدم از اهل بیت(ع)
هیچ نگفتم ولی گرم سخنرانی ام 

نیست مرا واهمه هیچ ز موج بلا
کشتی امنی است چون در شب طوفانی ام

سود نبردم اگر نیست مرا هیچ غم
سود به عقبا دهد چون که مسلمانی ام

ساخته ام خانه ای در خور خود در بهشت
دار فنا را بخوان محفل مهمانی ام

من نروم یک قدم جز به ره اهل بیت(ع)
شیوه ی من شیعه گی است، شیعه ی قرانی ام

در همه ی عمر خود از غمشان سوختم
تا که به روز جزا نیک بخندانی ام

شکر که من شیعه ی آل محمد(ع) شدم
کاش مرا ای خدا شیعه بمیرانی ام  



نوشته شده در دوشنبه 96 شهریور 20ساعت ساعت 10:39 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

مومن نبودم طعم ایمان را نفهمیدم
کوشیدم و معنای قران را نفهمیدم

در پای منبرها نشستم بارها اما
یک جمله از حرف سخنران را نفهمیدم

تسلیم محض امر شیطان بوده ام یک عمر
من نقشه ها و مکر شیطان را نفهمیدم

در زیر باران گر چه خیس خیس بودم من
هر گز من اما حس باران را نفهمیدم

می داد هدیه شمس نورش را به من هر روز
من حس و حال شمس تابان را نفهمیدم

چون بره ای گم گشته و سرگشته در صحرا
حال و هوا و ترس چوپان را نفهمیدم

سر سبز شد باغ قشنگ زندگی اما
عطر خوش فصل بهاران را نفهمیدم

برگ درختان زرد شد،‌از شاخه ها افتاد
معنای فصل برگ ریزان را نفهمیدم

سرگرم بودم در خیال خویشتن از بس
سرمای سوزان زمستان را نفهمیدم

چون غرق نعمت بوده ام در طول عمر خود
لطف خدای حی سبحان را نفهمیدم

آیات قرانی همه در شان آل الله(ع)است
اما چرا من قدر ایشان را نفهمیدم 



نوشته شده در پنج شنبه 96 شهریور 16ساعت ساعت 12:23 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

آستانت کعبه ی جان است یا شاه چراغ
 زائرت مقداد و سلمان است یا شاه چراغ

خاک بوس آستانت هر که شد از روی شوق
مزد او با حی سبحان است یا شاه چراغ

می درخشد نام نیکوی تو در هفت آسمان
محو تو شمس درخشان است یا شاه چراغ

آن که از روی ارادت زائر کوی تو شد
شامل الطاف رحمان است یا شاه چراغ

بارگاهت چون که در شیراز ایران شد بنا
خوش به حال اهل ایران است یا شاه چراغ

هرکه بیمار تو شد درمان دردش می شوی
یاد تو، بر درد درمان است یا شاه چراغ

رهرو راه تو شد هرکس در این دار فنا
در قیامت شاد و خندان یا شاه چراغ

از صفای بارگاهت گشته ایران با صفا
بارگاهت چون گلستان است یا شاه چراغ

زاده ی موسی بن جعفر(ع) بارگاهت صبح و شام
قبله گاه اهل ایمان است یا شاه چراغ

زائرت چون می شوم  غم را تو از دل می بری
شادمانی ها فراوان است یا شاه چراغ

زیر پای هر که بوسیده است ایوان تو را
بخشی از جنات رضوان است یا شاه چراغ

میزبان وقتی تو باشی خوش به حال میهمان
سفره را نعمت فراوان است یا شاه چراغ

از سر لطف و عنایت حاجتم را کن روا
چون گدا مهمان سلطان است یا شاه چراغ



نوشته شده در پنج شنبه 96 مرداد 5ساعت ساعت 11:57 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

سلام ای افتخار شهر شیراز
گل فصل بهار شهر شیراز

صفا بخش همه ملک وجودی
سلام ای اعتبار شهر شیراز

گرفته وام از نور تو خورشید
چراغ آشکار شهر شیراز

همه صحن و سرای تو بهشت است
خوشا بر روزگار شهر شیراز

تویی شاه چراغ و ما گدایت
الا ای شهریار شهر شیراز

همه عالم پر از نور امید است
به زیر سایه سار شهر شیراز

همه عالم به فرمان تو باشد
نه تنها اختیار شهر شیراز

شده شیراز شهر علم و فرهنگ
تویی آموزگار شهر شیراز

به عشق تو همه دلهاست آقا
مقیم آن دیار شهر شیراز

ببخشد روشنی بر چشم مردم
غباری از غبار شهر شیراز

به عشق حضرت شاه چراغش
همه دلها کنار شهر شیراز

به عشق سید السادات عالم  
همه هستی نثار شهر شیراز

تو را چون آفریده می کند فخر
همیشه کردگار شهر شیراز

 

نمی گوید به جز مدح تو قمری
تویی ورد هزار شهر شیراز 



نوشته شده در چهارشنبه 96 مرداد 4ساعت ساعت 12:51 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

بانوی آئینه ها تفسیر ناب کوثری
از همه نسوان تو بعد از حضرت زهرا(س) سری

آمدی تا عالم هستی بگیرد بوی گل
حضرت معصومه ای و عطر و مشک و عنبری

دختر موسی بن جعفر(ع)، تاج فخر عالمین
پای تا سر لؤ ?ؤ و مرجانْ سراسر گوهری

سروران بر درگهت دائم گدایی می کنند
مایه ی فخر جهانی، سروران را سروری

حضرت زهرای ثانی هستی و معصومه ای
مادر گیتی به مانندت نزاده دختری

جشن میلاد تو را در عرش برپا کرده اند
آسمان گشته چراغان از قدوم اختری

جمله اجداد تو معصومند و خود معصومه ای
هدیه داده ایزد منان رضا را خواهری

می درخشد نام تو دربین نسوان جهان
مثل خورشیدی درخشان ، مثل اختر انوری

آنقدر خوبی که توصیف تو غیر ممکن است
گر چه می گویند شرحی مختصر از کوثری



نوشته شده در دوشنبه 96 مرداد 2ساعت ساعت 12:22 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

عید فطر آمد مبارک باد عید عاشقان
خنده شد جاری به لبهای تمام مومنان

مومنان ای روزه داران روزه هایتان قبول
کامتان شیرین مدام و شادمانی جاودان

میهمانان خدا بودید یک ماه تمام
فضل و احسان خدا هم بر سرتان سایبان

قلبتان سرشار آرامش به هنگام سحر
خنده بر لبهایتان هر شب به هنگام اذان

روح مومن پاک شد، قلبش گرفت از حق جلا
از گزند هر بلایی تا قیامت در امان

لیله القدرش که بهتر بود از هشتاد سال
تا سحر گه دست حاجت بود سوی آسمان

رحمت حق گشت نازل بر همه اهل زمین
شکر یارب که خدای ماست خوب و مهربان

روزه داری اندکی سخت است اما در عوض
آورد بر آدمی فضل خدا را ارمغان

لحظه لحظه ناظر اعمال ما وقتی خداست
خوش به حال آنکه پیروز است در هر امتحان

یا علی(ع) گفتیم در آغاز و تا روز ابد
ذکر یا حیدر(ع) به هر صبح و مساء ورد زبان

سنجش میزان اعمال بشر حب علی(ع) است
عید فطر آمد مبارک باد عید عاشقان



نوشته شده در یکشنبه 96 تیر 4ساعت ساعت 11:12 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

ماه توبه، ماه غفران الوداع
ماه حیدر(ع)، ماه قران الوداع

با تو حس کردم خدا را  بیشتر
ماه ایزد ماه یزدان الوداع

رحمت حق با تو نازل می شود
ماه رحمت ماه باران الوداع

موقع افطار تو وقت سرور
علت لبهای خندان الوداع

با تو عهدم با خدا محکمتر است
ماه عهد و ماه پیمان الوداع

گلشن دین با تو گردد با صفا
ماه گل ماه گلستان الوداع

با تو دین داران مشخص می شوند
ماه دین ماه مسلمان الوداع

لیله القدر تو وقت عاشقی است
ماه عشق و ماه عرفان الوداع

با تو مهمان خدا بودیم ما
ماه لطف حق به انسان الوداع

باغ جنت گرچه خیلی پر بهاست
با تو شد اما چه ارزان الوداع

روزه داران از ضیائت جملگی
چهره ها چون شمس رخشان الوداع

بذل و بخشش ها فراوان گشته بود
ماه جود و ماه احسان الوداع

روزه داران جملگی سرمست عشق
ماه مستی ماه مستان الوداع

ماه ذکر و ماه تسبیح خدا
ماه حمد حی سبحان الوداع

یاعلی(ع) گفتیم هر صبح و مساء
ماه تقوا، ماه ایمان الوداع



نوشته شده در شنبه 96 تیر 3ساعت ساعت 11:56 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

با حالتی غمگین و تبدار
غلتیده اشکم روی رخسار

قران گرفته بر روی سر
سرتا به پا اما گنه کار

عصیان من از حد فزون است
کردم گنه هر روز صدبار

نیکی نکردم هر گز اما
جرم و گناهم هست بسیار

من بنده ی خوبی نبودم
در بند خود خواهی گرفتار

جای سپاس و قدردانی
من از خدا بودم طلبکار

بودم به ظاهر گر مسلمان
بسیار کافر تر ز کفار

یک عمر کردم ناسپاسی
جای سپاس از حی دادار

گویا که در دستان شیطان
بوده مرا پیوسته افسار

آئینه ی قلبم سیاه است
از بس گرفته گرد و زنگار

من با بدان کردم رفاقت
هرگز نبودم یار ابرار

هر لحظه کفران، ناسپاسی
هر روز هی تکرار، تکرار

شکر تو را هر گز نگفتم
وقت سکوت و وقت گفتار

با دشمنانت یار بودم
با دوستان در جنگ و پیکار

بوده نماز و روزه هایم
از روی ناچاری و اجبار

گر مومنان گلهای دینند
هستم ولی من مثل یک خار

راه سعادت از برایم
دیگر نباشد صاف و هموار

آلوده هستم بر گناهان
بر آتش دوزخ سزاوار

شرمنده از کردار خویشم
بر جرم خود بنموده اقرار

یارب به حق هشت و چارت
الغوث خلصنا من النار



نوشته شده در شنبه 96 خرداد 27ساعت ساعت 10:46 صبح توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

گویند مرا چو زاد مادر
تسبیح خدای اکبر آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد
تا پیروی از پیمبر(ص) آموخت

من را به رسول(ص) آشنا کرد
وانگاه مدیح حیدر(ع) آموخت

شد ورد لبم علی(ع) علی(ع) بعد
اوصاف بتول اطهر(س) آموخت

قران بگشود پیش رویم
توحید و ضحی و کوثر آموخت

من را به بقیع برد و آنجا
احوال شفیع محشر آموخت

آنگاه مرا به کربلا برد
تفسیر شهید بی سر آموخت

با شیر حلال و طیب خویش
انوار خدای انور آموخت

من هرچه که آشنا به دینم
با شوق و ز مهر، مادر آموخت

دستم چو تهی از این جهان دید
توصیف جهان دیگر آموخت

او حب علی(ع) و آل او را
بهتر ز هزار زیور آموخت

آموخته چون که درس دینم
جای قدمش روی جبینم



نوشته شده در یکشنبه 96 اردیبهشت 17ساعت ساعت 12:44 عصر توسط علی اسماعیلی وردنجانی| نظر

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin