سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

دل نوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنچانی

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته ها و سروده های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

گلستان محمد صلی الله علیه و آله و سلم

عطر گل محمدی

بازی

دوستی کودکانه

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (75)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (154)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (90)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (27)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (139)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (5)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (11)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (22)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (9)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (41)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (14)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (7)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (16)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (199)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (119)

سروده های دیگر (109)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 561755
بازدید امروز :161
بازدید دیروز : 176
تعداد کل پست ها : 1041

 

نماد فتنه

نماد فتنه که «انّ الرّجل لیهجر» گفت
منافقانه سخن از روی تکبر گفت

کسی که داعیه ی پیروی ز احمد(ص) داشت
نه صادقانه که او از سر تنفّر گفت 

به جز حسادت و کینه نبود در دل او
به دین سبب سخن خویش با تمسخر گفت

تمام دین شده از این کلام او ویران
چقدر او سخن خویش با تبحّر گفت 

جمود و جور و تحجر نماد او هستند
و این کلام هم آن عامل تحجّر گفت

گمان نداشت کسی، این چنین سخن گوید
ز روی بی ادبی، فوق هر تصوّر گفت

ستون دین بشکست و مسیر دین گم شد
از آن کلام که او از روی تبختر گفت 

و گفت: اشهد ان لا اله الا الله 
شهادتی که فقط از روی تظاهر گفت

ز جهل، بی خبران پیروان او شده اند
حدیث دین خدا از سر تجاهر گفت

نمود فخر به تعداد پیروان خودش 
به نص وحی که الهاکم التکاثر گفت

نزد به احمد مختار(ص) او فقط تهمت
به اهل بیت نبی (ص)با دو صد تغایر گفت

به هر کجا که سخن از ولای حیدر(ع) بود
به هر بیان که توانست در تناظر گفت

به هر مکان و زمان و به هر بیان و سخن
به صورت متناوب و یا تواتر گفت

به غیر وحی نگوید سخن رسول خدا(ص)
منافقی به او «انّ الرّجل لیهجر» گفت



سه شنبه 99 مهر 22 | نظر بدهید

 

شاه چراغ

1

بهشت روی زمین است صحن شاه چراغ
به عرش و فرش نگین است صحن شاه چراغ
حریم قدس رضا(ع) حج ما فقیران است
حریم اهل یقین است صحن شاه چراغ

2

ملائک اند همه زائران شاه چراغ
و شیعیان همگی در امان شاه چراغ
ز روز حشر و ز گرمای سخت روز حساب
چه غم که بر سر ما سایبان شاه چراغ

3

تا پای گذاشت بر زمین شاه چراغ
شد نور دل اهل یقین شاه چراغ
باشد حرمش کعبه حاجات و نیاز
صحن حرمش عرش برین شاه چراغ

4

ای مایه ی فخر همه ی مردم ایران
لبریز دل و جان تو از پرتو ایمان
شد نام تو تسبیح مناجات ملائک
صحن حرمت قطعه ای از جنت رضوان



شنبه 99 تیر 7 | نظر بدهید

 

شعر ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها

ای مهربان که معدن حلم و فضیلتی
معصومه ای و گوهر دریای عفتی

در آسمان مجد و شرف چون ستاره ای
بانو برای اهل زمین، فیض و رحمتی

از مقدم تو گلشن دین با صفا شده 
معصومه ای و زینت باغ دیانتی

از نور توست روشنی آفتاب چرخ
کردی طلوع و ریشه کن هرچه ظلمتی

اخت الرضا و دختر موسی ابن جعفری
معصومه ای و زیور گلزار عصمتی

بانو ملک به نزد تو تعظیم می کنند
تو مظهر ستایش و حمد و عبادتی

آیات وحی ورد لب توست روز و شب
تو ترجمان وحی و نماد تلاوتی

ای زائر تو زائر عرش خدای عشق
دست مرا بگیر که تو باب حاجتی

سر تا به پا گناهم و دم می زنم ز تو
دارم به روز حشر امید شفاعتی



یکشنبه 99 تیر 1 | نظر

 

چشم امید

ما فقیرانه به درگاه خدا آمده ایم
دردمندیم و به دنبال دوا آمده ایم

ما نداریم امید مدد از غیر خدا
مضطرانه و به امید و رجا آمده ایم

صاحب خانه پر از لطف و عطا و کرم است
ما گدائیم و به امید عطا آمده ایم

دست خالی کسی از درگه او باز نگشت
ای خدا شکر که ما نیز به جا آمده ایم

بین یک کاف و یکی نون همه گنجینه ی اوست«1»
ما به سر چشمه ی احسان و سخا آمده ایم

با دل پر ز امید و بصر اشک آلود
دست خالی و لب پر ز دعا آمده ایم 

ما نداریم اگر منزلتی پیش خدا
لیک با واسطه ی آل عبا(ع) آمده ایم

نرویم از در حق تا نستانیم صله
بی نوائیم و گدائیم و کجا آمده ایم
 

 

1_إنَّما أمْرُهُ إذا أرادَ شَیْئا أنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فیکون  «سوره مبارکه یس آیه 82»



پنج شنبه 99 خرداد 22 | نظر

 

قبر من

آتش گرفته جان من از التهاب قبر
احوال من خراب ز حال خراب قبر

کردم سیاه نامه ی اعمال خویش را
می ترسم از سیاهی برگ کتاب قبر

کردار من بدون حساب و کتاب بود
حالا روم چگونه به پای حساب قبر

قبر گذشتگان همه اندرز و پند بود
کر بود گوش من به بیان و خطاب قبر

عمری گناه و سرکشی و ظلم بی حساب
حالا تنم به لرزه شد از اضطراب قبر

ترس از عذاب قبر عذابی است جانگزا
بدتر از آن عذاب، عذاب عذاب قبر

ای وای از آن دمی که فرو می شوم به قبر 
بسته شده است بر کمر من طناب قبر

تنها میان قبر بمانم به زیر خاک
تن ها به روی خاک ببندند باب قبر

این جسم خاکیم که به خاک آرمیده است
عکسی است یادگاری در بین قاب قبر

حب علی(ع) و آل علی(ع) هست در دلم
دارم امید لطف من از انقلاب قبر

در وقت احتضار، علی(ع) بود بر سرم
پس نیست هیچ غصه و غم از عتاب قبر

با ذکر یاعلی(ع) که به لب داشتم مدام
روشن چو روز، قبر من از آفتاب قبر

قبر من است خرم و سرسبز چون بهشت
جانم معطر است ز عطر و گلاب قبر



سه شنبه 99 خرداد 20 | نظر

 

عید الله اکبر

 

عید الله اکبر است امروز
دل و دیده منور است امروز

رمضان ماه ختم قران است
جشن رحمان و کوثر است امروز

هر که بوده است میهمان خدا
تاجی از فخر بر سر است امروز

آن که بوده مطیع حضرت حق 
از همه خلق برتر است امروز

آن که از او خدا شده راضی
همه را میر و سرور است امروز

شوق شکرانه ی اطاعت حق
چشمها دیده ی تر است امروز

از ولای امیر عشق علی(ع)
به لب شیعه ساغر است امروز

صلوات خدا و اهل سما
به علی(ع) و پیمبر(ص) است امروز

هر کسی که مطیع یزدان شد
دل و جانش معطر است امروز

آن که یک ماه بندگی کرده است
سرفراز و مظفر است امروز

دلش از نور حق شده لبریز
آن که لبریز باور است امروز

مومنان جمله شاد و خرسندند
چون خداوند داور است امروز

مومنان را چه غم ز بی یاری
که خداوند یاور است امروز

به امید وصال یوسف عشق
دیده ها باز بر در است امروز

عید فطر است و همچو عید غدیر
عید الله اکبر است امروز

 



شنبه 99 خرداد 3 | نظر بدهید

 

چند شنبه

چند شنبه برو که منتظرم
چشم در راه جمعه ای دگرم

شنبه تا پنج شنبه دلگیرم
از غم هجر یار خونجگرم

زیر بار غم جدایی یار
خم شده سالهاست این کمرم

داده وعده که جمعه می آید
جمعه ها را یکی یکی شمرم

شب ظلمانی فراق برو
طالب صبح روشن و سحرم

تا دم مرگ هم صدایش زد
بود در انتظار او پدرم

نکند من هم از جهان بروم
و نبینم جمال آن قمرم

زندگانی بدون او مرگ است
در فراقش به حال محتضرم

یوسف فاطمه(س) ز راه رسید
چشم در راه درج این خبرم

به گمانم که او نرفته سفر
حاضر است او؛  منم که در سفرم

این منم که به سوی او هرگز
ره نپیمودم و نشد گذرم

 برسان تو به او سلام مرا 
بعدها در غیاب من پسرم



سه شنبه 99 اردیبهشت 30 | نظر بدهید

 

العفو

ای خدا عبد بی پناهم من

غرق عصیان و روسیاهم من

یا کریم العفو یا کریم العفو


گر بدم آقا گر بدم مولا

من به درگاهت آمدم مولا

یا کریم العفو یا کریم العفو


گر خطا کردم من پشیمانم

ای خدا بنگر چشم گریانم

یا کریم العفو یا کریم العفو


پای تا سر عبدی گنهکارم

کوله باری پر از خطا دارم

یا کریم العفو یا کریم العفو


من که در بند غم گرفتارم 

سوی تو دست التجا دارم

یا کریم العفو یا کریم العفو


بنده ی غرق جرم و عصیانم

یارب از جرم خود پشیمانم

یا کریم العفو یا کریم العفو


شکر یارب من حیدری هستم

از عدوی حیدر(ع) بری هستم

یا کریم العفو یا کریم العفو


ای خدا جان حیدر(ع) و زهرا(س)

تو ببخشا جرم و گناهم را

یا کریم العفو یا کریم العفو


من که در دل حب علی(ع)دارم

کی سزاوار شعله ی نارم

یا کریم العفو یا کریم العفو


ما همه عبدیم و تو مولایی

دارم از تو یارب تمنایی

یا کریم العفو یا کریم العفو


ای خدا ای حلال مشکلها

ای خدا تعجیل در فرج فرما

یا کریم العفو یا کریم العفو



سه شنبه 99 اردیبهشت 30 | نظر بدهید

 

چند رباعی کرونایی

در بین تمام خلق ما ممتازیم
در اوج فلک همیشه در پروازیم

ما دستکش و ماسک که شد آلوده
در کیسه ی زباله می اندازیم
---
در دست، همه کتاب قران داریم
ما حب وطن، کشور ایران داریم

چون حافظ جان و میهن خود هستیم
ما با کرونا جنگ نمایان داریم
---
گر فکر کرامت خودی بسم الله
گر فکر حفاظت خودی بسم الله

باید که به جنگ کرونا رفت امروز
گر فکر سلامت خودی بسم الله
---
ای کاش که سینه خالی از غم باشد
خنده به لب بشر دمادم باشد

گر طالب صحت و سلامتی می باشید
باید که محیط زیست سالم باشد
---
وقتی کرونا مدام باشد به کمین
تا یک یک ما را ببرد او به دفین

گر فکر سلامت خودت هستی تو
پس دستکش و ماسک میفکن به زمین



چهارشنبه 98 اسفند 28 | نظر بدهید

 

جنگ با کرونا

ما ملت ایران همه با فرهنگیم
صد قوم و نژادیم، ولی یکرنگیم

در سنگر خانه های خود می مانیم
با یاری حق با کرونا می جنگیم
---
فصل بهار آمد و  ایام شاد ماست
شور و نشاط و عشق همه در نهاد ماست

امروز خانه ها شده سنگر برای ما
ماندن درون خانه ی ایمن جهاد ماست
---
آمد بهار  و وقت تماشای گل رسید
در باغ و راغ  فصل شکوفای گل رسید

در خانه ماندن است وظیفه برای ما
وقت مدد به روح مسیحای گل رسید
---
حکم جهاد فرض به پیر و جوان ماست
حتی سلاح رزم به دوش زنان ماست

مایی که سربلند ز هر امتحان شدیم
امروز جنگ با کرونا امتحان ماست



دوشنبه 98 اسفند 26 | نظر بدهید

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin