سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

اشک شفق

 
 

 
 
علی اسماعیلی وردنجانی
علی اسماعیلی وردنجانی

دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی در مدح و منقبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
ali.esmaeeli11@chmail.ir

 

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

دانلود ابتهال،تلاوت، مداحی، دعا

کانال اشک شفق

اشک شفق

 

مطالب اخیر

عید الله اکبر

چند شنبه

العفو

دو بیتی های غمزده

گل زهرایی

گل زهرایی

یا ایها العزیز

 

آرشیو مطالب

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) (73)

حضرت امیر الموءمنین علی (علیه السلام) (147)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (89)

حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام ) (25)

حضرت امام حسین (علیه السلام ) (126)

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) (5)

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) (10)

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) (21)

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) (8)

حضرت امام رضا(علیه السلام ) (39)

حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) (13)

حضرت امام علی النقی(علیه السلام) (6)

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) (16)

حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه) (193)

اصحاب و یاران حضرت امام حسین (علیه السلام) (111)

سروده های دیگر (101)

 
 

پیوند های روزانه

کانال تلگرام اشک شفق

 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 531253
بازدید امروز :286
بازدید دیروز : 328
تعداد کل پست ها : 990

 

عشق

بی نگاه عشق در عالم مسلمانی نبود
در درون سینه ها غوغا و طوفانی نبود

بی نگاه عشق عالم شوره زاری خشک بود
در جهان آفرینش باغ و بستانی نبود

آدمی از درد می پیچید بر خود روز و شب
از برای درد او بی عشق درمانی نبود

سخت می شد زندگی کردن برای آدمی
زندگی بی عشق هرگز کار آسانی نبود

می شد این عالم پر از الحاد و کفر و گمرهی
بی نگاه عشق حتی رنگ ایمانی نبود

روی لبها غنچه ی لبخند می خشکید زود
درجهان هر گز لب پیوسته خندانی نبود

حق و باطل هر دو گم می شد اگر عشقی نبود
چون برای حق شناسی هیچ فرقانی نبود

بی نگاه عشق از سوی خدای مهربان
رهنما و رهبر و آیات قرانی نبود

این جهان پر می شد از نیرنگ ها و ظلم ها
بی نگاه عشق هرگز عهد و پیمانی نبود

سایه می افکند بر سرهای ما فصل خزان
بی نگاه عشق درعالم بهارانی نبود

بی نگاه عشق این عالم شبی تاریک بود
از برای این جهان خورشید تابانی نبود

بی نگاه عشق بر سر سایه ی ابری نبود
خرمی از باغ ها می رفت و بارانی نبود

زندگی با عشق معنی می شود ای دوستان
با نگاه عشق دنیا همچو زندانی نبود

دل اگر پر بود از عشق خدا و اهل بیت(ع)
زندگی با عشق جاری بود و پایانی نبود



پنج شنبه 98 خرداد 9 | نظر

 

ابیات نغز و ناب

از غنچه های باغ گلاب آفریده شد
مهتاب جلوه کرد و نقاب آفریده شد

از تشنگی که جان به لب آدمی رسید
در جستجوی آب، سراب آفریده شد

باغ بهشت آن سوی پل چون که شد بنا
اعمال نیک و خیر و ثواب آفریده شد

چون که هدف ز خلقت انسان عبادت است
میزان عدل و روز حساب آفریده شد

هر چند شرط اصلی عشق است عاقلی
عاشق همیشه مست و خراب آفریده شد

ما مست جام غنچه ی لبهای دلبریم
لبهای او چو جام شراب آفریده شد

شرح کتاب تک تک آل عبا(ع) شدند
آنگاه وحی و اصل کتاب آفریده شد

در وصف اهل بیت(ع) چو گل کرد طبع من
ابیات نغز و تازه و ناب آفریده شد



سه شنبه 98 اردیبهشت 31 | نظر

 

قافیه های ردیف شده

دوباره قافیه ها را ردیف خواهم کرد
بساط عشق و صفا را ردیف خواهم کرد

برای آن که دمی با خدا سخن گویم
دو دست و سوز دعا را ردیف خواهم کرد

وجود من همه درد است از جدایی یار
وصال  یار و دوا را ردیف خواهم کرد

به اشک چشم و به سوز دعای وقت سحر
دو باره یاد خدا را ردیف خواهم کرد

اگر چه دل ز گناهان سیاه و زنگاری است
 ز اشک دیده جلا را ردیف خواهم کرد

به مدح آل علی(ع) روز و شب سخن گویم
رضای آل عبا(ع) را ردیف خواهم کرد

گدای درگه آل عبا(ع) شدن هنر است
نشانه های گدا را ردیف خواهم کرد

گناه کار م و بر عفو حق رجا دارم
امید و خوف و رجا را ردیف خواهم کرد

امید من به چهارده امام و معصوم(ع) است
شفیع روز جزا را ردیف خواهم کرد



چهارشنبه 98 اردیبهشت 25 | نظر

 

با مرام ها

جان می دهیم در قدم  با مرام ها
آنان که پیش دل بگشودند دام ها

وقتی مقامشان برسد تا خود خدا
آورده کم مقابل آنها مقام ها

می خواستم که وصف کمالاتشان کنم
اما نبود در خور آنها کلام ها

ای خوش هر آن که نوکر دربارشان شود
زیرا که هست هر دوجهان از غلام ها

تسبیح صبح و ظهر و شبم نام نیکشان
دارد خدا به محضر آن ها سلام ها

هستند چون که تاج سر اهل آسمان
در عرش دیده اند ز حق احترام ها

آنکس که داد هستی خود را به راهشان
بگرفت از خدا، به خدا احتشام ها

بی یاد و نامشان دو جهان را صفا نبود
یارب مگیر از بشر این اهتمام ها

بخشیم جان و هستی خود را به راهشان
ما بی خیال زخم زبان از عوام ها

با افتخار کعبه نماید طوافشان
کعبه کند به حضرتشان استلام ها 

هر دو جهان فدای یکی تار مویشان
جان ها فدای خاک قدوم امام ها



چهارشنبه 97 اسفند 15 | نظر

 

خط و نشان

پس از این شاعری نخواهم کرد، دوستان، شاعران خداحافظ
کرده پیرم اگر سرودن شعر، شعرای جوان خداحافظ

من برای سرودن شعر، سیر در هفت آسمان کردم
عاقبت آمدم به روی زمین، آی هفت آسمان خداحافظ

گفتم ازعشق و عاشقی ها و از غم و درد و رنج ها بسیار
عاشقم پای تا سرم عشق است، ولی ای عاشقان خداحافظ

نه قصیده سرایم و نه غزل، نه رباعی نه شعر نو دیگر
مثنوی های من تمام شده، میکده، می خوران خدا حافظ

گل و گلزار و گلشن و باغ، تا ابد خرمی از آن شما
پس از این چون غزل نخواهم گفت، گلشن و بوستان خداحافظ

مصرع و بیت و قافیه و ردیف، کار من  با شما تمام شده
سرتان تا ابد سلامت باد، آری ای دوستان خداحافظ

شعر من شعر شور بود و امید، نا امیدی نبود در شعرم
قهر بودم اگر چه با پائیز، فصل باد خزان خداحافظ

گر چه نایی نمانده در تن من، قد کمانم اگر ز درد فراق
مثل یک مرد قهرمانم من، مثل یک پهلوان خداحافظ

غیر مدح رسول و آل رسول(ص)، نسرودم سروده ای هرگز
نسرودن به مدحشان سخت است، ولی ای مومنان خداحافظ

نه، مرا طاقت جدایی نیست، زنده ام من به مدح آل رسول(ص)
می سرایم به مدحشان شب و روز، این خط، این هم نشان، خداحافظ 



سه شنبه 97 بهمن 23 | نظر

 

وفات کریمه ی اهل بیت ع

 

دوباره وقت عزا شد دوباره موسم غم شد
لباس غم به تن آسمان و لوح و قلم شد

عزای کیست؟ عزای امید حضرت موسی(ع)
عزای کیست؟ عزای عزیز حضرت زهرا(س)

عزای دختر موسی(ع) عزای خواهر قران
عزای معنی تقوا عزای گوهر ایمان

عزای وارث عز و شرافت است و کرامت
 عزای اسوه ی زهد و نجابت است و طهارت

عزای آن که پدرهم به او سلام نموده است
امام رضا(ع) به بانو صد احترام نموده است

عزای دخت پیمبر(ص) به پا شده است دوباره
لباس غم به تن انبیا شده است دوباره

عزای آن که حریمش حریم شور و شعور است
همان که مرقد پاکش حریم نور و حضور است

حریم او حرم یازده امام شهید است
برای ما حرم او حریم صبح امید است

عزای زینب ثانی عزای دخت بتول(س) است
عزای میوه ای از میوه های قلب رسول(ص) است

عزای آنکه زیارت کنند انبیا حرمش را
خریده اند ملایک به جان خویش غمش را

عزا عزاست، عزای تجلی گل زهرا ست
عزای حضرت معصومه(س)است، ماتم عظماست

تمام اهل سماوات ز غصه سر به گریبان
تمام اهل زمین در غمش به ناله و افغان

به سر زنید عزیزان ز داغ عمه ی سادات
همان که خاک مزارش همیشه قبله ی حاجات

زنند درغم او قدسیان به سینه و بر سر
نشسته است به غم در بهشت دخت پیمبر

به شام زینبیون راهیان بزم شرابند
ولی اهالی قم  غصه دار و دیده پر آبند

عزای حضرت معصومه(س) است، موسم غم شد
دلم دوباره روان سوی قم، کنار حرم شد



یکشنبه 97 آذر 25 | نظر

 

حضرت عبدالعظیم

فخر شیعه حضرت عبدالعظیم
سیدی والامقام است و کریم

گفت با آن سید والا مقام
در پیامی پیشوای خاص وعام

شمس طوس و پیشوای هشتمین
در پیام خود بفرمود اینچنین

شیعیانم را رسان از من سلام
بعد با آنها بگو با احترام

تو بگو با شیعه ای مرد کریم
در کمین بنشسته شیطان رجیم

راه را بر مکر شیطان سد کنید
پیروی از حیدر(ع) و احمد(ص) کنید

راستگو باشید و رهپوی علی(ع)
بال بگشائید در کوی علی (ع)

گو امانت دار باشند و امین
یار هم باشند جمله متقین

گو که خاموشی همانند طلاست
در جدل اما دو صد ظلم و بلاست

شیعیان باید که یار هم شوند
مثل گلها سایه سار هم شوند

عاشق دیدار یکدیگر شوند
سامع گفتار یکدیگر شوند

هر که باشد شیعه ی آل رسول(ص)
می کند شرط ولایت را قبول

هرکسی افتد به جان دیگری
کرده او با دشمنان هم سنگری

خشمگین هرکس کند یاران ما
گوئیا پژمرده او بستان ما

هر کسی پژمرد بستان ولا
ریزدش بر سر دو صد سنگ بلا

او در این دنیا کشد صدها عذاب
در قیامت هم  برایش صد عقاب

می وزد بر باغ او باد خزان
در قیامت هم ندارد جز زیان

هر که نیکو کار شد بخشوده شد
از غم و درد جهان آسوده شد

هر که مشرک شد به غم شد مبتلا
در دو عالم بر سرش سنگ بلا

هر که قصد بد برای شیعه داشت
یا اگر تخم نفاق و کینه کاشت

نیست ایزد بی گمان راضی از او
توبه، توبه ، توبه اش کاری نکو

هر که باشد او گرفتار گناه
نامه ی اعمال او گردد سیاه

روح ایمان از دلش بیرون شود
کافر و ملحد شده ملعون شود

دوستی با ما نخواهد داشت او
گر چه او باشد همیشه با وضو

روز رستاخیز و هنگام حساب
رو سیاه و نامه خالی از ثواب

یکه و تنها و بی یار و حبیب
از ولای ما ندارد او نصیب

می برم بر حق پناه از این عمل
فکر عقبا باش پس قبل از اجل

شیعه باید پیروی از ما کند
اقتدا بر حیدر(ع) و زهرا(س) کند

پای بگذارد به جای پای ما
گوش بسپارد به حرف رهنما

هر که در حرف و عمل شد یار ما
دست او گیریم در روز جزا

شیعه ای که رهرو مولا شود
آبروی حضرت زهرا(س) شود

بذل و بخشش می کند در راه دین
دست یاری می دهد با موءمنین

در سرش شوق لقای دوستان
با همه همسایگانش مهربان

رهرو راه امام صادق(ع) است
روز و شب فکر رضای خالق است

هر که راضی شد ز کردارش خدا
می چشد از چشمه ی آب بقا



دوشنبه 97 آذر 19 | نظر

 

یا شاه چراغ

هر شهر و دیار باغ و راغی دارد
با نسترن و لاله ایاغی دارد

در بین تمام شهر های عالم
شیراز فقط شاه چراغی دارد
---
بی شاه چراغ راه گم خواهد شد
وقت سحر و پگاه گم خواهد شد

ترسم نرسی به کعبه ای رهرو حق
در ظلمت شب اله گم خواهد شد
---
ای قبله ی بارگاه تو عرش برین
وی صحن تو با صفاترین ملک زمین

توفیق که شد یار و شدم زائر تو
از شکر گذارم به روی خاک، جبین
---
ای صحن و سرای تو سراسر گوهر
 از مشک ختن خاک دیارت بر تر

هر تشنه لبی که می شود زائر تو
نوشد ز می جام طهور کوثر
---
ای نگین حلقه شیراز یا شاه چراغ
در میان مومنین ممتاز یا شاه چراغ

دل کبوتر وار گرد کوی تو
می کند هر صبح و شب پرواز یا شاه چراغ  



سه شنبه 97 تیر 26 | نظر

 

کریمه ی اهل بیت علیهم السلام

مرغان پرشکسته ی بی آشیانه ایم
ما زائریم و رو به سوی قم روانه ایم

پروانه وار گرد ضریح کریمه ای
شوریده حال در طلب آب و دانه ایم
---
با پای دل روانه سوی قم اگر شدیم
ما زائر بهشت خدا زین سفر شدیم

طوف ضریح حضرت معصومه(س) گشته ایم
صد شکر که از زیارت او مفتخر شدیم
---
معصومه ای و مایه ی فخر بشری
خورشید رضا(ع)، تو نیز همچون قمری

ما در شب میلاد تو شادیم همه
ای تاج سر شیعه ی اثنی عشری
---
معصومه ای و کریمه ی آل الله
در شام سیاه ما تویی همچون ماه

هرکس که ترا شناخت گمراه نگشت
ای سوی بهشت راه تو تنها راه
---
ای حرمت باغ بهشت خدا
ای که تویی منبع جود و سخا

ما همه هستیم گدایان تو
لطف کن و دست بگیر از گدا
----
بانوی کریمه ای خدا یارت باد
دستان خداوند نگهدارت باد

باشد حرمت نمونه ی باغ بهشت
سرسبز همه گلشن و گلزارت باد



شنبه 97 تیر 23 | نظر

 

عید رمضان

گذشت ماه عبادت رسید عید سعید
به پاس شوق و ارادت رسید عید سعید

به روزه دار، خدا داده وعده ی جنت
برای اهل سعادت رسید عید سعید
---
گذشت ماه صیام و رسید موسم عید
دلم هنوز به دام و رسید موسم عید

بهار رویش قران گذشت صد افسوس
شمیم خوش به مشام و رسید موسم عید
---
ای ماه صیام برو اما برگرد
امروز برو دوباره فردا برگرد

ما منتظر آمدنت می مانیم
تنها نه، تو با یوسف زهرا (عج) برگرد
---
یک ماه به چشم خود خدا را دیدم
شب تا به سحر حمد و ثنا را دیدم

یک ماه مطیع امر حق بودم من
عید آمد و از خدا رضا را دیدم
---
می خواست که شیعه ای مصمم بشویم
تاج سر مردمان عالم بشویم

نوشیم ز چشمه سار ماه رمضان
مستانه به دوست یار و همدم بشویم
----
عید سعید ماه ضیافت خوش آمدی
ای از خدا به ما تو عنایت خوش آمدی

یک ماه آیه های خدا بود ورد لب
عید سعید شکر تلاوت خوش آمدی



پنج شنبه 97 خرداد 24 | نظر

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin